• 1405 دوشنبه 9 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6322 -
  • 1405 پنج‌شنبه 24 ارديبهشت

چرا تركيه با ماجراجويي‌هاي نظامي ايالات متحده و اسراييل مخالفت كرد؟

آنكارا در جست‌وجوي موازنه قوا در خليج فارس

آسلي آيدين‌تاشباش٭

 تركيه تمام تلاش خود را كرده تا از درگيري‌هاي مستقيم ايالات متحده و اسراييل با ايران دور بماند و با جديت سياست بي‌طرفي خود را حفظ كند؛ رويكردي كه ريشه در تجربيات تاريخي اين كشور دارد. نسل‌هاي متوالي سياست‌گذاران ترك، مانور متوازن و پرمخاطره‌اي را كه آنكارا در طول جنگ جهاني دوم انجام داد، يكي از فصل‌هاي مهم ديپلماسي تركيه مي‌دانند. در آن مقطع، رهبران تركيه از موقعيت ژئوپليتيكي حساس و آسيب‌پذيري نظامي جمهوري جوان به‌خوبي آگاه بودند و مصمم بودند اشتباه اسلاف عثماني خود را كه در جنگ جهاني اول جانب اردوگاه شكست‌خورده را گرفتند و نهايتا به فروپاشي امپراتوري انجاميد، تكرار نكنند. در حالي كه جنگ در اطراف مرزهاي تركيه شعله‌ور بود، آنكارا همزمان با متفقين و آلمان  وارد مذاكره شد و توانست با وجود فشار قدرت‌هاي متخاصم، بي‌طرفي خود را حفظ كند.جنگ امريكا و اسراييل با ايران نيز تركيه را وادار كرده محاسبه‌اي مشابه انجام دهد. برخلاف دهه‌هاي ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، تركيه امروز به‌دنبال ايفاي نقشي بزرگ‌تر در صحنه جهاني است. تحولات ميداني در سوريه و تغيير موازنه قوا در اين كشور در اواخر سال ۲۰۲۴، در آنكارا اين تصوير را تقويت كرد كه به يك قدرت منطقه‌اي بانفوذتر تبديل شود، اما اين بازيگر هنوز از ظرفيت اقتصادي و نظامي لازم براي شكل‌دادن مستقل به روند تحولات برخوردار نيست و ناچار است در چارچوب ملاحظات بازيگران بزرگ‌تر عمل كند. روابط تركيه با بازيگران اصلي منطقه شكننده است؛ فرآيند تنظيم مجدد روابط با ايالات متحده در مراحل اوليه قرار دارد و مناسبات اين بازيگر با اسراييل در سال‌هاي اخير به‌طور قابل‌توجهي تيره شده است.

تركيه همچنان براي حفاظت از قلمرو خود تا حدي به ديگر كشورها متكي است و همين امر يك نقطه‌ضعف به‌شمار مي‌رود. خريد سامانه دفاع موشكي اس‌-‌400 روسيه در سال ۲۰۱۹ كه به تحريم‌هاي امريكا و كنار گذاشته‌شدن تركيه از برخي برنامه‌هاي حياتي ناتو انجاميد، حفظ و نوسازي بخشي از سخت‌افزار نظامي پيشرفته اين كشور را دشوارتر كرد. آنكارا اين سامانه را فعال نكرده و در نتيجه فاقد يك چتر كامل دفاع هوايي بومي در برابر تهديدات موشكي است. از ماه مارس ۲۰۲۶، چند بار موشك‌هايي كه به سمت اهداف ناتو در تركيه شليك شده بودند، وارد حريم هوايي اين كشور شدند و رهگيرهاي ناتو -  و نه تسليحات تركيه -  چهار فروند از آنها را كه سامانه راداري ناتو و پايگاه هوايي اينجرليك در جنوب تركيه، محل استقرار نيروهاي امريكايي، را هدف قرار داده بودند، سرنگون كردند.با وجود اين شرايط، تركيه كوشيده است از درگيري مستقيم دور بماند و نقش خود را به «بي‌طرفي فعال» و ميانجي‌گري سياسي محدود كند. برخلاف برخي كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس، آنكارا از كارزار نظامي ايالات متحده و اسراييل عليه ايران حمايت نكرده و اجازه استفاده از حريم هوايي خود براي حمله به ايران را به واشنگتن يا تل‌آويو نداده است. علت اصلي اين رويكرد، رابطه پيچيده اما پايدار تركيه با ايران است كه به چند قرن رقابت و هم‌زيستي در همسايگي مشترك بازمي‌گردد. هرچند ايران رقيب تاريخي براي تركيه به‌شمار مي‌آيد، آنكارا هرگز خواهان آغاز اين جنگ نبود و ماه‌هاي نخست سال ۲۰۲۶ را صرف كمك به ابتكارهاي منطقه‌اي براي متقاعد كردن تهران و دولت ترامپ به دادن فرصتي ديگر به مذاكرات هسته‌اي كرد. از نگاه تركيه، تشديد جنگ در مرزهاي شرقي و آن سوي خاك ايران مي‌تواند موج تازه‌اي از پناهندگان را روانه خاك تركيه كند، اقتصاد شكننده اين كشور را تحت فشار قرار دهد و بر معادلات سياسي داخلي آن اثرات نامطلوب بگذارد.
با اين حال، علي‌رغم تلاش‌هاي ديپلماتيك، ايالات متحده و اسراييل در نهايت به ايران حمله كردند و آنكارا اكنون مي‌كوشد به هر قيمت از كشيده‌شدن به گرداب جنگ جلوگيري كند. موضع بي‌طرفي اما به‌خودي‌خود نمي‌تواند تركيه را از پيامدهاي جنگ مصون نگه دارد. اين درگيري آنكارا را از چند جهت تهديد مي‌كند: مي‌تواند تعادل حساس در روابط با تهران را برهم بزند، روندهاي امنيت داخلي تركيه را تحت تأثير قرار دهد و در صورت تقويت جايگاه اسراييل پس از جنگ، موازنه راهبردي را بيشتر به زيان تركيه تغيير دهد. تجربه چند دهه گذشته به آنكارا نشان داده است كه صرف اجتناب از درگيري، لزوما بهترين راه براي صيانت از منافع ملي در محيطي بي‌ثبات نيست. در چنين شرايطي، آنكارا بدون آنكه وارد جنگ شود، ناگزير است در چند عرصه به‌طور فعال عمل كند تا اطمينان يابد از اين گرداب نه‌تنها بدون آسيب جدي، بلكه با جايگاهي باثبات‌تر در معادلات منطقه‌اي خارج خواهد شد.

همزيستي در سايه رقابت
تركيه مدت‌هاست كه به جاي رويارويي مستقيم با همسايه شرقي خود، ترجيح داده است اختلافات با ايران را مديريت و مهار كند. رابطه ميان دو كشور نه دوستي كامل است و نه دشمني آشكار، بلكه نوعي همزيستي رقابتي و مبتني بر موازنه است كه هر دوطرف به ضرورت تداوم آن واقف‌اند. ريشه‌هاي اين پويايي به دوران پيش از تأسيس جمهوري‌هاي مدرن بازمي‌گردد. قرن‌ها امپراتوري عثماني و دولت صفوي -  نخستين به عنوان يكي از مراكز تاريخي قدرت سني و دومي به عنوان حكومت برجسته شيعي -  براي نفوذ منطقه‌اي رقابت مي‌كردند. پس از بيش از يك قرن جنگ، آنها با امضاي پيمان قصر شيرين در سال ۱۶۳۹ به يك تفاهم پايدار رسيدند؛ توافقي كه مرزي در امتداد كوه‌هاي زاگرس ترسيم كرد و اصلي را تثبيت نمود كه هنوز هم بر روابط ايران و تركيه سايه انداخته است: پرهيز از جنگ مستقيم، عدم مداخله در امور داخلي و درك متقابل حساسيت‌هاي امنيتي طرف مقابل.امروز نيز تركيه و ايران تا حدودي به يكديگر بي‌اعتمادند و در جنگ‌ها و رقابت‌هاي سياسي در عراق، سوريه و قفقاز جنوبي معمولا از اردوگاه‌هاي متفاوت حمايت مي‌كنند. با اين حال، بر خلاف برخي شركاي عرب ايالات متحده كه روي سناريوهاي حداكثري عليه ايران حساب باز كرده‌اند، آنكارا هرگونه آسيب به ايران را به زيان ثبات منطقه و امنيت خود مي‌داند. تركيه سال‌ها نسبت به توان موشكي ايران نگراني‌هايي داشته، اما در عين حال به اين واقعيت واقف است كه ايران يكي از ستون‌هاي اصلي نظم منطقه‌اي و بازيگري ضروري در هر سازوكار امنيت جمعي در غرب آسياست. آنكارا از سناريويي كه در آن ايران درگير بي‌ثباتي داخلي و ناامني گسترده شود، به‌شدت هراس دارد؛ چنين وضعيتي به‌مراتب خطرناك‌تر از تداوم حكومتي قدرتمند و قابل گفت‌وگو در تهران است كه مي‌توان با آن بر سر قواعد بازي منطقه‌اي چانه‌زني كرد.به همين دليل، تركيه در قبال جنگ و تحولات داخلي اخير ايران بسيار محتاطانه عمل كرده است. هنگامي كه جنگ در پايان فوريه آغاز شد، مقامات آنكارا از ايالات متحده خواستند پيش از آنكه بحران تشديد شده و منطقه متحمل هزينه‌هاي سنگيني شود، به‌دنبال يك راه‌حل سياسي و «خروج آبرومندانه» از بحران باشد؛ موضعي كه عملا بر حفظ اصل ديپلماسي با ايران و جلوگيري از گسترش بي‌ثباتي تأكيد داشت.

مطالبات آنكارا از ترامپ
در اين مقطع، تركيه از اينكه بدترين سناريو درباره بي‌ثباتي شديد در منطقه محقق نشده، تا حدي آسوده‌خاطر است. آنكارا از آسيب‌ديدن بخشي از ظرفيت موشكي و برخي شبكه‌هاي هم‌پيمان ايران در نتيجه حملات امريكا و اسراييل خشنود نيست، اين كشور مي‌داند كه ايران همچنان بازيگري محوري با توان مديريت داخلي است؛ وضعيتي كه از نگاه تركيه مانع از هرج‌ومرج غيرقابل‌كنترل در شرق آناتولي مي‌شود. با اين وجود، برخي نگراني‌هاي جديد نيز پديد آمده است و از نگاه منتقدان در تركيه، فضاي مانور براي عمل‌گرايي سياسي در منطقه نسبت به گذشته در حال تغيير است، هرچند تهران همچنان در موضوعات كليدي منطقه‌اي در صورت وجود تضمين‌هاي واقعي، از ابزار ديپلماسي استفاده مي‌كند.آنچه تركيه در اين مرحله ترجيح مي‌دهد، «يك ايران باثبات در چارچوب توافقي پايدار» است؛ توافقي نزديك به ترتيبات قبلي در حوزه توان موشكي و نقش منطقه‌اي ايران و نه ديپلماسي مقطعي و پرنوسان دولت ترامپ. از نگاه آنكارا، قرار گرفتن توان موشكي و نقش منطقه‌اي ايران در چارچوب محدوديت‌هاي قابل‌راستي‌آزمايي، همراه با حفظ ثبات داخلي و به رسميت شناختن جايگاه ايران به عنوان يك قدرت منطقه‌اي، بهترين سناريو براي منطقه است. چنين نتيجه‌اي چند اولويت اصلي تركيه را تأمين مي‌كند: جلوگيري از شعله‌ور شدن مجدد جنگ در مرزهاي شرقي، مهار رقابت‌هاي پرهزينه در قفقاز بدون بي‌ثبات شدن ايران، و ايجاد فضاي بيشتر براي تجارت و اتصال‌گرايي از طريق قفقاز جنوبي و آسياي مركزي با مشاركت فعال تهران. هرگونه كاهش تدريجي فشارهاي اقتصادي و تحريمي عليه تهران نيز مي‌تواند هم موقعيت تركيه را به عنوان يكي از شركاي تجاري مهم ايران تقويت كند و هم به ادغام بيشتر ايران در ترتيبات اقتصادي و سياسي منطقه‌اي كمك كند؛ امري كه از ديد آنكارا به نفع ثبات و امنيت جمعي در غرب آسياست.

جبهه كردها
جنگ در ايران، شكنندگي روند صلح آنكارا با حزب كارگران كردستان (پ.ك.ك) -  گروهي شبه‌نظامي كه دهه‌ها عليه دولت تركيه مبارزه مسلحانه كرده بود -  را نيز برجسته كرده است. اين روند كه در سال ۲۰۲۵ و پس از درخواست آتش‌بس از سوي عبدالله اوجالان، رهبر زنداني كرد، جان تازه‌اي گرفت، قرار است به انحلال تدريجي ساختارهاي مسلحانه پ.ك.ك و انتقال مطالبات به عرصه سياسي منجر شود؛ اما با توجه به كندي آنكارا در انجام اصلاحات قانوني لازم و آشفتگي كلي منطقه، تحقق كامل آن همچنان نامطمئن است. با اين حال، همه طرف‌ها براي جلوگيري از احياي دور باطل درگيري ميان پ.ك.ك و دولت تركيه ناچارند پاي ميز مذاكره باقي بمانند. آرامش در جبهه كردها براي رجب طيب اردوغان، رييس‌جمهور تركيه، يك ضرورت سياسي نيز هست: او به سقف دوره قانوني خود نزديك شده و اگر بخواهد قانون را براي نامزدي مجدد تغيير دهد، به حمايت احزاب حامي كردها در پارلمان نياز خواهد داشت.
با اين حال، جنگ در مرز شرقي تركيه مي‌تواند اين دستاوردها را به خطر بيندازد. آنكارا زماني نگران شد كه اندكي پس از حملات اوليه ايالات متحده و اسراييل به ايران، ترامپ به‌طور گذرا ايده استفاده از برخي نيروهاي مسلح كرد در معادلات منطقه‌اي را مطرح كرد. از نگاه تركيه، اين طرح مي‌توانست گامي به سوي تقويت بازيگران مسلح كرد باشد و روابط آنكارا و واشنگتن را به دوره اختلافات تند يك دهه قبل برگرداند؛ در گذشته ايالات متحده نيروهاي كرد سوري مرتبط با پ.ك.ك را مسلح كرد و نظاميان امريكايي در كنار آنها عليه داعش در سوريه جنگيدند. مقامات ترك نگران بودند كه هرگونه تلاش خارجي براي تقويت تشكيلات مسلح كرد -  به‌ويژه آنهايي كه پيوندهايي با پ.ك.ك دارند -  انگيزه اين جنبش را براي كنار گذاشتن سلاح و رسيدن به يك «توافق بزرگ» با آنكارا كاهش دهد. در چنين سناريويي، شكل‌گيري دوباره يك رابطه ويژه ميان ايالات متحده و نيروهاي مسلح كردي مي‌توانست كردهاي سراسر منطقه را به سمت مطالبات حداكثري سوق دهد، مسير شكننده صلح با پ.ك.ك را منحرف كند و روند دشوار ادغام ساختارهاي كردي در سوريه در نظم جديد اين كشور را پيچيده‌تر سازد. در بدترين حالت، اين روند به ايجاد يك موجوديت كوچك تحت نفوذ پ.ك.ك در امتداد مرز تركيه و با حمايت خارجي منجر مي‌شد؛ وضعيتي كه آنكارا آن را غيرقابل‌قبول مي‌داند. فعلا اين نگراني‌ها تا حدي فروكش كرده است. ترامپ از ايده گشودن جبهه كردي گسترده در متن بحران كنوني عقب نشست و سيگنال‌هاي محتاطانه‌تري درباره استفاده از بازيگران كردي ارسال شد. به گفته مقام‌هاي ترك، برخي گروه‌هاي مرتبط با پ.ك.ك نيز اعلام كرده‌اند كه در اين مرحله وارد درگيري جديد نخواهند شد و از پذيرش حمايت مستقيم خارجي خودداري مي‌كنند. با اين حال، همين تجربه نشان داد كه تركيه تا چه اندازه در برابر تحولات فرامرزي آسيب‌پذير است و چگونه تصميم‌هايي كه بيرون از كنترل آنكارا اتخاذ مي‌شود، مي‌تواند در مدت كوتاهي موضوع كردها را دوباره به مساله‌اي امنيتي در داخل تركيه تبديل كند. از نگاه بسياري در آنكارا، تنها سپر قابل اتكا در برابر چنين خطراتي، دستيابي به يك توافق پايدار و معتبر با پ.ك.ك و تثبيت گذار از منازعه مسلحانه به رقابت سياسي است.

عدم توازن قدرت
آنكارا همچنين نگران گسترش نقش و نفوذ منطقه‌اي اسراييل، به‌ويژه در واشنگتن است. تركيه و اسراييل در دهه ۱۹۹۰ و اوايل دهه ۲۰۰۰ شريكان نزديك يكديگر بودند؛ در آن دوره دو‌طرف اطلاعات امنيتي مبادله مي‌كردند، رزمايش‌هاي مشترك برگزار مي‌كردند و تركيه براي ارتقاي ارتش خود بخشي از تسليحات و فناوري‌هاي نظامي را از اسراييل تأمين مي‌كرد. امروز اما دو كشور آشكارا در حال رويارويي‌اند و بيش از پيش، يكديگر را تهديد راهبردي مي‌بينند. جنگ غزه -  كه تركيه صراحتا با آن مخالفت كرده بود -  باعث شكافي عميق در روابط شد و به تعليق بخش مهمي از روابط تجاري انجاميد. در عين حال، آنكارا با نگراني مشاهده كرد كه اسراييل پس از تغيير معادلات در سوريه، بارها در لبنان و سوريه قدرت‌نمايي نظامي كرد و كوشيد خود را به عنوان قدرت نظامي مسلط در بخش‌هايي از منطقه تثبيت كند.
از ديدگاه آنكارا، جنگ اسراييل عليه ايران صرفا يك كارزار نظامي محدود نيست، بلكه بخشي از تلاش گسترده‌تر براي بازطراحي نظم منطقه‌اي از مسير فشار نظامي و ايجاد موازنه‌هاي جديد است. بسياري از مفسران و سياستمداران ترك، اين رويكرد را -  دست‌كم در بخشي از ابعادش -  تلاشي براي محاصره و مهار تركيه مي‌دانند. اسراييل به برخي پايگاه‌هاي هوايي در سوريه حمله كرده كه تركيه آنها را در محاسبات خود براي استقرار و نفوذ منطقه‌اي مدنظر داشت. هم‌زمان، همكاري دفاعي اسراييل با يونان و قبرس تعميق يافته و در قالب طرح‌هايي پيش مي‌رود كه در آن زيرساخت‌هاي دفاعي و موشكي اين دو كشور با فناوري اسراييلي تقويت مي‌شود؛ روندي كه در آنكارا آشكارا به عنوان اقدامي براي به چالش كشيدن تركيه در شرق مديترانه خوانده مي‌شود. در سطح گفتماني نيز، شماري از مفسران و چهره‌هاي سياسي اسراييلي، تركيه را به شكلي برجسته به عنوان تهديد بلندمدت قلمداد كرده‌اند؛ امري كه حساسيت نخبگان ترك را برانگيخته است. مقامات تركيه نگرانند كه اگر جنگ در شرايطي پايان يابد كه اسراييل جسورتر و دست بالا را در چند جبهه پيدا كرده و ايران نيز در موقعيتي نامطلوب قرار گيرد، آنكارا خود را در موقعيتي ببيند كه از يك سو محصور شود، از سوي ديگر، در تعيين نظم جديد سوريه نقش كمتري داشته باشد؛ در شرق مديترانه، جايي كه رقابت بر سر منابع انرژي رو به افزايش است، اهرم‌هاي كمتري در اختيار داشته باشد؛ و همچنين راه‌هاي محدودتري براي ترميم رابطه با واشنگتن پيش رويش قرار گيرد.
مجموعه اين عوامل اردوغان را در وضعيت پيچيده‌اي قرار داده است. آنكارا نمي‌خواهد ايران بر منطقه تسلط تام پيدا كند، اما با نظمي پس از جنگ كه بر پايه برتري بي‌چون‌وچراي اسراييل و سياست‌هاي غيرقابل پيش‌بيني امريكا شكل بگيرد نيز مخالف است. دورماندن از جنگ، تركيه را در موقعيتي قرار مي‌دهد كه از طريق ديپلماسي بكوشد واشنگتن را به يك توافق مذاكره‌شده متعهد كند؛ توافقي كه توان موشكي و ظرفيت اقدام منطقه‌اي ايران را در چارچوبي قابل‌مديريت تنظيم كند، بدون آنكه به نقش ايران به عنوان يكي از اركان اصلي موازنه منطقه‌اي ضربه وارد شود. آنكارا همچنين در تلاش است ايالات متحده را قانع كند كه دستور كار تهاجمي اسراييل در سوريه و لبنان، در كنار فشارهاي حداكثري عليه ايران، مي‌تواند در بلندمدت به زيان منافع خود امريكا باشد و خطر گرفتارشدن واشنگتن در درگيري‌هاي فرسايشي و چندجبهه‌اي را افزايش دهد. در اين چارچوب، تركيه از ميانجي‌گري پاكستان براي آغاز گفت‌وگوهاي غيرمستقيم ميان ايران و ايالات متحده حمايت كرده و خود نيز كوشيده است پيام‌هايي براي كاهش تنش به دو طرف منتقل كند.
تركيه و اسراييل اكنون با ميانجي‌گري ايالات متحده، يك كانال ارتباطي در سوريه ايجاد كرده‌اند تا در شرايطي كه هر دو طرف حضور نظامي خود را گسترش مي‌دهند، خطر درگيري‌هاي ناخواسته كاهش يابد. با اين حال، اين گفت‌وگوها ماهيتي صرفا فني و تاكتيكي دارد و نشانه‌اي از حركت به سوي عادي‌سازي كامل روابط نيست. تحت رهبري بنيامين نتانياهو در اسراييل و رجب طيب اردوغان در تركيه، ازسرگيري واقعي روابط به‌ويژه در فضاي انتخاباتي و قطبي‌شده كنوني در اسراييل بسيار بعيد به نظر مي‌رسد. حتي اگر تنش‌ها بر سر ايران فروكش كند، بعيد است رقابت ساختاري ميان اسراييل و تركيه پايان يابد؛ اين رقابت، با توجه به جايگاه ايران و ساير بازيگران، احتمالا به شكل‌هاي جديدي ادامه خواهد يافت و سطحي از خصومت راهبردي متقابل، دست‌كم در آينده قابل پيش‌بيني، پابرجا خواهد ماند.

سومين جنگ بنيادين
در گذشته، دولت تركيه بارها در سايه جنگ‌هاي بزرگ ميان قدرت‌هاي جهاني و متحدان منطقه‌اي آنها بازتعريف شده است. جنگ جهاني اول امپراتوري عثماني را از هم پاشيد، بخش مهمي از قلمروي خاورميانه‌اي آن را از دسترس خارج كرد و در نهايت به تولد جمهوري مدرن تركيه انجاميد. بي‌طرفي تركيه در جنگ جهاني دوم، به تداوم يك دولت اقتدارگرا در داخل كمك كرد، اما در نهايت اين جنگ بود كه تركيه را به اردوگاه غرب پيوند داد و آن را در مسير عضويت در ناتو و ادغام در جامعه فراآتلانتيك قرار داد. تحولات اخير نيز مي‌تواند پيامدهايي مشابه داشته باشد و نظمي منطقه‌اي پديد آورد كه در آن، تركيه نسبت به گذشته يا امن‌تر باشد يا در معرض خطر بيشتري قرار گيرد.
با چنين پس‌زمينه‌اي، انفعال مي‌تواند به فاجعه منجر شود؛ آنكارا براي عبور از دوره آشفتگي كنوني نمي‌تواند فقط به طفره‌رفتن تاكتيكي و اعلام بي‌طرفي بسنده كند. شايد نتواند همه تحولات منطقه‌اي را كنترل كند، اما مي‌تواند مخاطرات را براي خود به حداقل برساند. نخست، تركيه بايد روند صلح با كردها را جدي‌تر دنبال كند؛ روندي كه پيامدهايي هم براي مناطق درگيري در خود تركيه و هم براي معادلات امنيتي عراق و سوريه دارد. حل‌وفصل پايدار مساله كردها به اين معناست كه هيچ درگيري خارجي نتواند خطرناك‌ترين خط گسل داخلي تركيه را دوباره فعال كند. پارلمان تركيه مي‌تواند با تصويب قانوني كه مدت‌هاست بر سر آن بحث مي‌شود -  و به اعضاي پ.ك.ك اجازه مي‌دهد سلاح را زمين بگذارند و در چارچوبي تعريف‌شده به كشور بازگردند -  گام نخست را بردارد. آنكارا همچنين مي‌تواند با فراهم كردن امكان نقش‌آفريني سياسي محدود براي عبدالله اوجالان در چارچوب قواعد داخلي، واگذاري بخشي از اختيارات به شهرداري‌هاي كردنشين و بازنگري در وضعيت بخشي از زندانيان مرتبط، فضاي تنفسي بيشتري براي جامعه كرد فراهم كند. چنين اقداماتي اين پيام را منتقل مي‌كند كه روند صلح، فارغ از فراز و فرود بحران‌هاي منطقه‌اي، تداوم خواهد داشت.تركيه همچنين بايد در حوزه‌هايي كه نفوذ دارد، براي ايجاد ثبات بيشتر تلاش كند و هرجا ممكن است، ابتكار عمل ديپلماتيك به خرج دهد. آنكارا بايد تا حد امكان به دولت‌هاي عراق و سوريه در عبور از توفان كنوني كمك كند. در سوريه، اين به معناي حمايت از تلاش‌ها براي ادغام مجدد نيروهاي دموكراتيك سوريه به رهبري كردها در ساختار دولت جديد، كمك به دمشق براي حكمراني پس از جنگ و باز نگه‌داشتن كانال ارتباطي با اسراييل است تا سوريه به صحنه رويارويي مستقيم نيروهاي تركيه و اسراييل تبديل نشود. در عراق نيز، اين رويكرد به تعميق هماهنگي امنيتي با بغداد عليه داعش، رقابت مديريت‌شده با ايران براي نفوذ سياسي، و حفاظت از مسيرهاي تجاري و انرژي مربوط مي‌شود كه تركيه را به خليج فارس متصل مي‌كنند. عراق و سوريه‌اي باثبات‌تر، مرزهاي تركيه را آرام‌تر مي‌كند و موقعيت آنكارا را در هر نظمي كه پس از جنگ در منطقه شكل مي‌گيرد، تقويت خواهد كرد. در نهايت، آنكارا بايد با هدف گفت‌وگو درباره امنيت منطقه‌اي و آينده سوريه، وارد بحث‌هاي جدي‌تري با اسراييل شود؛ حتي اگر اين گفت‌وگوها در كوتاه‌مدت به عادي‌سازي روابط منجر نشوند.
در اين معادله، يكي از نگراني‌هاي اصلي تركيه، هر نوع از هم‌گسيختگي و بي‌ثباتي شديد در ايران است؛ وضعيتي كه مي‌تواند خلأ امنيتي بزرگي در شرق تركيه ايجاد كند و علاوه بر ضربه به اقتصاد منطقه، موجي از ناامني و جابه‌جايي جمعيتي را به همراه داشته باشد. در مقابل، گشودن مرز با ارمنستان مي‌تواند «كريدور مياني» را كه از قفقاز جنوبي و آسياي مركزي مي‌گذرد، تقويت كند و به آنكارا كمك كند تا وابستگي خود به مسيرهاي جنوبي را كه در شرايط جنگ و اختلال در انرژي و كشتيراني آسيب‌پذيرترند، كاهش دهد. ايجاد ثبات در محيط نزديك مي‌تواند تركيه را به يك محور مهم تجاري و ترانزيتي تبديل كند و سهم بيشتري براي آن در نظم پساجنگي فراهم آورد؛ نظمي كه اگر بر پايه تجارت و اتصال‌گرايي شكل بگيرد، نه بحران دايمي، فرصت بيشتري براي هم ايران و هم تركيه ايجاد مي‌كند.حل اختلافات با ايالات متحده، دست‌كم در تئوري، مي‌تواند با كاهش بخشي از تحريم‌ها و بازگشت تدريجي امكان همكاري‌هاي دفاعي، به نفع تركيه باشد. موضوعات اختلافي روشن‌اند: تحريم‌هاي امريكا به‌دليل خريد سامانه اس-۴۰۰ از روسيه، حذف تركيه از برنامه جنگنده‌هاي اف-۳۵ ناتو و تنش‌ها بر سر سياست‌هاي تركيه در قبال اسراييل، متحد كليدي واشنگتن در منطقه. با اين حال، با توجه به سبك سياست‌ورزي ترامپ -  تمايل به وعده‌هاي بزرگ و در عين حال بي‌اعتنايي بدان‌ها -  عادي‌سازي كامل روابط با امريكا در كوتاه‌مدت محتمل به نظر نمي‌رسد. مسير واقع‌بينانه‌تر براي تركيه آن است كه ضمن تقويت توان دفاع هوايي و موشكي خود، بيش از پيش بر همكاري با ناتو و اروپا تكيه كند و به موازات آن، سياست خوداتكايي در صنعت دفاعي را ادامه دهد؛ مسيري كه در دو دهه گذشته نيز تا حد زيادي دنبال كرده است.
تركيه به يك استراتژي منسجم نياز دارد كه به كمك آن بتواند ثبات داخلي را به‌ويژه در پرونده كردها حفظ كند، مرزهاي خود را ايمن سازد و به يك محور اتصال منطقه‌اي در حوزه انرژي و تجارت تبديل شود. چنين استراتژي‌اي مستلزم مانور هوشمندانه ميان فراز و فرودهاي جنگ و رقابت قدرت‌هاي بزرگ است، بدون آنكه آنكارا همه تخم‌مرغ‌هاي خود را در سبد رابطه با واشنگتن بگذارد. اعلام بي‌طرفي در يك جنگ ممكن است براي كشوري در موقعيت تركيه، در ظاهر انتخابي محتاطانه باشد، اما اگر قرار است تركيه از اين دوره آشفتگي منطقه‌اي در نهايت امن‌تر بيرون بيايد، نمي‌تواند صرفا نظاره‌گر بماند؛ بلكه ناگزير است در شكل‌دهي به ترتيبات جديد، از جمله ترتيباتي كه جايگاه ايران را هم تعريف مي‌كنند، نقش فعالي ايفا كند.
ترجمه: نوشين محجوب
٭عضو موسسه بروكينگز 
و مدير پروژه تركيه اين موسسه
منبع فارن افرز

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون