در حالي كه بحثها در مورد ليگ برتر بيشتر پيرامون برگزاري رقابتها بعد از جام جهاني يا تعطيلي كامل در جريان است، بررسيها حاكي از آن است كه با ادامه شرايط موجود برگزاري ليگ برتر در فصل آينده هم در هالهاي از ابهام قرار دارد.
به گزارش روزنامه «اعتماد» بعد از تجاوز نظامي امريكا و اسراييل به خاك كشورمان بسياري از صنايع كه در حوزه فوتبال فعاليت داشتند دچار آسيبهاي جدي شدند. صنايع فولاد، پتروشيمي، معدن و... اخيرا وزارت صمت در نامهاي به سازمان ليگ از كنارهگيري تيمهاي فولاد خوزستان و سپاهان اصفهان خبر داده بود. مسالهاي كه با واكنش مديران عامل اين دو باشگاه روبهرو شد. همچنين اخباري از گرفتاريها براي باشگاههاي ديگر نظير پيكان و سايپا كه به بخش خودروسازي متصل هستند، باشگاههايي مثل چادرملو و مس رفسنجان كه معدني هستند و تمام باشگاههاي خصوصي به گوش ميرسد كه در اين گزارش به صورت جزيي مشكلات هر يك را بررسي ميكنيم.
اين بررسي ما را به چشماندازي ترسناك در مورد ادامه ليگ برتر نه براي فصل جاري كه حتي براي سال آينده ميرساند.
نبايد فراموش كنيم كه چند هفته پيش طبق خبر اختصاصي «اعتماد» كه بعدا توسط رسانهها و دستاندركاران تاييد شد يكي از دلايل مخالفت 13 باشگاه ليگ برتري با ادامه رقابتها «مشكل مالي» عنوان شده بود.
خبري از پول نفت نيست!
در ليگ برتر و ليگ آزادگان دست كم پنج تيم به طور مستقيم به نفت و پتروشيمي متصل هستند. هرچند حتي اگر مثل صنعت نفت آبادان چندان از موهبت درآمدهاي نهادهاي نفتي بهره نبرده باشند. استقلال در ليگ برتر دو سال پيش به هلدينگ خليجفارس واگذار شد و سال گذشته با بودجهاي 2500 ميليارد توماني به مسابقات ورود كرد. تيمهاي صنعت نفت آبادان، پارس جنوبي جم، پالايش نفت بندرعباس و نفت و گاز گچساران هم هماكنون در ليگ يك فعال هستند.
طبق اطلاعات دريافتي خبرنگار روزنامه اعتماد، شركتهاي سهامدار هلدينگ خليجفارس كه در سال گذشته رقمهاي قابل توجهي در اختيار باشگاه استقلال قرار داده بودند، امسال اعلام كردهاند امكان تكرار چنين كاري را ندارند. علي تاجرنيا البته ميگويد كسي حرفي از «پول ندادن» نزده اما براي اينكه متوجه شويم شركتهاي نفتي شرايط سابق را ندارند كافي است حملات دشمن به پالايشگاهها در جنوب كشور را مرور كنيم. طبق گفته برخي رسانهها در حال حاضر بسياري از كارگران فعال در حوزه نفت بيكار شدهاند و در چنين شرايطي اولويت پالايشگاهها پرداخت حقوق كارگران تا زمان بازگشت شرايط به وضعيت سابق خواهد بود نه قراردادهاي چند صد ميلياردي براي بازيكنان.
موشكهاي دشمن به قلب صنعت
ليگ برتر چهار تيم صنعتي دارد: سپاهان، فولاد، آلومينيوم و ذوبآهن. در ليگ يك هم چند تيم صنعتي داريم. طي روزهاي گذشته همان طور كه اشاره شد وزارت صمت در نامهاي به سازمان ليگ از عدم فعاليت كارخانههاي فولاد خوزستان و فولاد مباركه سپاهان در حوزه فوتبال خبر داد كه جنجالهاي زيادي را برانگيخت. مديران عامل اين دو باشگاه با ابراز بياطلاعي از چنين نامهاي از مخالفت با اين تصميم گفتند. همچنين برخي مديران مثل منوچهر نيكفر، مديرعامل سپاهان از طرحهاي جايگزين براي ادامه فعاليت تيم سپاهان خبر دادند. البته نيكفر در گفتوگويي تاييد كرد كه سپاهان ديگر توان حضور در ليگ نخبگان را ندارد و براي اين تيم سطح دوي آسيا بهتر است. نكتهاي كه نشان ميدهد تا چه حد توان مالي اين باشگاه پايين آمده است.
از سمت ديگر شنيدهها حاكي از آن است كه ذوبآهن اصفهان و آلومينيوم اراك هم با وضعيت مشابه فولاد و سپاهان مواجه شدهاند. ذوبآهن در آبان سال گذشته طبق اعلام رسانهها با زيان انباشته 460 ميلياردي مواجه بود كه حتي بحث انحلال اين باشگاه را هم مطرح كرد. ذوبآهن اين فصل از گزينههاي سقوط است و مديران اين باشگاه به شدت در حال بررسي سياستهاي انقباضي هستند.
دليل چنين اتفاقاتي آسيب ديدن صنايع فولاد در دو استان اصفهان و خوزستان بر اثر حملات دشمن بوده است.
پول نداريد ماشين بدهيد!
دو كارخانه ايرانخودرو و سايپا سالها با زيان انباشته مواجه بودند به شكلي كه حتي قبل از جنگ بحث انحلال باشگاه سايپا مطرح شده بود! حال در شرايط جنگي اين دو كارخانه اوضاع سختتري را هم تجربه ميكنند. اخبار رسيده از دو باشگاه پيكان و سايپا حاكي از آن است كه مديران در پيدا كردن منابع مالي براي فعاليتهاي روزمره هم دچار مشكل شدهاند. پيكان و سايپا در رشتههاي مختلفي تيمداري ميكنند و همين مساله اوضاع را براي آنها پيچيدهتر هم كرده است.
طبق شنيدهها بازيكنان پيكان طي روزهاي گذشته براي دريافت مطالبات خود راهي باشگاه شدند اما با جمله «پول نيست» مواجه شدند. به همين دليل بازيكنان از مديران خواستهاند عوض طلب به آنها خودرو داده شود!
در باشگاه سايپا اوضاع از اين هم بدتر است. طي روزهاي گذشته گزارشي مبني بر بدهي 200 ميليوني اين باشگاه به يك فستفودي خبرساز شد. اين در حالي است كه حساب باشگاه سايپا مدتي است بسته شده و شنيده ميشود مديران براي باز كردن حساب به رقمي 500، 600 ميليوني نياز دارند كه در تامين آن ناتوان هستند.
معادن متاثر از جنگ
مس رفسنجان، چادرملو اردكان و گلگهر سيرجان سه باشگاه معدني ليگ برتر هستند. در ليگ يك هم تيمهاي مس شهربابك، مس سونگون و مس كرمان فعاليت ميكنند. مديران تيمهاي معدني عمدتا تا به امروز در مورد شرايط كارخانجات و باشگاههایشان سكوت كردهاند اما اخبار رسيده حاكي از آن است كه آنها هم اوضاع مساعدي ندارند. باشگاه مس رفسنجان به عنوان يكي از تيمهاي متمول ليگ زماني كه با پيشنهاد برگزاري مسابقات به صورت متمركز در فصل جاري مواجه شد به مديران سازمان ليگ اعلام كرد توان مالي براي چنين كاري ندارد. يكي از مديران اين باشگاه ميگويد برآورد كرديم 20 ميليارد هزينه شركت ما در مسابقات متمركز ميشد كه ما چنين پولي نداشتيم!
روز دوشنبه عليرضا بابايي، مديرعامل چادرملو به روشني در اين مورد حرف زد. او به سايت ورزش سه گفت: «در طول تاريخ هميشه اين طور بوده كه وقتي جنگ ميشود خسارات و آثارش تا سالها در اذهان مردم ميماند. بايد همه دنيا بدانند كه با حملهاي كه امريكا و اسراييل كردند به كشور ما آسيب وارد شد و يكي از آنها هم فوتبال است. يكي از اين آثار همين است كه سال آينده شاهد حضور قدرتمند تيمهاي صنعتي نخواهيم بود. درست است كه مجتمع صنعتي چادرملو به صورت مستقيم مورد حمله قرار نگرفته اما هم صنايع فولادي زنجيروار به همديگر وابسته هستيم و هم سياستهاي انقباضي و مباحث اقتصادي مهمتر شده است.» بابايي حتي فراتر رفت و خبري تلخ به ورزش دوستان داد: «شايد اين حرف و خبر خوبي نباشد اما ورزش كشور به ناچار تا مدتها از اولويت خارج خواهد شد.
روز دوشنبه همچنين يك اتفاق ديگر هم رخ داد. باشگاه مس سونگون به دليل مشكلات مالي مجبور شد امتياز خود را به فروش برساند.
مرثيهاي براي تيمهاي خصوصي
تراكتور، ملوان، شمسآذر، خيبر، فجر سپاسي و استقلال خوزستان تيمهايي در ليگ برتر هستند كه به صورت مستقيم به نفت، معدن و كارخانجات صنعتي وابسته نيستند اما به صورت غير مستقيم از چرخه تجارت در كشور بهرهمنده ميشوند. در ليگ يك هم تيمهاي زياد ديگري چنين شرايطي دارند از جمله نساجي.
اين باشگاهها در حال حاضر با مشكلات عميق مالي دست پنجه نرم ميكنند. دو تيم تراكتور و نساجي كه بخش عمدهاي از درآمدهایشان را از طريق شركتهاي هواپيمايي به دست ميآوردند با تعطيلي فرودگاهها و آسيب ديدن هواپيماها در جريان حملات دشمن روبهرو شدند. رضا حداديان، مالك باشگاه نساجي كه در زمان فدراسيون شهابالدين عزيزيخادم پروازهاي رايگان در اختيار فدراسيون قرار ميداد و در فدراسيون فعلي هم كمكهاي زيادي به تيم ملي و برگزاري اردوها كرده است حالا در فكر حل و فصل مشكلات روزمره شده. همچنين محمدرضا زنوزيمطلق، مالك باشگاه تراكتور نيز با دردسرهايي مشابه مواجه است. طي روزهاي گذشته گزارشهاي قابل توجهي در مورد تعديل نيروهاي شركتهاي هواپيمايي در رسانهها منتشر شده بود. البته شركت هواپيمايي متعلق به زنوزي اعلام كرده حتي يك نفر هم نبايد تعديل شود.طبق شنيدهها مالك باشگاه تراكتور گفته من در جمهوري اسلامي ايران ثروتمند شدهام و پاي كشور و نظام ميمانم
در باشگاه خيبر، مسعود عبدي با چكهاي برگشتي كشتيگيران اين باشگاه كه ارقام بسيار كمتري از فوتباليستها در قراردادشان ثبت شده درگير است و مالكان باشگاه شمسآذر كه يك شركت غذايي به حساب ميآيد با افزايش تصاعدي قيمت محصولات پايه روبهرو هستند. استقلال خوزستان كه حتي قبل از جنگ با مشكلات مالي مزمن ميجنگيد اين روزها در پيدا كردن اسپانسري كه بتواند بخشي از هزينههايش را تامين كند به مشكل خورده است. بهنام ابوالقاسمپور، مديرعامل استقلال خوزستان در واكنش به برگزاري ليگ برتر به صورت متمركز گفته بود: «ما تيمي بوديم كه تا الان با سيلي صورت خودمان را سرخ نگه داشتهايم. من اكنون چگونه ميتوانم هزينههاي اينها را جمع و جور كنم؟»
در اين ميان سرنوشت دو تيم ملوان و فجرسپاسي و البته نيروي زميني كه وابستگي به نهادهاي نظامي دارند هم سخت شده است. دو تيم فجر و ملوان در ليگ برتر از بازيكنان سرباز بهره ميبرند و اين تا حدي مشكلات مالي اين دو باشگاه در جذب بازيكن را كاور ميكند. اما همچنان هزينههاي رو به رشد سفر، اسكان و تهيه امكانات روي دوش مديران اين باشگاهها كه وابستگي به صنايع و معادن ندارند سنگيني ميكند.
تيمهاي ديگر با داستانهاي مشابه
در ليگهاي برتر و ليگ آزادگان تيمهايي داريم كه با اسپانسري برخي نهادهاي خاص در فوتبال حضور دارند. ازجمله تيمهايي نظير شهرداري نوشهر شناورسازي قشم، هوادار و...
طبق اطلاعات رسيده به خبرنگار روزنامه اعتماد شهرداري در شهر نوشهر به مديران تيم فوتبال اين باشگاه اعلام كرده در سال آينده امكان تيمداري ندارد و به اين ترتيب دنبال فروش باشگاه هستند. شناورسازي قشم كه در حملات دشمن آسيبديده نيز با مشكلات مالي روبهرو است. از سمت ديگر باشگاه هوادار كه در چند فصل گذشته در ليگ برتر بازي ميكرد و امسال در ليگ آزادگان حضور دارد و از حمايت يك شركت فعال در حوزه ارتباطات بهره ميبرد به خاطر مشكلات ناشي از قطعي اينترنت با افت شديد تراز مالي دست به گريبان گشته است.
تنها تيم بانكي ليگ برتر!
فعلا تنها باشگاهي كه هيچ بحثي در مورد مشكلات مالي اطراف آن مطرح نميشود پرسپوليس است كه متعلق به يك مجموعه بانكي است. در اين زمينه دقيقا مشخص نيست كه بانك شهر به عنوان مالك اصلي باشگاه پرسپوليس تا چه حد از جنگ متاثر شده است. اما حتي اگر بپذيريم پرسپوليس از لحاظ مالي مشكلي ندارد آيا قرار است شاهد يك ليگ يك طرفه باشيم؟ ليگي كه در آن پرسپوليس هزينه ميكند و ساير تيمها فقط براي سلامتي ورزش ميكنند؟
ترس باشگاهها از تورم
وضعيت اقتصادي كشور نگرانيهاي زيادي براي آينده نزديك به وجود آورده است. دادههاي بانك مركزي حاكي از افزايش تورم در ماههاي آينده است. اين يعني اگر تيمي فصل پيش با 2500 ميليارد تومان بسته شده در صورت ادامه تورم 50 درصدي كه به اعتقاد كارشناسان اقتصادي خوشبينانه است بايد نزديك به 4 هزار ميليارد تومان هزينه كند. در صورتي كه سناريوهاي بدبينانه در مورد تورم تحقق پيدا كنند اين هزينهها ميتواند به بالاي 5 هزار ميليارد تومان برسد. بنابراين باشگاههايي كه با مشكلات جدي در منابع مالي مواجه شدهاند بايد نقشههاي رياضت اقتصادي را ترسيم و مسير متفاوتي را طي كنند.
البته همچنان همه اين باشگاهها بايد تسويه حساب قراردادهاي فصل جاري را به پايان برسانند. در حال حاضر بسياري از بازيكنان از جمله خارجيهاي ليگ دنبال دريافت مطالباتشان هستند و باشگاهها را به شكايت در فيفا تهديد كردهاند.
تنها راهحل موجود!
بسياري از مديران باشگاهها اين روزها مشغول رايزني با بازيكنان هستند تا با كاهش قابل توجه دستمزدشان موافقت كنند. شكي در اين نيست كه در سالهاي گذشته افزايش قيمت بازيكنان به شكل افسارگسيختهاي حتي بالاتر از نرم افزايش قيمت كالاها در كشور بالا رفت. مسالهاي كه با اعتراضات گاه و بيگاه مردم و رسانهها هم همراه بود. همان افزايش قيمت اين روزها بلاي جان باشگاهها شده است.
با اين حال بازيكنان بايد بپذيرند كه يا حقوق خود را به شكل قابل توجهي كاهش بدهند يا اگر همانطور كه هميشه مدعي بودند در كشورهاي خارجي خواهان دارند، لژيونر شوند. در صورتي كه بازيكنان نخواهند همراهي كنند باشگاهها مسيري جز استفاده از بازيكنان جوان و اميد كه از آكادميها آمدهاند را ندارند. اين تصميم اتفاقا ميتواند به پوستاندازي در ليگ برتر كمك كند.
طي سالهاي گذشته ليگ برتر ايران به صورت مزمن با پديده «بازيكن پا به سن گذاشته سالاري» مواجه بوده ولي حالا در يك توفيق اجباري ميتواند نسل جديدي از فوتباليستهاي جوان را معرفي كند.
مسير ديگر كوتاه آمدن صدا و سيما از موضع هميشگي خود مبني بر پرداخت نكردن حق پخش به باشگاههاست. اين فصل باشگاهها ميتوانند با اشاره به وضعيت اقتصادي مديران تصميمگير كشور را متقاعد كنند كه اگر ليگ فوتبال ميخواهيد بايد صدا و سيما را مجاب به پرداخت حق پخش كنيد. البته قطعا صدا و سيما هم با توجه به مشكلاتي كه در اغلب صنايع به وجود آمده با كاهش درآمدهاي ناشي از تبليغات مواجه خواهد شد اما هنوز آنقدر دارد كه بتواند با دادن دستكم بخشي از حق طبيعي باشگاهها به فوتبال كمك كند.
در اين گزارش سعي كرديم شرايط باشگاههاي كشور از لحاظ مالي را بررسي كنيم. همانطور كه بالا ذكر شد يك سناريوي ترسناك ميتواند ادامهدار بودن تعطيلي ليگ در فصل جاري و حتي فصل بعد باشد. اتفاقي كه اميدواريم رخ ندهد. سناريوي واقعبينانه برگزاري يك ليگ با گردش مالي بسيار كمتر در حالي كه باشگاهها هزينههايشان را به شدت كاهش دادهاند، باشد. ليگي با غلظت بيشتر بازيكنان اميد و جوانان.
به هر حال صنايعي كه در سالهاي گذشته به نوعي پول بيحساب وارد فوتبال كردهاند اين روزها بايد بيشتر حواسشان به پرداخت حقوق كارگران و جلوگيري از تعديل نيروها باشد نه پرداختهاي سنگين به چند فوتباليست. مردم هم طبيعتا در شرايط جنگي همين انتظار را دارند.