معاون گردشگري وزارت ميراث فرهنگي اعلام كرد
28،5 همت خسارت جنگ براي صنعت گردشگري
انوشيروان محسني بندپي در پاسخ به «اعتماد»: مشوق و حمايت از واحدهاي گردشگري آسيبديده در جنگ مشروط به حفظ نيروهاست
گروه اجتماعي
پايان تابستان پارسال، چند روز قبل از بازگشت تحريمهاي سازمان ملل، نگراني خبرنگاراني كه در نشست خبري معاون گردشگري وزارت ميراث فرهنگي حضور داشتند، اين بود كه «فعال شدن مكانيسم ماشه» چه به سر صنعت گردشگري كشور خواهد آورد. آن زمان، حدود سه ماه از جنگ 12 روزه ميگذشت و ايران همچنان براي بسياري از گردشگران جهان، در فهرست قرمز سفر بود و معاون گردشگري به صراحت اين جمله را در جواب خبرنگاران گفت كه «ورود گردشگر اروپايي به ايران به صفر رسيده است.»
انوشيروان محسني بندپي، در اين نشست خبري براي «اعتماد» و ساير خبرنگاراني كه درباره تاثير جنگ و بحرانهاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي و فعال شدن قطعنامههاي 6گانه سازمان ملل بر صنعت گردشگري ميپرسيدند، يك جواب واحد و واقعي داشت: «كليديترين، محوريترين و اساسيترين مولفه رونق گردشگري، امنيت است و اين مولفه بايد احصا شود تا براي ظرفيت گردشگري مشتري پيدا كنيم چون مشتري هم وجود دارد ولي واقعيت اين است كه با اين مولفه فاصله داريم.»
شهريور پارسال و حدود سه ماه بعد از جنگ 12 روزه، طبق آمار معاونت گردشگري، ميزان پرشدگي ظرفيت هتلها در مقاصد گردشگرپذير همچون مشهد و شيراز و اصفهان و كيش، بين 60 تا بيش از 90 درصد بود ولي معاون گردشگري تاييد كرد كه جنگ 12 روزه، به مدت 3 ماه، صنعت گردشگري را فلج كرده و در آمارهايي از وضعيت ورود گردشگر خارجي تا سه ماه بعد از جنگ، گفت كه وروديها، هم نسبت به مدت مشابه سال 1403 و حتي نسبت به ماه قبل از جنگ 12 روزه، منفي شده به گونهاي كه در ماه شروع جنگ (خرداد) رشد گردشگر منفي بوده، در تيرماه اين رشد نسبت به خرداد بيشتر شده و در سومين ماه بعد از جنگ 12 روزه، ميزان رشد گردشگري در كشور، به منفي دو درصد رسيده در حالي كه فروردين 1404 نسبت به مدت مشابه سال 1403 شاهد رشد 48.5 درصدي گردشگر ورودي به كشور بودهايم.
اوايل نيمه دوم پارسال، احتمال كمرنگي براي از سرگيري جنگ مطرح بود و وزير ميراث فرهنگي، در نشست خبري پاييزي خود، با نگاهي به همين احتمال كمرنگ از سه فرض براي صنعت گردشگري گفت و از اينكه «عاديسازي وضعيت گردشگري ورودي، حداقل 6 ماه و حداكثر يك سال طول ميكشد. در صورت تداوم وضع سياسي فعلي (نه جنگ و نه صلح) حداكثر گردشگر ورودي به كشور براي كل سال جاري، تا مرز 7 ميليون و 400 هزار نفر خواهد بود و به شرط ثبات وضعيت تا پايان سال، رشد 5 الي 10 درصدي تعداد گردشگران ورودي را خواهيم داشت اما در صورت بيثباتي با كاهش جدي گردشگر مواجه خواهيم شد.»
تكه آخر پيشبيني وزير، همان بلايي بود كه از 9 اسفند پارسال و با شروع دوباره جنگ بر سر صنعت گردشگري آمد و آن هم با شدتي بسيار مهيبتر از تاثيرات جنگ 12 روزه و فعال شدن مكانيسم ماشه و بازگشت قطعنامههاي سازمان ملل. طبق گزارشي كه ديروز معاون گردشگري وزارت ميراث فرهنگي در نشست خبري خود داشت، از 9 اسفند پارسال تا 25 فروردين امسال، 28.5 هزار ميليارد تومان (28 هزار و 500 ميليارد تومان) به صنعت گردشگري خسارت وارد شده كه اين خسارت را بايد در ردههاي مختلف كاهش تعداد مسافر، خالي ماندن مراكز اقامتي، تعطيلي دفاتر ارائه دهنده خدمات سفر، بيكاري فعالان صنعت گردشگري و تخريب فيزيكي مراكز اقامتي و گردشگري تفكيك كنيم.
خالي ماندن مراكز اقامتي
طبق گزارش معاونت گردشگري، در فاصله 9 اسفند پارسال تا 25 فروردين امسال 29 ميليون و 703 هزار و 296 نفر، از شهرهاي محل سكونت خود خارج شدهاند و به شهرهاي امنتر رفتهاند اما فقط 4 درصد از اين جمعيت، براي اسكان و اقامت به هتلها و مراكز اقامتي مراجعه كردهاند آن هم در حالي كه 514 هزار تخت در 17 هزار واحد اقامتي آماده پذيرايي از مسافران بوده ولي در اين مدت، فقط 37 درصد ظرفيت مراكز اقامتي پر شده است. خالي ماندن 43 درصد ظرفيت مراكز اقامتي در طول 45 روز در حالي است كه اين عدد در مدت مشابه سال 1403 (هفته اول اسفند 1403 تا هفته پاياني فروردين 1404) حدود 80 درصد بوده و حدود 20 روز از اين بازه زماني (25 اسفند تا 14 فروردين) مهمترين پيك سفر سالانه محسوب ميشود ولي گزارش معاونت گردشگري نشان ميدهد كه در جنگ 40 روزه، ارتزاق و معيشت و اشتغال مردمي كه از شهر محل سكونت خود به نقاط امنتر رفتند، اولويت بالاتري نسبت به هزينهكرد براي سفر داشته است. خالي ماندن مراكز اقامتي، تنها يك بخش از خسارات جنگ براي صنعت گردشگري بود كه با احتساب ميانگين هزينه 2 ميليون توماني براي هر شب اقامت براي 514 هزار تخت در طول 45 روز، خسارت ريالي خالي ماندن تختهاي مراكز اقامتي به رقمي در حدود 20 هزار ميليارد تومان ميرسد در حالي كه 402 هزار و 600 نفر در 17 هزار مركز اقامتي سراسر كشور مشغول كارند و زندگيشان از طريق پذيرش مسافر تامين ميشود. طبق اين گزارش، در اين بازه 45 روزه، غير از هتلها و مراكز اقامتي در استانهاي مازندران با 86 درصد پرشدگي و گيلان با حدود ۶۰ درصد پررشدگي، در بقيه استانها و حتي در مقاصد گردشگري مثل قشم و كيش و بندرعباس و استانهاي جنوبي مثل بوشهر و خوزستان، هتلها و مراكز اقامتي خالي بود در حالي كه در نوار جنوبي كشور، اسفند و فروردين فصل رونق گردشگري محسوب ميشود.
تعطيلي دفاتر خدمات مسافرتي
توقف فعاليت و تعطيلي حدود 7 هزار دفتر خدمات مسافرتي از ديگر تبعات جنگ 40 روزه بود كه طبق برآورد معاونت گردشگري، تعطيلي اين دفاتر هم حدود 5.5 هزار ميليارد تومان خسارت براي حدود 347 هزار شاغل در بخش ارائه خدمات سفر داشته است. توقف تمام پروازهاي داخلي و خارجي از آغاز جنگ تا دو هفته بعد از آتشبس و تداوم قطعي اينترنت و دسترسي نداشتن به اينترنت بينالمللي از هفته پاياني دي پارسال، بهخصوص براي آن تعداد از دفاتر خدمات مسافرتي كه بر گردشگر ورودي يا خروجي تمركز داشتند، دليل مهمي بود كه اين دفاتر، فعال بودن خود را بيفايده ببينند و بنابراين، كركرهها كشيده شد تا زماني كه راهي براي ارتباط با دنيا فراهم شود.
بيكاري راهنمايان تور
خسارت هزار ميليارد توماني براي راهنمايان توري كه ديگر مسافري نداشتند تا او را در مقاصد گردشگري همراهي كنند، بخش ديگري از آسيب جنگ 40 روزه براي صنعت گردشگري است.
خسارت به واحدهاي گردشگري
در جنگ 40 روزه 149 بنا و محوطه تاريخي و باستاني در جوار هدف حملات هوايي امريكا و اسراييل، دچار تخريب گسترده شد. مراكز اقامتي و گردشگري هم از اين آسيب و تخريب در امان نبودند و طبق گزارش معاون گردشگري، 64 واحد اقامتي و گردشگري و خدمات مسافرتي در 12 استان تخريب و خسارت در حد جزيي تا بسيار شديد داشتند. تخريب و آسيب 10 هتل و مهمانپذير و دفتر خدمات مسافرتي و رستوران در استان آذربايجان غربي، تخريب يك دفتر خدمات مسافرتي در استان اصفهان، تخريب يك هتل در استان البرز، تخريب 4 هتل و مهمانپذير تاريخي در استان تهران، تخريب 7 هتل و مجتمع گردشگري و رستوران و مهمانپذير در استان خوزستان، تخريب سه هتل و مجتمع خدمات رفاهي و مجتمع بينراهي در استان زنجان، تخريب سه مجتمع گردشگري در استان قم، تخريب 7 هتل و مجتمع گردشگري در استان كردستان، تخريب 12 سفرهخانه و هتل و دفتر خدمات مسافرتي و رستوران و مجتمع گردشگري در استان كرمانشاه، تخريب دو هتل در استان گيلان، تخريب 5 هتل و دفتر خدمات مسافرتي و مجتمع بينراهي در استان لرستان و تخريب 4 مهمانپذير و خانه بومگردي و هتل در استان همدان دو جور خسارت براي صاحبان و شاغلان اين واحدها ايجاد كرده كه آسيب و خسارت فيزيكي به اين واحدها 560 ميليارد تومان برآورد شده ولي به دليل توقف فعاليت تاسيسات گردشگري در ايام جنگ 40 روزه و منتفع نشدن اين مراكز در ارائه خدمات، مجموع خسارت در اين بخش هم به 1300 ميليارد تومان رسيده است.
پيشبيني و فرض سوم درباره صنعت گردشگري محقق شد
اين طور كه ديروز محسني بندپي در جمع خبرنگاران گفت، اوايل سال 1404 كه زمزمه جنگ نبود و شرايط سياسي و اجتماعي كشور با روي كار آمدن دولت چهاردهم به ثبات و آرامش رسيده بود، هدفگذاريها بر اين بود كه تا پايان سال، تعداد گردشگران ورودي به بيش از 8 ميليون نفر برسد و به اهداف برنامه هفتم توسعه درباره ورود سالانه 15 ميليون گردشگر نزديك شويم ولي مجموع تعداد گردشگر ورودي تا پايان سال، رسيد به عدد 1402 و يعني ۶ ميليون و ۲۰۰ هزار نفر در حاليكه تعداد گردشگر ورودي در سال 1403 و اولين سال فعاليت دولت چهاردهم به 7،4 ميليون نفر افزايش يافته بود ولي در سال 1404 با وقوع دو جنگ و رخدادهاي دي ماه، يك عقبگرد در تعداد گردشگر ورودي داشتيم و با افت 18 درصدي به عدد سال 1402 برگشتيم.
جانباختن مهسا اميني در هفته پاياني شهريور 1401 و رخدادهاي تلخ پس از آنكه تا هفتههاي اول 1403 و تا انتخابات رياستجمهوري چهاردهم ادامه داشت، عامل مهمي براي روی گرداندن تعداد زيادي از مسافران عازم ايران و تغيير مقصد به سمت نقاطي ديگر در منطقه مديترانه شرقي و خاورميانه شد و با آغاز فعاليت دولت چهاردهم، دفاتر امور بينالملل وزارت ميراث فرهنگي به موازات فعاليت دستگاه ديپلماسي، براي رفع تركشهاي «ايرانهراسي» در تلاش بودند و اولويت اين وزارتخانه بر ايجاد اطمينان به هموطنان ايراني مقيم خارج از كشور بود تا اين سرمايه انساني ارزشمند را به بازگشت به خانه ترغيب كند. اعلام رييسجمهور در مرداد پارسال درباره حجاب، تلاش ديگري بود كه ميتوانست مسير ورود گردشگر خارجي را تسهيل كند آن هم بعد از جنگ 12 روزه كه هراسي طبيعي بابت ناامني اين سرزمين آراسته با ميراث كهن ايجاد كرده بود. تا فعالان صنعت گردشگري به خود بيايند و براي پيك سفر نوروز و فروردين برنامهريزي كنند و دعوتنامه تور و مسافر به اقصي نقاط دنيا بفرستند، رخدادهاي تلخ دي ماه پارسال بود و بازتاب جهاني آنكه ضربه محكمي به پيكره نحيف صنعت گردشگري وارد كرد. قطع اينترنت بينالمللي و تقويت ايرانهراسي در مجامع بينالمللي و بازگشت هشدار قرمز به صفحات وزارت امور خارجه اروپا و آسيا درباره سفر به ايران گره خورد به 9 اسفند و از سرگيري جنگ و هر اميدي كه اين وسط بود تا رونق ناچيزي براي حيات گردشگري متصور باشد، با رخدادهاي دي ماه و از سرگيري جنگ به طور كامل كنار گذاشته شد. معاون گردشگري وزارت ميراث، يكي از مسوولاني است كه در پاسخ خود به خبرنگاران، هم سعي ميكند رضايت اصحاب رسانه را جلب كند و هم در همسويي با دولت اصلاحطلب، حرفي بر خلاف مصالح فرهنگي كشور نگويد اما ديروز، محسني بندپي به صراحت از «صفر شدن گردشگري به دليل نبودن گردشگر داخلي و خارجي در بازه 45 روزه 9 اسفند تا 25 فروردين» گفت و اينكه اين صنعت، حالا به بدترين وضع خود در اين دهه رسيده است. جبران خسارت فعالان صنعت گردشگري فعلا در قالب طرحي است كه دولت به طور جدي آن را دنبال ميكند ولي هنوز به مرحله تصويب و ابلاغ نرسيده و اين طور كه دیروز محسني بندپي ميگفت، صحبت از استمهال 6 ماهه براي بيمه كاركنان و ماليات مراكز اقامتي و گردشگري و اقساط وامهاست تا كمكي باشد براي اين صنعت كه در يك سال اخير و با دو نوبت جنگ و يك نوبت ناآراميهاي فراگير، خسارتي بيشتر از تمام صنايع غيرنفتي كشور متحمل شده آن هم در حالي كه سومين صنعت اشتغالزاي كشور محسوب ميشود.
معاون گردشگري وزارت ميراث فرهنگي، در حاشيه نشست خبري خود به سوالات «اعتماد» پاسخ داد و توضيحاتي درباره چگونگي حمايت از كاركنان تاسيسات گردشگري، رفع و كاهش پروژه ايرانهراسي و همچنين، تاثير آسيبديدگي ابنيه و محوطههاي تاريخي و باستاني در جنگ 40روزه در آمار گردشگر ورودي داشت.
اشاره كرديد كه در طول 45 روز با آغاز جنگ و تا هفته پاياني فروردين امسال، فقط 4 درصد مسافران به هتلها رفتند و 43 درصد ظرفيت پذيرش هتلها خالي ماند. آيا در هتلها يا دفاتر خدمات مسافرتي و تاسيسات گردشگري، به دليل كاهش خدمات، تعديل نيرو اتفاق افتاد؟
- در توافقي كه با معاون اول رییس جمهور و رییس سازمان امور مالیاتی و رییس سازمان تامین اجتماعی براي حمايت از واحدها و فعالان صنعت گردشگري داريم، حمايت از خسارت ديدگان منوط به حفظ اشتغال كاركنان است و فقط به شرط آنكه اشتغال موجود حفظ شود، مشوق و حمايتها به فعالان اين صنعت ارايه خواهد شد و نگهداشت نيرو براي دريافت اين حمايتها و مشوقها، الزامي است.
قطع اينترنت بينالمللي، از هفته پاياني دي ماه و بعد از حوادث زمستان مورد اعتراض آژانسهاي گردشگري بود و رييس اتحاديه دفاتر خدمات مسافرتي در جلسهاي با خبرنگاران گفت كه قطع دسترسي به اينترنت بينالمللي در حالي گريبان اين صنف را گرفته كه تداوم اشتغال اين صنف، به اينترنت بينالمللي وابسته است و در غير اينصورت، ورود گردشگر و دعوت از گردشگر غير ممكن ميشود. چه امكاني براي اين صنف ايجاد ميشود و دسترسي به اينترنت بينالمللي چگونه ممكن خواهد شد؟
اين اعتراض درست است. در جنگ 12 روزه و رخدادهاي دي ماه هم شاهد قطع دسترسيها بوديم. در جنگ رمضان، هم وزارت ميراث فرهنگي و هم معاونت گردشگري، پيگيريهايي از طريق مجاري رسمي براي دسترسي فعالان صنف گردشگري به اينترنت بينالمللي داشتند. حالا هم با راهاندازي اينترنت پرو، فعالان صنف گردشگري ميتوانند از اين امكان استفاده كنند و با معرفي معاونت گردشگري يا اتحاديه و صنف مرتبط به نهادهاي رسمي ميتوانند براي دريافت اينترنت پرو اقدام كنند.
قبل از جنگ 40 روزه فعالان گردشگري به من ميگفتند كه ايرانهراسي كه از سال 1400 اتفاق افتاد، باعث شد كه بازار گردشگري را در اروپا از دست بدهيم. نيمههاي زمستان كه هنوز بحث از سرگيري جنگ مطرح نبود، اپراتورهاي تور ايتاليا به راهنمايان تور ايران گفته بودند كه براي نوروز، كشورهاي عراق و افغانستان و پاكستان را جايگزين ايران كردهاند. در اين دو سال، تلاش براي رفع ايرانهراسي به كجا رسيد؟
حضور در مجامع بينالمللي و حضور در نمايشگاههاي بينالمللي در اين دو سال، اين امكان را فراهم كرد كه براي رفع ايرانهراسي اقدام كنيم. فروردين پارسال، حدود 48.5 درصد افزايش گردشگر خارجي داشتيم ولي جنگ 12 روزه و جنگ 40 روزه، باعث توقف اين رشد شد. الان هم پس از طي اين بحران، به اين رشد خواهيم رسيد. به خصوص با توجه به ظرفيتهاي تمدني و تاريخي و طبيعي و سلامت و زيارتي ايران كه حتما بسيار بالاتر از كشورهايي است كه شما اشاره كرديد. با چنين قابليتي، ميتوانيم دوباره و بعد از آرامش و صلح و ظرف دو الي سه ماه، به همان جايگاه واقعي خودمان برگرديم.
طبق اعلام وزير ميراث فرهنگي 149 مكان تاريخي ما در جنگ 40 روزه به صورت مستقيم يا غير مستقيم هدف حملات قرار گرفته و خسارت گسترده داشته. بسياري از اين مكانهاي تاريخي و از جمله، كاخ گلستان و كاخ سعدآباد و قلعه فلكالافلاك، بناهايي بودند كه گردشگر ورودي ما را جذب ميكردند. آيا خسارت به بناهاي تاريخي و گردشگرپذير ما نميتواند در كاهش گردشگر ورودي حتي در زمان صلح تاثيرگذار باشد؟
ابنيه تاريخي ما، ذخاير بيبديلي هستند و كاملا درست است كه يكي از جاذبههاي ايران براي گردشگران خارجي و حتي گردشگران داخلي، همين آثار موزهاي و تاريخي و فرهنگي ماست ولي كشور ما آنقدر ظرفيت دارد كه حتي همين بناهاي تاريخي آسيب ديده هم در كنار تمام آثار تاريخيمان، همگي بسيار مهم و با اولويت و با اهميتند و حتي همين بناي آسيب ديده هم انگيزه بازديد ايجاد ميكند. بسياري از گردشگران ميآيند كه همين بناي تخريب شده را ببينند و از قدمتش و از نوع معماري و زيبايي آيينهكاري اين بنا بدانند و بنابراين، بناهاي تاريخي تخريب شده هم يك امكان بازديد است بدون آنكه تاثير منفي زيادي داشته باشد. اخيرا، بسياري از رايزنهاي فرهنگي و سفراي ما در كشورهاي مختلف تماس گرفتند و اعلام كردند كه بسياري از شهروندان كشورهاي مقصد سفارت ايران، گفتهاند كه در ايام صلح، متقاضي سفر به ايران و بازديد از همين بناهاي تاريخي آسيب ديدهاند.