آنچه ايران را از سناريوي بيثباتسازي و فروپاشي سريع عبور داد
همافزايي ميان ميدان، جامعه و دولت، مقاومت و اقتدار نيروهاي مسلح
حضور آگاهانه مردم و پشتيباني نهادي دولت بود که الگويي از انسجام ملي را به نمايش گذاشت و سرمايهاي راهبردي براي آينده كشور شد
مريم جليلوندفرد
در ميانه يكي از پرتنشترين دورههاي حكمراني در سالهاي اخير ايران، سكان سه حوزه حساس و به هم پيوسته ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايعدستي به دستان سيدرضا صالحياميري سپرده شد. وزيري كه ۱۸ ماه گذشته را در دولتي سپري كرد كه هر روز با بحراني تازه از خواب برميخاست. از جنگ ۱۲روزه و تهديدهاي امنيتي گرفته تا ناآراميهاي سياسي و فشارهاي اقتصادي و مجموعهاي از شرايط كمسابقه و اخيرا جنگ 40 روزه رمضان كه كار را براي وزارتخانهاي كه هم حافظ هويت تاريخي كشور است، هم متولي اقتصاد گردشگري و هم پشتيبان معيشت هزاران هنرمند صنايعدستي، به ماموريتي پيچيده و چندلايه تبديل كرد. در چنين فضايي، حفاظت از موزهها و محوطههاي تاريخي در سايه تهديد جنگ، صيانت از حريم بافتهاي تاريخي در برابر فشارهاي توسعهاي، مديريت صنعت گردشگري در اوج آينده مبهم اجتماعي و تعيين تكليف حفظ و توليد صنايعدستي زير فشار تحريمها و در نهايت آسيب به حدود 140 اثر تاريخي در جنگ اخير، تنها بخشي از دستور كار روزانه صالحياميري بوده است؛ دستور كاري كه بيش از آنكه اداري باشد، رنگ و بوي مديريت بحران دارد. سيدرضا صالحياميري حالا در گفتوگو با «اعتماد» و در واكاوي راهبردها، اولويتها و تصميمهايي كه در يكي از سختترين مقاطع مديريتي سالهاي اخير اتخاذ شدهاند را از شرايط سخت ايران و تاثير جنگ و اعتراضات دي ماه ميداند بر وضعيت گردشگري كشور و كاهش شديد گردشگران ورودي به ايران سخن گفته است.
جنگ رمضان چه اندازه ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايعدستي ايران را با تهديد مواجه كرد؟
جنگ، زماني كه به حوزه ميراثفرهنگي، گردشگري و صنايعدستي وارد ميشود، در واقع حافظه تاريخي، اقتصاد فرهنگي و زيست اجتماعي يك ملت را هدف قرار ميدهد. در جريان جنگ اخير، بخشي از آثار تاريخي و زيرساختهاي گردشگري كشور با آسيبهاي مستقيم و غيرمستقيم مواجه شد. برآوردهاي اوليه نشان ميدهد كه حدود ۱۴۹ اثر و مجموعه مرتبط، متحمل خسارت شدهاند كه ارزش تقريبي آن تا اين لحظه بالغ بر هفت و نيم همت برآورد ميشود. طبيعتا مرمت آثار تاريخي، بهويژه آثاري كه داراي ثبت ملي و جهاني هستند، فرآيندي زمانبر، تخصصي و چندلايه است و نيازمند بازسازي فني، احياي هويت تاريخي و بازگرداندن اعتماد فرهنگي است. در كنار اين خسارتها، صنعت گردشگري نيز وارد يك دوره ركود ناخواسته شد. هر چند بيش از ۲۹ ميليون فقط در اعياد نوروز سفر داشتيم؛ ميزان اشغال هتلها نسبت به مدت مشابه در شرايط عادي كاهش يافت، دفاتر خدمات مسافرتي و تورهاي ورودي خارجي نيز با وضعيتي اينچنين مواجه شدند. لازم به ذكر است كه تهديد و حمله به برخي زيرساختهاي حملونقل از جمله راهآهن، آن هم برخلاف كنوانسيونهاي بينالمللي و اصول انساني، عملا زنجيره خدمات گردشگري را تحت تاثير قرار داد.
صنايعدستي نيز از اين شرايط متاثر شد، زيرا بخش مهمي از فروش توليدات صنايعدستي در ايام نوروز و در پيوند مستقيم با رونق گردشگري شكل ميگيرد. هنگامي كه بازار گردشگري دچار اختلال ميشود، چرخه توليد صنايعدستي نيز آسيب ميبيند؛ هنرمنداني كه با فروش آثار خود مواد اوليه تهيه ميكنند، در چنين شرايطي با اختلال در توليد و معيشت مواجه ميشوند. با اين حال، تجربه اين جنگ نشان داد كه «سرمايه ملي» و «انسجام اجتماعي» مهمترين مولفه تابآوري كشور است. جامعه ايران در بزنگاههاي تاريخي نشان داده است كه نسبت به حيثيت ملي، هويت ايراني و تماميت سرزميني حساسيت عميق دارد و همين سرمايه اجتماعي، مهمترين پشتوانه عبور كشور از بحرانهاست.
بيشترين آسيبهايي كه در جنگ اخير در داخل و خارج از كشور و حتي در برخي مجامع جهاني به چشم آمد، تخريب آثار تاريخي ايران بود. مجامع جهاني چه اندازه در محكوميت و مقابله با تخريب آثار تاريخي براساس كنوانسيونهاي جهاني نقش داشتند؟
واقعيت اين است كه نظام حقوقي و فرهنگي بينالمللي، ظرفيتهاي قابل توجهي براي صيانت از ميراث بشري در اختيار دارد؛ از كنوانسيون ۱۹۵۴ لاهه درباره حفاظت از اموال فرهنگي در زمان مخاصمههاي مسلحانه گرفته تا كنوانسيون ۱۹۷۲ يونسكو درباره ميراث جهاني و نيز ساير اسناد مرتبط با ميراث ملموس و ناملموس. در جريان تحولات اخير، وزارت ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايعدستي از نخستين ساعات وقوع بحران، مكاتبات و پيگيريهاي رسمي خود را با يونسكو، نهادهاي تخصصي و مجامع بينالمللي آغاز كرد. همچنين پوشش رسانهاي گسترده و مسوولانه رسانههاي داخلي، خارجي و فعالان فرهنگي، نقش موثري در جلب توجه افكار عمومي جهاني نسبت به تهديدات وارد شده به ميراث تاريخي ايران داشت. بيترديد آنچه رخ داد با روح حقوق بشري و مفاد كنوانسيونهاي بينالمللي در تعارض آشكار بود. هر چند انتظار ميرفت برخي نهادهاي بينالمللي مواضع قاطعتر و موثرتري اتخاذ كنند، اما همين ميزان حساسيت ايجاد شده نيز سبب شد نگاه بخشي از جامعه جهاني، نخبگان مستقل و فعالان ميراث فرهنگي متوجه ابعاد خطرناك تخريب ميراث تاريخي در منطقه شود.
واقعيت اين است كه امروز بسياري از سازوكارهاي بينالمللي نيازمند بازنگري و احياي كاركرد واقعي خود هستند. مفاهيمي نظير «سپر آبي» كه فلسفه وجودي آن حفاظت از ميراث فرهنگي در زمان جنگ است، نبايد به عنوان يك عنوان نمادين باقي بماند. جامعه جهاني اگر به مفهوم «ميراث مشترك بشريت» باور دارد، بايد در برابر تهديد آثار تاريخي، موضعي فراتر از بيانيههاي سياسي اتخاذ كند.
با اين حال، نكته مهم آن است كه اين رخداد، افكار عمومي مستقل جهان را نسبت به اهميت حفاظت از ميراث ايران حساستر كرد و اين ظرفيت ميتواند در آينده به شكلگيري بازدارندگي بيشتر و تقويت ضمانتهاي اجرايي كنوانسيونهاي جهاني منجر شود.
در صورت پايان جنگ آيا امكان دريافت غرامت بابت خساراتي كه به آثار تاريخي ايران وارد شده است، از طريق نهادهاي بينالمللي وجود دارد؟ اصلا ميتوان در مرمت و بازسازي اين آثار به ويژه آثار ثبت جهاني شده از كشورهاي جهان كه در عضويت يونسكو هستند، مشاركت مالي و فني دريافت كرد؟
بر اساس مفاد كنوانسيونهاي بينالمللي، بهويژه كنوانسيون ۱۹۷۲ يونسكو، امكان پيگيري حقوقي، دريافت حمايتهاي فني، مشورتي و حتي مشاركتهاي مالي براي مرمت آثار آسيب ديده وجود دارد؛ البته اين فرآيند منوط به طي شدن مراحل ارزيابي تخصصي و تاييد نهادهاي ذيصلاح بينالمللي است. در چنين شرايطي، گروههاي ارزياب و كارشناسي بايد پس از فراهم شدن شرايط ميداني، از آثار آسيب ديده بازديد كرده و ميزان خسارت را به صورت رسمي ثبت و تصويب كنند. بر همين اساس، امكان بهرهگيري از ظرفيتهاي حمايتي يونسكو، نهادهاي تخصصي وابسته و حتي برخي كشورهاي عضو براي تامين منابع مالي، انتقال دانش فني و همكاريهاي مرمتي وجود دارد. در همين راستا، مكاتبات و پيگيريهاي لازم انجام شده و اميد ما اين است كه با تثبيت شرايط و بازگشت آرامش، بتوانيم ميزبان هياتهاي ارزيابي و كارشناسي باشيم تا روند مستندسازي خسارتها و استفاده از ظرفيتهاي بينالمللي با سرعت بيشتري دنبال شود. البته در كنار ظرفيتهاي حقوقي و فني، نقش رسانهها و نظام اطلاعرساني نيز بسيار مهم است، زيرا افكار عمومي جهاني زماني نسبت به حفاظت از ميراث تاريخي حساس ميشود كه ابعاد واقعي خسارتها و اهميت تمدني اين آثار به درستي روايت شود. اين مساله ميتواند هم به بازنگري در سازوكارهاي بينالمللي كمك كند و هم زمينه جذب حمايتهاي موثرتر مالي و تخصصي را فراهم سازد.
در ادبيات سياسي ميگويند هر جنگي پاياني دارد. آيا ميتوان به پايان جنگ تحميلي عليه ايران خوشبين بود؟ به نظر شما چشمانداز پايان جنگ در كوتاهمدت وجود دارد؟
در ادبيات سياسي، هيچ جنگي ابدي نيست و همه منازعات، دير يا زود به نقطهاي از بازتعريف موازنهها و بازگشت به عقلانيت سياسي ميرسند. آنچه در تجربه اخير براي ايران اهميت راهبردي داشت، نحوه مواجهه جامعه و نظام حكمراني با يك «شوك ملي» بود. اگر بخواهيم اين وضعيت را در يك برش سهگانه تحليل كنيم - پيش از جنگ، حين جنگ و پس از جنگ - بايد بر چهار مولفه كليدي تمركز كنيم: حيثيت ملي، ايران، نظام سياسي و مردم. جامعه ايران نسبت به مفهوم اعتبار و اقتدار ملي حساسيت عميقي دارد و همين حس تعلق به ايران، فراتر از تفاوتهاي قوميتي، مذهبي و سياسي، توانست نوعي همگرايي ملي ايجاد كند. در جريان اين بحران، آنچه ايران را از سناريوي بيثباتسازي و فروپاشي سريع عبور داد، شكلگيري يك «سهگانه قدرت ملي» بود؛ يعني همافزايي ميان ميدان، جامعه و دولت. مقاومت و اقتدار نيروهاي مسلح، حضور آگاهانه مردم و پشتيباني نهادي دولت، الگويي از انسجام ملي را به نمايش گذاشت كه سرمايهاي راهبردي براي آينده كشور محسوب ميشود. نكته مهمتر، تحول بخشي از افكار عمومي بود؛ بخشي كه ممكن بود در دورههايي در موضع انتقاد قرار داشته باشد، اما در شرايط تهديد خارجي، اولويت «ايران» را بر شكافهاي مقطعي ترجيح داد. اين سطح از بلوغ اجتماعي، يكي از مهمترين شاخصهاي پايداري دولت - ملتها در شرايط بحران است. بر همين اساس، ميتوان نسبت به آينده و پايان تنشها اميدوار بود، زيرا تجربه نشان داده است كه ملت ايران در لحظات حساس تاريخي، از ظرفيت بالايي براي بازتوليد انسجام و عبور از بحران برخوردار است.
ميدانيم كه ايران و امريكا همچنان در حال مذاكره هستند. در صورت پايان تنش و درگيري نظامي و جنگ آغاز شده عليه ايران، چه چشماندازي براي صنعت گردشگري ايران ايجاد ميشود و اگر صلح پايدار برقرار شود جايگاه گردشگري ايران در غرب آسيا چگونه خواهد بود؟
ايران از منظر ظرفيتهاي تاريخي، تمدني، طبيعي و فرهنگي، يكي از مهمترين مقاصد بالقوه گردشگري در غرب آسياست و تجربه سالهاي اخير نيز نشان داده كه هر زمان فضاي منطقه به سمت ثبات و آرامش حركت كرده، روند ورود گردشگران خارجي به ايران رشد معناداري داشته است. با فروكش كردن شرايط جنگي و تثبيت امنيت منطقه ايران ميتواند وارد مرحلهاي تازه از بازسازي برند ملي گردشگري شود. در همين راستا، وزارت ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايعدستي تدوين پيشنويس سند راهبردي گردشگري مبتني بر سناريوهاي مختلف را در دستور كار قرار داده و در اين سند، سه محور «صيانت»، «تابآوري» و «بازسازي برند ملي» به عنوان اولويتهاي اصلي تعريف شدهاند. همچنين با پيگيريهاي انجام شده و حمايتهاي دولت، بستههاي حمايتي و تشويقي ويژهاي براي فعالان گردشگري در نظر گرفته شده تا امكان حفظ زيرساختها، حمايت از كسبوكارها و افزايش تابآوري اين صنعت فراهم شود. چنانچه صلح پايدار در منطقه برقرار شود، ايران ميتواند به يكي از كانونهاي اصلي گردشگري فرهنگي، تاريخي و تمدني غرب آسيا تبديل شود. «روايت تمدني ايران» و «امنيت فرهنگي جامعه ايراني» مهمترين مزيت رقابتي كشور در آينده گردشگري منطقه خواهد بود.
ايران در يكسال اخير با بحرانهايي چون جنگ ۱۲روزه، ناآراميهاي گسترده و جنگ رمضان مواجه بود. تجربه كشورهايي مانند سوريه، عراق و افغانستان نشان داده كه در چنين شرايطي خطر غارت و قاچاق آثار تاريخي افزايش مييابد. آيا وزارت ميراث فرهنگي برنامه مديريت بحران در چنين مواقعي دارد؟
دستورالعمل ملي مديريت بحران از سوي شوراي عالي امنيت ملي به همه دستگاهها ابلاغ شده است. در جريان جنگ ۱۲روزه و ناآراميهاي اخير، ستاد بحران وزارتخانه به صورت دايمي فعال بود و معاونتهاي مرتبط، حراست، يگان حفاظت و دستگاههاي امنيتي در آن حضور داشتند. در جنگ ۱۲روزه، طبق مصوبه ستاد بحران، تمام اشياي قابل حمل موزهها به مخازن امن منتقل شدند. اشياي حجيم كه امكان جابهجايي نداشتند، با تدابيري مانند استفاده از كيسههاي شن محافظت شدند. در مجموعههايي چون كاخ گلستان، سعدآباد، موزه رضا عباسي، آبگينه و فرش، تمهيدات امنيتي كامل اجرا شد. همزمان طرحي را دنبال ميكنيم تا سطح حفاظت از ميراث فرهنگي به سطح ملي ارتقا يابد. در جلسات با سرلشكر موسوي، رييس ستاد كل نيروهاي مسلح و سردار رادان، فرمانده فراجا پيشنهاد شد كه حفاظت از برخي بناها و موزههاي كليدي با تركيبي از نيروهاي فراجا و يگان حفاظت انجام شود. همچنين استفاده از فناوريهاي نوين مانند دوربينهاي ديد در شب و پهپادهاي پايشگر براي نظارت بر محوطههاي وسيع تاريخي از جمله سايتهايي مانند تختجمشيد در دستور كار قرار گرفته است تا از طريق اتاقهاي فرمان و سيستم واكنش سريع، حفاظت موثرتري با استفاده از پهپادها به صورت شبانهروزي در اين محوطهها انجام شود.
در اعتراضات ديماه، بخشهايي از بازار تاريخي رشت، از جمله سراهاي تازه مرمت شده آسيب ديدند و حالا بايد اين بازار دوباره مرمت شود. برنامه بازسازي بازار رشت چيست و آيا اساسا امكان حفاظت كامل از آثار و بناهاي تاريخي در منازعات شديد وجود دارد؟
از روز نخست، موضوع بازار رشت در دستور كار قرار گرفت. مديران كل و معاون ميراث فرهنگي به رشت سفر كردند و جلسات متعددي با استاندار گيلان برگزار شد. شورايي متشكل از استاندار، معاون ميراث فرهنگي و مديران كل مرتبط تشكيل شده و بهطور مستمر موضوع را پيگيري ميكند. تصميمگيري نهايي درباره نحوه بازسازي به شوراي عالي فني واگذار و همزمان مقرر شده استاندار گزارشي از خسارات به دولت ارايه كند تا امكان تخصيص كمك بلاعوض يا تسهيلات فراهم شود. برآوردها نشان ميدهد مجموع خسارات استان گيلان حدود ۱۷ همت است كه بخشي از آن مربوط به بازار رشت است. بازار رشت مجموعهاي ارزشمند بود و متاسفانه بخشهايي از آن دچار حريق شد. تصميم بر اين است كه بازسازي با حفظ اصالت و به شكل گذشته انجام شود. حفاظت در شرايط بحران دشوار است، اما با تقويت سازوكارهاي امنيتي، استفاده از فناوريهاي نوين و هماهنگي ملي، ميتوان ضريب خطر را كاهش داد و تابآوري ميراث فرهنگي را افزايش داد.
غير از بازار رشت چه آثاري در كدام شهرها در حوزه ميراث فرهنگي آسيب ديدند؟
در مجموع از سراسر كشور ۸ مورد گزارش آسيب داشتيم كه عميقترين و جديترين آن مربوط به بازار تاريخي رشت بود. علاوه بر آن، برخي امامزادهها و بقاع متبركه با ارزش تاريخي و مذهبي نيز دچار خسارت شدند؛ از جمله امامزاده سبزقبا در دزفول. درب تاريخي مسجد جامع داراب هم آسيب ديد. اما در ميان همه اين موارد، بازار رشت گستردهترين خسارت را متحمل شد.
طبق تقويم رسمي، موزههاي كشور تنها ۶ روز در سال تعطيل هستند؛ اما پس از جنگ ۱۲روزه و ناآراميهاي ديماه و پس از آن جنگ رمضان، بسياري از موزهها نيمهفعال يا كاملا تعطيل شدند. تعطيلي كاخ جهاني گلستان هم واكنشهاي زيادي داشت. چرا موزهها بدون اطلاعرساني گسترده تعطيل شدند و خسارت درآمدي آنها چگونه جبران ميشود؟
اجازه بدهيد من از شما يك سوال بپرسم. اگر خانه شما در معرض تهديد سرقت باشد، درب خانه را باز ميگذاريد يا قفل ميكنيد؟
طبيعي است كه قفل ميزنيم.
ما هم همين كار را كرديم. وقتي نهادهاي امنيتي نسبت به تهديد احتمالي موزهها هشدار دادند، بلافاصله ستاد بحران وزارتخانه تشكيل و درباره سطح حفاظت تصميمگيري شد. علاوه بر اين، دستورالعملهاي يونسكو و ايكوم نيز چارچوبهاي مشخصي براي چنين شرايطي دارند. در جنگ ۱۲روزه، سطح هشدار در بالاترين حد بود و تصميم گرفتيم اشياي ارزشمند را به مخازن امن منتقل كنيم. در ديماه نيز با افزايش سطح هوشياري، همين اقدام انجام شد و طبق استانداردهاي ايكوم، اشياي ذيقيمت به مخازن انتقال يافتند. در ورودي موزهها نيز اطلاعيه تعطيلي تا اطلاع ثانوي نصب و اطلاعرساني عمومي انجام شد. تا زماني كه احتمال تعرض به موزهها وجود داشته باشد، اولويت ما حفاظت حداكثري است.
چه تعداد شيء به مخازن منتقل شد؟
درباره تعداد دقيق نميتوانم عددي اعلام كنم، اما تمام اشياي ذيقيمت و قابل حمل منتقل شدند. اطلاعرساني نيز هم در محل موزهها و هم به صورت عمومي انجام شد.
پيشتر گزارشهايي منتشر شده بود مبني بر اينكه تعداد مخازن امن موزهاي در كشور كافي نيست و برخي نيز از استاندارد لازم برخوردار نيستند. در اين شرايط، آثار منتقل شده در چه وضعيتي نگهداري ميشوند و آيا قرار است مدت طولاني در مخازن بمانند؟
هر موزه استاندارد الزاما بايد مخزن داشته باشد و اگر نداشته باشد، اساسا استاندارد محسوب نميشود. حدود ۳۰۰ موزه زيرنظر اداره ميراث فرهنگي و حدود ۵۰۰ موزه متعلق به ساير دستگاهها و بخش خصوصي فعالند كه همگي مخزن دارند؛ البته سطح امنيتي و استانداردهاي آنها متفاوت است. ادارهكل موزهها استانداردها را تعريف و ابلاغ ميكند. اخيرا نيز درخواست كردهايم برآورد دقيقي از وضعيت مخازن سراسر كشور تهيه شود تا منابع لازم براي استانداردسازي آنها برآورد و يك برنامه چندساله براي ارتقاي سطح كيفيشان تدوين شود. در بازديدهاي استاني، وضعيت مخازن را شخصا بررسي ميكنم. در مجموع قابل قبولند، هر چند كمبودهايي وجود دارد. يكي از كاستيهاي ما كمبود مخازن استاندارد است و براي رفع آن برنامهريزي كردهايم. ضمن آنكه گردش آثار ميان مخزن و ويترين برقرار است و نگهداري در مخزن معمولا دايمي نيست. در فضاي فعلي البته يكي از كاستيهاي ما كمبود مخازن براي نگهداري از اشياست و ما به دنبال برنامهريزي هستيم كه بتوانيم در يك پروسه چندساله مخازن كل موزههاي كشور را استاندارد كنيم.
وضعيت مخزن موزه ملي ايران چگونه است؟
مخزن موزه ملي ايران يكي از بهترين مخازن كشور است. چند دوره بازسازي و تجهيز شده و استانداردهاي لازم را دارد. البته نيازمند بهروزرساني و تجهيز بيشتر است، اما در حال حاضر در زمره بهترينها قرار دارد.
موضوع بازنگري در حريم آثار تاريخي سالهاست محل مناقشه است. آيا وزارت ميراث فرهنگي بهدنبال كوچكسازي حريمها و آنگونه كه برخي منتقدان ميگويند به نفع زمينبازها و سوداگران است؟
در موضوع حريمها موضع من كاملا شفاف است. نبايد دچار افراط و تفريط شويم؛ نه نگاه بدبينانه مطلق و نه نگاه سهلگيرانه. تصميمگيري درباره حريمها كاملا در چارچوبهاي كارشناسي انجام ميشود. هر مطالعهاي ابتدا در استان بررسي، سپس در شوراي فني استان تصويب و در نهايت به شوراي عالي فني در تهران ارجاع ميشود. بدون طي اين مراحل، هيچ تصميمي اتخاذ نميشود. صراحتا ميگويم در اين ۱۸ ماه هيچ موردي خارج از روال قانوني انجام نشده است. بخشي از نگرانيهاي رسانهاي محترم است، اما همه آنها مبتني بر واقعيت نيست.
مثلا كدام موارد؟
نمونههايي مانند شيراز يا اصفهان. درباره شيراز از زمان آغاز مسووليت من تاكنون هيچ تغييري در حريم رخ نداده است. در اصفهان نيز درباره طبقه دوم ميدان نقشجهان نگرانيهايي مطرح شد؛ در حالي كه آن فضا يك گذر باريك است كه حدود هفت سال پيش كاربري آن صرفا به عنوان گالري تعريف شده و تغييري در اين دوره نداشته است. منتها الان موضوع تجاوز به طبقه دوم نقش جهان در رسانهها مطرح شده است. در طبقه دوم نقش جهان يك فضاي باريك و تونل مانند وجود دارد كه شوراي فني اصفهان و تهران كاربري آن را از حدود 7 سال قبل صرفا گالري تعريف كردهاند. الان هم تنها كاربري كه اعلام شده، گالري است. خب حالا در فضاي رسانهاي ببينيد كه چقدر نگراني وجود دارد؟ البته ما خودمان را درگير اين فضا نميكنيم. ما به اصل منافع مردم و منافع حاكميت وفاداريم. هيچ وقت به بهانه منافع حاكميت، منافع مردم را تضييع نميكنيم و هيچ وقت به بهانه حق مردم، حق حاكميت را از بين نخواهيم برد. استانداردها، ساختارها و وظايف تعريف شده و برنامهها و قوانين هم مشخص است. اگر يك مورد براي وزير احراز شود كه مطالعات مرتبط با بازنگري و تعيين حريم آثار تاريخي خارج از رويه جاري و قانوني است، حتما آن را متوقف خواهم كرد. اما واقعا در يكسال گذشته در انبوه گزارشاتي كه توسط كارشناسان و بازرساني كه شخصا به منطقه اعزام كردم و به من ارسال شد، هيچ موردي براي من احراز نشده است كه مطالعات و گزارشها خارج از ضوابط قانوني باشد. اما هر روز در فضاي مجازي داريم اين مسائل را ميبينيم. چقدر مطرح شد كه تهديد جدي فرونشست تختجمشيد است و با چه ادبياتي اين موارد مطرح شد؟ بنده مديران استاني و كارشناسان را فراخواندم؛ در حال حاضر هيچ نشانهاي از فرونشست در تختجمشيد وجود ندارد. البته بالقوه همه بناهاي تاريخي كشور در معرض خطر فرونشست هستند؛ پديدهاي كه ريشه در برداشت بيرويه آبهاي زيرزميني طي چند دهه گذشته دارد. در اصفهان شكافهايي در برخي بناها مشاهده شده كه نگرانيهايي ايجاد كرده بود. مطالعات مستند، همراه با عكس و فيلم تهيه و به دولت ارايه شد. اكنون ستاد ملي فرونشست با حضور دستگاههاي مختلف از جمله وزارت ميراث فرهنگي به دستور معاون اول رييسجمهور فعال شده و اين موضوع در دستور كار دولت قرار دارد. جز استان گيلان، ۳۰ استان كشور درگير فرونشست هستند و حل اين مساله هم زمانبر خواهد بود.
مقابله با پديده فرونشست و بحرانهاي اقليمي در حوزه بناهاي تاريخي نيازمند همكاري مياندستگاهي است. سطح همكاري ساير دستگاهها با وزارت ميراث فرهنگي چگونه است؟
موضوع فرونشست در كميسيون زيربنايي دولت چندين جلسه بهطور جدي بررسي شده و همه دستگاههاي مرتبط حضور داشتهاند. فرونشست فقط يك مساله ميراثي نيست؛ با معماري، زيستبوم و حتي الگوي توسعه ايران گره خورده است. رسيدگي به آن در اولويت دولت قرار دارد و نگاه به اين موضوع كاملا ملي است.
امروز بسياري از فعالان اين سه حوزه با دشواري معيشتي روبهرو هستند. اگر جواني از شما بپرسد آيندهاش را در اين حوزه تعريف کند يا مهاجرت كند، چه پاسخي ميدهيد؟
ببينيد در همين شرايط سخت، ۲۰ همت تسهيلات به جامعه گردشگري پرداخت كردهايم و پرداخت ۲۰ همت ديگر هم در دستور كار است؛ يعني ۴۰ همت به بخش گردشگري تسهيلات ارايه شده و ميشود. ۴ همت هم از صندوق توسعه و ۴ همت از شبكه بانكي براي حمايت از سرمايهگذاران جذب كردهايم. ۶ همت تسهيلات كم بهره با نرخ ۴ درصد از محل تبصرههاي قانوني هم به فعالان گردشگري و صنايعدستي توزيع شده است. در سفرهاي استاني هم توزيع وامهاي خرد گستردهاي براي هنرمندان صنايعدستي تصويب شده است. با ستاد اجرايي فرمان امام و بنياد مستضعفان نيز تفاهم كردهايم تا منابع حمايتي افزايش يابد. آيا اين ميزان حمايت كافي است؟ قطعا نه. اما در همين شرايط بحراني، اجازه نداديم بحران در اين حوزهها تعميق شود. وزارت ميراث فرهنگي كنار سرمايهگذاران ايستاده و رييسجمهور نيز شخصا پيگير حوزه گردشگري است. راه ما، حمايت و تقويت اين بخشهاست، زيرا معتقديم ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايعدستي بخشي از هويت و آينده اقتصادي ايران هستند.
آقاي وزير از ابتداي مسووليت خود در وزارت ميراث فرهنگي تاكنون حدود 90 سفر استاني و ۱۲ سفر خارجي داشتهايد. هدف اين حجم از سفرها چه بوده است؟
از ابتداي اين دوره، يكي از اولويتهاي جدي ما «توزيع عادلانه منابع و امكانات» در سراسر كشور بود. تجربه بيش از چهار دهه مديريت در كشور به ما نشان داده كه نشستن در ستاد و تصميمگيري از پشت ميز و از طريق مكاتبات اداري، عملا گرهي از مسائل باز نميكند. مدير بايد رويكرد فعال و ميداني داشته باشد؛ بايد از نزديك مسائل استانها و شهرستانها را ببيند تا تصميمگيريها واقعبينانه و مبتني بر صحنه باشد. ما در اين دوره بر «مسالهشناسي» تمركز كرديم و يك برنامه جامع دو هزار صفحهاي تدوين شد كه از آغاز برنامه هفتم توسعه تا پايان آن در سال ۱۴۰۷ را پوشش ميدهد. در اين برنامه مشخص كردهايم كه در سراسر كشور چه پروژهها و زيرساختهايي، با چه منابع مالي، توسط چه نيروهايي و در چه بازه زماني بايد اجرا شوند. اگر نظام برنامهريزي منسجم نداشته باشيم، تصميمگيريها به سمت چانهزني ميرود و چانهزني بدترين شيوه تخصيص منابع در كشور است. در همه سفرهاي استاني، مديران بخشهاي مختلف همراه ما هستند. بازديدهاي ميداني انجام ميشود و در پايان هر سفر، جلسه جمعبندي با حضور مسوولان استاني از جمله استاندار برگزار ميكنيم. در تهران نيز معاونان حوزههاي ميراث فرهنگي، گردشگري، صنايعدستي و توسعه منابع تصميمات را تاييد ميكنند. در اين فرآيند دقيقا مشخص ميشود كه چه مسالهاي، با چه ميزان اعتبار، در چه زماني و توسط چه نهادي بايد اجرا شود. اين همان رويكردي است كه آن را «مسالهشناسي و نتيجهگرايي» نام گذاشتهام. واقعيت اين است كه با محدوديت شديد منابع روبهرو هستيم. براي مرمت بيش از ۱۴ هزار بناي تاريخي و ۲۲ هزار تپه و محوطه تاريخي، طبق برآورد كارشناسان، سالانه ۳۷ همت بودجه نياز است؛ آن هم با نرخهاي پيش از افزايش قيمتها. در حالي كه كل بودجه تملك داراييهاي وزارتخانه حدود ۴ همت است. فاصله ميان نيازها و منابع بسيار زياد و طبيعي است كه اولويتهاي دولت بيشتر معطوف به معيشت روزمره مردم باشد. بنابراين ما ناچاريم منابع محدود را با اولويتبندي دقيق هزينه كنيم.
آقاي صالحياميري نتيجه اين تعداد سفر استاني چه بود؟
مهمترين دستاورد سفرهاي استاني، شناخت عميق نظام مسائل هر استان است. در نشستهاي كارشناسي با حضور مديران استاني و ستادي، اولويتها تعيين و منابع در بازههاي زماني دو ساله تعريف ميشود؛ مثلا ۵۰ درصد در سال ۱۴۰۴ و ۵۰ درصد در سال ۱۴۰۵ به پروژهها تخصيص مييابد تا فعاليتها كامل شود. اين رويكرد به افتتاح ۱۱۰۰ پروژه با مجموع سرمايهگذاري ۶۵ همت منجر شد كه بخش عمده آن متعلق به بخش خصوصي است. در حوزه گردشگري، زيرساختها و مجوزها و تسهيلات را دولت فراهم ميكند. اما سازهها متعلق به بخش خصوصياند. امروز ۲۳ هزار مركز اقامتي، ۱۵۰۰ هتل و بيش از ۳ هزار اقامتگاه بومگردي در كشور فعالند كه همگي توسط بخش خصوصي اداره ميشوند. در صنايعدستي نيز فعاليتها صد درصد خصوصي است. نكته مهم ديگر استمرار سفرهاست. يك سفر كه به بستن پرونده منجر شود، اشتباه مديريتي است. بايد بازگشت و بررسي كرد كه تعهدات اجرا شده يا نشدهاند و اگر نشدهاند، چرا؟ گاه به دليل اجرايي نشدن تعهدات مساله مديريتي، گاه كمبود بودجه و گاه به دليل ناكارآمدي مديران و عوامل محيطي است. حضور ميداني در استانها البته سه دستاورد مهم دارد؛ نخست، شناخت واقعي صحنه در سراسر كشور؛ دوم، توزيع عادلانه منابع، بهگونهاي كه خور و بيابانك يا طبس همان اندازه ديده شوند كه تهران، شيراز يا اصفهان در تخصيص اعتبارات ديده ميشوند؛ دستاورد سوم سفرهاي استاني هم، اجراي عملي طرح آمايش سرزميني است. اين اقدام به معناي نظارت دايمي بر عملكرد مديران است.