• 1405 چهارشنبه 25 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6318 -
  • 1405 يکشنبه 20 ارديبهشت

پسرعموي مقتول: متهم، گوشي و مدارك مريم را سوزانده و تحقيقات براي دستگيري همدستان او ادامه دارد

ابعاد تازه از جنایت راننده تاكسي اينترنتي

بهاره شبانكارئيان

حدود ساعت ۱۱ و نيم صبح پنجشنبه، دهم ارديبهشت ماه جاري، «مريم آقابابايي»؛ دختر ۳۰ ساله در شهركرد استان چهار محال و بختياري توسط راننده تاكسي اينترنتي به قتل رسيده و جسد سوخته او در اطراف شهركرد توسط يك چوپان پيدا شده است؛ موضوع به پليس گزارش شده و خانواده از روي آثار به‌جا مانده توانسته‌اند هويت مريم را شناسايي كنند. برخي گزارشات محلي حاكي از آن است كه راننده قصد تعرض به مقتول را داشته و بعد از مقاومت شديد مقتول دست به اين جنايت زده است، اما اين در حالي است كه پسرعموي مريم آقابابايي در مورد انگيزه متهم به قتل به «اعتماد» مي‌گويد: «متهم اعتراف كرده انگيزه‌اش از قتل سرقت طلاهاي مريم بوده، اما انگيزه او هنوز به ‌طور دقيق مشخص نيست و بازپرس به خانواده اعلام كرده كه پرونده پيچيده است.» پس از اين جنايت فجيع، خانواده مريم آقابابايي به همراه تعدادي از اهالي شهركرد مقابل دادسراي عمومي شهركرد تجمع اعتراضي برگزار كرده و خواستار رسيدگي سريع به اين پرونده شده‌اند. روابط عمومي فرماندهي انتظامي چهارمحال و بختياري در مورد اين پرونده اعلام كرده است: «ماموران پليس آگاهي استان با اقدامات فني و عملياتي موفق شده‌اند ردپاي متهم به قتل را شناسايي كنند. متهم در بازجويي‌هاي اوليه به قتل اعتراف كرده است. متهم هم‌اكنون در بازداشت به‌سر مي‌برد و تحقيقات تكميلي براي روشن شدن تمامي ابعاد اين پرونده ادامه دارد.» 

همدستان متهم در سوزاندن جسد كمك كرده‌اند
«قاسم آقابابايي» پسرعموي مقتول در مورد جزييات اين حادثه به «اعتماد» مي‌گويد: «مريم از مادرش نگهداري مي‌كرد و روز حادثه براي خريد دارو از خانه خارج مي‌شود و به چند داروخانه مراجعه مي‌كند. او پس از تهيه دارو درخواست تاكسي اينترنتي مي‌كند. با درخواست تاکسی اینترنتی از سوي مريم، اين فرد در محل حاضر و مريم سوار ماشين او مي‌شود. بعد از اينكه مريم سوار ماشين فرد متهم به قتل مي‌شود، تلفنش را جواب نمي‌دهد و ناگهان گوشي‌ او خاموش و از دسترس خارج مي‌شود. 
خواهر و برادر مريم موضوع را پيگيري مي‌كنند و وقتي هيچ خبري از او به دست نمي‌آورند ماجراي مفقودي مريم را به پليس اطلاع مي‌دهند. حتي خانواده روز جمعه براي پيدا كردن ردي از مريم اطراف شهركرد را جست‌وجو مي‌كند، اما سرنخي ‌پيدا نمي‌كند. پليس روز شنبه با بررسي آخرين فيش‌هاي بانكي متوجه مي‌شود كه مريم به كدام داروخانه‌ها مراجعه كرده است. ماموران با مراجعه به داروخانه‌ها و بازبيني فيلم دوربين‌هاي مداربسته اطراف آخرين داروخانه پي مي‌برند كه مريم سوار يك ماشين شده است. همزمان با تحقيقات پليس در روز شنبه، يك چوپان به پليس گزارش مي‌دهد كه جسد سوخته دختري را در اطراف يكي از مناطق كوهستاني شهركرد پيدا كرده است؛ چوپان آن روز متوجه شده سگ‌هاي گله به چيزي مشكوك شده‌اند. او به آن محل رفته و با جنازه سوخته مريم روبه‌رو شده است.
پس از گزارش چوپان، پليس به خانواده مريم اطلاع مي‌دهد كه براي شناسايي جسد مراجعه كند؛ با اينكه جسد كاملا سوخته بود، اما بخشي از صورت مريم قابل شناسايي بوده است. پس از كشف جسد، مراحل شناسايي متهم آغاز مي‌شود. متهم شناسايي و دستگير و در اعترافات خود انگيزه قتل را سرقت طلاهاي مريم عنوان مي‌كند. طبق برخي اطلاعاتي كه پليس دراختيار خانواده قرار داده؛ متهم چند همدست دارد كه تلاش براي شناسايي همدستان متهم به قتل ادامه دارد. گفته شده كه همدستان متهم در سوزاندن جسد به او كمك كرده‌اند.» 
پسر عموي مريم همچنين مي‌گويد: «در حال حاضر متهم اعتراف دقيقي انجام نداده و مدعي است كه انگيزه‌اش سرقت بوده است. متهم اظهار كرده كه قصد گرفتن طلاهاي مريم را داشته كه اين اتفاق افتاده است. با وجود اينكه جسد مريم سوزانده شده، طلاهايش نيست، اما گوشي و مدارك مريم همراه جنازه آتش زده‌ شده؛ متهم گفته قصد داشته ردي از مريم به‌جا نگذارد به همين خاطر همه ‌چيز را سوزانده است. بازپرس پرونده به خانواده اعلام كرده كه پرونده پيچيده است و بايد تحقيقات بيشتري انجام شود. جسد به پزشكي قانوني منتقل شده است. پليس هنوز اطلاعات دقيقي از متهم به قتل به ما نداده، چون خانواده مريم در شرايط خوبي نيستند؛ نه فقط خانواده مريم بلكه فاميل و حتي اهالي اين شهر هم حال مساعدي ندارند و از اين اتفاق شوكه شده‌اند. اين شهر كوچك است و اولين‌باري بوده كه چنين جنايتي رخ داده است. اين اتفاق باعث شده تمام زنان و دختران شهر بترسند و جرات نكنند سوار تاكسي اينترنتي شوند. پس از اين جنايت، خانواده ما مقابل دادسرا تجمع كرده و خواهان عدالت شده است. ما اين تجمع را انجام داده‌ايم تا زنان و دختران ديگر قرباني چنين حوادثي نشوند.» 

شرايط محيطي مشابه، خروجي مشابه توليد مي‌كند
پيش از اين جنايت نيز قتل «الهه حسين‌نژاد و مليكا قدبگلويي» در تهران توسط دو راننده خودروي شخصي كه گفته شده هر دو متهم نيز در تاکسی اینترنتی فعاليت داشته‌اند، گزارش شده است؛ چهارم خرداد ماه سال ۱۴۰۴، الهه حسين‌نژاد پس از خروج از محل كارش در ميدان آزادي سوار ماشين فردي كه مسافركش بوده، مي‌شود. الهه حسين‌نژاد پس از سوار شدن در ماشين اين فرد، ناپديد مي‌شود و خانواده‌اش موضوع را از طريق پليس پيگيري مي‌كنند و درنهايت با گذشت بيش از 10 روز جسد اين دختر جوان در اطراف تهران كشف مي‌شود. متهم شناسايي و بازداشت مي‌شود، اما انگيزه او به‌ طور دقيق مشخص نمي‌شود. 
همچنين هفتم بهمن ماه سال ۱۴۰۴، مليكا قدبگلويي توسط يك راننده مسافركش كه او نيز در ساعت‌هايي در تاکسی اینترنتی فعاليت مي‌كرده، ربوده و با انگيزه‌اي نامعلوم به قتل مي‌رسد. جسد اين دختر جوان نيز چند روز بعد توسط پليس در اطراف تهران كشف مي‌شود. برخي جرم‌شناسان معتقدند كه گاهي در يك بازه زماني كوتاه به دليل فشارهاي اجتماعي، اقتصادي و رواني، نوع خاصي از خشونت و جنايت افزايش مي‌يابد، اما اين لزوما به معني سازمان‌يافتگي نيست، بلكه شرايط محيطي مشابه، خروجي مشابه توليد مي‌كند. طبق بررسي‌هاي «اعتماد» از مباحث جرم‌شناسي؛ معمولا تركيبي از عوامل محيطي، رسانه‌اي و رواني باعث شكل‌گيري «الگوي تكراري» مي‌شود؛ وقتي روش يك جرم در شبكه‌هاي اجتماعي پخش مي‌شود، افراد مستعد با ديدن اينكه جرم چطور انجام شده و كجا انجام شده از آن جرات و ايده مي‌گيرند.
 اين موضوع در تمام دنيا بارها تاييد شده است؛ اگر يك ضعف جنايي در جامعه ديده شود و به سرعت اصلاح نشود، مجرمان ديگر هم از همان نقطه ضعف استفاده مي‌كنند. مثلا مكان‌هاي خلوت شناسايي شود، دوربين مداربسته وجود نداشته باشد، نظارت پليس كم باشد و رديابي ماشين سخت باشد؛ از منظر جرم‌شناسي هر نقطه ضعفي كه يك نفر آن را كشف كند مي‌تواند براي بقيه نيز جذاب باشد. همچنين فشارهاي اقتصادي، بي‌اعتمادي، كاهش تاب‌آوري رواني در جامعه آمار جرايم خشونت‌آميز را بالا مي‌برد و منجر مي‌شود افراد رفتارهاي مشابه بروز دهند؛ نبود اپ‌هاي امن تاكسي و نبود فرهنگ هشدار خطر باعث مي‌شود چند مجرم از همان رفتار سوءاستفاده كنند. با اين حال پر كردن خلأهاي امنيتي و قانوني همچون نصب دوربين در نقاط حساس، كنترل هويت رانندگان، رديابي خودروها و گسترش تاكسي‌هاي رسمي مي‌تواند روش خطرناك كارايي خود را از دست دهد.  همچنين آموزش عمومي هدفمند همچون كنترل پلاك خودرو قبل از سوار شدن، ارسال لوكيشن زنده، شناخت رفتارهاي هشداردهنده در راننده و رعايت حداقل ارتباط با غريبه در ماشين مي‌تواند احتمال وقوع جرم را بسيار كم كند. به‌ طور مثال اگر درهاي ماشين بدون اطلاع قفل شود، مسير تغيير داده شود، گوشي يا لوكيشن مسافر توسط راننده چك شود، سوالات شخصي پرسيده و حرف‌هاي كنترل‌گرانه زده شود بايد در اولين فرصت خواستار توقف ماشين شده و سريع موضوع به پليس يا فرد مورد اطمينان اطلاع داده شود، چراكه از منظر جرم‌شناسي ثابت شده اگر يك مورد جرم مشابه به ‌صورت سريع و موثر مديريت شود، الگوي تكراري شكل نمي‌گيرد.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون