جنگ ۳۹ روزه
يك نامگذاري راهبردي
غلامرضا كريمي
پس از فروكش كردن غبار جنگ و تداوم آتشبس در سومين هفته پس از پايان نبرد، پرسشي كه در محافل علمي و رسانهاي مطرح ميشود اين است كه جنگي كه از شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۵ تا سهشنبه ۱۸ فروردين ۱۴۰۶ به طول انجاميد، را چه بناميم؟ تجربه تاريخي نامگذاري جنگهاي ايران، پاسخ روشني دارد. جنگ تحميلي عراق عليه ايران به «جنگ ۸ ساله» شهرت يافت. جنگ دوم، كه از ۲۳ خرداد شروع و تا ۳ تير ۱۴۰۵ (۱۳ تا ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵) ادامه يافت نيز با تكيه بر روزهاي تقويمي به نام «جنگ ۱۲ روزه» نامگذاري شد. اكنون نوبت به «جنگ ۳۹ روزه» رسيده كه نامي دقيق، مستند و همسو با رويههاي بينالمللي است. برخي رسانهها، تحليلگران و حتي مقامات، از روي عادت يا محاسبه نادرست، اين درگيري را «جنگ ۴۰ روزه» مينامند. اما واقعيت ميداني چيز ديگري است. نخستين بمب يا موشك در ساعت ۹ صبح شنبه ۲۸ فوريه شليك شد و آخرين انفجار در ساعت ۳ بامداد سهشنبه ۷ آوريل رخ داد. اگر براساس روزهاي تقويمي كه مبناي نامگذاريهاي مشهور جهاني است محاسبه كنيم، از ۲۸ فوريه تا ۷ آوريل ۲۰۲۶، دقيقا ۳۹ روز متفاوت در تقويم ديده ميشود. حتي اگر بخواهيم به صورت فيزيكي و دقيقهاي حساب كنيم، مدت واقعي جنگ ۳۷ شبانهروز و ۱۸ ساعت است كه باز هم با احتساب ساعتهاي باقيمانده، عنوان «۳۹ روزه» را توجيه ميكند. در عرصه بينالمللي نيز نامگذاري جنگها براساس روزهاي تقويمي روايتي جاافتاده است. «جنگ 6 روزه» اعراب و اسراييل در سال ۱۹۶۷، دقيقا ۶ روز به طول انجاميد. «جنگ ۳۳ روزه» اسراييل و حزبالله لبنان در سال ۲۰۰۶ با همين منطق نامگذاري شد. «جنگ ۵۰ روزه» غزه در سال ۲۰۱۴ نيز از همين قاعده پيروي ميكند. بنابراين «جنگ ۳۹ روزه» عليه ايران نه تنها نوآوري نيست، بلكه هماهنگ با استانداردهاي رايج در تحليلهاي نظامي و رسانهاي جهان است. برخي اين درگيري را «جنگ رمضان» مينامند. اين عنوان نيز نادرست است. هر چند عمليات در نخستين روزهاي ماه رمضان ۱۴۴۷ آغاز شد، اما نيمي از مدت جنگ يعني حدود ۲۰ روز، خارج از ماه رمضان و در ماه شوال رخ داد، بنابراين نامگذاري يك رويداد نظامي مهم به ماهي كه تنها بخشي از آن را پوشش ميدهد، دقيق و علمي نيست.
با گذشت بيش از سه هفته از برقراري آتشبس، اكنون ميتوان با اطمينان گفت كه عنوان «جنگ ۳۹روزه» جاي خود را در تاريخ نظامي و راهبردي ايران و جهان تثبيت كرده است.
چنانچه در آينده درگيري تازهاي آغاز شود، طبيعتا بايد آن را «جنگ چهارم» يا با عددي ديگر ناميد كه اميدواريم هرگز رخ ندهد. اما اين جنگ، چه از نظر روزهاي تقويمي و چه از نظر منطق تاريخي، «۳۹ روزه» بوده و خواهد بود. مناسب است رسانه ملي و ساير رسانهها به عنوان مرجع انتقال واقعيتها، به كارگيري اين نام دقيق را در دستور كار خود قرار دهند.
استاد دانشگاه خوارزمي