ادامه از صفحه اول
چرا بايد مانع از مصادره به مطلوبِ فداكاري مردم شد؟
تاريخ معاصر ما نشان داده است كه گاهي مردم با نيتي پاك و براي دفاع از آرماني خاص به صحنه ميآيند، اما دشمنان يا جريانهاي نفوذي سعي ميكنند جهت اين حركت را تغيير داده يا آن را به نفع خود مصادره كنند. هشدار نسبت به اين خطر، نه تنها تضعيف حضور مردم نيست، بلكه عين «صيانت» از مقصود اصلي ملت است. آقاي عبدي و تحليلگراني از اين دست، به دنبال آن هستند كه دستهاي ناپاكي كه ميخواهند از ايثار و فداكاري شبانه مردم براي خود كلاهي بدوزند، قطع كنند. آنها ميخواهند اجازه ندهند كه اين حضور دلسوزانه، دستمايه تندرويهايي شود كه در نهايت به ضرر منافع ملي تمام ميشود.
يك نكته كليدي در تحليل شرايط فعلي، رابطه ميان «مقاومت ميداني» و «ديپلماسي» است. در تمام تاريخ جنگها و منازعات بينالمللي، مقاومت جانانه يك ملت در برابر دشمن، زماني به ثمر مينشيند كه دستاوردهاي آن در «ميز مذاكره» نقد شود. جنگ به خودي خود هدف نيست، بلكه وسيلهاي است براي رسيدن به صلح، ثبات و تامين حقوق ملي. كساني كه تمايل دارند كشور همواره در وضعيت جنگي باقي بماند يا نانشان در تنور تحريمها و تنشها پخته ميشود، بزرگترين دشمنان اين حضور مردمي هستند. اين جريانها با هر نوع مذاكره يا توافقي كه منجر به دستاوردهاي بزرگ و شگفتبخش براي ملت شود، مخالفت ميكنند، چراكه حيات سياسي و اقتصادي آنها در گروي «تنش دايمي» است.
واقعيت اين است كه ايران كشوري با ساختارهاي بروكراتيك و سياسي ريشهدار است. ما در ماههاي اخير ديديم كه حتي در سختترين شرايط و با شهادت عاليترين مقامات اجرايي كشور، «آب از آب تكان نخورد». نظام اداري و سياسي كشور چنان به هم تنيده و مستحكم است كه تحت هدايت رهبري و با فعاليت قواي مختلف، شوراي عالي امنيت ملي و نيروهاي مسلح، مسير خود را با قدرت ادامه ميدهد. اين ثبات ساختاري نشاندهنده آن است كه تصميمات كلان مملكت، نه بر اساس هيجانات مقطعي، بلكه بر مبناي خير و صلاح ملي و محاسبات دقيق نهادي اتخاذ ميشود.
مردم ايران ثابت كردهاند كه بسيار هوشمندتر از آن هستند كه اجازه دهند هيچ جرياني از حضور آنها سوءاستفاده كند. آنها با آگاهي كامل از شرايط كشور و منطقه به صحنه آمدهاند و ميدانند كه هدف نهايي، صيانت از ايران است. نقد امثال آقاي عبدي به برخي جنبهها، در واقع هشداري است به مسوولان و نهادها تا مراقب باشند كه اين انرژي عظيم مردمي، توسط «كاسبان جنگ و تحريم» به انحراف كشيده نشود.
ضرورت حضور مردم مورد اتفاقنظر همه جناحهاي دلسوز است، اما نبايد اجازه داد صادقانه بودن اين حضور، توسط عدهاي به عنوان ابزاري براي كوبيدن رقيب يا به بنبست كشاندن مسيرهاي عقلاني اداره كشور به كار گرفته شود.
در نهايت بايد بر اين نكته تاكيد كرد كه سرمايه حاصل از اين ۷۰ شب ايستادگي، بايد در خدمت تقويت قدرت ملي و بهبود وضعيت معيشتي و امنيتي مردم قرار گيرد. دولتمردان و نهادهاي تصميمگير موظفند با تكيه بر اين پشتوانه مردمي، بهترين تصميمات را در عرصههاي بينالمللي اتخاذ كنند تا ايثار مردم در خيابانها، به رفاه و امنيت پايدار در خانههايشان تبديل شود. راه صيانت از آرمانهاي ملت، از مسير عقلانيت، دوري از تندروي و بستن راههاي سوءاستفاده جريانهاي نفعطلب ميگذرد.
عيسي اميدوار از آخرين جهانگردان ايران
اميدواران از آخرين جهانگرداني بودند كه سفر را از تهران، نيشابور، توس، هرات و كابل آغاز ميكنند و با عبور از دهلي و آمازون، به پاريس برميگردند و شانزليزه زيبا، اتوال و كنكرد را با جايزه سيتروئن خويش به قصد مكه و مدينه در عربستان درمينوردند و با روايتهاي اصيل خويش جامعهپذيري فرهنگي، مدارا و تحمل، انسانيت و مهرباني با ديگران را به نسلهاي جديدتر آموزش ميدهند به همين دليل است كه در قاموس گردشگري ايران اين دو برادر جهانگرد در رويكردي انسانشناختي مرجعيت علمي و فرهنگي پيدا كردهاند.
با اندكي تامل در مييابيم كه سفر برادران اميدوار به منزله «پايان عصر جهانگردي» و «آغاز دوره گردشگري» است. در تحليل مفهومي جهانگردي متفاوت از گردشگري است اولي به دوره سنتي «سفر» و دومي به «گردش» در جامعه مدرن مربوط ميشود. جهانگردي بر فرآيند ميهماني و ميزباني منظم و از پيش محاسبه شده همانند گردشگري استوار نيست و به گونه معمول ميزبان براي وقوع آن به صورت جدي مقصدي را آماده و تعيين نكرده است. حتي اگر در حين سفر جهانگرد از وسايط مدرن همانند ماشين و دوربين عكاسي نيز استفاده شده است. جنس و جريان سفر جهانگرد متعلق به جهان سنتي است. در مقابل گردشگري يك فرآيند نو و يك صنعت پيچيده است و در قالب يك جريان فرهنگي و اقتصادي برنامهريزي شده متعلق به جامعه مدرن تعريف ميشود و اكنون با گذر بيش از يك ميليارد و پانصد ميليون نفر از مرزهاي بينالمللي و با رويكردهاي اقتصادي و تجاري داخلي و خارجي صنعت گردشگري كاركردهاي گستردهاي كه در نظام اجتماعي و محيط زيست جوامع دارد و جايگاه بزرگترين پديده اجتماعي در جامعه مدرن را به خود اختصاص داده است، اكنون كه در دوره دشوار آتشبس ناشي از تجاوزي بيرحمانه به ايران و تحمل آثار شوم جنگ چهل روزه هستيم يادآوري ميشود كه در ديپلماسي عمومي نيز ديپلماسي گردشگري و صلح جايگاه ويژهاي دارد و گسترش فرآيند ميهماني و ميزباني و توسعه صنعت گردشگري از منابع مهم براي كسب قدرت نرم و كاهش تنشها و فروكش جنگهاي خانمانسوز محسوب ميشود. هرچند موجب تاسف است در ايران كه سابقه تمدني بينظيري دارد و يك كشور موزه است و شهرموزههاي كم نظير در آن همانند شيراز، تهران، اصفهان، مشهد، تبريز، اهواز، كرمانشاه و همدان نمايانگر فرهنگ و تمدني باشكوه است با تسلط رويكردهاي عاميانه و رواج تحليلهاي سطحي گردشگري همپاي ديگر نقاط دنيا رشد نكرده و توسعه نيافته است.
برادران اميدوار همانگونه كه در حين سفر خود به دور دنيا و گزارش پربها و علمي آن سفر به جهانگردي ايران و جهان اعتبار بخشيدند از ستونهاي استوار گردشگري ايران و بيترديد بخشي از ميراث زنده بشري بودند كه اميد است نسل جوان ما با مراجعه به كتابها و آثار وزين آنها و بازديد كاوشگرانه از موزه كوچك اما كم نظير «برادران اميدوار» در كاخ سعدآباد تهران الگوهاي سفر و گردش برپايه انسانيت، مدارا و مهرباني را تجربه كنند. روحشان شاد باد.
رييس بنياد توسعه گردشگري پايدار
خانه، مدرسه و آموزش زير سايه جنگ
در برخي موارد نيز معلمان با پديدههايي مانند كمك بيش از حد والدين، استفاده از پاسخهاي آماده يا حتي تقلب در انجام تكاليف مواجه ميشوند كه اعتبار نظام ارزيابي آموزشي را با چالش روبهرو ميكند.
اين شرايط علاوه بر معلمان و مديران، فشار مضاعفي را نيز بر خانوادهها تحميل كرده است. در وضعيت عادي، بخشي از مسووليت تربيتي و آموزشي فرزندان در طول روز بر عهده مدرسه قرار داشت، اما اكنون اينبار تا حد زيادي بر دوش خانوادهها افتاده است. حضور طولانيمدت فرزندان در خانه، چگالي روابط ميان والدين و فرزندان را افزايش داده و در برخي موارد اين تراكم روابط از ظرفيت عادي خانواده فراتر رفته است. در نتيجه مديريت زمان، فضاي خانه و مسووليتهاي آموزشي براي بسياري از خانوادهها به مسالهاي دشوار تبديل شده است.
در كنار اين چالشها، پيامدهاي منفي ديگر از جمله كمتحركي جسمي دانشآموزان، وابستگي بيشتر به تلفن همراه و اينترنت، كاهش انگيزه تحصيلي و تضعيف روحيه رقابت سالم آموزشي قابل تامل است.
از منظر تربيتي نيز بايد توجه داشت كه مدرسه صرفا محل آموزش دروس نيست، بلكه فضايي براي شكلگيري مهارتهاي اجتماعي، كار گروهي، نظمپذيري و تعامل با همسالان است. محروميت طولانيمدت دانشآموزان از اين فضا ميتواند پيامدهاي بلندمدتي براي رشد اجتماعي و رواني آنان به همراه داشته باشد.
اكنون كه سال تحصيلي در حال پايان است در آستانه تابستان نيز مجموعهاي از مسائل تازه پديد ميآيد. تعطيلي مدارس و تداوم وضعيت كنوني، فرصتهاي فراغت بيرون از خانه را براي دانشآموزان محدود ميكند. سالنهاي ورزشي، كلاسهاي مهارتآموزي يا گردشهاي گروهي هزينه بالايي دارند. در چنين شرايطي، بسياري از خانوادهها با بار مالي سنگين و محدوديت در تامين برنامههاي فراغتي براي فرزندان خود روبهرو ميشوند؛ مسالهاي كه براي خانوادههاي كمدرآمد و آسيب ديده از شرايط جنگي جديتر است و ميتواند اضطراب، انزوا و كاهش انگيزه را در ميان دانشآموزان تشديد كند.
در اين ميان، نقش مدرسه فراتر از يك نهاد صرفا آموزشي است. حتي اگر امكان بازگشت كامل به آموزش حضوري فراهم نباشد، ميتوان از ظرفيت مدارس براي پاسخگويي به بخشي از نيازهاي آموزشي و اجتماعي دانشآموزان استفاده كرد. برگزاري محدود كارگاههاي فرهنگي، ورزشي يا مهارتآموزي در شرايط ايمن، فعاليتهاي گروهي در روزهاي مشخص و فراهم كردن امكان استفاده خانوادهها از امكانات مدرسه ميتواند بخشي از خلأ فراغت و تعامل اجتماعي دانشآموزان را جبران كند.
اگر شرايط جنگي براي سال تحصيلي آينده نيز ادامه يابد، لازم است سناريوهاي واقعبينانهاي براي كاهش آسيبها پيشبيني شود. در صورت تداوم محدوديتهاي امنيتي، ميتوان به راهحلهاي ميانه انديشيد مانند برگزاري محدود برخي كلاسها به صورت حضوري در روزهاي مشخص هفته، حضور چرخشي دانشآموزان در مدرسه يا برگزاري كارگاههاي آموزشي كوتاهمدت. چنين اقداماتي ميتواند بخشي از خلأ تعامل چهرهبهچهره ميان دانشآموزان و معلمان را جبران كند.
در كنار آن، آموزش مجازي نيز بايد از حالت اضطراري و پراكنده خارج شده و ساختارمندتر شود؛ از جمله با طراحي برنامههاي زماني منظمتر، استفاده از پلتفرمهاي آموزشي مناسب، تنوعبخشي به شيوههاي تدريس و ارزشيابي و ارايه آموزشهاي لازم به معلمان و والدين.
همچنين توجه به ابعاد رواني و اجتماعي دانشآموزان در اين دوره ضروري است. تقويت ارتباط مشاورهاي ميان مدارس و خانوادهها و طراحي فعاليتهاي فرهنگي و ورزشي قابل اجرا در خانه ميتواند به كاهش فشارهاي رواني ناشي از اين وضعيت كمك كند.