• 1405 سه‌شنبه 24 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6311 -
  • 1405 شنبه 12 ارديبهشت

ايدئولوژي و آمار

مرتضي ميرحسيني

ميخاييل گورباچف كه وقتي در شوروي به قدرت رسيد، مدام از حقيقت و شفافيت مي‌گفت و كوشش‌هايي را هم براي تحقق‌شان به كار بسته بود. تصميم داشت رهبري متفاوت با رهبران قبلي باشد و به جاي لاپوشاني و انكار، با واقعيت‌ها -هر قدر هم تلخ باشند- روبه‌رو شود. حتي مي‌گفت پنهانكاري خطاهاي گذشته، نظام سياسي را به انحراف كشانده است و جز با حقيقت و شفافيت به مسير درستش برنمي‌گردد. حرف‌هايش زيبا بودند. شايد واقعا به آنچه مي‌گفت باور داشت. اما نيروگاه اتمي چرنوبيل كه منفجر شد، باز به همان روش‌هاي گذشته، به سبك و سياق رهبران پيش از خودش برگشت و به نوشته ويكتور شبشتين «او كه قبلا قول شفاف‌سازي داده بود، درباره حادثه چرنوبيل هيچ تلاش جدي براي شفاف‌سازي نكرد و در عوض، با همدستي ديگر سردمداران كرملين، كاري كرد كه مردم و دنياي بيرون از حقيقت ماجرا بي‌اطلاع بمانند. گورباچف تا هجده روز پس از وقوع حادثه هيچ حرفي درباره آن نزد و موقعي هم كه تصميم گرفت حرف بزند، حرف‌هايش ملال‌آور و كليشه‌اي بود. او گفت شوربختي بزرگي بر ما نازل شده است. اما اطلاعات گمراه‌كننده‌اي درباره آمار تلفات حادثه و تلاش‌هايي كه براي كنترل خسارت صورت گرفته بود، داد.» حتي پراودا كه روزنامه حكومت بود در چنين روزي از سال 1986 با جعل آمار و تحريف واقعيت، گزارش ناقصي از حادثه در نيروگاه چرنوبيل منتشر كرد. نوشت: در اين حادثه كه احتمالا از مشكلات فني بوده، كسي كشته نشده است و فقط هجده نفر آسيب ديده‌اند و حال چند تايي از آسيب‌ديده‌ها وخيم است. حكومت به رياست گورباچف، هر چه داشت به كار گرفت تا از افشاي آنچه واقعا در چرنوبيل روي داده بود، جلوگيري كند. نتوانست. سرپوش گذاشتن روي فاجعه‌اي به آن بزرگي، حتي براي حكومت شوروي - كه سابقه‌اي طولاني در پنهانكاري داشت‌- نيز ممكن نبود. در چند كشور مثل سوئد و دانمارك و فنلاند و نروژ افزايش غيرعادي راديواكتيو موجود در جو را تشخيص دادند و از شوروي درباره اتفاقي كه در نيروگاه اتمي چرنوبيل افتاده بود، توضيح خواستند. بعد هم چون پاسخ درستي نگرفتند، اين بحث را پيش كشيدند كه گروهي از بازرسان بين‌المللي را براي بررسي حادثه به چرنوبيل بفرستند. رسانه‌هاي غربي هم موضوع را دست گرفتند و از اين ماجرا -تا آنجا كه مي‌شد‌- براي تبليغات ضدشوروي بهره بردند. شوروي به تنگنا افتاد، اما نه با ورود بازرسان موافقت كرد و نه روايتش از ماجرا را تغيير داد. خود گورباچف گفت اين هياهوها، بازي ديگري در جنگ سرد است و «غربي‌ها مي‌كوشند با به راه انداختن يك كارزار شوروي‌ستيزانه ناموجه و با توسل به مجموعه‌اي از دروغ‌ها، اتحاد شوروي را بدنام كنند.» به همان نخستين حرف‌هايي كه زده بود، چسبيد و از مسيري كه در آن افتاده بود، برنگشت. شايد هم واقعا انتخاب ديگري نداشت. رياست حزب و نظامي را به دست گرفته بود كه دهه‌ها به همين شكل كار كرده و سرپا مانده بود و اصلاح روش‌هاي مرسوم آن در كوتاه‌مدت ممكن نمي‌شد. همچنين واقعيت‌هاي جنگ سرد و فرصت‌طلبي امريكايي‌ها براي سوءاستفاده از هر حادثه‌اي براي فشار به شوروي هم وجود داشت و بر همه كنش و واكنش‌ها و تصميم‌گيري‌ها سايه مي‌انداخت. دليل گورباچف هر چه بود، مي‌گويند اگر شوروي با آن حادثه صادقانه‌تر مواجه مي‌شد و تمهيدات ايمني پس از انفجار و نشت آلودگي را درست به اجرا مي‌گذاشت، از بسياري تلفات و آسيب‌هاي بعدي جلوگيري مي‌شد. انكار و لاپوشاني -‌و پافشاري بر اين دروغ كه اتفاق مهمي نيفتاده است‌- فاجعه را بزرگ‌تر كرد و آمار قربانيان را بالاتر برد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون