• 1405 يکشنبه 29 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6314 -
  • 1405 سه‌شنبه 15 ارديبهشت

برند‌سازي‌هاي كاذب از نويسندگان متوسط، سانسور و...

غلامرضا رضايي

حرف زدن از وضعيت صنعت نشر در اين روزها دشوار است، چراكه جنگ و بحران‌هاي اخير وضعيت را از آنچه بود دشوارتر كرده است.
مي‌دانيم كه تيراژ كتاب‌ها در سال‌هاي گذشته به پايين‌ترين حد ممكن خود رسيده است. اين موضوع به خودي خود مشكل بزرگي است كه مشكلات ديگري را به دنبال دارد. چه رسد به حالا كه جنگ و ركود اقتصادي، فشارها را مضاعف كرده است.
يكي از مهم‌ترين مشكلاتي كه سبب پايين آمدن شمارگان كتاب‌ها شده، بي‌شك وضعيت اقتصادي مردم است. مي‌دانيم كه مطالعه و خريد كتاب ارتباط مستقيم با ميزان درآمد و وضعيت معيشتي مردم دارد. طبعا وقتي قدرت مردم براي نيازهاي معيشتي و اوليه پايين مي‌آيد و بسياري از اقلام از سبد كالاي‌شان حذف مي‌شود، طبعا كتاب و محصولات فرهنگي مانند گذشته تقاضا نخواهد داشت.
موضوع ديگري كه در اين ميان وجود دارد و نبايد آن را از نظر دور داشت، سوداگري‌هايي است كه در بازار سرمايه در ارتباط با نشر كتاب وجود دارد. به عنوان مثال، برندسازي‌هاي كاذبي كه از يك اثر يا يك نويسنده صورت مي‌گيرد. در اين تبليغات كه اغلب هم توخالي هستند و نشاني‌هاي غلط به خواننده فارسي‌زبان ايراني مي‌دهند، از بعضي ناشران تا بعضي جرايد و داوران جوايز ادبي و... نقش دارند. اين مساله در گمراه كردن خواننده و دور كردن او از ادبيات مستقل و جدي بسيار موثر بوده است. 
ابايي ندارم از اينكه بگويم با نوعي مافياي نشر سر و كار داريم كه سعي دارد مسير ادبيات ايران را به سمتي كه خودش مي‌خواهد پيش ببرد. در نتايج خيلي از جوايز ادبي، رد منافع مشترك ناشر و نويسنده و جايزه را مي‌توانيم ببينيم. مثلا ناشر روي جلد كتابي مي‌نويسد «چاپ چهل و پنجم» و «برنده جايزه...» اين تبليغات نظر خواننده را جلب مي‌كند و مي‌رود سراغ آن كتاب. توقعي برايش ايجاد مي‌شود و بعد وقتي شروع مي‌كند به مطالعه، مي‌بيند نه تنها ابدا تناسبي با چهل و پنج نوبت چاپ ندارد، بلكه گاهي به لحاظ كيفي گاهي از متوسط هم پايين‌تر است. بيراه نيست اگر بگوييم خواننده با درنظر آوردن آن اثر به عنوان اثر شاخص ادبي كه هم جايزه گرفته و هم چند ده بار تجديد چاپ شده، به اين نتيجه برسد كه وقتي سقف كيفيت ادبي اين است، پس نمي‌توان بضاعتي بيشتر از اين از ادبيات ايران انتظار داشت. اين برند‌سازي‌هاي كاذب، تيشه به ريشه ادبيات جدي و مستقل مي‌زند.
بعضي جرايد هم در اين برندسازي سهيم‌اند. همان‌طور كه ارتباط ميان جايزه و ناشر را درنظر مي‌گيريم، بايد توجه داشته باشيم كه بعضي از اين ناشران، مجلات و رنگين‌نامه‌هاي خود را دارند كه همراستا با ناشر و جايزه، كتاب‌هايي را بي‌دليل به عنوان آثار درخشان معرفي مي‌كنند كه ابدا در اين حد و اندازه‌ها نيستند. اين‌طور مي‌شود كه گاهي متاثر از اين مجله و آن جايزه، نام نويسنده‌اي سر زبان‌ها مي‌افتد كه اهميت ادبي و هنري آثارش نسبت به بسياري از نويسندگان كمتر شناخته ‌شده، پايين‌تر است.
چنين مشكلاتي را در ادبيات و حوزه نشر كتاب بسياري از كشورها نداريم. ممكن است در داوري جايزه‌اي در فلان كشور دنيا اثري با وجود كيفيت ناديده گرفته شود، اما دليل اين امر معمولا سليقه ادبي داوران است، نه سوداگري بازار! بايد به مصيبت عظما يعني سانسور هم اشاره كنم. سانسور سبب شده است كه اغلب آثاري منتشر شوند كه خواننده خود و موضوعات پيرامون خود را در آنها نمي‌بيند، چون آثار برخوردار از موضع‌گيري انتقادي كه به ريشه‌هاي مسائل مي‌پردازند، اغلب از دريافت مجوز باز مي‌مانند. نويسنده

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون