مديريت بحران يا بازي با احتمالات؟
معماي سهميههاي آسيايي ايران
فدراسيون فوتبال ايران در تدارك اتخاذ تصميمي جنجالي براي معرفي نمايندههاي آسيايي فصل آتي است. در حالي كه كنفدراسيون فوتبال آسيا (AFC) با درخواست تمديد مهلت معرفي تيمها مخالفت كرده است، فدراسيون با ضربالاجل ۲۰ روزه روبهرو است. اما در ميان سناريوهاي مختلف يك ايده بحثبرانگيز روي ميز هيات رييسه قرار دارد: تخصيص سهميهها بر اساس عملكرد تيمها در دو فصل اخير مسابقات آسيايي و همچنين عملكرد در بازيهاي بزرگ در فصل جاري. طبق اين فرضيه اگر معيار عملكرد در بازيهاي رودررو باشد با توجه به وضعيت سپاهان احتمال جابهجايي سهميهها و اعزام پرسپوليس به جاي سپاهان به سطح دوم ليگ قهرمانان آسيا (ACL 2) مطرح است هرچند كه به دليل انجام نشدن برخي تقابلهاي حساس اين تصميم ميتواند چالشبرانگيز باشد.
فرار از تصميمگيري يا مديريت علمي؟
وضعيت فعلي فدراسيون فوتبال ايران در مواجهه با ضربالاجل AFC نمونه بارز مديريت بحران به جاي مديريت برنامهريزي است. وقتي كنفدراسيون آسيا با درخواست تمديد طولانيمدت ايران مخالفت ميكند پيام روشن است؛ ساختار تصميمگيري در فوتبال ايران با سرعت و شفافيت مورد نياز در سطح بينالمللي همخواني ندارد كه البته با توجه به شرايط جنگي در كشور تا حدي ميشود شرايط فعلي را درك كرد، اما آنچه نگرانكننده به نظر ميرسد، واكنش فدراسيون به اين فشار زماني است. به جاي تمركز بر حل چالشهاي ساختاري و رفع موانع قانوني اكنون صحبت از سناريوهاي احتمالي و جنجالي است. ايده تخصيص سهميه بر اساس عملكرد در بازيهاي بزرگ يا نتايج دو فصل گذشته اگرچه در ظاهر ممكن است راهي براي خروج از بنبست به نظر برسد، اما در عمل ميتواند به بحران اعتماد ميان باشگاهها دامن بزند. فوتبال بر پايه قوانين مشخص و پيشبينيپذير بنا شده است نه بر اساس محاسبات لحظهاي كه در آن سهميهاي كه طبق جدول ليگ متعلق به تيمي است به دليل يك معيار جديد و مبهم به تيم ديگري واگذار شود. استفاده از معيار بازيهاي رودررو در حالي كه برخي از مهمترين تقابلهاي فصل (مانند پرسپوليس-تراكتور يا استقلال-پرسپوليس) هنوز انجام نشده از نظر منطق ورزشي و حقوقي زمينه بسيار آسيبپذيري است. اين اقدام ميتواند به معناي جابهجايي سهميهها بر اساس فرضيات باشد نه واقعيتهاي مكتوب. اگر فدراسيون فوتبال بخواهد با اتخاذ يك تصميم جنجالي از فشار AFC فرار كند در واقع در حال قرباني كردن ثبات ليگ و رضايت باشگاهها در برابر يك ضربالاجل است. تصميماتي كه بر پايه ايدههاي جديد و جنجالي بنا شوند حتي اگر در كوتاهمدت گره از كار فدراسيون باز كنند در بلندمدت اعتبار نهادهاي حاكم بر فوتبال كشور را با چالشهاي حقوقي و اعتراضات گسترده باشگاهها روبهرو خواهند كرد. فوتبال ايران بيش از هر زمان ديگري به قانونمداري نياز دارد تا سناريوسازي، هرچند اين سناريوسازيها هم بيشتر جنبه بازي با افكار عمومي داشته باشد تا واقعيت.