گروه گزارش
در ميان اخبار روزانه حملات امريكا و اسراييل عليه ايران يك نام تكراري و البته خبرساز چه در روزهاي جنگ 12روزه و چه در جنگ سوم ديده و شنيده ميشد؛ «گروه هكري حنظله».
نام گروه هكري و البته اهداف آنها نشان ميداد كه مشخصا اين گروه عليه اسراييل و با باور به محور مقاومت فعاليت ميكنند. نام گروه از يك شخصيت كارتوني الهام گرفته شده است: «حنظله»؛ واژهاي به معني سيب تلخ كه نام يك شخصيت كارتوني برساخته «ناجي علي» كاريكاتوريست فلسطيني است كه 4دهه پيش از اين در لندن توسط اسراييل به قتل رسيد. حنظله نيز نمادِ مصور مردم فلسطين و نشانگرِ سرنوشتِ تلخ و اندوهبارِ آوارگانِ فلسطيني است.
اين گروه تصوير حنظله را بهطور گسترده در محتواي تبليغاتي آنلاين و همچنين در عملياتهاي سايبري خود به كار ميگيرد.
در تازهترين اخبار، گروه هكري حنظله با انتشار پيامي از نفوذ به لايه پرسنلي تيپ ۸۹ ارتش اسراييل و دستيابي به سوابق شغلي، مدارك محرمانه و موقعيت فيزيكي اعضاي واحدهاي عملياتي موسوم به «اشباح» از سال ۱۹۸۶ تاكنون خبر داده و تاكيد كرده كه قرار است اقدام شگفتانگيزي را رقم بزند!
تولد گروه هكري حنظله
در كنار بازيگران دولتي قدرتمند، گروههاي هكري غيردولتي ظهور كردهاند كه با انگيزههاي گوناگون، از سياسي و ايدئولوژيك گرفته تا مالي و جنايي، در اين عرصه فعاليت ميكنند. گروه هكري «حنظله » يكي از برجستهترين نمونههاي اين بازيگران جديد است كه با عملياتهاي سايبري خود در سالهاي اخير، موجي از نگراني و بحث را در محافل امنيتي بينالمللي برانگيخته است. اين گروه، كه نامي نمادين و عميقا ريشهدار در فرهنگ مقاومت فلسطين دارد، خود را يك نيروي سايبري براي حمايت از آرمان فلسطين و مقابله با آنچه «ظلم و تجاوز » اسراييل و حاميانش ميخواند، تعريف ميكند.
گروه هكري «حنظله» بعد از 7 اكتبر به عنصري فعال در كارزار حملات سايبري عليه سازمانهاي امريكايي و اسراييلي بدل شده است. اين گروه تاكنون مسووليت افشاي گستردهاي از اسناد شخصي و مكاتبات ايميلي هزاران فرد، از جمله چهرههاي سياسي برجسته را برعهده گرفته است.
در رسانههاي اسراييلي حنظله اغلب به عنوان پوششي استراتژيك براي عملياتهاي جنگ سايبري ايران قلمداد ميشود؛ به عبارت ديگر، اين گروه به مثابه يكي از هويتهاي چندگانه و مستعاري عمل ميكند كه بازوي امنيتي ايران براي انتساب عملياتهاي سايبري خود، بهويژه با هدف ايجاد قابليت مديريت جنگ رواني از آن بهره ميبرد. نخستين حضور علني اين گروه در صحنه سايبري به دسامبر ۲۰۲۳ بازميگردد و از همان ابتدا نيز نفوذ زيادي در نهادهاي مختلف امريكايي و اسراييلي پيدا كرد. با اين وجود نه اين گروه و نه ايران هرگز نه نوعي از ارتباط را تاييد و نه تكذيب كردهاند.
يكي از برجستهترين و حائز اهميتترين اقدامات حنظله، كه نشاندهنده توانمنديهاي نفوذ و تخريب آن است، به هفتههاي اخير و جنگ تحميلي سوم عليه ايران مربوط ميشود. در آن مقطع زماني، اين گروه با بهرهگيري از پلتفرم مايكروسافت اينتون (Microsoft Intune)، حمله پاككننده (Wiper Attack) مخربي را عليه شركت استرايكر (Stryker Corporation) سازماندهي و اجرا كرد. ابعاد و پيامدهاي اين عمليات سايبري چنان گسترده بود كه در گزارشهاي مربوطه، از آن به عنوان مهمترين و مخربترين حمله سايبري دوران جنگ عليه ايالاتمتحده ياد شده است.
چرا حنظله ظهور كرد ؟
ظهور گروه حنظله در بستر تشديد منازعات تاريخي و حال حاضر در خاورميانه، به ويژه نزاع طولانيمدت اسراييل و فلسطين، قابل تحليل است. اين گروه ابتدا در حوالي سالهاي ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۳، همزمان با موجهاي جديدي از خشونتها و تشديد تنشها در كرانه باختري و غزه، شروع به خودنمايي كرد. نام «حنظله» به خودي خود يك بيانيه سياسي و ايدئولوژيك قدرتمند است. حنظله، شخصيت كارتوني اثر ناجيالعلي، كاريكاتوريست فقيد فلسطيني، نمادي از كودك پناهندهاي است كه از سال ۱۹۷۳ به بعد، همواره پشت به بيننده، دستانش را پشت سر قفل كرده و شاهد بيعدالتيهاست. اين نماد بهشدت با مفاهيم مقاومت، بازگشت و اعتراض به اشغالگري و ظلم پيوند خورده است.
با انتخاب اين نام، گروه هكري حنظله به وضوح موضع خود را به عنوان مدافع آرمان فلسطين و نماينده صداي معترضان در فضاي سايبري اعلام ميكند. آنها خود را نه يك گروه جنايتكار براي كسب سود، بلكه يك جنبش «هكتيويست»(Hacktivist) ميدانند. هكتيويسم، تركيبي از هك و اكتيويسم، به استفاده از ابزارهاي سايبري براي پيشبرد اهداف سياسي، اجتماعي يا مذهبي اشاره دارد. گروههاي هكتيويست اغلب به دنبال جلبتوجه عمومي به يك مساله، اعتراض به سياستهاي خاص، يا افشاي اطلاعاتي هستند كه به باور آنها بايد عمومي شوند. حنظله نيز در اين چارچوب، با بيان اينكه «ما هرگز در برابر ظلم ساكت نخواهيم ماند»، هدف اصلي خود را «حمايت از مظلومان فلسطين» و «مقابله با رژيم صهيونيستي و حاميان آن» اعلام كرده است. اين ايدئولوژي عميقا در بستر نارضايتيها و آرمانخواهيهاي منطقهاي ريشه دارد و ميتواند به عنوان يك عامل قدرتمند در جذب افراد با انگيزه مشابه عمل كند.
تكنولوژي دراختيار جبهه مقاومت
حنظله از مجموعهاي از تاكتيكهاي سايبري استفاده ميكند كه اگرچه برخي از آنها رايج و نسبتا ساده هستند، اما بهطور هوشمندانه و هدفمند به كار گرفته ميشوند تا حداكثر تاثير را ايجاد كنند.
نفوذ به شبكهها و افشاي گسترده اطلاعات: اين يكي از خطرناكترين تاكتيكهاي حنظله است. آنها به ادعاي خود و شواهدي كه گاه ارايه ميكنند، به پايگاههاي داده و سرورهاي سازمانهاي هدف نفوذ كرده و اطلاعات حساس را استخراج ميكنند. اين اطلاعات ميتواند بسيار متنوع و در چند بخش قابل تقسيم و تحليل باشد.
1- دادههاي شخصي: شامل نام، آدرس، شماره تلفن، ايميل و حتي اطلاعات مالي مشتريان يا كارمندان. افشاي اين اطلاعات ميتواند منجر به سرقت هويت، كلاهبرداريهاي مالي و از دست رفتن حريم خصوصي شود.
2- اسناد محرمانه: شامل قراردادها، ايميلهاي داخلي، طرحهاي تجاري، يا حتي اسناد دولتي. اين اسناد ميتوانند داراي ارزش استراتژيك باشند و افشاي آنها به اعتبار و امنيت ملي ضربه بزند.
3- اطلاعات فني و كد منبع: در مواردي نادر، ممكن است به اطلاعات فني يا حتي كد منبع نرمافزارها دست يابند كه ميتواند براي حملات آتي يا مهندسي معكوس مورد استفاده قرار گيرد. اطلاعات لو رفته معمولا در كانالهاي تلگرامي گروه، وبسايتهاي مخصوص افشاگرها يا حتي در انجمنهاي هكري خاص منتشر ميشوند. اين افشاگريها علاوه بر آسيب مستقيم، به عنوان ابزاري براي جنگ رواني و تحقير قابليتهاي امنيتي هدف نيز به كار ميروند.
4- تغيير چهره وبسايت و حملات نمادين: حنظله در برخي عمليات، وبسايتهاي كماهميتتر يا آسيبپذيرتر اهداف خود را هك كرده و ظاهر آنها را تغيير ميدهد. اين تغييرات معمولا شامل قرار دادن پيامهاي سياسي، شعارهايي در حمايت از فلسطين، يا تصاوير نمادين ميشود. اين تاكتيك عمدتا براي جلبتوجه رسانهاي و ارسال يك پيام قوي نمادين به مخاطبان گستردهتر استفاده ميشود. اين اقدامات هرچند ممكن است خسارت فني زيادي نداشته باشند، اما تاثير رواني و تبليغاتي قابلتوجهي دارند.
5- استفاده استراتژيك از شبكههاي اجتماعي و تلگرام: پلتفرمهايي مانند تلگرام نقش حياتي در اكوسيستم عملياتي حنظله دارند.
اين پلتفرمها به عنوان:
6- مركز فرماندهي و كنترل: براي هماهنگي عمليات، به اشتراكگذاري ابزارها و دستورالعملها (در بين اعضا) .
7- كانال انتشار اخبار و تبليغات: براي اعلام مسووليت حملات، به نمايش گذاشتن «شكارها» (اطلاعات لو رفته) و انتشار بيانيههاي سياسي.
كارنامه سياسي حنظله چه ميگويد
گروه حنظله از سوي رسانهها به عنوان يك موجوديت طرفدار فلسطين، حامي ايران و ضد اسراييلي توصيف شده است. اين گروه خود را در قامت «پاسداران عدالت طرفدار فلسطين» معرفي كرده است. در دسامبر ۲۰۲۳، به دنبال كشته شدن سردار رضوي موسوي از سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در حمله هوايي اسراييل، حنظله حمايت صريح خود را از حماس اعلام كرد. در فوريه ۲۰۲۴، همزمان با آمادهسازي اسراييل براي آغاز عمليات نظامي در رفح، حنظله با انتشار بيانيهاي تحت عنوان «ما كنار رفح ايستاديم»، از راهاندازي يك كارزار گسترده براي تخريب وبسايتهاي اسراييلي خبر داد.
يك سال بعد از عمليات توفانالاقصي در زماني كه اسراييل در حال كشتار مدرم غزه بود حنظله گنبد آهنين و سيستمهاي راداري را هك كرده و ۵۰۰۰۰۰ پيامك براي اسراييليها ارسال كرد. اين كار بازتاب بينالمللي و رسانهاي وسيعي داشت.
حنظله در ماههاي بعد تعدادي هك را با هدف قرار دادن ايميلهاي سياستمداران اسراييلي آغاز كرد. تا ماه نوامبر، اين گروه صد و ده هزار ايميل از ايهود باراك، نخستوزير سابق اسراييل، 60 هزار ايميل از گادي آيزنكوت، رييس سابق ستاد كل نيروهاي دفاعي اسراييل، پنجاه هزار ايميل از ران پروسور، سفير اسراييل در آلمان و دو هزار عكس و 35 هزار ايميل از بني گانتز، وزير دفاع سابق، را فاش كرد.
حنظله چه مواردي را و چرا هدف قرار ميدهد
اهداف گروه حنظله به دقت انتخاب ميشوند تا حداكثر تاثير سياسي و ايدئولوژيك را داشته باشند و ميتوان آنها را در سه دسته اصلي قرار داد:
نخست اهداف اسراييلي هستند. اكثريت قاطع حملات حنظله عليه نهادها و شركتهاي اسراييلي انجام ميشود. اين اهداف شامل وبسايتها و سرورهاي دولتي با هدف ايجاد اختلال در خدمات عمومي، به چالش كشيدن حاكميت سايبري و جمعآوري اطلاعات، نهادهاي مالي همانند بانكها، شركتهاي بيمه و بازارهاي بورس، با هدف ضربه زدن به اقتصاد و ايجاد بياعتمادي، شركتهاي فناوري و زيرساختهاي حياتي مانند شركتهاي برق، آب، مخابرات و ارايهدهندگان خدمات اينترنتي كه هدفشان ايجاد اختلال در زندگي روزمره و اقتصاد كشور است.
البته مواردي از حملات به شركتهاي دفاعي و امنيتي و نهادهاي آموزشي و رسانهاي براي انتشار پيامهاي خود و تاثيرگذاري بر افكار عمومي نيز انجام شده است.
در سال گذشته حنظله دامنه عمليات خود را فراتر از مرزهاي منطقه نيز گسترش داده و حملاتي را عليه شركتها و نهادهاي كشورهاي غربي كه آنها را حامي اسراييل ميدانند، انجام ميدهد. در اين بين شركتهاي چندمليتي به ويژه آنهايي كه با اسراييل روابط تجاري قوي دارند يا در پروژههايي در مناطق مورد مناقشه سرمايهگذاري كردهاند، سازمانهاي رسانهاي غربي كه به باور حنظله، «روايت نادرست» از منازعه را منتشر ميكنند، نهادهاي دولتي و نظامي كشورهاي حامي، هرچند به ندرت به موفقيتهاي بزرگ در اين زمينه دست يافتهاند، اما تلاشهايي براي نشان دادن گستردگي اعتراض خود داشتهاند نيز هدف حمله بودند.
هك تكنولوژي يا فراتر از هكتيويسم؟
آيا عملياتهاي هك حنظله نماد است؟
در حالي كه حنظله خود را يك گروه هكتيويست مستقل با انگيزههاي ايدئولوژيك ميداند، تحليلگران امنيتي همواره در مورد منشا واقعي، منابع مالي و ارتباطات احتمالي آن با بازيگران دولتي يا نيمهدولتي كنجكاوي و گمانهزني دارند.
نميتوان نقش انگيزههاي ايدئولوژيك را ناديده گرفت. بسياري از افراد، به ويژه جوانان فعال سايبري، در منطقه خاورميانه بهشدت با آرمان فلسطين همذاتپنداري ميكنند و ممكن است داوطلبانه و با انگيزههاي شخصي در چنين گروههايي مشاركت كنند. اين افراد با استفاده از دانش فني خود، به دنبال راهي براي ابراز اعتراض و حمايت از آرمانهايشان هستند.
كشورهايي كه از آرمان فلسطين حمايت ميكنند و با اسراييل دشمني دارند ممكن است بهطور مستقيم يا غيرمستقيم از گروههايي مانند حنظله حمايت كنند.
تاثير و پيامدهاي گسترده عمليات حنظله
عمليات حنظله، چه از نظر فني پيچيده باشند و چه ساده، داراي پيامدهاي چندوجهي و عميقي هستند.
خسارت اقتصادي و عملياتي تنها يك بخش داستان است حنظله بهطور موثري از حملات خود براي ايجاد جنگ رواني عليه اهدافش استفاده ميكند. ادعاهاي آنها (حتي اگر گاهي اغراقآميز باشند) در شبكههاي اجتماعي و رسانهها بازتاب مييابد و به افكار عمومي خاصي دامن ميزند. هدف، ايجاد حس ناامني، بياعتمادي به تواناييهاي دفاعي قربانيان و تضعيف روحيه در ميان دشمنان است. انتشار اطلاعات لو رفته نيز به عنوان ابزاري براي تحقير و شرمسار كردن عمل ميكند.
علاوه بر اين، اين گروه با اقدامات خود، به نوعي حضور آرمان فلسطين را در فضاي سايبري پررنگتر ميكند و سعي در جلب حمايت بينالمللي از اين آرمان، به خصوص در ميان جامعه آنلاين، دارد. آنها تلاش ميكنند تا روايت غالب را به چالش بكشند و صداي متفاوتي را منعكس كنند.
ترديدي نيست كه فعاليتهاي گروههايي مانند حنظله، يك چالش مداوم براي نهادهاي دفاع سايبري كشورها، به ويژه اسراييل و حاميانش، ايجاد ميكند. اين امر مستلزم سرمايهگذاري بيوقفه در سيستمهاي دفاعي، آموزش نيروهاي متخصص و توسعه راهبردهاي جديد براي مقابله با طيف گستردهاي از تهديدات است كه هزينههاي گزافي را به دنبال دارد. در درازمدت، فعاليتهاي اين گروه ميتواند به چرخه تشديد تنشهاي منطقهاي دامن بزند. حملات سايبري، به ويژه اگر به زيرساختهاي حياتي آسيب برسانند، ميتوانند به عنوان اقدامات تهاجمي تلقي شده و منجر به واكنشهاي متقابل (چه سايبري و چه فيزيكي) شوند و ثبات منطقهاي را بيشتر بر هم زنند.
چرا اسراييل حريف حنظله نميشود
اعضاي اين گروهها اغلب از هويت واقعي خود محافظت ميكنند و در مكانهاي مختلف جغرافيايي پراكندهاند. سازماندهي غيرمتمركز، دستگيري و انهدام كامل گروه را بسيار دشوار ميكند. علاوه بر اين، اعضايي كه با انگيزههاي ايدئولوژيك قوي عمل ميكنند، ممكن است كمتر از ساير هكرها از عواقب كار خود بترسند و حاضر به پذيرش ريسكهاي بالاتري باشند كه اين امر مهار آنها را پيچيدهتر ميكند.
بسياري از ابزارها و تكنيكهاي مورد استفاده توسط حنظله (مانند ابزارهاي DDoS، ابزارهاي اسكن آسيبپذيري) به راحتي در دسترس عموم قرار دارند و نياز به دانش فني بسيار بالايي ندارند. اين امر ورود به اين حوزه را براي افراد تازه كار آسان ميكند.
قوانين بينالمللي سايبري هنوز در حال تكامل هستند و همكاريهاي فرامرزي براي مقابله با جرايم سايبري اغلب با چالشهاي سياسي و حقوقي مواجه است. فقدان يك اجماع جهاني در مورد «جنگ سايبري»و نحوه برخورد با بازيگران غيردولتي، به گروههايي مانند حنظله فضا ميدهد تا با مصونيت نسبي عمل كنند.
باتوجه به ادامه تنشها در منطقه و وابستگي روزافزون به زيرساختهاي ديجيتال، انتظار ميرود كه فعاليتهاي گروههايي مانند حنظله ادامه يابد و حتي تشديد شود. در آينده، ممكن است شايد: با كسب تجربه و احتمالا دسترسي به منابع بيشتر، حملات آنها ميتواند پيچيدهتر و مخربتر شود و احتمال دارد كه به سمت هدف قرار دادن مستقيمتر زيرساختهاي حياتي با پتانسيل آسيبهاي گستردهتر حركت كنند.
عليرغم تمامي تكذيبيههاي اسراييلي و امريكايي گروه هكري حنظله يك پديده پيچيده در اكوسيستم جنگ سايبري منطقه است كه نه تنها نمادي از اعتراض و مقاومت در فضاي ديجيتال است، بلكه چالشي جدي براي امنيت سايبري و ثبات ژئوپليتيك محسوب ميشود. درك عميق انگيزهها، تاكتيكها و ارتباطات احتمالي آنها براي توسعه راهبردهاي دفاعي و تهاجمي موثر بسيار مهم است. فعاليتهاي اين گروه نشان ميدهد كه چگونه ايدئولوژي، فناوري و تنشهاي منطقهاي ميتوانند در فضاي سايبري بههم آميخته و بازيگران جديدي را با توانايي تاثيرگذاري بالا پديد آورند. در دنيايي كه مرزهاي فيزيكي و ديجيتال در هم تنيدهاند، تهديدات سايبري ازسوي گروههايي مانند حنظله، به عنصري جداييناپذير از معادلات امنيتي معاصر تبديل شدهاند كه نيازمند رويكردي چندبعدي و جامع براي مهار و مديريت هستند.
حنظله؛ پسرك فلسطيني كه در 10 سالگي باقي مانده است
حنظله يك كودك ۱۰ ساله فلسطيني است كه نخستينبار در سال ۱۹۶۹ در روزنامه كويتي «السياسه» به تصوير كشيده شد. ناجي علي، كاريكاتوريست و خالق حنظله از سال ۱۹۷۳ به اين سو حنظله را همواره پشت به بيننده و با دستان قلاب شده در پشت ترسيم كرده است. 10 سالگي سني است كه او مجبور به ترك فلسطين شد و 10 ساله ماندنش ناشي از آن است كه جز در سرزمين خودش نميتواند رشد كند. حنظله هميشه با پيراهن ژنده و پابرهنه است و در كاريكاتورهاي ديگري گاه در حال سنگپراني يا شعارنويسي ترسيم شد.
ناجي علي درباره حنظله ميگويد: «حنظله امضاي من است. هر كجا ميروم يا در هر ملاقاتم همه از او ميپرسند. من در يك گرداب اين كودك را متولد كردم و بعد به مردم تقديمش كردم. اسم او حنظله است و به مردم قول داده تا جز حقيقت نبيند و نگويد. من او را به شكل كودك نازيبايي رسم كردم، موهايش شبيه جوجهتيغي است. حنظله چاق نيست، شاد نيست، آرام نيست و هرگز شبيه كودكان نازپرورده هم نميباشد. او پابرهنه است، مانند تمامي كودكان مهاجر به اردوگاهها. او براي من يك نشانه است كه مرا از ارتكاب هر اشتباهي باز ميدارد. دستان او در پشت سرش به هم جفت شدهاند كه شايد نشاني از عدم پذيرش باشد در زماني كه راهحلها به شيوه امريكايي آماده و دراختيار ما هستند.»
ناجي العلي، كاريكاتوريست فلسطيني مشهورترين كاريكاتوريست خاورميانه و جهان عرب بود كه در سال ۱۹۸۷ در لندن به قتل رسيد. او كه به دليل چاپ كاريكاتورهايش در روزنامه كويتي القبس شهرت يافته بود، اغلب رهبران عرب و حكومت اسراييل را مورد نكوهش و تمسخر قرار ميداد. ناجي علي از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت و قاتل هرگز دستگير نشد. پليس بريتانيا يك دانشجوي فلسطيني را به ظن دست داشتن در سوء قصد بازداشت كرد اما او بعدا تنها به جرم دراختيار داشتن سلاح و مواد منفجره زنداني شد اما در بخشي از اعترافات اوليهاش به جاسوسي براي موساد اذعان كرده بود. با اين وجود هرگز محكوم نشد. سال 1396 پليس بريتانيا پرونده ترور ناجي علي را بازگشايي كرد اما باز هم به نتيجهاي نرسيد.
سال ۱۳۵۸، به مناسبت نمايشگاهي از آثار مسعود مهرابي در موزه هنرهاي معاصر تهران -كه با نمايشگاهي از آثار هنرمندان فلسطيني همزمان بود- مهرابي با ناجي العلي آشنا ميشود.
مسعود مهرابي بعدها در اين باره ميگويد: آشنايي ما به دوستي تبديل شد و دوستي ما تا زمان شهادتش، با نامهنگاري و تبادل آثار ادامه يافت. اين ارتباط باعث شد كه از كارهاي يكديگر تاثير بپذيريم. او بعد از بازگشت از تهران، براي ايجاد سايهروشن در كارهايش به جاي آب مركب -كه سبكش بود- هاشور را جايگزين كرد و من هم -در دورهاي كه كارهايم در زنروز چاپ ميشد- از آب مركب استفاده كردم.