ديپلماسي در آستانه بحران
دونالد ترامپ برخلاف بسياري از روساي جمهور سنتي امريكا شخصيت سياسي غيرمتعارفي دارد و همواره تلاش كرده سياست خارجي را براساس منطق معامله و توافقهاي مستقيم پيش ببرد. او علاقه دارد دستاوردهاي بزرگ را به نام خود ثبت كند و همين ويژگي ميتواند امكان رسيدن به تفاهمهاي سريعتر را فراهم سازد، هر چند اين موضوع به معناي اعتماد كامل به واشنگتن نيست، اما ميتواند فرصتي براي آزمودن يك مسير ديپلماتيك جديد باشد؛ مسيري كه در آن ايران بدون عدول از خطوط قرمز راهبردي خود آمادگي خويش را براي مذاكرات محدود هدفمند و مرحلهبندي شده اعلام كند. در چنين روندي ميتوان ابتدا بر مسائل فوري امنيتي و منطقهاي تمركز كرد و سپس در صورت مشاهده اراده واقعي ازسوي طرف مقابل مسير را به سمت توافقهاي گستردهتر سوق داد. استفاده از ظرفيت كشورهاي ميانجي مانند عمان يا پاكستان نيز ميتواند به ايجاد فضايي امن و كمتنش براي آغاز گفتوگوها كمك كند. تجربههاي پيشين نشان داده است كه مذاكرات محرمانه و به دور از فضاي رسانهاي در بسياري از موارد نتيجهبخشتر از مذاكرات علني و پرهياهو بوده است. آنچه در اين ميان اهميت دارد حفظ انسجام داخلي و تعيين دقيق اهداف مذاكره است، زيرا هرگونه گفتوگو بدون پشتوانه كارشناسي و وحدت نظر داخلي ممكن است به نتايج مطلوب منجر نشود، در مقابل اگر ديپلماسي با برنامهريزي دقيق و در چارچوب عزت، حكمت و مصلحت دنبال شود ميتواند بسياري از تهديدهاي موجود را مديريت كند. امروز جامعه ايران بيش از هر زمان ديگري نيازمند آرامش و ثبات اقتصادي است و سياست خارجي بايد در خدمت تامين اين نياز قرار گيرد. كاهش تنشهاي منطقهاي، كاهش تدريجي فشار تحريمها، ايجاد فرصت براي سرمايهگذاري و تمركز بيشتر بر توسعه داخلي ازجمله دستاوردهايي است كه ميتواند از مسير ديپلماسي فعال حاصل شود. علاوه بر اين ورود ايران به روند گفتوگو ميتواند تصوير متفاوتي از جمهوري اسلامي در سطح بينالمللي ارايه دهد؛ تصويري كه نشان ميدهد تهران خواهان ثبات و كاهش تنش است و از راهكارهاي سياسي استقبال ميكند، در چنين شرايطي اگر طرف مقابل مسير تقابل را انتخاب كند، افكار عمومي جهاني بهتر خواهد توانست مسووليت بحران را تشخيص دهد.
در واقع ديپلماسي در شرايط كنوني نه يك انتخاب تشريفاتي بلكه ضرورتي براي مديريت آينده كشور است؛ ضرورتي كه هدف آن جلوگيري از جنگ، حفظ منافع ملي و فراهم كردن فرصت تنفس براي اقتصاد و جامعه ايران است. امروز هنر سياست آن است كه از دل بحرانها فرصت ساخته شود و با تصميمهاي سنجيده كشور از ورود به مرحلهاي پرهزينه و فرسايشي دور نگه داشته شود، زيرا درنهايت آنچه براي مردم اهميت دارد امنيت، ثبات و چشمانداز روشن براي آينده است و همه ابزارهاي سياست خارجي بايد در خدمت تحقق اين اهداف قرار گيرد.
دكتراي سياستگذاري عمومي