• 1405 دوشنبه 16 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6321 -
  • 1405 چهارشنبه 23 ارديبهشت

شعر در سلوك و ادبيات فردوسي

شهراد شاهرخي‌طهراني

به اقيانوس بي‌پايان ادبيات كه نگاه مي‌اندازيم به نيكي و به درستي درخواهيم يافت كه اين پهنه وسيع و ناپيداي بيكران، گستره و عرصه بي‌پاياني است كه هر قطره‌اش معرفتي از درياي علم و عشق و عرفان و دانش است.
در حقيقت، شعر و ادبيات، آفرينش و‌ موهبتي از زيبايي‌هاي جهان آفرينش و عالم حكمت است كه بزرگان و اكابري را در دنياي ادبياتِ ايران و‌ جهان پديدار و هويدا كرده كه هر كدام چون خورشيدي بر قلب عالمِ هستي تجلي كرده‌اند. يكي از آن درياهاي وجودِ هستي و خورشيد علم و شعر و ادبيات جهان، شاعرِ پارسي‌گوي ايران زمين: استاد والامقام طوس جناب حكيم ابوالقاسم فردوسي است كه او‌ نيز به راستي و به درستي در كنار بزرگاني چون جناب عطار، جناب مولانا جلال‌الدين محمد بلخي، جناب شاه نعمت‌الله ولي‌كرماني، سعدي، حافظ‌شيرازي، صائب‌تبريزي و ديگر بزرگان، خوش درخشيده‌اند كه هر كدام‌ پايگاه عظيم دانش و آگاهي و عرفان و خرد و ادبيات شده‌اند.
فردوسي از بزرگ‌شاعران و بزرگمردان و بزرگ‌خردمنداني است كه دلسوزانه كوشيد تا زبان فارسي را با تمام وجودِ خويش زنده نگه داشته تا اين گنجينه و گوهر ادب و فرهنگ يعني زبان فارسي را از دستبرد دشمنان ايران و دشمنان فرهنگ و ادبيات ايران زمين مصون و ايمن نگه دارد. فردوسي، شاعرِ حماسه‌هاي عشق و جان‌مايه حقيقتِ وجودِ ادبيات ايران، بلكه جهان است كه با خلق شاهكاري بي‌نظير دست به اعجازِ شگفت و شگرفي زد كه تا قرن‌ها بعد و تا ابد، بشر، مخصوصا پارسي‌زبانان را مديون اين شاهكار و آفرينش زيبا و ماندگار يعني «شاهنامه» كرده است. فردوسي با سرايش شاهنامه، زبان و اصالت و ادبيات را به ايران بازگردانده و آن را محفوظ نگه داشت تا انسانِ با فرهنگِ و با تمدنِ ايران آن را نيز به نيكي پاس داشته و در نگهداري اين شاهكار و اين اثر گرانمايه و گرانسنگ سهيم باشد؛ در واقع شاهنامه فردوسي نه‌ تنها بزرگ‌ترين اثر حماسي ادبيات فارسي و سند هويت ملي ايرانيان است، بلكه حاصل 30  سال رنج شاعري است كه زبان پارسي را از خطر نابودي نجات داد. كه خود مي‌گويد:  بسي رنج بردم در اين سال سي / عجم زنده كردم بدين پارسي
شاهنامه، 60  هزار بيت دارد، پس در صحنه شاهنامه شصت هزار خانه بنا شده كه  هر خانه‌اي قلعه‌اي است با پايه‌هايي در قعر زمين و باره‌هايي در ژرف افلاك؛ آنچنان پرصلابت و استوار كه زمين‌لرزه و توفان و تندباد، گزندي به حريمش نمي‌رساند. سازنده اين كاخ‌ها مهندسي است كه با مصالح فرهنگي به پيوند و نظم اين معماري شگرف همت ورزيده و بنايي پي افكنده كه براي آن همتايي در ادب و فرهنگ جهاني نمي‌توان يافت.
موضوعات شاهنامه فردوسي، ماجراي رشادت‌هاي پهلوانان ايراني است. رشادت‌هايي كه گاهي با پيروزي همراه بود و گاهي به شكست مي‌انجاميد. داستان‌هايي كه از زمان حكومت كيومرث‌ شاه تا پادشاهي فريدون، پهلواني از خيزش كاوه آهنگر تا كشته شدن رستم و فرمانروايي بهمن پسر اسفنديار و تاريخي از پادشاهي بهمن و پيدايش اسكندر تا گشودن ايران به دست اعراب كه شكست سلطنت ساساني از سپاه اعراب را نيز شامل مي‌شود. در اين اثر، روايت درگيري با خارجي‌ها، از هنديان و تورانيان در شرق گرفته تا روميان و تازيان در غرب و جنوب غربي، همه و همه به زيبا‌ترين شكل ممكن به نمايش در آمده است.
او شعر در سلوك خويش و زبان پارسي و ادبيات را به زيباترين شكل بيان كرد و نشان داد، چراكه شاهنامه يكي از زيباترين و‌ خجسته‌ترين آثاري است كه او با توجه به سلوك معنوي و عرفاني خويش با تعمق و‌ مراقبه توانست خود را در اقيانوس معرفت هستي غوطه‌ور ساخته و دست به اعجازِ آسماني انديشه زده و حكيمِ خِرد و آگاهي در جهانِ دانش و آفرينش باشد. حكيم ابوالقاسم فردوسي، بزرگ دانشمندي بود كه نه تنها حكيمي آگاه و دانشمند بود، بلكه داراي انديشه‌هاي صوفيانه و عارفانه هم بود .در واقع فردوسي كسي بود كه بر فلاسفه و خِردگريانِ مغرورانِ به دانشِ خويش ايراد مي‌گرفت و از فلسفه‌دانان به بسيارگويي و بيهوده‌گويي ياد مي‌كند، چون او بر اين نظر است كه سخن گفتن از موهومات و مبهمات چيزي جز زياده‌گويي نيست، چراكه فردوسي از اتكاي بي‌اندازه بر دانش و خِردِ غرورآفرين پرهيز مي‌دهد و راهروان را به درويشي و رادمردي فرا مي‌خواند. جناب حكيم ابوالقاسم فردوسي در بابِ وحدتِ وجود از نخستين بنيانگذاران سنگ بناي مكتب وحدتِ وجود محسوب مي‌شود، زيرا وي نخستين داننده و بيننده‌اي است كه از خداوند به هستي مطلق و وجود مطلق تعبير فرموده و قريب سه قرن قبل از شيخ محي‌الدين عربي گفته است:  «جهان را بلندي و پستي تويي/ ندانم چه‌ اي، هر چه هستي تويي» كه اين بينش عين بينش اكابر تصوف و عارفان ايران است.
استادِ طوس اندرزهاي درويشانه را در قالب اسطوره‌هاي پهلواني و حماسي چنان ارايه مي‌كند كه ظاهرِ كلام در خودآگاهِ خواننده و جوهرِ پيام در ناخودآگاهِ او مي‌نشيند و اثري عميق برجاي مي‌نهد. در واقع فردوسي بزرگ هشدار مي‌دهد تا هوشيار كند كه روايات شاهنامه را نبايد افسانه پنداشت، بلكه آنها را نمونه‌هايي از رويدادهاي روزمره جهان بايد شمرد، پهلوانان و سركشان و ابرقدرتان، بادكنك‌هايي پرباد و عظيم‌الجثه‌اي بيش نيستند و رشته كارشان به سوزني بسته است؛ به ناگاه مي‌تركند و جا تهي مي‌سازند.
 از اين گذشته بايد دانست كه تاثير شاهنامه و انعكاس پيام جناب حكيم ابوالقاسم فردوسي محدود و محصور به فارسي‌زبانان نيست، بلكه در پهنه معرفت انساني، تمامي سخنوران جهان از وي سودِ فراوان گرفته و شاهنامه را به زبان‌هاي مختلفي ترجمه كرده‌اند. جناب فردوسي خورشيدي است كه در حقيقتِ فرهنگ و ادبيات ايران زمين، بلكه جهان تابنده شد و اين نور و تابندگي تا ابد بر سر علم و آدمي مستدام باقي خواهد ماند.نويسنده و شاعر

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون