آيا صنعت توريسم حلقه مفقوده اقتصاد است؟
مرجان يشايايي
گشت و گذار در ماه ارديبهشت در كشورمان خيالانگيز و مفرح است. جوانههاي سبز و عطر بهارنارنج و اقاقيا هر لحظه هواييتان ميكند و به وجدتان ميآورد. اگر كمي جستوجو كنيد و البته گراني را هم بتوانيد تاب بياوريد، طبيعت و شهرهاي زيباي ايران كه تازگي در هر كوي و برزن آن بوتيكهتل يا رستوران و كافيشاپي آراسته و پيراسته سر بر آورده و انتظار مهمان را ميكشند، شما را به خود ميخوانند. انگار همه چيز مهياست جز مهماناني كه بايد از راه برسند و صنعت توريسم ايران را رونقي نو ببخشند. هتلها حتي اگر مسافر هم داشته باشند، مسافران داخلي هستند، يعني ارزي به كشور وارد نشده. سفره پهن است، اما كسي از كشورهاي خارجي كه قرار است بر سر آن بنشيند، پيدايش نيست. بر اساس آمار شوراي جهاني سفر و گردشگري، سهم صنعت گردشگري از اقتصاد ايران در سال ۲۰۲۳ به حدود ۴.۷ درصد رسيده و ارزش اين صنعت حدود ۷۴۰ هزار ميليارد تومان برآورد شده است. همچنين اين صنعت براي حدود ۱.۶ ميليون نفر اشتغال ايجاد كرده است. حالا كه ايران جنگي هولناك را تجربه كرده و در شرايط نه جنگ و نه صلح به انتظار نشسته و فرودگاهها و كارخانهها و بسياري از صنايع ارزآور ما مانند پتروشيمي و فولاد آسيب جدي ديده، نقش صنعت توريسم در احياي اقتصاد ما چه ميتواند باشد؟ آيا ميتوان اميدوار بود روزي ايران هم بتواند ظرفيتهاي بالقوه گردشگري خود را بالفعل سازد و راه رونق اقتصادي را نه از صادرات نفت، بلكه با استفاده از گردشگري هموار كند؟ ايزاك سعيديان، اقتصاددان در جواب ميگويد: «تحقق ظرفيت ارزآوري صنعت توريسم ايران، بدون اصلاح زيرساختها ممكن نيست. صنعت گردشگري پيش از هر چيز به «ثبات» نياز دارد؛ ثبات در سياست خارجي، ثبات اقتصادي و ثبات در تصوير بينالمللي كشور. در كنار آن، توسعه ناوگان حملونقل هوايي، نوسازي هتلها، تسهيل صدور ويزا، اتصال به نظام پرداخت بينالمللي، تقويت خدمات ديجيتال و آموزش نيروي انساني حرفهاي از الزامات اساسي توسعه اين صنعت است.»
و همه اين صحبتها يعني اينكه با وجود ظرفيت كمنظير گردشگري ايران از حيث تنوع طبيعي و اماكن تاريخي به خصوص در ارتباط با سياستگذاريهاي كلان راه دشواري در پيش است. روزي كه جنگ به پايان رسد كه بيترديد آن روز از راه خواهد رسيد، بايد بدانيم چگونه ميخواهيم از طبيعت و تاريخ سراسر متنوع و جذابمان به نفع رفاه و آسايش نسلهاي آينده استفاده كنيم. اينكه ما چقدر تاريخ و پيشينه غني و طبيعت رنگارنگي داريم، شايد شالودهاي را فراهم آورد، اما به گفته ايزاك سعيديان، «نكته مهم آن است كه بسياري از كشورهايي كه گردشگري را به موتور محرك اقتصاد تبديل كردهاند، برخلاف ايران، از پيشينه تاريخي و تمدني چند هزار ساله برخوردار نيستند، اما توانستهاند با مديريت اقتصادي، ثبات در سياستگذاري و تصويرسازي بينالمللي، سهم قابل توجهي از بازار جهاني گردشگري را در اختيار بگيرند.»