• 1405 چهارشنبه 25 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6323 -
  • 1405 شنبه 26 ارديبهشت

يادي از شيرين جاهد از هنرمندان قديمي تلويزيون

اينجا خانه‌ من است

حسن تهراني

در تاريخِ معاصر ايران، اگر بخواهيم تصويري دقيق و چندلايه از «زن ايراني» ترسيم كنيم، ناگزير بايد از كليشه‌ها عبور كنيم؛ از تصويرهاي ساده‌انگارانه‌اي كه يا او را قرباني محض مي‌بينند يا قهرماني افسانه‌اي و دست‌نيافتني، جنجال‌ها، جايزه‌هاي قلابي و تبليغاتي و پوشش‌هاي رسانه‌هاي زرد و سياسي را فراموش كنيم. 
واقعيت، پيچيده‌تر، انساني‌تر و عميق‌تر از اين نگاه‌هاست. زن ايراني در دهه‌هاي اخير، در دل جامعه‌اي كه ساختارهاي مردسالارانه در آن ريشه‌دار بوده، نه‌تنها دوام آورده، بلكه شكل‌دهنده بسياري از جريان‌هاي فرهنگي، اجتماعي و حتي خانوادگي بوده است. او همزمان، مادر، مدير، معلم، هنرمند، منتقد و زنده‌كننده حافظه جمعي بوده است. در اين ميان، برخي چهره‌ها به‌گونه‌اي خاص توانسته‌اند اين چندگانگي را همزمان در وجودشان حفظ كنند؛ زناني كه نه‌تنها در زندگي شخصي مستقل مانده‌اند، بلكه در سپهرِ عمومي نيز تاثيرگذار بوده‌اند. يكي از اين چهره‌ها، زنِ هنرمند و با احساسي است به نامِ «شيرين جاهد».
او را نمي‌توان صرفا با يك عنوان تعريف كرد. شيرين جاهد نه‌فقط برنامه‌ساز تلويزيوني است كه در دهه‌هاي گذشته نامش در تيتراژِ بسياري از برنامه‌هاي ماندگار، به استانداردي از دانش و ذوق بدل شده كه نقشش به عنوانِ نويسنده و كنشگر اجتماعي، همواره مثال‌زدني بوده است. او نمونه زنده از نسلي است كه ميان سنت و مدرنيته، ميان محدوديت و خلاقيت، راهي براي «بودن» و «اثر گذاشتن» پيدا كرده است. 
نسلي كه در سكوت كار كرده، در هياهو ناديده گرفته شده، اما در حافظه جمعي مردم، به‌ويژه نسلِ كودك و نوجوان، حضوري ماندگار يافته است.
براي درك اهميتِ كار او، بايد به تلويزيونِ ايران در دهه‌هاي گذشته بازگرديم؛ رسانه‌اي كه براي ميليون‌ها ايراني، نه‌تنها منبع سرگرمي، بلكه مدرسه‌اي غيررسمي براي يادگيري، تخيل و شكل‌گيري هويت بود. در چنين بستري، برنامه‌هايي كه براي كودكان ساخته مي‌شد، نقشي تعيين‌كننده داشتند. اين برنامه‌ها فقط سرگرمي نبودند؛ آنها زبان، تخيل، شوخ‌طبعي و حتي نوع نگاه به جهان را به نسل‌هاي آينده منتقل مي‌كردند. در ميان اين آثار، برنامه‌هايي چون «سيب خنده» و «دنياي شيرين» جايگاهي ويژه دارند؛ برنامه‌هايي كه با هوشمندي، طنز و درك عميق از روانِ كودك، توانستند پلي ميان آموزش و سرگرمي بسازند.
شيرين جاهد در خلق اين آثار، نه به‌دنبال تكرارِ الگوهاي كليشه‌اي بود و نه اسيرِ سطحي‌نگري رايج. او به كودك به عنوان «انساني كامل» نگاه مي‌كرد، نه موجودي كه بايد صرفا سرگرم شود. همين نگاه بود كه باعث شد آثارش، حتي سال‌ها بعد، همچنان در ذهن مخاطبان زنده بماند. بسياري از كودكاني كه با اين برنامه‌ها بزرگ شدند، امروز بزرگسالاني هستند كه هنوز لحن، شوخي‌ها و فضاي آن برنامه‌ها را به ياد دارند، نشانه‌اي از تاثيري عميق و ماندگار.
اما اهميت اين زن هنرمند تنها به برنامه‌هاي كودك محدود نمي‌شود. او در فضايي فعاليت مي‌كرد كه همزمان شاهد شكل‌گيري يكي از مهم‌ترين دوره‌هاي طنز تلويزيوني ايران بود؛ دوراني كه برنامه‌هايي چون «پرواز ۵۷»، «نوروز ۷۲» و «ماجراهاي رونالدو و مادرش» توانستند استانداردهاي جديدي براي طنز تلويزيوني تعريف كنند. اين آثار، فراتر از خنداندن، به نقد اجتماعي، بازتاب زندگي روزمره و حتي طرح مسائل فرهنگي و سياسي مي‌پرداختند. در چنين بستري، حضور و نقشِ او، چه در پشت صحنه و چه در فرآيند شكل‌گيري استعدادها، قابل‌توجه است: 
«معرفي و حمايت از چهره‌هايي كه بعدها به ستاره‌هاي صاحب نامِ سينما و تلويزيون تبديل شدند. نام‌هايي چون صابر ابر، مهران مديري، رضا عطاران، حسين پناهي، يوسف تيموري و... هركدام به‌تنهايي بخشي از تاريخ معاصر هنرِ نمايشي ما را شكل داده‌اند. اينكه يك زن در ساختاري مردسالار بتواند چنين نقشي در كشف و معرفي استعدادها ايفا كند، خود نشانه‌اي از توانِ مديريتي، نگاه تيزبين و جسارت حرفه‌اي اين زنِ هنرمند است.»
در اينجا بايد به نكته‌اي مهم اشاره كنم: «استقلال زن ايراني، به‌ويژه در دهه‌هاي اخير، صرفا به معناي حضور در بازار كار يا كسب موفقيت حرفه‌اي نيست. اين استقلال، پيش از هر چيز، يك «وضعيت ذهني» است؛ توانايي تصميم‌گيري، حفظ كرامت فردي و ايستادگي در برابر فشارهاي اجتماعي.»
شيرين جاهد، در زندگي شخصي و حرفه‌اي خود، نمونه‌اي مثال‌زدني است. او نه‌تنها توانسته در خانواده نقش محوري داشته باشد، بلكه در جامعه نيز حضوري فعال و اثرگذار داشته است. تحصيلات او در مدرسه عالي تلويزيون و سينما و دانشكده علوم ارتباطات، به او بنياني نظري و حرفه‌اي بخشيد كه در كارهايش به‌خوبي قابل‌مشاهده است. اما آنچه او را متمايز مي‌كند، صرفا دانش آكادميك نيست، بلكه توانايي تبديل اين دانش به عمل است. او توانست ميان نظريه و عمل، ميان آموزش و تجربه، پلي مستحكم بسازد.
در كنار فعاليت‌هاي هنري، جاهد در حوزه اجتماعي نيز حضوري پررنگ داشته است. يكي از اقداماتِ قابل‌توجه او، گردهم‌آوردنِ فارغ‌التحصيلانِ مدرسه عالي تلويزيون و سينما در سالروز تاسيس اين نهاد است؛ تلاشي براي حفظ پيوند ميان نسل‌ها، زنده نگه‌داشتن خاطره يك دوره مهم و ايجاد شبكه‌اي از همدلي و همكاري، در دوراني كه بسياري از روابط انساني به‌واسطه مهاجرت، پراكندگي جغرافيايي و تغييرات اجتماعي تضعيف شده‌اند، چنين همتي، اهميتي دوچندان دارد.
او همچنين از طريق فضاي مجازي، توانسته اين ارتباطات را تداوم بخشد و بستري براي گفت‌وگو، يادآوري و تجليل از پيشكسوت‌ها فراهم كند. اين كارِ به‌ظاهر ساده، در واقع نوعي «حفظ حافظه فرهنگي» است؛ تلاشي براي اينكه تاريخ شفاهي يك نسل، در ميان هياهوي روزمره فراموش نشود.
شجاعت، يكي ديگر از ويژگي‌هاي برجسته شخصيتي او است. در فضايي كه بسياري ترجيح مي‌دهند سكوت كنند يا با جريان‌هاي غالب همراه شوند، اين چهره بارها نشان داده كه حاضر است براي باورهايش بايستد. نمونه بارز اين شجاعت، موضع‌گيري او درباره زنده‌ياد رضا قطبي، موسس و نخستين مدير راديو تلويزيون ايران است. در حالي كه پرداختن به چنين موضوعاتي مي‌تواند با حاشيه‌ها و حساسيت‌هاي فراوان همراه باشد، جاهد با اطمينان از ميهن‌دوستي و پاكي اين مديرِ دلسوز، مراسمي براي تجليل از خدماتِ قطبي در ايران تدارك ديد كه اكثرِ چهره‌هاي خوشنام و صاحب‌نامِ هنري در آن حضور داشتند.
برگزاري اين مراسم در ايران، نه‌فقط يك اقدام نمادين، بلكه نوعي بازخواني تاريخ و دفاع از حقيقت و روحِ قدرشناسي جامعه‌اي ايراني بود. اين‌گونه رفتارها، نشان مي‌دهد كه جاهد، فراتر از يك هنرمند، يك «كنشگر فرهنگي» است؛ كسي كه نسبت به گذشته، حال و آينده جامعه خود حساس است و مسووليت خود را در قبال آن جدي مي‌گيرد.
اما شايد يكي از تاثيرگذارترين جنبه‌هاي شخصيت او، رابطه‌اش با مفهوم «وطن» باشد. در دوراني كه مهاجرت به يكي از مهم‌ترين پديده‌هاي اجتماعي تبديل شده و بسياري از ايرانيان در نقاط مختلف جهان پراكنده‌اند، نسبتِ فرد با سرزمين مادري، پيچيده‌تر از هميشه شده است. جاهد، با وجود داشتن اقامت در امريكا و امكان زندگي راحت‌تر در خارج از كشور، تصميم گرفت به ايران بازگردد؛ تصميمي كه نه از سر اجبار، بلكه از دلِ يك انتخابِ آگاهانه برآمده بود.
اين بازگشت، به‌ويژه در شرايطي كه منطقه درگير جنگي ويرانگر و آتش و موشك بود، معنايي فراتر از يك جابه‌جايي جغرافيايي دارد. او حتي به جنبشي كه هدف آن عشق به خانه و سرزمين است ، نوشت: 
«اينجا خانه من است، 
حريم من حرمت دارد. 
قلبم اين‌جاست. 
تمامي خاطراتم، 
خانه‌ام را دوست دارم، 
و نمي‌گذارم مرا آواره كنيد 
در همين خانه خواهم مرد 
اما 
آواره نخواهم شد»
اين نوشته، نه‌فقط يك بيانيه شخصي، بلكه بازتاب احساس مشترك بسياري از ايرانياني است كه با وجود تمام دشواري‌ها، هنوز پيوندي عميق با سرزمينِ خود دارند. در اينجا، وطن نه يك مفهوم انتزاعي، بلكه مجموعه‌اي از خاطرات، روابط و هويت است.
در كنار همه اينها، بايد اشاره كوتاهي هم به رواني قلم و نويسندگي او داشته باشم كه با حسي قوي، زباني موجز و نگاهي صادقانه، نقدهايي، چه در حوزه سينما، چه تلويزيون و چه تئاتر، مي‌نويسد و به تحليل آثار مي‌پردازد آن هم در فضايي كه گاه نقد به تعريف يا تخريب تقليل مي‌يابد.
نوشته‌هاي او مانند كارهاي تلويزيوني‌اش، از دل تجربه و مشاهده مي‌آيند، نه از نگاهي از برج عاج. او به‌خوبي مي‌داند كه هنر، بدون ارتباط با زندگي روزمره مردم، به چيزي بي‌روح تبديل مي‌شود. به همين دليل، در نوشته‌هايش همواره نوعي «انسان‌گرايي» ديده مي‌شود؛ توجه به جزييات زندگي، به احساسات، به روابط انساني.
اعتقاد دارم جايگاه اين زنِ هنرمند پلي است ميانِ نسل‌ها، ميانِ هنر و زندگي، ميانِ گذشته و آينده. زني كه در سكوت كار كرده، اما صدايش در ذهن و دل مخاطبانش طنين‌انداز شده است.
در نهايت، روايت زندگي و كارنامه او، صرفا روايت يك فرد نيست؛ بلكه بخشي از داستان بزرگ‌تري است كه به زنان ايراني در دهه‌هاي اخير تعلق دارد. زناني كه در برابر محدوديت‌ها ايستاده‌اند، استقلال خود را حفظ كرده‌اند، خانواده را نگه داشته‌اند، در جامعه مشاركت كرده‌اند و همگام با تحولات جهاني، مسير خود را ساخته‌اند.
اين زنان، شايد در صدر اخبار نباشند، اما در لايه‌هاي عميق‌تر جامعه، نقش‌هايي اساسي ايفا كرده‌اند. آنها معمارانِ نامرئي تغيير‌ند؛ كساني كه با كارِ روزمره، با تربيت نسل‌ها، با خلق آثار فرهنگي و با ايستادگي در برابر ناملايمات، آينده را شكل داده‌اند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون