روزبه دلاور
كمتر از يك هفته از قهرماني تيم ملي وزنهبرداري كشورمان در رقابتهاي جهاني جوانان ميگذرد، اما بدون ترديد پديده اين مسابقات ابوالفضل زارع در دسته ۱۱۰ كيلوگرم بود كه سه نشان طلاي اين مسابقات را بر گردن آويخت. زارع در حركت اول يك ضرب وزنه ۱۷۲ كيلوگرم را بالاي سر برد و موفق به مهار آن شد. او در دومين حركت وزنه ۱۷۵ كيلوگرم را بالاي سر برد، اما هيات ژوري خطا گرفت و اين وزنه مهار نشد، اما در سومين حركت وزنه ۱۸۰ كيلوگرم را مهار كرد و موفق به كسب مدال طلا شد. زارع در اولين حركت دوضرب وزنه ۲۰۴ كيلوگرم را مهار كرد و در دومين حركت وزنه ۲۰۹ كيلوگرم را بالاي سر برد و در آخرين تلاش خود روي صحنه رقابت وزنه ۲۲۰ كيلوگرم را بالاي سر برد كه موفق به مهار آن شد.اين يل ديار فارسي با ركورد مجموع ۴۰۰ كيلوگرم به مدال طلا ي مسابقات رسيد تا نويد ظهور يك ستاره در آسمان درخشان وزنهبرداري ايران را بدهد. با زارع در خصوص كسب اين موفقيت بزرگ و رقابت با هموطنش و ساير مسائل پيرامون گفتوگويي ترتيب دادهايم كه حاصل آن را در ادامه ميخوانيد.
در ابتدا از سطح مسابقات و رقبا بگوييد، چطور بود؟
در وزن من يك رقابت بالا و سنگين بين من و فرهاد قليزاده بود. هر دو ايراني و بچه استان فارس هستيم كه توانستيم اولي و دومي جهان را براي ايران به دست بياوريم. ميدانستم رقابت اصلي بين خودم و فرهاد است، اما با توجه به شرايط اينترنت نميتوانستيم بقيه را آناليز كنيم. همان قدري هم كه شناخت داشتيم روي ورزشكاران كشور چين و ايتاليا فوكوس كرده بوديم كه چيني در يك ضرب اوت شد و در دو ضرب هم خيلي خوب نبود. رقابت اصلي بين خودم و آقاي قليزاده بود.
سخت نبود رقابت با يك هموطن، آن هم در سطح جهاني؟
در تمرينات مشخص ميشود و با توجه به اينكه من نسبت به فرهاد وزنههاي بيشتري در يك ضرب و دو ضرب ثبت كرده بودم براي همين وزنهها را در شروع كارم كمي سنگينتر انتخاب كردم. بين من و فرهاد هم فقط رفاقت است، رقابت هم هست، اما سنگيني رفاقت بيشتر است. هيچ داستان حاشيهاي بين من و بچههاي تيم وجود ندارد، ما يك خانواده هستيم و براي همين هم بحثي بين ما پيش نميآيد. ما در مسابقات زيادي شركت كرديم كه ميتوانيم روي خودمان كنترل داشته باشيم. استرسهايمان را تبديل به آدرنالين ميكنيم تا كورتيزول كه باعث كرختي شود. كار خودمان را مديريت ميكنيم.
قبل از حضور در مسابقات شرايط تمريني و اردو چطور بود؟
سه تا چهار هفته اردو براي جوانان گذاشته بودند، اما من حدود دو هفته زودتر پيش بچههاي بزرگسال تمرين ميكردم و بعد به جوانان پيوستم. تمريناتمان هم با بزرگسالان مشترك بود. شرايط اردو هم با توجه به شرايط كشور خيلي باكيفيت بود. محل اقامت و تمرين و همه چي عالي بود.
به قطعي اينترنت اشاره داشتيد. اينترنت بينالملل در چه زمينهاي به كارتان ميآمد؟
خب بالاخره سايتي كه واردش ميشويم تا نفرات رقيب را نگاه كنيم يك سايت جهاني است. وقتي نت نباشد، نميتوانيم چك كنيم رقيبانمان چه كساني و از چه كشورهايي هستند. اسمهايشان را پيدا كنيم بعد ميتوانيم از طريق اينستاگرامشان آنها را ببينيم تا وضعيتشان را چك كنيم و ببينيم نقاط قوت و ضعفشان چيست. در تمرين رقيب اصلي آدم، وزنه است و نبايد به رقبا نگاه كند. در مسابقه هم مربي از روي تابلو حريف را آناليز ميكند. بحث شخصي و آناليز خودمان است كه ميگوييم رقبا را ببينيم، اما مربي روي تابلو آناليز ميكند و مربي حريف را به رقابت مياندازد و ما هم بايد وزنه تمريني را در آنجا بزنيم. مربي هم براي گرفتن مدال، وزنه را انتخاب ميكند.
از القابي كه برايتان در نظر گرفتند و اينكه عدهاي پديده وزنهبرداري از شما نام ميبرند، احساس غرور ميكنيد؟
نظر لطفشان است، اما صد درصد تازه شروع كار است. كار اصلي من المپيك لسآنجلس و بازيهاي آسيايي است. فعلا كارنامهاي براي خودمان درست ميكنيم تا با دست پر جلو برويم. اميدوارم اين صحبتهايي كه ميكنند لايقش باشيم و خودمان را ثابت كنيم!
مهمترين مدالهاي شما همين بود؟
در رده نوجوانان و جوانان در آسيايي مدال گرفتم. در جهاني مكزيك هم سه تا نقره گرفتيم و اين مهمترين مدالم بود.
در شرايط جنگ تمرينات را چطور پيگيري ميكرديد؟
اوايل جنگ در شيراز اردو داشتيم كه به خاطر شرايط جنگي اردو كنسل شد. بعد هم اردوي اردبيل گذاشتند كه حدود ۲۲ تا ۲۳ ساعت در راه بودم. در رفت و آمدها خيلي اذيت شديم. به هر حال تمام شد و رفت، اما اميدوارم شرايط كشور هم درست و مشكلات برطرف شود و راحت به كارهايمان برسيم.
جايزه مدالتان چي بود؟
وزارت ورزش قبل از فروردين ماه يك جايزهاي بابت مسابقات آسيايي كه مقام آوردم، واريز كردند. اصول كارشان پرداخت جايزه سالي يكبار است كه پرداخت ميشود. تنها درآمد ما هم همين ورزش و جوايزي است كه ميگيريم.
راضي هستيد؟
خدا را شكر. ميشود گذراند!
الگويتان كيست؟
مربيام سهراب مرادي است. از اوايل كار الگويم آقا سهراب بوده است كه از هر سري تمرينات و صحبت با او لذت ميبرم و حس خوبي دارد.
در المپيك چه ركوردي را بايد بزنيد تا مدال بگيريد؟
در ورزش حرفهاي به خاطر فراز و نشيبهايش نميشود پيشبيني كرد، اما خودم را باور و تلاش كنم، ميتوانم قهرمان المپيك شوم. در المپيك بستگي به رقبا دارد، اما به نظرم در مجموع ۴۱۰ به بالا جزو سه نفر اول باشد. من در تمرينات يك ضربه ۱۸۵ و دوضرب ۲۲۵ كيلو رسيدم، اما ثبتش در مسابقات فلسفه جدايي دارد. خدا را شكر زمان هست و شرايط خوبي داريم و فقط بايد مراقب باشيم تا آسيب نداريم.
مدال خود را به چه كسي تقديم ميكنيد و در پايان اگر صحبتي داريد، بگوييد!
تشكر ميكنم از رييس فدراسيون كه در اين شرايط برايمان اردو را برگزار كرد و با سختي اخذ ويزا مبارزه كرد و ويزا را گرفت، چون خيلي سخت بود و از سرمربي هم بابت زحماتش تشكر ميكنم. ما همانجا مدالهايمان را به شهداي ميناب تقديم كرديم باز هم همين كار را انجام ميدهيم.