«اعتماد» در گفتوگو با چهرههاي نزديك به شهيد علي لاريجاني ابعاد گوناگون شخصيت او را بررسي ميكند
در سياست، فيلسوف بود
مينو خالقي: فقدان علي لاريجاني فقدان ميانهروي و عقلانيت است
هادي حقشناس: چهرهاي كه در سياست، فيلسوف بود
محمدعلی وکیلی: حذف لاریجانی حذف یک نقطه اعتدالی با هدف تقویت افراط بود
گروه سياسي
در آستانه چهلمين روز شهادت دكتر علي لاريجاني، بد نيست ابعاد و زواياي گوناگون شخصيت اين چهره از سوي كساني تحليل شود كه با او نشست و برخاست داشته و از نزديك نسبت به اين چهره شناخت داشتند. براي اين منظور «اعتماد» سلسله گفتوگوهايي را با مينو خالقي، حقوقدان و تحليلگر سياسي و هادي حقشناس، استاندار گيلان، نماينده ادوار مجلس و فعال سياسي و محمد علی وکیلی ، عضو هیات رییسه مجلس دهم ترتيب داده تا هر كدام از ويژگيهاي شخصيتي بگويند كه از منظري خاص يك مورد منحصربهفرد در پهنه سياسي ايران زمين محسوب ميشود.
مينو خالقي: فقدان علي لاريجاني فقدان ميانهروي و عقلانيت است
مينو خالقي، حقوقدان و فعال سياسي در گفتوگو با «اعتماد» در خصوص شاخصهاي شخصيتي علي لاريجاني ميگويد: «من يكي از افرادي هستم كه افتخار داشتم هم در ستاد ايشان و هم در قالب برخي مناسبات سياسي از نزديك با ايشان در ارتباط باشم. علي لاريجاني نمونه بارز يك شخصيت سياسي بود كه با صبر سياسي كار خود را پيش ميبرد. از اين منظر الگو و استاد من در صبر سياسي محسوب ميشوند. ايشان در دورههاي مختلف مسووليت و سياستورزي با ترشروييها، ردصلاحيتها و رفتارهاي بسيار ناشايست روبهرو شد، اما به جهت منافع ملي ايران و باورهاي قبلي خود و درك اين واقعيت كه فعال سياسي در پهنه سياست، گاهي در فراز است و گاهي در فرود نه قهر كرد، نه كار سياسي را كنار گذاشت و نه عزلتنشيني پيشه كرد. عملا لاريجاني نمونه بارز فردي است كه خود را فداي نظام و كشور كرد. چه در دوران حيات و كنشگري سياسي و چه در سبك و سياق شهادت، تصويري منحصربهفرد از خود به يادگار گذاشت. ايشان براي من يك استاد بودند. استاد اخلاقي كه در هر ديدار از او ميشد بسيار آموخت.» خالقي در ادامه يادآور ميشود: «در عين حال يكي از جنبههاي مهم شخصيتشان كه طي سالهاي اخير كمتر ديده شد، رويكرد علمي، فيلسوف بودن و معلم بودن ايشان بود. به گفته دوستان و نزديكان حتي در سالهاي آخر بهرغم اينكه استاد تمام رشته خود بودند، اما هرگز از مطالعه گريزان نبوده و هر بار كه قرار بود روبهروي دانشجويان بايستند و تدريس كنند خود را بهروزرساني كرده و مطالعات جديدي انجام ميدادند. اينها همه حاكي از روحيه افتاده و منش فروتن لاريجاني بود. هرگز در گفتوگوهايي كه با ايشان به صورت دورهاي يا متناوب داشتم، روحيه تكبر و خودبيني نديدم. آغوش ايشان براي هرگونه نقد باز بود. بارها و بارها در مورد كارنامه سياسي ايشان و نقاطي كه به اعتقاد هر كدام از ما ميشد نقدي داشت و ضعفي را استخراج كرد، صحبت كرديم و پاسخي درخور شنيديم. در عين حال حقنگر و حقبين بود. به جايگاه زنان باور قلبي و اعتقاد راسخ داشت. خاطرم هست، پيرامون وزير زن كابينه چهاردهم (خانم فرزانه صادق) خدمت ايشان رسيده و خواستم در تحقق اين مهم، ما را ياري كنند. ايشان به شدت خوشحال شدند، راهنمايي كردند و اقدامات راهگشايي صورت دادند.» اين حقوقدان به شاخصهاي مديريت لاريجاني در صدا و سيما نيز اشاره كرده و ميگويد: «بسياري از هنرمندان، مجريان، اهالي موسيقي و... كه امروز نامآور شده و منشا اثرات بسياري هستند در دوره مديريت ايشان بر صدا و سيما رشد كردند، باليدند و متجلي شدند. اما متاسفانه تنها برخي جنبههاي خاص سياسي مديريت ايشان در آن برهه برجسته شده، نقد شده و در خصوص آن صحبت شده است. اما لاريجاني بسياري از پتانسيلها و ظرفيتها را شناسايي و به ديده شدن آنها كمك كرد. البته در دوران كاري ايشان مانند هر سياستمدار ديگر نقاط ضعف و قوت بسياري وجود دارد. اما علي لاريجاني با شخصيتي كه از خود نشان ميداد و صبر و توكلي كه داشت يك مقطع درخشان در ميان سياستمداران ايراني به يادگار گذاشت. حتي منتقدان ايشان به داشتن انصاف توسط او، شخصيت والا و افتاده او اذعان داشتند. بسيار منظم، با ديسيپلين و خوش پوش بودند. رفتار اجتماعي سامان يافتهاي داشتند. ارتباطاتي در سطح عالي داشتند و بيشتر از هر سياستمدار ديگري طي اين سالها بيشتر از آنكه حرف بزند، گوش داده است. ابتدا به صحبتهاي گوينده دقت ميكرد و بعد پاسخي درخور ميداد. اين معضل بسياري از سياستمداران ايراني است كه بيشتر از اينكه گوش دهند، صحبت ميكنند.» خالقي با اشاره به اينكه در ماههاي پاياني عمرشان هم نام ايران را بلندآوازه كردند، يادآور ميشود: «به عنوان نمونه در سفر به لبنان، نشان داد تا چه اندازه سياستمدار برجسته و مسلطي است. در جمع خبرنگاران لبناني عبارت به يادماندني «شما را كسي تضعيف ميكند كه به شما طرح ميدهد» را به كار برد كه براي هميشه در تاريخ مناسبات منطقه باقي ميماند. يكي از ويژگيهاي ايشان اين بود كه در مقام مسوول، خود را با تمام وجود وقف آن كار ميكرد. مصاحبهاي كه مدتي قبل با خبرآنلاين داشتند با اين تيتر كار شد كه «انسان مگر آبرو را ميخواهد چه كند؟ ميخواهد با خود به گور ببرد» او بر اين باور بود كه اگر آبرويي دارد بايد آن را براي ايران خرج كند. خلاصه اينكه لاريجاني سياستمداري برجسته و انديشمندي ژرفانديش بود كه مانندش در تاريخ كمتر تكرار ميشود. فقدان علي لاريجاني براي ايران فقدان عقلانيت و ميانهروي است و متاسفانه اين فقدان به زودي جبران نميشود.»
هادي حقشناس: چهرهاي كه در سياست، فيلسوف بود
هادي حقشناس، استاندار گيلان و تحليلگر مسائل سياسي و راهبري در خصوص منش و شمايل علي لاريجاني به «اعتماد» ميگويد: «در سالهاي پس از انقلاب كمتر سياستمداري را ميتوان پيدا كرد كه در قد و قواره دكتر علي لاريجاني باشد. اينكه از واژه «كمتر» استفاده ميكنم ناظر به وجوه مختلف است. يكي از اين وجوه متكثر و گوناگون تحصيلات او است. كسي كه در دانشگاه شريف در مقطع ليسانس رياضي و كامپيوتر و در دانشگاه تهران ارشد و دكتراي فلسفه خوانده باشد. از سوي ديگر هم در بخش نظامي، هم در بخش اجرا، هم در بخش تقنيني و هم در حوزههاي امنيتي (شوراي عالي امنيت ملي) مسووليت داشته است. مهمتر از اين مسووليتهاي شكلي، موفقيت بودن در حوزههاي فعاليت خود است. منظور از موفق بودن اين نيست كه ايشان نقاط ضعف و كاستي و كمبودي نداشته است، چراكه ما افراد را مطلق قضاوت نميكنيم. ما تنها 14 امام معصوم در فرهنگ شيعي داريم. لذا اين نكاتي كه ذكر ميكنم با لحاظ كردن اين پيشفرضهاست. ايشان هم به لحاظ علمي و هم از منظر اجرايي، موفقيتهايي داشتند كه غير قابل مقايسه با كاستيهاي احتمالي در كارنامه ايشان بوده است.» حقشناس ادامه ميدهد: «از اين منظر لاريجاني به معناي واقعي كلمه فيلسوفي در اجرا بوده است. تلاطماتي كه ايران در قضيه برجام داشت، بهرغم همه نقدهايي كه به اين سند ميشود، بخش عمدهاي از تصويب برجام و پذيرش آن توسط نظام (تا زمان خروج ترامپ از برجام در سال 97)، تدبير شخص دكتر علي لاريجاني بود. به هر يك از وجوه زندگي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي دكتر علي لاريجاني كه نگاه شود، برجستگيهاي ممتازي مشاهده ميشود. كمتر سياستمداري در ايران وجود دارد كه مدت طولاني در راس امور در صدا و سيما، وزارت ارشاد، مجلس و...باشد و كمترين حاشيهاي از او ثبت نشده باشد.مهمترين حاشيه دكتر علي لاريجاني مطلبي بود كه احمدينژاد، رييسجمهور دولتهاي نهم و دهم براي ايشان ايجاد كرد كه البته ارتباطي هم با شخص ايشان نداشت. بنابراين ايران شخصيتي را از دست داده كه مانند آن طي دهههاي متمادي بروز و ظهور نميكند. بايد سالها بگذارد كه چنين شخصيتي در آسمان سياست ايران ظهور كند. براي درك بخشي از محتواي اين شخصيت بايد نطقهاي قبل از دستور ايشان مطالعه شود. نطقهاي قبل از دستوري كه هم نكات علمي و فني دارد و هم راز حكومتداري و بيان مسائل و معضلات ايران در آن گنجانده شده است. مهمتر از همه در اين متن راههاي برونرفت از مشكلات و راهكارها هم قرار داده شده است.» او با طرح اين پرسش كه اگر كسي اين مطلب را بخواند ممكن است اين پرسش برايش شكل بگيرد چرا نكات مورد نظر لاريجاني اجرا نشد؟ پاسخ ميدهد: «واقع آن است كه در ايران در بسياري از حوزهها قوانين خوبي وجود دارد، اما شرايط اجراي اين قوانين فراهم نميشود و در برخي موارد هم بخش اجرايي، توان اجراي آن را ندارد. برخي موارد هم توان اجرا و شرايط فراهم ميشود، اما ابزار تقنيني مناسب وجود ندارد. اگر قرار باشد ايران به توسعه برسد بايد همه اجزا به كار گرفته شوند. يكي از دلايلي كه ايشان در مقطعي (سال 84) كانديد رياستجمهوري شد و راي نياورد و در مقطع ديگر كانديد و ردصلاحيت شد وجود سلايق افراطي در برابر ايشان بود. در كل ميتوان گفت كه دكتر علي لاريجاني كه در 25اسفند 1404 به شهادت رسيد در اوجِ يك سياستورزي پخته و معتقد به نظام سياسي قرار داشت. هر چند ايشان در 2دوره انتخابات رياستجمهوري (1400 و 1403) ردصلاحيت شدند، اما هرگز از مباني نظام و اعتقاد به نقشآفريني مردم ردصلاحيت نشد و همه آبرو و افتخار و نهايتا جان شريف خود را براي پيشرفت اين كشور و نظام فدا كرد.»
محمدعلی وکیلی: حذف لاریجانی حذف یک نقطه اعتدالی با هدف تقویت افراط بود
محمدعلی وکیلی که در مجلس دهم به عنوان عضو هیات رییسه مجلس فعالیت می کرد در گفتوگو با «اعتماد» در بیان ویژگیهای شخصیتی لاریجانی میگوید: «لاریجانی چند ویژگی منحصربهفرد داشت و مهمترین آنها این بود که او یک رجال ملی به معنای واقعی کلمه بود. ما رجال دارای منصب ملی بدون ویژگیهای ملی زیاد داریم، اما رجال ملی کم داریم. اساسا یکی از مشکلات کشورمان در حوزه حکمرانی ایران این است که افراد دارای منصب ملی الی ماشاءالله وجود دارند، اما رجالی که ویژگی ملی داشته باشند، اندک هستند. یعنی او در بزنگاههای مختلف ظرفیت این را داشت که اولویت را به مصالح عموم بدهد و به نفع مصالح ملی و عمومی از اولویتهای شخصی، حزبی و جناحی خود عبور کند. او کشور را یکپارچه میدید.» وکیلی در ادامه میگوید: «ویژگی دوم ایشان این بود که چون فلسفه خوانده بود فرد مسالهمحور در حکمرانی نبود، بلکه رویکردگرا بود. به دنبال اصلاح رویکردها بود تا اصلاح یک مساله، به همین دلیل گفتمان او رویکردگرایانه بود. این رویکرد چه در حوزه سیاست خارجی و چه در حوزه سیاستهای تقنینی و هم حوزههای مرتبط با امنیت ملی قابل مشاهده بود. شاخص سوم ایشان به زبان حکمت او بازمیگردد، چون زبان حکمت میدانست از این قابلیت برخوردار بود که از مساله عبور کرده و خود را با جزيیات گرفتار نکند. مسائل را به صورت کلان میدید تا اینکه مسائل جزيی را مدنظر قرار دهد.» او یادآور میشود: «به همین دلیل در دعواهای سیاسی او هرگز در کتگوری یک انسان حزبی قرار نمیگرفت. هر چند علاقه سیاسی داشت، اما تعلق حزبی نداشت. لذا در کف جریانات سیاسی تعریف میشد. به همین دلیل هم ظرفیت بالایی در تعامل با همه جریانات سیاسی داشت . دغدغه آشتیجویانه داخلی داشت. همانطور که یک دغدغه صلحطلب بیرونی داشت، در عرصه داخلی هم رویکرد آشتیجویانه داشت. به همین دلیل حذف دکتر لاریجانی حذف یک ایده تعادلبخش در صحنه بینالملل، در عین حال كه یک ایده آشتیجویانه داخلی بود. به عبارتی او مصداق بارزی از روحیه و رفتار و اندیشه اعتدالی در ایران بود. رویکردی که میتوانست نقطه تعالی و آشتیجویانه تفسیر شود. حذف ایشان هم حمله به نقطه تعادل و اعتدال بود. هر زمان که یک اندیشه اعتدالی حذف میشود فضا برای اندیشههای افراطی بیشتر باز میشود.»