ترجمه: محمد سپيدي
موسيقي نظامي يكي از كهنترين و ماندگارترين شاخههاي موسيقي در تاريخ تمدن بشر است؛ شاخهاي كه ريشههاي آن به نخستين شكلهاي سازمانيافته جنگ و قدرت بازميگردد. هر زمان كه انسانها ارتش يا نيرويي منظم تشكيل دادهاند، موسيقي نيز در كنار آنها حضور داشته تا نظم دهد، هيجان بيافريند، پيام ارسال كند و حتي هويت جمعي ايجاد كند. در طول تاريخ، از طنين طبلهاي قبيلهاي گرفته تا مارشهاي باشكوه ارتشهاي مدرن، موسيقي نظامي نقشهاي متنوع و تاثيرگذاري برجاي گذاشته است.
خاستگاههاي اوليه موسيقي نظامي
نخستين شكلهاي موسيقي نظامي غالبا به طبلها و شيپورهاي ابتدايي بازميگردد. در تمدنهاي كهن، ابزارهاي كوبهاي و بادي نهتنها براي ايجاد صداهاي بلند و هيجانانگيز، بلكه براي ارسال پيامهاي رمزگذاري شده در ميدان نبرد استفاده ميشدند. در چين باستان، طبلهاي عظيم براي هماهنگسازي حركات پيادهنظام و ترساندن دشمنان به كار ميرفت. در مصر و ميانرودان نيز ارتشها از ني، كرنا و طبل براي علامتدهي و ايجاد انگيزه افزايش بهرهوري نيروها استفاده ميكردند.
در ايران باستان نيز نشانههايي از موسيقي نظامي ديده ميشود. نقشبرجستهها و متون تاريخي از «كرناي جنگي»، «نقاره» و «دهلهاي بزرگ» ياد ميكنند. اين سازها هنگام حركت ارتش، آغاز نبرد يا اعلام پيروزي به كار گرفته ميشدند. مهمترين ويژگي موسيقيهاي اين دوران، صداي قوي، ريتم منظم و قابليت شنيده شدن در فواصل دور بود.
دوران ميانه و توسعه اركستر نظامي
با شكلگيري ارتشهاي منظم در ايران، عثماني، اروپا و شبهقاره، موسيقي نظامي وارد مرحلهاي تازه شد. يكي از مشهورترين نمونهها، موسيقي «مهترخانه» در امپراتوري عثماني است كه اركستر بزرگ «ينيچري» (Janissary Band) را به دنيا معرفي كرد. سازهاي كوبهاي سنگين مانند زِرْناي بزرگ، نقاره و طبلهاي عظيم، همراه با سازهاي بادي پرقدرت، شخصيت صوتي اين اركستر را شكل ميدادند.
در اروپا نيز فرم «مارش نظامي» به تدريج شكل گرفت. اين مارشها با ريتم مشخص 2/4 يا 4/4 شرايطي مناسب براي حركت گروهي نظاميان فراهم ميكردند. در قرن هجدهم و نوزدهم، بسياري از آهنگسازان بزرگ مانند بتهوون، روسيني و چايكوفسكي در آثار خود از عناصر موسيقي نظامي الهام گرفتند. اركسترهاي نظامي نيز از سازهاي بادي چوبي و برنجي و همچنين طبلهاي سنج و باسدرام استفاده كردند و به شكل امروزي نزديك شدند.
اما موسيقي نظامي در طول تاريخ چه كاركردهايي داشته و چه سير تحولي را طي كرده است؟ بالطبع اين كاركردها و تحولات دامنهاي گسترده دارد. در اينجا بعضي از آنها را مرور ميكنيم.
ايجاد نظم و هماهنگي
مهمترين نقش موسيقي در ارتشها، نظمبخشي به حركت جمعي بوده است. ريتمهاي ثابت، امكان رژههاي همزمان و هماهنگي قدمها را فراهم ميكرد. حتي پيش از وجود بيسيم و ابزارهاي الكترونيكي، فرماندهان با استفاده از طبل يا شيپور ميتوانستند به سرعت پيامهايي همچون پيشروي، عقبنشيني يا تغيير آرايش را منتقل كنند.
تقويت روحيه سربازان
صداي مهيج سازها، مارشهاي پرطنين و ريتمهاي پرقدرت باعث افزايش صلابت و انگيزه نيروها ميشد. اين نقش به خصوص پيش از نبرد اهميت زيادي داشت و نوعي «بر افروختن روح جنگي» به حساب ميآمد. در بسياري از جنگها، حضور يك گروه موسيقي، موجب افزايش اميد و اعتمادبهنفس سربازان ميشد.
نمايش اقتدار و هيبت ارتش
مارشها و مراسم موسيقي نظامي هميشه بخشي از نمايش قدرت حكومتها بودهاند. رژههاي نظامي با هماهنگي دقيق و صداي منظم موسيقي، تصويري از انسجام، انضباط و قدرت ارتش ارايه ميدادند. بسياري از كشورها همچنان از اركسترهاي بزرگ نظامي براي مراسم رسمي خود استفاده ميكنند.
نقش تشريفاتي و هويتي
سرودهاي ملي، مارشهاي حكومتي، قطعات تشريفاتي و موسيقي مراسم استقبال از مهمانان رسمي، همگي از موسيقي نظامي ريشه گرفتهاند. اين موسيقي نمادي از هويت يك ملت يا سازمان نظامي است و اغلب از مضامين قهرمانانه، ميهني و حماسي بهره ميبرد.
فراخواني و اعلان عمومي
در بسياري از دورههاي تاريخي، موسيقي نظامي كاربرد اطلاعرساني داشت؛ از اعلام زمان آغاز روز نظامي تا اعلان حكومتهاي جديد، پيامهاي جنگي، يا خبر پيروزي. در ايران قديم نيز نقارهخانهها در آغاز روز، غروب آفتاب يا مناسبتهاي مذهبي و حكومتي موسيقي اجرا ميكردند.
سازهاي رايج در موسيقي نظامي
سازهاي موسيقي نظامي معمولا بايد صداي بلند، شفاف و قدرت انتشار بالا داشته باشند. از مهمترينهايشان ميتوان به سازهاي بادي برنجي مانند ترومپت، سورناي فلزي، كرناي نظامي، ترومبون؛ سازهاي بادي چوبي مثل كلارينت و فلوت پيكولو؛ سازهاي كوبهاي مثل باسدرام، اسنردرام، سنج، تيمپاني و دهل؛ سازهاي بومي نظير نقاره، كرنا، شيپورهاي محلي و... اشاره كرد. تركيب اين سازها اركستري قدرتمند خلق ميكند كه قادر به اجرا در فضاي باز و در ميان شلوغي ميدانهاي بزرگ باشد.
موسيقي نظامي در دوران معاصر
با پيشرفت فناوري و تغيير ماهيت جنگ و ارتباطات، بسياري از كاركردهاي عملي موسيقي نظامي كاهش يافته، اما نقش فرهنگي و تشريفاتي آن همچنان پابرجاست.
امروزه اركسترهاي نظامي در مناسبتهايي مانند رژههاي رسمي، مراسم استقبال دولتي، تشييع جنازههاي ملي، جشنهاي ملي و ورزشي و اجراي سرود ملي در مراسم بينالمللي فعال هستند. در بسياري از كشورها اين اركسترها به صورت حرفهاي تربيت ميشوند و حتي تورهاي بينالمللي اجرا دارند. بسياري از قطعات اين اركسترها مانند «مارش پيروزي»، «سرود ملي» يا «مارش تشريفات» بخشي از حافظه جمعي مردم شدهاند.
تاثير موسيقي نظامي بر موسيقي كلاسيك و مردمي
موسيقي نظامي الهامبخش سبكهاي گوناگون موسيقي بوده است. اركسترهاي سمفونيك بسياري از سازهاي بادي خود را از نظام اقتباس كردهاند. در موسيقي مردمي نيز ريتمهاي مارش و الگوهاي كوبهاي نظامي وارد شده و حتي در سبكهايي مانند راك، پاپ يا موسيقي فيلم تاثير گذاشته است.
آهنگسازان بزرگ سينمايي نيز هنگام ساخت موسيقي فيلمهاي جنگي يا حماسي اغلب از ساختارهاي ريتميك و سازبندي موسيقي نظامي بهره ميگيرند تا حس هيبت و شكوه بيشتري ايجاد كنند.
موسيقي نظامي به عنوان هنر
با وجود ريشههاي نظامي، اين موسيقي از جنبه هنري نيز غني است. تنظيمهاي دقيق براي سازهاي بادي، ريتمهاي منظم و پيچيده و ملوديهاي حماسي باعث شده اين سبك جايگاه ويژهاي در آموزش موسيقي داشته باشد. بسياري از نوازندگان حرفهاي سازهاي بادي كار خود را از اركسترهاي نظامي آغاز كردهاند.
موسيقي نظامي در طول تاريخ از يك ابزار ساده علامتدهي در ميدان جنگ به هنري كامل، ساختارمند و موثر بدل شده است. اين موسيقي نهفقط در ارتشها، بلكه در فرهنگ عمومي ملتها نقش مهمي ايفا ميكند. از ايجاد انگيزه و هماهنگي گرفته تا بيان هويت ملي و نمايش اقتدار، موسيقي نظامي همچنان بخشي از زندگي اجتماعي، فرهنگي و تاريخي انسانهاست.
كدام كشورها موسيقي نظامي برجستهتري دارند؟
موسيقي نظامي معمولا در همه كشورهايي كه ارتش منظم دارند، وجود دارد. در اين ميان موسيقي نظامي بعضي از كشورها آوازه بيشتري در سطح جهان دارد. مثلا ميتوان به بريتانيا اشاره كرد كه يكي از قديميترين سنتهاي موسيقي نظامي جهان را دارد. مارشها و سرودهاي بريتانيايي در سراسر دنيا اجرا ميشوند. همچنين امريكا كه چندين اركستر نظامي سطح بالا دارد. موسيقي نظامي امريكا در مراسم رسمي و همچنين در موسيقي فيلمها و مارشهاي مدرن بسيار پركاربرد و تاثيرگذار بوده است. در فرانسه هم سنت موسيقي نظامي سابقهاي قابل اعتنا دارد. مارشها و سرودهاي نظامي فرانسه در دوره قرن ۱۹ و ۲۰ نقش مهمي در موسيقي اروپايي داشتهاند. همچنين آلمان كه علاوه بر سابقه طولاني، مارشهاي نظامياش با ساختاري دقيق و منظم ساخته ميشوند.
نميتوان از موسيقي نظامي در كشورهاي دنيا سخن به ميان آورد و از روسيه و البته شوروي سابق نگفت. قطعات حماسي و مارشهاي شوروي و روسيه در سراسر دنيا شناخته شدهاند و در جشنوارهها زياد اجرا ميشوند.
در تركيه هم گروه «مهتر» هنوز هم به صورت نمادين اجرا دارد و در جشنوارههاي بينالمللي شركت ميكند. تاثير اين گروه بر موسيقي نظامي اروپا تاثيرگذار بوده است.
موسيقي نظامي در ايتاليا هم بسيار جدي است. تركيبي از سنت موسيقي كلاسيك ايتاليايي با مارشهاي نظامي باعث شده است كه بخشي از آثارشان در دنيا شناخته شود.
اسپانيا هم مارشهاي نظامي قدرتمند دارد كه حضور برجستهاي در مراسم مذهبي-نظامي و رژههاي ملي دارند. حال و هوا و مارشهاي اسپانيايي اغلب مذهبي-حماسي است.
از نروژ، سوئد، كانادا، استراليا، هلند و بلژيك در كنار ژاپن، چين، كرهجنوبي، برزيل و بعضي ديگر از كشورهاي امريكاي لاتين هم بايد در اين زمينه نام برد.
موسيقي نظامي در ايران
سرانجام بايد از ايران هم بگوييم كه سابقه موسيقي نظامي در اين كشور بسيار طولاني است. نقارهخانهها، كرناها و سازهاي جنگي در ايران باستان و دوران اسلامي، گواه اين سنت موسيقايي در ايرانند.
در عصر قاجار و بعد پهلوي، اركسترهاي «موزيك نظام» شكل گرفتند و با الگوي اروپايي توسعه يافتند. در دوران معاصر، اركسترهاي نظامي در رژهها، مناسبتهاي رسمي و برنامههاي تلويزيوني حضور دارند. در واقع موسيقي نظامي در ايران دوره صفوي و بعد قاجاريه، ساختاريافتهتر شد. در دوره قاجار و بهويژه پس از ارتباط گسترده با اروپا، اركسترهاي نظامي با سازهاي بادي برنجي مانند ترومپت، ترومبون و هورن و نيز طبلهاي غربي شكل گرفتند. يكي از شناختهشدهترين نمونهها، اركستر «موزيك نظام» در زمان ناصرالدينشاه بود كه به دعوت او معلمان موسيقي نظامي از فرانسه و روسيه براي آموزش وارد ايران شدند.
در دوران پهلوي اين روند ادامه يافت و مدرسههاي ويژه آموزش موسيقي نظامي تاسيس شد. سرودهاي نظامي، مارشها و قطعات رسمي براي مراسم حكومتي و نظامي ساخته شدند و به تدريج در فرهنگ عمومي نيز جاي گرفتند.