ادامه از صفحه اول
نبود پاسخگويي؛ مشكل حوزه فرهنگ
وقتي روشنگري صورت نگيرد و هنرمند كشور نيز صرفا با سكوت مواجه شود، طبيعي است كه هرگونه قضاوتي در مورد متوليان فرهنگ كشور خواهد داشت!! اگر اصحاب هنر اطلاع داشته باشند كه مديران ارشد فرهنگ كشور در حال تلاشند كه مشكل آنها را حل كنند، حداقل اين اميد را خواهند داشت كه مشكلاتشان در حال پيگيري است، اما وقتي چنين تعاملي وجود نداشته باشد، امكان هرگونه شائبهاي نيز خواهد بود. مديران حوزه فرهنگ، قطعا بهتر از هر كس ديگري ميدانند كه تركش اقتصادي جنگ، به انحاي مختلف به خانواده بزرگ هنر و سينما در تمام نقاط كشور وارد شده است كه يادآوري مكرر آن از طريق رسانهها، مشكلي را حل نميكند. اما اين همه جماعت هنرمند كشور را تا به امروز و بدون هيچ پاسخي، در انتظار نگهداشتن، قطعا رفتار منطقي نيست. قطعا جايز نيست كه با جمعيت كثير هنرمندان اين كشور با سكوت و بياعتنايي برخورد شود. آن هم هنرمنداني كه به هر شكل ممكن در جبهه اول كارهاي هنري و رسانهاي جنگ تحميلي حضور داشتند و براي حفظ آبرو و اعتبار كشورشان در حال فعاليت بودند. اينكه يك موضوعي در مورد هنرمندان به هر دليلي حل نميشود، نامش يك مشكل است ولي اينكه سخنگو و پاسخگويي نباشد كه برنامهها و سياستهاي حوزه فرهنگ را مدام از يك تريبون رسمي اعلام و در مورد هر زمينهاي با اهالي هنر، صحبت و گفتوگو كند و با بيان واقعيتها، آنها را در جريان پيگيريها و مشكلات حيطه فرهنگ و هنر كشور قرار دهد، مشكل بزرگتري است. بارها در رسانهها در مورد خلأ يك سخنگو براي حوزه فرهنگ و حتي سينماي كشور گفته شده ولي متاسفانه گوش شنوايي نبوده است. وقتي سخنگويي در كار نباشد، عملا گفتماني هم در كار نيست و وقتي گفتوگو نباشد، شفافسازي هم نخواهد بود. چرا به اين موضوع بسيار ساده فكر نميكنيم كه اگر كسي سوالي در مورد حوزه فرهنگ كشور داشته باشد، قرار است آن را با چه كسي مطرح كند؟ بالغ بر نيم قرن است كه مديريت حوزه فرهنگ و مخصوصا سينماي اين سرزمين، مدام در حال طي مسير بر يك مدار تكراري است. مداري كه با تكيه بر يكسري قوانين كهنه و قديمي دولتي، در حال درجا زدن بوده و براي يك پيشرفت اساسي، برنامه نو و مدوني ندارد و با روزمرگي درگير است. آيا زمان آن نرسيده است كه متوليان فرهنگ ما در عصر ارتباطات، با يك نگاه نو، از همه ظرفيتهاي فرهنگي كشور بهره بگيرند. در دنياي تكنولوژيك امروز، بايد از همه ابزارها و ظرفيتها براي پيشرفت و اعتلاي كشور در همه زمينهها استفاده شود. گفتوگويهاي ممتد از طريق يك واسط سخنگو در حوزه فرهنگ، خواهد توانست استعداد، ظرفيت و هويت واقعي اصحاب هنر را مدام در معرض ديد جامعه قرار داده و اهميت نقش هنر و خاصه سينما را در زندگي مردم بيش از
پيش نمايان سازد.مستندساز و منتقد
يك گام مهم؛ حذف شركتهاي پيمانكاري
ادبيات صحيح در اين موضوع، تبديل وضعيت است نه حذف شركتها. هدف ارتقاي امنيت شغلي كارگران است و حذف شركتها بايد به اين هدف منجر شود و بايد تضمين شود كه همه نيروهايي كه در شركتهاي واسطه با قرارداد موقت فعاليت ميكنند، به نيروي رسمي تبديل شوند و وضعيت قانوني آنها ثبت شود. بدون اين تضمين، حذف شركتها ميتواند به بحرانهاي جديدي منجر شود و حتي مطالبه اصلي كارگران، يعني امنيت شغلي و استخدام دايم، به خطر بيفتد. حذف شركتهاي پيمانكاري يك اقدام با ريسك بالاست كه اگر بدون برنامهريزي و تضمين تبديل وضعيت كارگران اجرا شود، ممكن است برخلاف اهداف اصلي عمل كند. هدف بايد ارتقاي امنيت شغلي كارگران و تثبيت وضعيت استخدامي آنها باشد، تنها در اين صورت، حذف شركتهاي واسطه ميتواند مثبت و موثر باشد. مطالبه كارگران روشن است؛ استخدام رسمي و دايم در دستگاههاي دولتي و نهادهاي اجرايي، نه فعاليت موقت و پيماني و ادبيات صحيح بايد بر اساس تبديل وضعيت باشد، نه صرفا حذف شركتها.
پژوهشگر حوزه حقوق كار
درباره روز جهاني آزادي مطبوعات
كنترل مطبوعات مساعدت كند. همين قانون با اشاره به اينكه كسب و انتشار اخبار داخلي و خارجي كه به منظور افزايش آگاهي عمومي و حفظ مصالح جامعه باشد با رعايت اين قانون حق قانوني مطبوعات است.» گفتني است در تبصره 1 ماده 5 آمده است كه متخلف از آنها به شرط داشتن شاكي به حكم دادگاه به انفصال خدمت از 6 ماه تا 2 سال در صورت تكرار به انفصال دائم از خدمات دولتي محكوم خواهد شد. جدا از احكام قانوني، روزنامهها و رسانهها از اصول اخلاقي نيز بايد پيروي كنند كه هر يك از اين اصول ميتوانند ادامه راه حرفهاي همكاران باشد كه در فرصتي ديگر درباره آنها خواهم نوشت.