تيم ملي فوتبال كشورمان قبل از ترك وطن براي سومينبار به مصاف خودش رفت! شاگردان امير قلعهنويي كه مدتهاست با مشكل برگزاري بازي دوستانه روبهرو هستند روز گذشته در مراسم بدرقه حاضر شدند تا به تركيه اعزام شوند تا شايد در اين كشور طلسم برگزاري مسابقات تداركاتي با يك كشور ديگر شكسته و تيم با آمادگي بيشتري عازم امريكا شود. تيم ملي قرار است بعد از اردوي تركيه دستكم 15 روز قبل از شروع جام جهاني راهي ايالاتمتحده شود. البته هنوز بحث حضور تيم ملي در جام جهاني و ويزاي بازيكنان تعيين تكليف نشده است. براي واكاوي وضعيت تيم ملي با ابراهيم قاسمپور، يكي از پيشكسوتان بادانش فوتبال كشورمان گفتوگويي ترتيب دادهايم كه ماحصل آن را در ادامه ميخوانيد.
بازي تيم ملي با خودش را ديديد؟
خوشبختانه نه!
چرا خوشبختانه؟
آخر ما نديديم كه اين چه چيزي است كه يك تيم ملي با خودش بازي كند! آنهم سه بار! اين هم جديد است! اگر هم بازي را ميديدم برداشت خاصي نميتوانستم از آن داشته باشم. شما وقتي با تيمي كه قدرتش در حد تيم خودت است يا پايينتر بازي ميكني برداشتي از آن نداري و بهره خاصي از آن نميبري چه برسد به بازي درون تيمي. مثل اين ميماند مثلا نفت آبادان با ذخيرههايش جابهجا شود فوقش چند تا مهره را تغيير دهد. آنهم در حالي كه چندتا نفرات اصلياش نيستند، مثلا طارمي يا لژيونرها در همين بازي نيم بند با خودشان بودند؟ نه. خب وقتي نيستند و بازي تداركاتي ندارند و... و... و... مشكلات عديدهاي كه وجود دارد مساله را خيلي پيچيده ميكند.
اما يكسريها معتقدند انجام اين بازي حداقل بهتر از بازي نكردن است! به نظرتان چاره چي بود؟
فعلا هيچي!
بهتر نبود ادامه بازيهاي ليگ را برگزار ميكردند؟
حداقل بازيكناني كه الان هستند در صورت برگزاري ليگ در كوران مسابقات قرار ميگرفتند كه بهتر بود. البته برگزاري ليگ براي هم كادر فني هم مديران در اين شرايط مثل شمشير دولبه بود. شايد فكر ميكردند نفرات دراختيارشان باشد تا برنامههاي تاكتيكي را براي هر بازي از طريق فيلم بازي رقبا آناليز كنند. براي پياده كردن تاكتيك در هر بازي از اين طريق هم چون لژيونرها نيستند كه اكثرا در تركيب اصلي قرار ميگيرند كار ايراد پيدا ميكند. از يك بُعد ديگر اينكه بازيكنان را در شرايط مسابقات آماده نگه ميدارد تا شرايط تمرين نكته قابلتوجهي است. اينكه هم اعتماد به نفس بازيكنان را بيشتر ميكند هم باعث شناخت بهترشان ميشود مخصوصا براي بازيكنان جديدي كه اضافه شدند. شايد هم فكر ميكردند بازيكنان مصدوم شوند، در هر صورت مثل شمشير دو لبه است كه هر طرفش ممكن است دست را ببرد!
روي ديگر سكه اينكه براي حريفان نشناخته باشيم ميتواند كمك كند تا غافلگيرشان كنيم؟
ما چه چيزمان عوض شده كه ناشناس باشيم! ده، پانزده سال است كه همان بازيكنان در حال بازي هستند و از همين الان هم تركيب معلوم است! آيا بازيكن جوان يا جديدي به تركيب اصلي اضافه شده؟ مثل زمان ما نيست كه چيزي را بشود پنهان كرد، فيلمهاي جام ملتها و جام جهاني را درمي آورند يا حتي بازيهاي دوستانه اين اواخر را و... همه چي را پيدا ميكنند.
دليل افت بازيكني مثل طارمي چيست؟
اين تيم شايد مسنترين تيم جامجهاني است؛ نفراتي دارد كه ده، دوازده سال است كه كنار هم هستند اين خودش خوب است كه كنار هم هستند، اما همانطور كه گفتيد اين نفرات ديگر مثل سابق نيستند كه شاداب و آماده و قبراق باشند. در عين حال كه سن تيم بالا رفته شرايطش هم مثل گذشته نيست براي همين كار مشكل ميشود. خوشحال بوديم كه در گروه خوبي افتاديم كه اگر خودشان هم ميخواستند گروه را بچينند به اين راحتي نميتوانستند! در ۴۸ تيم شدن بازيها شانس صعود بالا ميرود هرچند كيفيت جام پايين آمده اما وقتي شرايط را كنار هم ميسنجيم با ۴۸ تيم شدن بازيها و همين گروه ساده هم كار سختي داريم. هر چند در صورت صعود احتمالي هم كار بزرگي نكرديم و تازه به جمع ۳۲ تيم دورههاي قبلي اضافه ميشويم. نداشتن تداركات خوب و افت بازيكنان شاخص يا لژيونر و عدم پشتوانهسازي براي سالهاي آينده و نبود بازيهاي تداركاتي خوب نشاندهنده عدم شرايط نرمال تيم است.
سرمربي تيم ملي صعود از اين گروه را دستاورد ميداند. به نظر شما پشت اين نظريه قلعهنويي چه افكار يا ايدهاي است؟
من هم مربي باشم كه نميآيم همه چيز خودم را رو كنم! ضعفها و مشكلاتم را نميگويم. از دفاع و تا خط حمله همه را خوب ميدانم، اما ما خط دفاعيمان سالهاي سال است كه مشكل دارد و هنوز مشكلاتش پابرجاست يا هافبك خوب نداريم تا بتواند فورواردهايمان را تغذيه كند و مهاجمان هم شرايط گذشته را ندارند يا بازيكني كه به اصطلاح بخواهد «كار دربيار» باشد، نداريم. آقاي قلعهنويي هم طبيعي است كه بخواهد به تيمش انگيزه دهد و در صورت صعود تيمش رزومهاش هم قوي ميشود و بعد ميگويد تا حالا صعود نكرده بوديم، اما من باعث شدم تيم صعود كند! اما بايد در نظر داشت كشوري كه اسمش را هم نميدانم با يك ميليون جمعيت هم در جام جهاني اين دوره هست. خدا كند كه صعود كنيم، اما در اين صورت هم كار بزرگي نكردهايم، چون تازه در جمع ۳۲ تيم ۴ سال پيش خواهيم بود. به نظرم كيفيت جام جهاني با حضور كشوري كه دو ميليون جمعيت ندارد و كسي اسمش را نميداند، پايين آمده است. مراحل اول و دوم آن اصلا در آن سطح بالا نيست.
براي بدرقه تيم ملي از شما دعوت كردهاند؟
ما كه اصلا در فوتبال نبوديم و عددي هم نبوديم كه بخواهند از ما دعوت كنند! من شايد تنها بازيكني باشم كه ۱۵، ۱۶ سال خارج از ايران بازي كردم و چهار سال مربيگري كردم كه ۹ سال در قطر بود. در جام جهاني گذشته در قطر مادر و پدر آقاي سعيد عزتاللهي شاهد هستند، چون در هواپيما با هم بوديم كه فدراسيون قطر از من دعوت كرد تا در جام جهاني باشم. با پرواز قطري كه ميرفتم پدر و مادر سعيد عزتاللهي پشت سرم بودند كه با هم سلام و عليك كرديم. من فكر ميكردم، ميروم در سالن عمومي ميآيند دنبالم، اما ديدم پاي پله هواپيما لندكروز صفر ايستاده با يك خانم كرهاي كه روي تابلويي كه در دستش بود اسم من را داشت كه به آقاي عزتاللهي گفتم دنبال شما آمدند؟ گفتم من از طرف فدراسيون قطر دعوت شدم. من را به vip بردند و آبميوه دادند و تيكت چمدانم را گرفتند و دوباره با يك لندكروز ديگر من را بردند هتل و يك ساعت بعد هم چمدان من را آوردند. دو هفته مهمان فدراسيون قطر در يك هتل هفت ستاره بودم، با ماشين من را به استاديوم بازيها ميبردند و به هتل برميگرداندند. اين وسط هر وقت ماشين نياز داشتم زنگ ميزدم ميآمدند دنبالم، اما فدراسيون فوتبال خودمان براي من قاسمپور پشيزي قائل نشد. حتي يك دعوت خشك و خالي نكردند نه من! خيليهاي ديگر، علي دايي و x و y. چرا نورچشميها و دويست، سيصد نفر با خودشان بردند كه پول بيتالمال را حيف و ميل كنند، اما از پيشكسوتان شايد ۲، ۳ تا نورچشمي يا همتفكر و همراه خودشان را بردند. كساني كه از اينها انتقادت سازنده كنند خوششان نميآيد!
شايد فكر ميكردند اگر دعوتتان ميكردند، نميرفتيد!
فكر كنيد نميرفتم كه واقعا هم نميرفتم، اما به قديميتر از من هم اهميتي ندادهاند. من كه در فوتبال گفتم عددي نيستم!
پيشبيني شما از عملكرد تيم ملي در جامجهاني چيست؟
گروه سادهاي است كه آقايان خودشان هم نميتوانستند قرعهاي به اين سادگي بردارند. با شرايط فعلي حاكم بر تيم خيلي خوشبين نيستم البته معجزهها و امدادهاي غيبي براي يك تيم دور از دسترس نيست! چون فوتبال ورزش اتفاقات است و غيرقابل پيشبيني است، نمونهاش برزيل كه در خانهاش در جامجهاني ۷ تا از آلمان خورد يا فينال باشگاههاي اروپا بين بايرن و منچستر كه در دو دقيقه قهرمان عوض شد. فوتبال غيرقابل پيشبيني است ،اما شايد دعا و نذر و امداد غيبي شامل حالمان شود و اتفاقي به نفع ما رقم بخورد.