هما شهرامبخت
بيثباتي و آشوب در جوامع، با وجود همه آسيبهاي اجتماعياش، غالبا در حكم جرقهاي است كه موجب توليد ادبيات خلاقه و نوشتن آثاري تازه ميشود. قيامهاي مردمي در كشورهاي عربي در دهه گذشته نيز از اين قاعده مستثني نيستند. بهار عربي، سلسلهقيامهايي است كه در سال ۲۰۱۱ از تونس و پس از خودسوزي محمد بوعزيزي در دسامبر ۲۰۱۰ رخ داد و تا شمال آفريقا و شرقعربي كشيده شد. اين قيامها تحولي سياسي براي شكوفايي نوين در عرصه ادبيات منطقه محسوب ميشوند و بازتابي از تجربيات زيسته، و بيان آرزوهاي سركوبشده بود. در اين بستر، ادبيات از بند روايتهاي رسمي رها شد و صداهاي حاشيهاي، داستانهاي ناگفته و زخمهاي عميق اجتماعي مجال بروز يافتند. نويسندگان با جسارتي تازه به نقد قدرت، فساد و بيعدالتي پرداختند و بدينوسيله توانستند پيوندي عميق با مخاطبانشان برقرار كنند. تا سال ۲۰۱۳ «بهار عربي» آنچنان موجي در عرصه ادبيات ايجاد كرد كه يوسف رخا، نويسنده مصري، آن را «صنعت بهار عربي» ناميد. اين نامگذاري با جستوجوي سادهاي در گوگل با عبارات «Arab Spring books» (كتابهاي بهار عربي) تاييد ميشود؛ نتايجي كه بيش از ۴۴ ميليون مورد را شامل ميشود و گستردگي اين توليدات ادبي را نمايان ميسازد. اين «صنعت» ادبي، خود به صنعتي ديگر دامن زده است؛ بهطوريكه تعداد مقالات دانشگاهي كهبهتحليلحجم عظيم اين توليدات ادبي پرداختهاند، گواه اين مدعاست. اين پديده نشاندهنده اهميت فرهنگي و اجتماعي «بهار عربي» و تاثير عميق آن بر خلاقيت نويسندگان و توجه جامعه آكادميك به اين جريان ادبي نوظهور است؛ اما در ميان بسياري از آثاري كه كوشيدهاند از رويدادهاي پرآشوب دهه گذشته بهره ببرند، ديدن عنوانهايي كه به جاي آن تلاش كردهاند رويدادها را در بستر تاريخي و فرهنگيشان قرار دهند، مايه آرامش است. ازجمله، سهگانه رخا درباره «بهار عربي» كه شامل رمان «تمساحها» كه درباره يك انجمن مخفي شعر است كه به قيام ۲۰۱۱ مصر ختم ميشود.
روايت پاكسازي فضاي شورش
«مصر ۱۹۱۹: انقلاب در ادبيات و فيلم» را دينا حشمت نوشته است. او در اوايل سال ۲۰۱۱، ناظر پاكسازي گرافيتيهاي ميدان تحرير بود؛ يادگاريهاي رنگين از روزهاي پرشور قيام مردمي. او در اين ميان، شاهد «پاكسازي» نمادين فضاي شورش نيز بود و درك كرد كه اين، رويدادي عامدانه براي بازنويسي تاريخ است. گفتمان خودجوش مردم در حال حذف بود و روايتي جديد، متعلق به طبقهاي خاص، جاي آن را ميگرفت. اين اتفاق، تلنگري بود بر اهميت حفظ حافظه جمعي و خطر فراموشي صداي مردم در هياهوي قدرت. حشمت در اين كتاب قصد دارد انقلاب مصر در قرن گذشته را مجددا بررسي كند. او در آرشيوهاي كشور كاوش ميكند تا رمانها و مقالات چاپ نشده را بيابد و بازنشر دهد و احساس مردم در دورهاي را به تصوير بكشد كه آن را معادل بهار عربي مصر در اوايل قرن بيستم ميداند: قيامي مردمي عليه رژيم ستمگر، كه عمدتا شامل اقشار فقير و محروم جامعه بود و بعدها ازسوي بورژوازي مليگرا تصاحب شد. حشمت صداي طبقهاي از مردم به حاشيه راندهشده را به گوش جهانيان رسانيد كه عمدتا زن، دهقان و كارگر بودند. او با اين كار نشان داد «تاريخ» همواره روايتي گزينشي و بازنويسيشده و بازتابدهنده ارزش افراد برخوردار -يا ممتاز- است. سپس، او اين تحقيقات موشكافانه را به رويدادهاي سال ۲۰۱۱ پيوند زد تا مجددا اين استدلال را مطرح كند كه تاريخ را غالبا فقرا ميسازند و نخبگان مينويسند. با اين حال، خوانندگاني كه در پي داستاني جامعتر هستند، ميتوانند و بايد وراي روايت مسلط را بكاوند تا تجربههاي مردمي را كشف كنند.
بازگشت براي پس گرفتن خانه مادربزرگ
بخش قابلتوجهي از نوشتههايي كه درباره «بهار عربي» منتشر شد، عمدتا به تفسيرهاي صرفا سياسي گرايش داشت. اين نوشتهها اغلب آثار خبرنگاران بيگانه با منطقه بودند كه تلاش ميكردند وقايع را به زندگي مردم آن ديار مرتبط كنند؛ اما «خانهاي كه كشورمان بود: خاطراتي از سوريه» اثر عليا مالك است. او نويسنده سوري-امريكايي است. مالك در كتاب خود رويكرد شخصيتر و عميقتري را در پيش گرفت. او در آغاز انقلاب به دمشق رفت تا آپارتمان مادربزرگش را پس بگيرد؛ آپارتماني كه در دوران به قدرت رسيدن حافظ اسد از خانوادهاش گرفته و منجر به مهاجرت والدينش به ايالاتمتحده شده بود. او حين بازسازي آپارتمان، دوباره با جامعه محلي ارتباط برقرار ميكند و از نزديك شاهد زندگي زير يوغ ديكتاتوري ميشود. مالك كه روزنامهنگار و وكيل برجسته حقوق مدني است، آغاز خوشبينانه، هرچند پرتلاطم انقلاب را روايت ميكند و تحليلهاي سنجيدهاي درباره آينده سوريه ارايه ميدهد. خواندن اين كتاب به هر كس كه خواهان روايتي اصيل از زندگي در سوريه در روزهاي آغازين بهار عربي است، پيشنهاد ميشود. نوشتههاي مالك غني، هوشمندانه و ظريف است و تاريخ و بستر رويدادها را در كلامي داستانگونه روايت ميكند.
جوان سوري و سفر به سرزمين اسلامهراسان
«سكوت يعني ادراك» نوشته ليلا العمار، نويسنده و استاد دانشگاه كويتي مقيم ادينبورگ است. او در اين اثر، داستان يك پناهنده جوان سوري را روايت ميكند. اين رمان با آغاز قيامها در سوريه، سفر پر درد و رنج اين جوان به اروپا را به تصوير ميكشد. او سرانجام در شهري گمنام در انگلستان سكني ميگزيند، جايي كه نه تنها بايد با تاثيرات فزاينده اسلامهراسي در جامعه دست و پنجه نرم كند، بلكه بايد بر تروماهاي ناشي از جنگ و مهاجرت نيز غالب شود. اگرچه رمان به انقلاب ناكام سوريه و خشونتهاي متعاقب آن اشاره دارد، اما قادر به پوشش جامع وقايع يك دهه اخير نيست. درك عمق پيچيدگيها و تناقضهاي اين دوره پرتلاطم، نيازمند رجوع به مجموعهاي گستردهتر از آثار ادبي و تحليلي است.
پيامدهاي انقلاب مصر به گواهي رمان
«شهر هميشه پيروز است» اثر عمر رابرت هميلتوناين، رماني چندلايه است كه پيامدهاي مستقيم انقلاب مصر را به تصوير ميكشد؛ انقلابي كه به نزديك به سهدهه حكمراني حسني مبارك پايان داد. داستان از اوج سرخوشي پس از ۲۵ ژانويه آغاز ميشود و سپس به كشمكشهاي قدرت و سركوبهايي كه چند سال بعد رخ داد، ميگرايد. در اين مسير، همراه با خالد و دوستانش، شاهد تلاش نسل جوان براي بازسازي جهان خود و ثبت وقايع آن دوران پرآشوب هستيم. اين رمان با تلفيقي هوشمندانه از نثر شاعرانه و گزارشهاي واقعي توييتري و عناوين خبري، تصويري زنده و تاثيرگذار از آشفتگي حاكم بر جامعه مصر در آن سالها ارايه ميدهد.
همسفر با جسد پدر در جادههاي خونبار
«مردن كار سختي است» اثر خالد خليفه يكي از فيناليستهاي جايزه ملي كتاب (National Book Awards) بود. اين كتاب در دل جنگ داخلي سوريه، پس از شكست قيامهاي بهار عربي، روايت ميشود؛ جنگي كه خشونتهاي وصفناپذير و يكي از شديدترين بحرانهاي انساني دوران معاصر را رقم زد. داستان در قالب يك سفر جادهاي تكاندهنده شكل ميگيرد: فرزندان وظيفه دارند آخرين وصيت پدر درگذشتهشان، يعني به خاك سپردن او در زادگاه اجدادياش، را عملي كنند.آنچه در پي ميآيد، سفري چند روزه با خودروي ون در سراسر سوريه است، همراه با جسد پدر كه رو به پوسيدگي مينهد. در طول اين سفر پرمخاطره، شخصيتها به مرور تاريخ پرفراز و نشيب خانواده خود و همچنين وضعيت فروپاشيده كشورشان ميپردازند. پوچي ويرانگر جنگ، با لحظاتي از طنز تلخ، برجسته ميشود؛ ازجمله در ايستهاي بازرسي متعدد كه نگهبانان، جسد پدر را به عنوان رهبر شورشيان و جنايتكار عليه رژيم، شناسايي كرده و قصد دستگيري او را دارند.
اعتراضات سوريه از منظر هنرمندان
«سوريه سخن ميگويد: هنر و فرهنگ از خط مقدم» اثر مالو هالاسا (Malu Halasa)، زاهر عماره (Zaher Omareen) و نواره محفوظ (Nawara Mahfoud) است. اين مجموعه دوزبانه كه توسط انتشارات ساقي (Saqi Books) منتشر شده است، نگاهي عميق به وقايع سوريه از ديدگاه نويسندگان و هنرمنداني دارد كه فروپاشي سريع اعتراضات سال ۲۰۱۱ و متعاقب آن، آغاز جنگ داخلي را به تصوير كشيدهاند. گردآورندگان اين مجموعه بر اين باورند كه درك رويدادهاي عظيم، نيازمند بررسي آنها از نظرگاههاي گوناگون و در قالبهاي مختلف است.«سوريه سخن ميگويد» شامل آثار متنوعي ازجمله كاريكاتور و تصاوير هنري (از هنرمنداني چون گروه ناشناس كاميك فور سوريه - Comic4Syria)، عكس، شعر و نثر است كه هر يك به سهم خود، اميدها و غمهاي دوران جنگ را مستند كرده و تصويري چندلايه از اين تراژدي انساني ارايه ميدهند.
جستارهاي زنان عليه خاموشي
«زنان ما در ميدان: جستارهايي از زنان گزارشگر عرب از جهانِ عرب» مجموعهاي پيشگامانه است كه در آن ۱۹روزنامهنگار زن، جستارهايي عميقا شخصي درباره تجربههاي خود از پوشش انقلابها ارايه ميكنند. از عراق تا ليبي، از سوريه تا يمن و از مصر تا سودان، اين زنان عرب با درهمشكستن كليشهها و به خطر انداختن جان خود، به روايتها و ديدگاههايي دست مييابند كه رسانههاي غربي و همكاران مردشان از آن غافل ماندهاند. داستانهاي جسورانه اين مجموعه، دوجبههاي را برجسته ميكنند كه زنان در منطقه بهطور معمول بهطور همزمان با آنها درگيرند: تمايل به درگيري سياسي عليه رژيمهاي ستمگر و همچنين كشاكشي با پدرسالاريهاي محلي كه ميكوشند صداهاي زنان را خاموش و آنها را سركوب كنند. اين مجموعه براي هر كسي كه ميخواهد قيامها و هر آنچه را كه پس از آن رخ داد از نگاه زنان درك كند، اثري بيبديل است.
ويرانشهري بينام، احتمالا قاهره
رمان گزنده و تيز «صف» با طنزي انتقادي و در قالبي ديستوپيايي، تصويري هولناك از آينده به نمايش ميگذارد. داستان در شهري خاورميانهاي بينام (كه با توجه به مليت نويسنده، احتمالا قاهره است) رخ ميدهد. محور روايت، سرنوشت افراد مختلف جامعه است كه در صفي طولاني و رو به افزايش، در مقابل «دروازه » منتظر اجازه ورود و تكميل مراحل اداري و مدارك خود هستند. اين اثر كه فضايي آميخته با حالوهواي آثار اورول، كافكا و هاكسلي دارد، به كاوشي عميق در باب بروكراسي فلجكننده و تماميتخواهي دولتي ميپردازد. رمان نشان ميدهد كه چگونه دولتها با تبديل شهروندان به دشمن و با استفاده از تبليغات گمراهكننده و تحريف واقعيت، قدرت خود را تثبيت و اعمال ميكنند.
جستوجوي سرنوشت پدر در زندان قذافي
«بازگشت» اثر هشام مطر كه برنده جايزه پوليتزر شده، ماجراي بازگشت مطر به كشورش ليبي را در سال ۲۰۱۲ -براي نخستينبار از سال ۱۹۷۹- دنبال ميكند. در اين بازگشت او ميكوشد سرنوشت پدرش را روشن كند. پدر او يكي از رهبران مخالفان بود كه در سال ۱۹۹۰ در زندانهاي قذافي ناپديد شد. در طول روايت، مطر درباره دوران تبعيد جوانياش تأمل ميكند، پيچيدگي و دوگانگي رابطه با پدرش را بازميكاود و آشوب و اميدي را كه پس از سرنگوني قذافي در ۲۰۱۱ و در جريان قيامهاي بهار عربي پديد آمد، به تصوير ميكشد.
۲۴ ساعت در پايتختي بينام
رمان خيرهكننده و بيپرواي «گوئاپا» اثر سليم حداد كه نخستين اثر نويسنده محسوب ميشود، داستاني فشرده در ۲۴ ساعت در پايتختي بينام را روايت ميكند؛ شهري كه پس از يك انقلاب نافرجام، در آشوب و تناقض غوطهور است و تركيبي از شهرهاي خاورميانه را تداعي ميكند.«رسا» مترجم روزنامهنگاران غربي، شبهايش را در «گوئاپا»، بار زيرزميني و پناهگاهي در اين شهر پرآشوب، سپري ميكند. او در رفتوآمدهاي مداوم ميان «مج »، دوست صميمي و فعال آتشين درگ كويين خود و تلاشهاي مخفيانهاش براي ملاقات با معشوقش، «تايمور»، بدون جلب سوءظن مادربزرگش، در كشمكش است. اما زماني كه مادربزرگ از رابطه آنها باخبر ميشود و «مج » دستگير ميگردد، «رسا» ناگزير با احساس بيگانگي عميق نسبت به جامعهاي روبهرو ميشود كه او را نميپذيرد.اين رمان بهزيبايي بر سرخوردگيها و مبارزات جوانان كمنماينده در كشورهايي كه زير بار آشوب، تناقضات آشكار و رياكاري نهادينه شده كمر خم كردهاند، نور ميتاباند و نداي اعتراض خاموش آنان را به گوش ميرساند.
كتابي درباره جنبش ضد بهار
«از دولت پنهان تا دولت اسلامي: جنبش ضد انقلابي عرب و ميراث جهادي آن» عنوان كتابي است نوشته ژان-پير فيليو. اين كتاب، روايت خود را نه از انقلابهاي عربي سال ۲۰۱۱، بلكه از جنبش ضدانقلابياي آغاز ميكند كه بسياري از اميدها و انرژيهاي دگرگونكننده آن خيزشها را در خود فرو بلعيد. نويسنده نقطه تمركز را بر آنچه «تابستان خونين مصر» مينامد، ميگذارد؛ زماني كه در سال ۲۰۱۳، قتل صدها نفر در ميدان رابعه، در ميان بيتفاوتي جامعه جهاني، راه را براي تثبيت قدرت عبدالفتاح سيسي هموار كرد. پس از آن، امواج خشونت و بيثباتي، گسترهاي وسيعتر يافتند -از سوريه ويران تا يمن زخمخورده- جايي كه شمار قربانيان و آوارگان پيوسته فزوني گرفت و روياي آزادي و كرامت مردمان، زير آوار جنگ و استبداد مدفون شد.فيليو، پژوهشگر كهنهكار مسائل خاورميانه، خود را بابت دستكم گرفتن آمادگي دولتهاي امنيتي ريشهدار براي «به آتش كشيدن كشورشان» بهمنظور حفظ قدرت، سرزنش ميكند. او ظهورِ گروه دولت اسلامي (داعش) را تا حدي، نتيجه آزادسازي آگاهانه شبهنظاميان تندرو از زندانهاي سوريه و همچنين، تمايل برخی به شعلهور ساختن آتش خشونتهاي فرقهاي در جهت منافع شخصي خود ميداند. با وجود اين تحليل تلخ، فيليو هنوز كاملا اميد خود را از دست نداده است.
منابع:
Middleeasteye.net
electricliterature.com