نه جنگ، نه يادبودش!
بهروز مرباغي
در تمام دنيا، هميشه، پس از هر جنگي، اين پرسش مطرح ميشود كه آيا لازم است بخشي يا تمامي آثار جنگ را براي يادآوري ظلمي كه بر شهر رفته، نگه داشت يا نه. در كشورهاي مختلف پاسخهاي متفاوت به اين پرسش داده شده. حال كه شوربختانه، بسياري از شهرهاي نازنين ما آماج جنگي خشن است، براي اينكه بتوانيم پاسخي درست به اين پرسش داشتهباشيم، بهتر است به پرسشي اوليتر جواب دهيم: «هدفو مبناي نگهداشتن آثار ويراني يك جنگ چيست؟». در پاسخ به اين پرسش، عموما اين پاسخ را ميشنويمكه آيندگان بدانند چه بر سر ما و شهر ما آمده. آيندگان بدانند دشمنان ما و شهر ما چه كساني هستند و چه ظلمها بر ما روا داشتهاند.
به باور اين ديدگاه، اگر چنين شود، آيندگان، با شناخت دوست و دشمن، راه درست را انتخاب ميكنند. در برابر اين ديدگاه، قطعا، ديدگاههاي ديگري هم هست.
يكي از شاخصترين ديدگاهها، «زدودن هرنوع نشانه مظلوميت از چهره شهر» است. مبناي فكري اين نگاه آن است كه «مظلومبودن و تحت ستمبودن» افتخار نيست. مويهكردن بر گذشته و بر ظلمي كه روا شده، افتخار نيست. هميشه بايد از سوگ عبور كرد و به خلقكردن انديشيد. در جهان نمونههاي بسياري بر اين روش وجود دارد.
از ژاپن تا روسيه. اين ديدگاه ميگويد چه دليلي دارد خودرا آزار دهيم؟ چرا بايد مصيبتها را دوباره يادآور شويم و خود را آزار دهيم. اين ديدگاه يك شعار معروف هم دارد: «گاه فراموشي بهترين درمان است». به ويژه اگر فراموشي جنگ و خصومت باشد. پس دليلي بر حفظ آثار خصومت وجود ندارد.
تمام كشورها و جوامع در جهان، در حالِ «شدن» هستند و هر لحظه و هر آن ممكن است دچار تحولات بنيادي در ساختار و رفتار شوند. چه كسي ايران دوران قاجار را با ايران هخامنشي يكي ميداند؟ چه كسي چين امروز را كه دومين قدرت اقتصادي جهان است با چين هفتاد سال پيش يكي ميداند. مگر كشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس هماني هستند كه پنجاه سال پيش بودند؟ پس چه دليلي براي ثبت و يادآوري روزانه يك خصومت و جنگ وجود دارد؟
جنگ با كشوري كه ممكن است در بازه زماني مشخصي چنان تغيير و تحولي داشتهباشد كه تناسبي با گذشته نداشتهباشد. بنابراين، شايد بهترين درس از جنگ و نشاندادن بهترين چراغِ راه آينده براي آيندگان آن باشد كه در همانجايي كه تخريب شده، زيباتر از قبل را بسازيم. كاريكه مثلا در سنتپيترزبورگ يا هيروشيما كردند. شالوده و فضاهاي شهري سنتپيترزبورگ بسيار فاخرتر، زيباتر و مردميتر از روزگار قبل از جنگ و ويراني است. گفته ميشود نود درصد اين شهر در جنگ دوم جهاني با خاك يكسان شد. اما ساختندش! زيبا!
معمار و مدرس دانشگاه