به ياد وارطان سالاخانيان مبارز ارمني
محمود فاضلي
سالاخانيان مبارز و زنداني سياسي در زمان رژيم محمدرضا شاه پهلوي و از ارامنه ايراني عضو حزب توده ايران، از مشهورترين قربانيان شكنجه پس از كودتاي 28 مرداد 1332 بود. وي در ششم بهمن 1309 در تبريز به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در همين شهر به اتمام رساند . در سال ۱۳۲۱ با خانوادهاش به تهران آمد. آنها بعد از چهار سال مجددا به تبريز بازگشتند. وارطان به همراه پدرش در كارخانهاي در تبريز مشغول به كار شد. وي پس از هشتماه كار بدون دريافت دستمزد، به همراه خانواده راهي تهران شد.
در سال ۱۳۳۱ به حزب توده پيوست. بعد از كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، وارطان به فعاليت خود به صورت مخفي ادامه داد. فعالان چاپخانه حزب توده به انتشار نشريه مبادرت و در سطح جامعه پخش ميكردند. براي دستگاه پليسي كودتا، كشف و نابود كردن اين چاپخانه در راس تمام فعاليتها قرار گرفته بود. نزديك به يك سال از كودتاي ۲۸مرداد ميگذشت ولي هنوز چاپخانه انتشار نشريه «رزم» ارگان جوانان حزب توده كشف نشده بود. در غروب ششم ارديبهشت سال ۱۳۳۳، ماموران كودتا بهطور اتقافي به اتومبيلي كه وارطان و كوچك شوشتري در آن بودند در دروازه دولت، ايست دادند. پس از ايست وارطان به پرسشهاي ماموران پاسخ داد و كوچك شوشتري بدون اينكه هيچ رفتار مشكوكي از خود نشان دهد در ماشين نشست. ماموران از وارطان خواستند كه صندوق عقب ماشين را باز كند تا مورد بازرسي قرار گيرد. آنها به محض بازكردن صندوق عقب ماشين، با انبوهي از نشريات «رزم» مواجه شدند.
اين نشريه از سال 1325 ارگان مركزي سازمان جوانان حزب توده يكي از سازمانهاي مهم اين حزب بود كه در سال 1322 تاسيس شده بود. وارطان و كوچك شوشتري را بهسرعت به فرمانداري نظامي انتقال دادند تا پس از بازجويي بتوانند محل چاپخانه را كشف كنند. شكنجهها روي اين دو نفر، شش روز ادامه يافت. در ۱۲ ارديبهشتماه ۱۳۳۳، كوچك شوشتري بدون كوچكترين اعترافي، بر اثر شكنجه جان سپرد.
وارطان در زمان زندان از سوي «محمود سياحتگر» از بدنامترين شكنجهگران فرماندار نظامي پس از كودتاي 28 مرداد 1332 بهشدت مورد شكنجه قرار گرفت. سياحتگر پس از كودتا و تشكيل فرماندار نظامي توسط تيمور بختيار در تهران و آبادان، از نيرويهاي موثر حكومت نظامي بود.
سياحتگر در اين زمان در دو زندان «لشكر زرهي»، زندان «قزل قلعه» سختترين شكنجهها را بر متهمان اعمال ميكرد. در دوره محمدرضا پهلوي زندانها شكل جديدي به خود گرفت. سياحتگر سختترين و پليدترين نوع شكنجه را اعمال ميكرد تا آنجا كه وي را «جلاد» ناميدند. سياحتگر در جريان دستگيري فداييان اسلام از جمله خليل طهماسبي، مهدي عبدخدايي و يورش به منزل آيتالله سيدمحمود طالقاني و بازداشت ايشان، نقش داشت. در جريان دستگيري و شكنجه غيرانساني اعضاي حزب توده بهويژه سالاخانيان فعال سياسي ارمني عضو حزب توده نيز نقش داشت.
يكي از شكنجهگران، صحنه شكنجههاي وارطان را اينگونه توصيف ميكند: «انگشت سبابه وارطان را گرفتم و به عقب فشار دادم. وارطان گفت: ميشكند. من باز هم فشار دادم. لعنتي حرف نميزد. وارطان گفت: ميشكند. با تمام نيرويم فشار دادم. صورت وارطان مثل سنگ كبود بود. لب از لب باز نميكرد. بازهم فشار دادم. وارطان گفت: ميشكند. خشمگين شدم. مرا مسخره ميكرد. بازهم فشار دادم. صدايي برخاست. وارطان گفت: ديدي گفتم ميشكند و نگاه كردم انگشت شكسته بود. وارطان به من پوزخند ميزد.» او در ۱۸ ارديبهشت ۱۳۳۳ زير شكنجه در تهران در ۲۳ سالگي در زندان قصر پهلوي درگذشت.