• 1405 دوشنبه 16 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6321 -
  • 1405 چهارشنبه 23 ارديبهشت

«اعتماد» روایت می‌کند

گزارشي از سه پرونده گروگانگيري

گروه حوادث

يكي از شايع‌ترين دليل گروگانگيري، باج‌گيري يا اخاذي است. در اين نوع گروگانگيري هدف اصلي رباينده، كسب منفعت مالي از طريق گرفتن پول، سكه، طلا يا هرگونه ارزش مالي ديگر از خانواده فرد ربوده شده است. طبق بررسي‌هاي «اعتماد» از پرونده‌هاي مربوط به گروگانگيري نشان داده؛ ربايندگان معمولا افرادي را هدف قرار مي‌دهند كه خانواده آنها توانايي پرداخت پول را داشته باشد. اين افراد مي‌توانند از اقشار مختلف جامعه باشند. ربايندگان، قرباني را ربوده و به مكاني امن كه اكثرا مخفي و دور از دسترس است، منتقل مي‌كنند و پس از مدتي با خانواده يا مراجع مربوطه تماس مي‌گيرند و درخواست مبلغ مشخصي را به عنوان باج مطرح مي‌كنند. معمولا تهديدهايي مبني بر آسيب رساندن به گروگان در صورت عدم پرداخت باج صورت مي‌گيرد. گاهي اوقات مكالماتي بين ربايندگان و طرف مقابل براي تعيين مبلغ نهايي باج و نحوه تحويل فرد ربوده شده صورت مي‌گيرد و باج پرداخت مي‌شود. پس از دريافت باج، ربايندگان معمولا گروگان را آزاد مي‌كنند. البته هميشه اين احتمال وجود دارد كه گروگان در معرض خطر باشد. با اين حال يكي ديگر از انگيزه‌هاي ربايندگان خصومت يا دشمني شخصي يا گاهي عشقي است؛ در اين حالت، هدف اصلي گروگانگير انتقام‌گيري، تحقير طرف مقابل يا فشار روحي و رواني است. در برخي پرونده‌ها، اين اتفاق ميان افراد داراي رابطه نزديك مثل همسر سابق، اعضاي خانواده يا شريك عاطفي رخ مي‌دهد؛ مثلا پدر يا مادري كه بخواهد فرزند را از طرف مقابل بگيرد. در بعضي ديگر از پرونده‌ها گاهي گروگانگيري ابزار تهديد است و فرد مي‌خواهد طرف مقابل را مجبور به انجام كاري از جمله پس گرفتن شكايت، امضاي قرارداد يا اعتراف به موضوعي كند. «اعتماد» در اين گزارش به سه پرونده مربوط به گروگانگيري پرداخته است. 


پرونده اول
پليس با عملياتي هوشمندانه و قرار صوري، عضو يك باند قاچاق انسان را دستگير كرد كه افغان‌هاي غيرمجاز را در يك سوله مخفي نگه مي‌داشتند و براي آزاديشان تا ۴۰۰ ميليون تومان مطالبه مي‌كردند. متهم پس از انكار اوليه به تمام جزييات اين شبكه مجرمانه و دليل گروگانگيري مسافران غيرمجاز اعتراف كرد. ماجراي تحقيقات در مورد اين پرونده چند روز پيش، زماني آغاز شد كه زني تبعه كشور افغانستان با مراجعه به پليس از ناپديد شدن ناگهاني همسرش خبر داد. او در تشريح ماجرا گفت: «همسرم به صورت غيرمجاز از افغانستان وارد ايران شده بود، در حالي كه منتظرش بودم چند روزي است كه هيچ خبري از او ندارم تا اينكه ناگهان فردي ناشناس تماس گرفت و تهديد كرد كه اگر ۴۰۰ ميليون تومان واريز نكنم، شوهرم را آزاد نمي‌كند.» در پي طرح اين شكايت با دستور مقام قضايي ماموران پليس با آموزش زن افغان، نحوه قرار ملاقات و تحويل پول را هماهنگ كرد. پس از آن در يك عمليات دقيق، يك جوان در يكي از پارك‌هاي تهران براي تحويل پول حاضر شد و نيروهاي پليس بلافاصله فردي را كه براي گرفتن پول سراغش رفته بود، دستگير كردند. متهم ابتدا هرگونه ارتباط با گروگانگيري را انكار كرد، اما پس از بازجويي‌هاي فني و تخصصي به عضويت در يك باند قاچاق انسان اعتراف كرد. متهم جوان كه ايراني است، اعتراف كرد در يك گاراژ در منطقه نازي‌آباد كار مي‌كند. پسر جوان در اعترافات خود گفت: «مدتي پيش با يك قاچاقچي انسان آشنا شدم. آنها افغان‌هاي غيرمجاز را از مرز وارد مي‌كردند و در يك سوله مخفي در اطراف تهران نگهداري مي‌كردند. افراد فقط زماني كه مبلغ توافق ‌شده را پرداخت مي‌كردند، آزاد مي‌شدند و به كارهاي مختلف فرستاده مي‌شدند، اما كساني كه ۴۰۰ ميليون تومان را پرداخت نمي‌كردند، در يك چاه عميق زيرزميني به عمق هفت، هشت يا حتي ۱۰ متر زنداني مي‌شدند.» اين متهم در مورد همسر شاكي گفت: «چند روز پيش تعدادي از اين افراد كه پول پرداخت نكرده بودند را به آن چاه منتقل كرده بوديم. مثل هميشه با خانواده‌هايشان تماس مي‌گرفتيم و تهديد به مرگ مي‌كرديم تا پول را واريز كنند.» با اعترافات متهم، ماموران پليس سريع به محل سوله رفتند و يك چاه بزرگ را كشف كردند كه دهانه آن با ورق‌هاي آهني پوشيده شده بود. در داخل چاه، ۸ تبعه افغان در شرايط بسيار نامناسب و اسارت‌بار نگهداري مي‌شدند كه بلافاصله نجات يافتند. پس از تحقيقات اوليه، دستور رد مرز و بازگردانده شدن گروگان نجات‌يافته به كشور خودشان صادر شد و آنها به كشورشان بازگردانده شدند. در حال حاضر تحقيقات پليسي براي شناسايي ساير اعضاي باند قاچاق انسان و قاچاقچيان اصلي همچنان ادامه دارد.

پرونده دوم
چند روز پيش مهندس جواني راهي اداره آگاهي تهران شد و با نگراني از ناپديد شدن همسرش خبر داد. او گفت كه تصور كرده همسرش به دليل اختلافات خانوادگي قهر كرده و به خانه پدرش رفته است، اما صبح روز بعد با پيامكي تكان‌دهنده روبه‌رو شده كه در آن افرادي اعلام كرده بودند همسرش ربوده شده و در ازاي آزادي‌اش چند ميليارد تومان پول نقد به دلار مي‌خواهند. به گفته مهندس جوان، آدم‌ربايان تهديد كرده بودند كه اگر پاي پليس به ميان بيايد، همسرش زنده نخواهد ماند.
با وجود هشدار آدم‌ربايان، مرد جوان براي نجات جان همسرش ماجرا را به پليس گزارش داد و تيمي از كارآگاهان تحقيقات را آغاز كردند. بررسي دوربين‌هاي مداربسته و ردزني تلفني نشان داد پيام از سيم‌كارتي ارسال شده كه متعلق به مردي معتاد است؛ سرنخي كه ماموران را به خانه‌اي ويلايي در شمال تهران رساند. در آنجا دو زن سوار بر خودرويي شاسي‌بلند ديده شدند كه يكي از آنان همان زن ربوده‌ شده، ‌بود. با فاش شدن اين حقيقت و از آنجايي كه رابطه دو زن دوستانه به نظرمي رسيد و نشان از گروگانگيري نمي‌داد، ماموران سراغ آنها رفتند. سميه كه با ديدن پليس شوكه شده بود، ‌ناچار شد حقايق را فاش كند. او در تحقيقات اوليه اعتراف كرد كه نقشه‌ ربوده شدن خود را براي امتحان عشق همسرش و حتي كسب پول طراحي كرده است. او گفت: «وقتي جنگ شروع شد، همسرم اصرار كرد كه زميني از كشور خارج شويم، اما من مخالف بودم. با اين وجود او تصميم گرفت بدون من برود، چون در كشور عراق، كار ساخت و ساز انجام مي‌داد. وقتي ديدم تصميم گرفته بدون من برود، قهر كردم و به خانه دوستم رفتم. او پيشنهاد داد تا سناريوي آدم‌ربايي ساختگي را كليد بزنيم تا ميزان علاقه او را بسنجم. با خود گفتم اگر از اين ماجرا پولي هم گيرم ‌آمد، پس‌انداز مي‌كنم. اين نقشه را با همدستي دوستم اجرا كرديم و براي شروع، يك سيم‌كارت از فردي معتاد خريديم، اما در نهايت دستمان رو شد.» با اعتراف اين زن، تحقيقات در اين پرونده ادامه دارد. 

پرونده سوم
چندي قبل پسري جوان در حال عبور از خياباني در جنوب تهران بود كه متوجه شد پيكر مردي جوان در كنار ساختمان متروكه‌اي افتاده است. هر چند در ابتدا تصور مي‌شد او جان باخته است، اما با كمي دقت صداي نفس‌هاي او را شنيده و مرد جوان به بيمارستان منتقل شد. بلافاصله كادر درمان تلاش خود را آغاز كرد و مرد جوان از مرگ نجات پيدا كرد. با اعلام موضوع به پليس، ماموران به بيمارستان رفتند و اين جوان كه بهبودي نسبي پيدا كرده بود در تحقيقات اوليه گفت: «در حال عبور از خيابان بودم كه خودروي پژويي راهم را سد كرد و سرنشينان خودرو كه ماسك و كلاه به سر و صورت داشتند مرا با تهديد و زور سوار خودرو كردند. در طول مسير سرم را زير صندلي قرار داده بودند و من نتوانستم مسير را ببينم، اما بعد از حدود يك ساعت خودرو توقف كرد و من صداي باز شدن در گاراژي را شنيدم و خودرو به داخل خانه باغي وارد شد. مردان نقاب‌دار مرا به اتاقي در خانه باغ برده و مورد ضرب و شتم قرار دادند. آنها چند برگه سفيد امضا مقابلم قرار داده و از من امضا و اثر انگشت گرفته و تهديد كردند كه در برابر خواسته‌هاي برادرهايم بايد سكوت كنم در غير اين صورت اموالم را با برگه‌هاي سفيد امضايي كه از من گرفته بودند، تصاحب خواهند كرد.» مرد جوان در ادامه گفت: «چند ماه قبل مادرم فوت كرد و پدرم هم سال‌ها قبل فوت كرده است. با مرگ مادرم، برادرهايم سراغم آمدند و از من خواستند كه خانه ارثيه پدري را بفروشند. من كه ساكن طبقه دوم خانه ويلايي بودم به آنها گفتم فعلا دست نگهدارند شايد بتوانم سهم آنها را خريداري كنم، اما آنها قبول نكردند و اعلام كردند كه هر چه زودتر خانه را بفروشيم.» او در ادامه گفت: «گروگانگيران از سوي برادرانم اجير شده بودند. آنها مرا ۲۴ ساعت در خانه باغ زنداني و شكنجه كردند.» به دنبال اظهارات مرد جوان، بازپرس جنايي دستور بازداشت دو برادر شاكي را صادر كرد. گرچه دو برادر ابتدا منكر آدم‌ربايي بودند، اما در ادامه تحقيقات و با وجود مدارك به ربودن برادرشان اعتراف كردند. يكي از آنها در تحقيقات گفت: «وقتي پدرم فوت كرد اموال او را غير از خانه ويلايي كه مادرم در آنجا ساكن بود، تقسيم كرديم. برادرم در طبقه دوم همان خانه زندگي مي‌كرد و در اين مدت حتي يك ريال هم بابت اجاره به ما پول نداد.» او ادامه داد: «با مرگ مادرم قرار شد كه خانه را بفروشيم، اما برادرم مخالف بود، چون با فروش اين خانه بايد از آنجا اسباب‌كشي مي‌كرد ما كه راه چاره‌اي برايمان نمانده بود، تصميم گرفتيم او را تهديد كنيم. از طريق يكي از دوستانم با مرد سارقي آشنا شدم و او با كمك دو همدستش نقشه ربودن برادرم را كشيدند. قرار نبود او را در حدي كتك بزنند كه جانش به خطر بيفتد. زماني هم كه ما فهميديم برادرم بر اثر شكنجه‌ها بي‌هوش شده دستور داديم او را آزاد كنند. هدف ما اين بود كه او بترسد و رضايت به فروش خانه پدري بدهد.» با اعتراف دو برادر، سه مرد گروگانگير نيز بازداشت شدند. به دستور بازپرس جنايي، متهمان در اختيار پليس قرار داده شده و‌ تحقيقات در اين خصوص ادامه دارد.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون