حوزه نشر در يكي ازدشوارترين و بيسابقهترين دوره هاي خود به سر ميبرد
احتضار « كتاب»
ريشههاي پايين آمدن شمارگان كتاب در ايران را بايد بيرون از حوزه فرهنگ جستوجو كرد
گروه هنر و ادبيات| صنعت نشر در سالهاي گذشته روزگار بيسابقهاي را تجربه كرده است. شرح مصايب نشر به سبب گستردگي دامنه موضوعات مبتلابهاش دشوار است. مجموعهاي از عوامل كه منجر به كاهش اسفانگيز تقاضاي كتاب و پايين آمدن شمارگان كتابها در حد چندصد نسخه شده است. اگرچه بخشي از تلاطم صنعت نشر از موج جهاني مصرفگرايي و به بيان سادهتر اولويت «سبك زندگي» بر «هنر و انديشه» ناشي ميشود، اما دلايل ديگر و البته مهمي هم در سطح ملي وجود دارد كه روز به روز بيشتر سبب ريزش مخاطبان جدي و هنوز ايستاده كتاب ميشود. مروري اجمالي به نظرات كارشناسان و نيز دستاندركاران حوزه نشر، اعم از نويسندگان و ناشران جدي و... به نقطه اشتراكي در انتقادهايشان به وضع موجود راه ميبرد و آن چيزي جز فرآيند «معيوب» صدور مجوز كتاب و مهمترين عامل بازدارنده يعني «سانسور» نيست. دامنه تاثير سانسور جداي از آنكه مانع از رسيدن نسخه واقعي اثر به دست خواننده ميشود، به ذهن و روان خواننده (متقاضي) كتاب هم ميرسد. بياعتمادي گاهي به حدي ميرسد كه اثري كه با ناشر داخلي با تيراژ محدود چاپ شده، در قفسههاي كتابفروشيها خاك ميخورد و چند ماه بعد، همان اثر (عينا و بدون هيچ تغييري) با فلان ناشر فارسيزبان خارج از ايران منتشر ميشود و به نوبت چاپهاي بعدي ميرسد! يادداشتهايي از نويسندگان و ناشران را در ادامه بخوانيد.