• 1405 سه‌شنبه 24 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6311 -
  • 1405 شنبه 12 ارديبهشت

ادامه از صفحه اول

معلمان؛ ستون‌هاي خاموش توسعه 

 

مهارت‌هاي تدريس، شركت در دوره‌هاي ضمن خدمت و كارگاه‌هاي آموزشي. اين حجم از فعاليت نشان مي‌دهد كه معلمي شغلي تمام‌وقت و حتي فراتر از آن است؛ شغلي كه به حضور جسمي در كلاس محدود نمي‌شود، بلكه به لحاظ ذهني و عاطفي، ساعت‌ها پس از پايان زنگ آخر نيز ادامه دارد.  تجربه زيسته سال‌هاي اخير در دوران كاهش آموزش حضوري، چهره‌اي روشن‌تر از اين تعهد را آشكار كرد. در شرايطي كه مدرسه‌ها ناچار به تعطيلي يا محدوديت شدند، معلمان در زماني بسيار كوتاه خود را با وضعيت جديد وفق دادند و كلاس‌هاي درس را به فضاي مجازي بردند. بسياري از آنان بدون بهره‌مندي از آموزش‌هاي رسمي گسترده، با هزينه شخصي تجهيزات فراهم كردند، زيرساخت‌هاي لازم را مهيا ساختند، نرم‌افزارهاي آموزشي را آموختند، محتواي ديجيتال توليد كردند و ساعت‌هاي طولاني پاسخگوي پرسش‌هاي دانش‌آموزان و خانواده‌ها بودند تا چرخه يادگيري متوقف نشود.  اين همه تلاش در حالي صورت گرفت كه زيرساخت‌هاي فني، سرعت اينترنت و دسترسي به امكانات آموزشي در بسياري از نقاط، وضعيتي ايده‌آل نداشت. با اين وجود، معلمان اجازه ندادند چراغ كلاس خاموش شود. اين تجربه به‌روشني ثابت كرد كه سرمايه اصلي نظام آموزشي، نه ديوارهاي مدرسه و نه تجهيزات، بلكه نيروي انساني آگاه، متعهد و خلاق است؛ نيرويي كه اگر حمايت نشود، فرسودگي آن خسارتي جبران‌ناپذير براي آينده كشور خواهد بود.  بنابراين، مطالبه بهبود وضعيت معيشتي و حرفه‌اي معلمان، صرفا يك مطالبه شخصي يا صنفي نيست؛ مطالبه‌اي ملي براي ارتقاي كيفيت آموزش و تضمين آينده است. جامعه‌اي كه انتظار دارد نسلي خلاق، پرسشگر، قانون‌مدار و توانمند تربيت شود، ناچار است براي معلماني كه چنين نسلي را مي‌سازند، امنيت اقتصادي، آرامش رواني و جايگاه اجتماعي شايسته فراهم كند. هر برنامه‌اي براي تحول در آموزش، اگر همزمان به منزلت و معيشت معلمان همراه نباشد، ناگزير ناقص و ناپايدار خواهد بود. ارتقاي كيفيت آموزش، فقط با تغيير كتاب درسي، افزودن فناوري يا بازنويسي برنامه‌هاي درسي محقق نمي‌شود. اين تحول، پيش از هر چيز، در كيفيت زندگي و شأن حرفه‌اي معلم منعكس مي‌شود. افزايش متناسب حقوق با هزينه‌هاي واقعي زندگي و ايجاد ثبات نسبي در درآمد، به‌گونه‌اي كه معلم ناچار نباشد براي تامين نيازهاي اوليه، به شغل‌هاي فرساينده ديگر روي بياورد. ‌اجراي نظام عادلانه و شفاف پرداخت مبتني بر تخصص، سابقه، كيفيت عملكرد و مسووليت‌ها، تا احساس تبعيض و بي‌عدالتي از ميان برود.  فراهم كردن فرصت‌هاي واقعي رشد حرفه‌اي، از طريق دوره‌هاي موثر و كاربردي، حمايت از پژوهش‌هاي آموزشي، تشويق نوآوري در كلاس و ايجاد مسيرهاي ارتقاي شغلي روشن و قابل دسترس. بهبود خدمات رفاهي، بيمه‌اي و حمايتي، شامل تسهيلات مسكن، درمان، بيمه تكميلي و امكانات فرهنگي و آموزشي براي خود معلمان و خانواده‌هايشان.  چنين اقداماتي هزينه نيست؛ سرمايه‌گذاري براي ساختن فردا است. هر ريالي كه امروز براي ارتقاي جايگاه معلم هزينه شود، در قالب نسل‌هاي آگاه‌تر، جامعه‌اي قانون‌مندتر و اقتصادي پويا‌تر، چندين برابر به كشور بازخواهد گشت.  امروز بيش از هر زمان ديگري نيازمند بازنگري جدي در نگاه به حرفه معلمي هستيم. اگر توسعه علمي، پيشرفت فناوري، تقويت هويت ملي و ارتقاي فرهنگ عمومي را هدف قرار داده‌ايم، بايد بپذيريم كه تحقق اين اهداف از كلاس‌هاي درس آغاز مي‌شود؛ از همان‌جايي كه كودكان براي نخستين‌بار «ما» شدن را تمرين مي‌كنند. حمايت از معلم، نبايد در سطح شعارهاي مناسبتي و قدرداني‌هاي نمادين باقي بماند؛ اين حمايت تنها زماني معنا مي‌يابد كه در سياست‌گذاري‌هاي عملي، لوايح و بودجه‌ها، نظام پرداخت، تصميم‌هاي اجرايي و اولويت‌بندي‌هاي كلان كشور انعكاس پيدا كند  و درنهايت، بايد يادآور شد كه معلمان ايران، در سخت‌ترين شرايط نيز رسالت خود را زمين نگذاشته‌اند. آنها با وجود تنگناهاي اقتصادي، كمبود امكانات و محدوديت‌هاي گوناگون، همچنان ايستاده‌اند و چراغ دانايي را روشن نگه داشته‌اند؛ چراغي كه اگر خاموش شود، هيچ طرح توسعه‌اي به روشنايي نخواهد رسيد. اكنون نوبت آن است كه جامعه و مسوولان، با نگاهي مسوولانه و آينده‌نگر، به اين ستون‌هاي استوار آموزش توجهي درخور نشان دهند.  تقويت جايگاه معلم، تقويت ستون‌هاي بناي آينده كشور است؛ مطالبه‌اي كه فراتر از مرزهاي يك قشر، به سود همه جامعه و نسل‌هايي است كه هنوز پاي در كلاس‌هاي فرداي اين سرزمين نگذاشته‌اند.

كارايي انديشه دكتر پزشكيان

در سطح ملي و اجتماعي، مجاهدت حداكثري به معناي تقويت همبستگي، افزايش اعتماد عمومي و ارتقاي مشاركت مردم در فرآيندهاي تصميم‌سازي و اجرا و عبور از محدوديت‌هاي خودساخته بروكراتيك و «منيت‌هاي سازماني» است. در اين نگاه، جامعه صرفا مخاطب سياست نيست، بلكه به كنشگر فعال در توليد قدرت ملي تبديل مي‌شود.
نقش دولت در روزهاي بحران و پسا بحران- فراخوان دكتر پزشكيان مبني بر اينكه «همه بايد به صحنه بيايند و ايثارگرانه اقدام كنند»، فراتر از يك شعار سياسي، بلكه دعوتي به بازتعريف نقش مردم در حكمراني است. «همه» به معناي تمامي اقشار، سليقه‌ها و گروه‌هاست؛ نگاهي كه تنوع اجتماعي را از يك چالش بالقوه به يك مزيت راهبردي تبديل مي‌كند. در اين ميان، تاكيد بر «تحمل» نيز معنايي فعال دارد؛ نه پذيرش منفعلانه شرايط، بلكه تاب‌آوري هوشمندانه و حركت مستمر براي يافتن راه‌حل‌ها. چنين رويكردي مي‌تواند سرمايه اعتماد را در جامعه بازسازي كرده و شكاف‌هاي اجتماعي را كاهش دهد. در مجموع، انديشه دكتر پزشكيان بر سه محور وفاق، مجاهدت حداكثري، عقلانيت و مسووليت‌پذيري استوار است. اين رويكرد، اگر در سطح سياست‌گذاري و اجرا تداوم يابد، مي‌تواند كشور را از مرحله مديريت بحران به مرحله بازسازي و پيشرفت هدايت كند. در اين مسير، دولت بيش از آنكه صرفا مجري باشد، بايد تسهيل‌گر باشد؛ با ايجاد زيرساخت‌ها، كاهش موانع و فراهم‌سازي زمينه مشاركت براي همه كساني كه مي‌خواهند در ساخت آينده ايران نقش داشته باشند.
مديركل روابط عمومي دفتر رييس‌جمهور

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون