• 1405 جمعه 3 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6317 -
  • 1405 شنبه 19 ارديبهشت

جنگ اروپايي، تلفات جهاني

مرتضي ميرحسيني

كليما مدتي اسير نازي‌ها بود. از آن اسارت، از جنگي كه تقريبا همه‌ جا جريان داشت جان به در برد و پايان ماجرا را هم به چشم ديد. به آينده، به روزهاي بهتر اميد بسته بود. اما سهم او - و بسياري ديگر - از تغيير و تحولات پس از جنگ، نااميدي و تلخكامي بود. مي‌نويسد: «اين دنيا و از همه كمتر در آن زمان و در آن مكان‌ها، دنياي قصه‌هاي پريان نيست... اما من جان سالم به در بردم؛ زنده ماندم تا پايانش را ببينم. در نظر من، نيروهاي خير كه عمدتا ارتش سرخ (شوروي) به آن تجسم مي‌بخشيد، واقعا پيروز شدند و براي من نيز مثل بسياري از كساني كه از جنگ جان سالم به در برده بودند، مدتي طول كشيد تا كاملا دريابم كه غالبا اين نيروهاي خير و شر نيستند كه با هم مي‌جنگند، بلكه فقط دو نيروي شر هستند كه براي كنترل جهان با هم رقابت مي‌كنند.» اما همه مثل ايوان كليما فكر نمي‌كردند. هنوز هم فكر نمي‌كنند. مثل آلن تيلور كه در شاهكارش در كتاب «جنگ جهاني دوم» نوشت: «جنگ جهاني دوم به اين دليل درگرفت كه ملت‌ها را از ستمگري نازي‌هاي و نيز تا اندازه‌اي كمتر از ستمگري ژاپن برهاند. اين جنگ در هدفي كه داشت پيروز شد، اما بهاي سنگيني پرداخت. كسي نمي‌تواند وضع كنوني را درك كند بي‌آنكه اعتراف كند كه مردم در همه‌ جا مسرورتر و آزادتر و سعادتمندتر از زماني هستند كه ممكن بود در صورت پيروزي آلمان نازي و ژاپن باشند و اين سخن به همان اندازه در مورد كشورهاي تحت حاكميت نظام كمونيستي صدق مي‌كند كه درباره جهان دموكراسي سرمايه‌داري.» درباره آن تجربه كليما و اين جملات تيلور بحثي نيست و - با نگاهي به واقعيت‌هاي پيچيده پس از جنگ دوم جهاني - مي‌شود هر دو را، هم رد و هم تاييد كرد. اما تا جايي كه به خود جنگ برمي‌گشت، آتش آن، نه يك‌باره كه در چند مرحله - ابتدا در اروپا - شعله كشيد و بعد به گوشه و كنار دنيا سرايت كرد. پايانش نيز كم‌وبيش چنين بود. حتي وقتي ايتاليا كنار رفت و آلمان تسليم شد، جنگ در اقيانوس آرام با مقاومت سرسختانه ژاپني‌ها ادامه داشت. پايان اروپايي جنگ، چنين روزي از مه 1945 را وي‌ايي دِي (VE Day) يا «روز پيروزي در اروپا» ناميدند و هنوز هم مناسبتي مهم در تقويمشان محسوب مي‌كنند. روزي است كه كار هيتلر، آن «هيولاي مخوف» تمام شد و دشمن بزرگ به زانو درآمد. از اين نظر، آن كشمكش شش ساله براي كساني كه در جبهه متفقين مي‌جنگيدند با پيروزي به پايان رسيد. اما وقتي آمارهاي آن شش سال را مرور مي‌كنيم، واژه «پيروزي» معناي خودش را از دست مي‌دهد. تيلور مي‌نويسد: در دوره جنگ بيشتر از هفده ميليون نظامي كشته شدند، از هر 22 روس، 25 آلماني، 46 نفر ژاپني، 150 نفر ايتاليايي، 150 تن انگليسي، 200 تن فرانسوي و 500 نفر امريكايي يك نفر كشته شد. برخلاف جنگ‌هاي پيشين دوران معاصر، شمار غيرنظامياني كه كشته شدند بيشتر از سربازاني بود كه به قتل رسيدند - برخي در بمباران هوايي، باقي به دست آلماني‌ها به نام پارتيزان يا گروگان كشته شدند، بسياري ديگر در اجراي آموزه نژادي نازي‌ها جانشان را مفت از دست دادند و بسياري ديگر هم از سختي و گرسنگي - مثلا در اردوگاه كار اجباري آلماني‌ها يا هنگام محاصره لنينگراد - جان باختند (زخم فاجعه براي چند كشور عميق‌تر بود، از جمله لهستان كه با تلفاتي نزديك به شش ميليون غيرنظامي و بيشتر از 300 هزار نظامي از دوره جنگ گذشت. در چين نيز دست‌كم 13 ميليون نفر، بيشتر از گرسنگي و بيماري جان باختند) . هابسبام نيز در قرن نهايت‌ها مي‌نويسد: «جنگ دوم جهاني، از هر حيث جنگ بي‌حد و مرزي بود... ميزان تلفات آن نيز محاسبه‌ناپذير است و حتي برآوردهاي تقريبي نيز امكان ندارد، زيرا در اين جنگ، برخلاف جنگ اول جهاني، غيرنظاميان همانند يونيفرم‌پوش‌ها به‌ راحتي كشته مي‌شدند و بدترين كشتارها در مناطق يا در زماني رخ مي‌داد كه كسي نبود آمار مقتولان را بشمارد يا اصلا به آنها اهميتي دهد... بعد از اين جنگ ساختمان‌ها را با سهولت به ‌مراتب بيشتري مي‌توانستند بسازند تا انسان‌هاي بازمانده.»

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون