• 1405 دوشنبه 16 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6321 -
  • 1405 چهارشنبه 23 ارديبهشت

نگاهي به كتاب «اروپا در آينه»، نشر نو

اروپا در آينه: نقد خودپنداره تاريخي يك قاره

حميد پشتوان

در جهاني كه اروپا غالبا خود را خاستگاه دموكراسي، پيشرفت و عقلانيت مدرن معرفي مي‌كند، كتاب «اروپا در آينه» نوشته‌ ژوزپ فونتانا، تاريخ‌پژوه برجسته اسپانيايي، روايتي متفاوت و نقادانه عرضه مي‌كند. اين اثر كه نخستين‌بار در سال 1994 منتشر شد، نه يك تاريخ‌نگاري كلاسيك از وقايع اروپا، بلكه واكاوي انتقادي «ايده اروپا» است؛ تلاشي براي فهم اينكه اروپاييان چگونه، بر اساس خوانشي گزينشي از گذشته، روايتي منسجم، خطي و هويت‌ساز از خود پديد آورده‌اند. فونتانا در اين كتاب به‌جاي بازگويي تاريخ سياسي يا نظامي قاره، به سراغ اسطوره‌ها، خودپنداره‌ها و روايت‌هاي مسلطي مي‌رود كه طي قرن‌ها، اروپا را به‌مثابه واحدي منسجم، برتر و واجد رسالتي تاريخي تعريف كرده‌اند. «اروپا در آينه» در اصل، دعوتي است به نگريستن انتقادي به تصويري كه اروپا از خود ساخته و آن را بديهي و طبيعي جلوه داده است. از نقاط قوت برجسته كتاب، زبان روشن و استدلال‌محور آن است. فونتانا بدون غرق‌شدن در اصطلاحات تخصصي پيچيده، مفاهيم دشوار تاريخ انديشه و نقد ايدئولوژي را براي خواننده عمومي قابل فهم مي‌كند. او تاريخ ايده‌ها را با تحولات اجتماعي و سياسي پيوند مي‌زند و تصويري پويا و چندلايه از گذشته اروپا ارايه مي‌دهد.
ژوزپ فونتانا (2018-1931) از چهره‌هاي تأثيرگذار تاريخ‌پژوهي انتقادي اسپانيا در دوران پس از فرانكو به شمار مي‌رفت. زيست او در متن ديكتاتوري، جنگ‌و بازسازي سياسي اروپا، و نيز تعلقش به سنت فكري كاتالان (سنتي كه تاريخ و پژوهش علمي را نه صرفا براي ثبت وقايع، بلكه با تعهد به فهم اجتماعي و مسووليت مدني مي‌نگرد)، به او امكاني ويژه براي نگريستن «از حاشيه به مركز» بخشيد. فونتانا با اروپايي روبه رو بود كه از يك‌سو خود را مهد آزادي و عقلانيت مي‌دانست و از سوي ديگر، تجربه فاشيسم، سركوب و جنگ‌هاي ويرانگر قرن بيستم را در كارنامه داشت. اين موقعيت دوگانه، كليد فهم رويكرد او در «اروپا در آينه» است. فونتانا در عين تعهد به سنت فكري اروپا، به‌ويژه ميراث روشنگري و تاريخ اجتماعي، مي‌كوشد پايه‌هاي ايدئولوژيك روايت‌هاي مسلط آن را به پرسش بگيرد. تاريخ‌پژوهي او، چنان‌كه خود نيز تأكيد مي‌كند، تلاشي است براي رهايي حافظه تاريخي از روايت‌هاي يك‌سويه و طبيعي‌انگاشته  ‌شده .
يكي از محورهاي اصلي كتاب، نقد آن چيزي است كه مي‌توان «داستان بزرگ اروپا» ناميد؛ روايتي خطي و هدفمند كه يونان باستان را سرچشمه خرد، روم را نماد قانون، مسيحيت را بنيان اخلاق اجتماعي، رنسانس را احياي فرهنگ و روشنگري را اوج عقلانيت و پيشرفت معرفي مي‌كند. فونتانا استدلال مي‌كند كه اين روايت بيش از آنكه بازتابي بي‌طرفانه از تاريخ باشد، ساختاري ايدئولوژيك دارد كه براي تعريف هويت و مشروعيت‌بخشي به برتري اروپا شكل گرفته است.
به‌زعم او، چنين تاريخ‌نگري‌، ناگزير با حذف، ساده‌سازي و حاشيه‌ راندن همراه بوده است. تجربه‌هاي تاريخي‌ كه در اين چارچوب نمي‌گنجيدند- چه تمدن‌هاي غيراروپايي و چه تنوع‌هاي دروني خود اروپا- يا ناديده گرفته شدند يا در قالب «عقب‌ماندگي» و «غيرعقلاني»» بازنمايي شدند. فونتانا نشان مي‌دهد كه چگونه مفاهيمي مانند «تمدن» و «پيشرفت»، كه ظاهرا بي‌طرفند، در عمل به ابزارهاي تمايز بخشي و سلطه تبديل شده‌اند.
او همچنين بر نقش ملي‌گرايي رمانتيك و افراطي در قرن نوزدهم و بيستم تأكيد مي‌كند و پيوند آن را با خشونت‌هاي بزرگ تاريخي اروپا- از جنگ‌هاي جهاني تا فاشيسم و نژادپرستي- نشان مي‌دهد. از اين منظر، آينه‌اي كه اروپا براي بازشناسي خود ساخته بود، نه‌تنها واقعيت را بازتاب نمي‌داد، بلكه در مواردي تصويري خطرناك و فريبنده توليد مي‌كرد.
فونتانا در بخش مهمي از كتاب به دو مولفه كليدي در هويت‌سازي اروپا مي‌پردازد: مسيحيت و روشنگري. او نشان مي‌دهد كه ايده «اروپاي مسيحي» بيش از آنكه بازتابي دقيق از واقعيت تاريخي باشد، اغلب كاركردي سياسي داشته است: نخست براي تمايزگذاري با جهان اسلام و سپس براي طرد گروه‌هايي درون خود اروپا از جمله يهوديان. به‌ همين ‌سان، ميراث روشنگري نيز از نظر فونتانا همواره به ‌شكلي گزينشي بازخواني شده است. ارزش‌هايي چون آزادي، برابري و عقلانيت كه الهام‌بخش تحولات انقلابي بودند، همزمان به‌گونه‌اي متناقض براي توجيه سلطه استعماري و «ماموريت تمدن‌ساز» اروپا نيز به كار رفتند. فونتانا بدون نفي كلي روشنگري، اين تناقض دروني را برجسته مي‌كند: ادعاي جهانشمولي ارزش‌ها در كنار محدود كردن عملي آنها به مرزهاي فرهنگي و سياسي خاص. برخي نقدهاي دانشگاهي بر اين نكته تأكيد كرده‌اند كه اهميت كار فونتانا نه در ارايه يك «تاريخ جايگزين كامل» از اروپا، بلكه در فراهم‌كردن ابزارهاي فكري براي نقد تاريخ‌هاي موجود است. به اين معنا، «اروپا در آينه» بيش از آنكه پاسخ نهايي بدهد، شيوه پرسش‌كردن از تاريخ را به خواننده مي‌آموزد. «اروپا در آينه» كتابي است براي خوانندگاني كه از روايت‌هاي ساده‌انگارانه، پيروزمندانه و يك‌سويه از تاريخ خسته شده‌اند. فونتانا ما را دعوت مي‌كند نه‌تنها تاريخ اروپا، بلكه هر روايت مسلط و هويت‌ساز تاريخي را با اين پرسش‌ها بيازماييم: اين داستان چگونه شكل گرفته است؟ چه صداهايي در آن برجسته شده و كدام‌ها به سكوت رانده شده‌اند؟ اين كتاب، آينه‌اي انتقادي پيش روي ما مي‌گذارد؛ آينه‌اي كه نگريستن در آن، تمريني است براي فهم گذشته نه به عنوان انباري از افتخارات، بلكه به‌مثابه عرصه‌اي زنده و مناقشه‌برانگيز براي انديشيدن به حال و آينده‌اي آگاهانه‌تر.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون