مطهري، نياز زمانه ما
با فراغ بال در حوزه علميه قم به تحقيق و تأليف و شاگردپروري در رشتههاي تخصصي مورد علاقهاش بپردازد و در معرض چنين انتقادهاي گزندهاي هم قرار نگيرد.
2- صراحت و شجاعت در اظهارنظر: استاد مطهري به پشتوانه اندوختههاي سرشار علمي خود از چنان اعتماد به نفسي برخوردار بود كه هرگز مرعوب القاب و عناوين چشمپركن و شخصيتهاي غربي و شرقي كه نظريات آنها نقل محافل روشنفكري بود نشد و برخلاف بسياري از شبهروشنفكران وطني كه در برابر اين نظريات دچار خودباختگي ميشدند و آنها را وحي مُنزل تلقي كرده، نسخه شفابخش مسائل و مشكلات داخلي ميپنداشتند، استاد مطهري با ديده انصاف علمي به آنها مينگريست و نقاط قوت و ضعف آنها را نشان ميداد و در يك تحليل دقيق تطبيقي، با صراحت و شجاعت نظر مختار خود را ارائه ميکرد. اين رويكرد منحصر به نظريهپردازان بيگانه نبود، بلكه شامل حال دوستان و همفكران او همچون مهندس بازرگان و دكتر شريعتي نيز ميشد. استاد مطهري با اين اسلوب و مواجهه فكري، در واقع به رشد جريان نقد علمي به دور از حبّ و بغض در وانفساي تخريب يا تملق تحت عنوان نقد كمك شاياني کرد.
3- استفاده بهينه از فرصتها: استاد مطهري در عمر كوتاه اما پربركت خود، بهرغم فقدان ابزارهاي مدرن امروزي مانند اينترنت ـ كه جمعآوري اطلاعات و امر پژوهش را بسيار سهل و ساده كرده ـ چنان ميراث پربار و گرانقدري از خود به يادگار گذاشته كه واقعا حيرتانگيز و باورنكردني است. وجود بيش از 150 جلد كتاب و 18 مجلد از يادداشتهاي انتشاريافته، در عين گستردگي و تنوع موضوعات مورد تحقيق، نشانگر فرصتشناسي اين دانشيمرد است.
4- حساسيت فوقالعاده نسبت به آسيبهاي فكري: استاد مطهري با ژرفانديشي و دورنگري كمنظير خود، آفات و آسيبهايي را كه بنيان فكري نسل جوان را تخريب ميكرد به دقت شناسايي كرده، چونان طبيبي حاذق و دلسوز براي درمان آنها راهحل ارائه ميکرد. در دورهاي كه سازمان مجاهدين خلق مبارزه مسلحانه با رژيم شاه را در دستور كار قرار داده و توجه و تمايل بسياري از روشنفكران و روحانيون ضد رژيم را به خود جلب كرده بود، استاد مطهري خطر التقاط و انحراف فكري اين سازمان و امثال آن مانند گروهك فرقان را در نوشتههاي خود گوشزد ميكرد و بر ضرورت خلوص انديشه اسلامي و زدودن آن از زنگار التقاط پافشاري مينمود.
5- روحيه اصلاحگرايي: استاد مطهري يك فيلسوف، فقيه، متكلم، مفسر و بالاخره يك اسلامشناس عالم به زمان بود، يعني براي او فلسفه، فقه، كلام، تفسير و ديگر شاخههاي علوم اسلامي نه يك رشته تخصصي محض براي تعليم و تعلم، بلكه ابزاري بود براي اصلاح جامعه در ابعاد اعتقادي، اخلاقي، تربيتي، اجتماعي و... به عبارت ديگر او يك مصلح ديني بود كه عميقا به برتري نسخه شفابخش اسلام در برابر مكاتب غربي و شرقي باور داشت و در مطالعه تطبيقي تئوريهاي رقيب با نظريه مترقي اسلام در ابعاد گوناگون حيات بشري، اين تفوق و برتري را به تصوير ميكشيد.
نكته پاياني اينكه استاد مطهري با «جمود» يا تحجر و قشريگري و «جهل» يا تجددگرايي افراطي، توأمان و بدون هيچ ملاحظهاي مبارزه ميكرد و اين گونه بود كه جامدان و جاهلان وجود او را به يك اندازه برنميتافتند، و سرانجام اين قهرمان عرصه علم و معرفت به تير كين خوارج زمان ـ كه آميزهاي از جهل و تعصب بودند و وجود پرخير و بركت او را سد راه افكار انحرافي خود ميديدند ـ به شهادت رسيد. يادش گرامي و راهش پر رهرو باد.
پينوشت:
1- تعبير رهبر عظيمالشأن شهيد در وصف استاد مطهري.