علي ولياللهي
دعوت نشدن سردار آزمون به تيم ملي مسالهاي نيست كه بتوان به راحتي از كنار آن گذشت. در اين اتفاق جريانات مختلفي دخيل بودهاند كه نتيجهاش شده يك خسران دوسويه. از يك طرف بينصيب ماندن فوتبال كشور از بهترين مهاجم خود در سالهاي گذشته و از طرف ديگر فرصت از دست رفته حضور در بزرگترين جام جهاني براي خود آزمون.
به گزارش «اعتماد» حتي اگر دنبالكننده حرفهاي فوتبال نباشيد احتمالا در جريان اتفاقات مربوط به سردار آزمون هستيد. انتشار يك استوري بدموقع، بدون توضيح و ابراز تاسف بابت سوءتفاهمهاي به وجود آمده به همراه جو دادنهاي هميشگي برخي چهرههاي راديكال در كنار بيخيالي فدراسيون و پا پس كشيدن كادر فني و بزرگان تيم ملي از ورود به ماجرا براي ختم به خير كردن آن دست به دست هم دادند تا حالا تيم ملي در آستانه عجيبترين و البته مهمترين جام جهاني تاريخ از نصف توان تهاجمي خود خالي شود.
سردار روز گذشته در اولين و آخرين واكنش رسمي خود به اتفاقات اخير با انتشار يك استوري خطاب با همبازيانش در تيم ملي نوشت: «درسته پيشتون نيستم ولي رفيقام كه هستين. دليلي نميشه براتون آرزوي موفقيت نكنم. خيليها ميخوان خرابم كنن ولي اين حرفا اصلا درست نيست. موفق باشين بچهها».
سردار اشتباه كرد
شرايط جنگي شرايط خاصي است. هر كنش، حرف يا موضعگيري در شرايط جنگي ميتواند تبعاتي فراتر از تصور داشته باشد. اين دقيقا اتفاقي است كه براي سومين گلزن برتر تاريخ فوتبال ملي ايران رخ داد. انتشار يك استوري تمجيدآميز از مقامات سياسي امارات در شرايط عادي هيچ گونه حساسيتي به دنبال نميداشت اما در شرايطي كه ايران وسط يك جنگ تمام عيار بود، جنگي كه امارات در يك راس آن قرار داشت استوري سردار آزمون واكنشهاي متفاوتي را برانگيخت. از آنجايي كه هيچ شكي در وفاداري سردار آزمون به خاك كشورش وجود ندارد آن استوري بايد در دستهبندي اشتباه محاسباتي و سادهانگاري مناسبات قرار ميگرفت. مخصوصا كه ساعاتي بعد پاك شد. براي طي شدن چنين مسيري لازم بود سردار بلافاصله با يك توضيح دو خطي ماجرا را ختم به خير كند. اينكه انتشار اين استوري ذرهاي از تعهد من به خاك كشورم را كم نميكند و از اينكه باعث دلخوري و برداشتهاي متفاوت شده متاسفم. نه نيازي بود كه سردار به مقامات سياسي امارات حمله كند نه ژست سوپرانقلابي بگيرد. بان اين حال سكوت آزمون فضا را براي پيچيده كردن بحران باز كرد. انگار كسي هم نبود كه در آن وضعيت به مهاجم تيم ملي مشورت بدهد. در همان فضا، تندروها انگار كه منتظر آتو از سردار بودند تا احتمالا خشم انباشته شده از او -مشخص نيست به چه دليل - را تخليه كنند دست به كار شدند.
در روزهاي بعد آزمون با تغيير عكس پروفايل اينستاگرامش به تصويري با پيراهن تيم ملي و انتشار يك استوري درباره شهداي ميناب و بعدتر بازنشر پست علي دايي درباره تمدن ايران - در واكنش به تهديد ترامپ - سعي كرد فضا را تلطيف كند اما كافي نبود.
خشم ريشهدار تندروها از آزمون
بارها گفته و نوشته شده كه كلمات وزن دارند و نبايد بيدليل دستمالي شوند. كلماتي نظير وطنفروش، خائن، دشمن و... آنقدر بار منفي سنگيني دارند كه بايد مراقب بود كجا استفاده ميشوند. تنها به اين خاطر كه استفاده مكرر و اشتباه از اين كلمات باعث بيمعنا شدن آنها ميشود.
بعد از استوري سردار تعدادي رسانه و چهره سياسي چنان جوي به راه انداختند كه انگار مهاجم تيم ملي، بازيكني كه سالها باعث اعتلاي پرچم كشور شده و دل ميليونها ايراني را شاد كرده مستقيما دستور حمله به كشور را صادر كرده يا شخصا پشت جنگندههايي كه به خاك ايران تجاوز ميكنند، نشسته است! يكي از رسانهها استوري سردار را با تيتر باورنكردني «وطنفروشي دوباره آزمون» بازنشر داد! تيتري كه دو سوال بزرگ به همراه داشت: 1-آيا واقعا بازيكن تيم ملي ايران وطنفروش است؟ و 2- وطنفروشيهاي قبلي سردار چه بوده كه حالا تيتر زديد وطنفروشي دوباره؟
وارد كردن نام سردار آزمون به شعارهاي تجمعات شبانه، انتشار مطالب تند و تحريكآميز به همراه تحليلهاي دمدستي فضايي را به وجود آورد كه حتي كارشناسان فوتبال در مصاحبههاي خود نگران نام بردن از سردار آزمون بودند.
در آن مقطع هر صداي مخالفي در هياهو گم ميشد. صداهايي كه ميگفت سردار اشتباه كرده ولي آيا واقعا او وطنفروش و خائن و دشمن است؟ صداهايي كه تاكيد ميكرد ما نيازي نداريم بازيكني كه زير پرچم خودمان هست را دودستي تقديم دشمن كنيم. صداهايي كه زمزمه ميكرد: اشدا علي الكفار، رحما بينهم! صداهايي كه ميگفت سردار بين خود ماست و اگر اشتباهي كرده نبايد تيشه به ريشه او زد. ميشود به او تذكر داد، توبيخ كرد، تشر زد ولي نه اينكه او را بنشانيم كنار كساني كه در حال حمله به كشور هستند يا از تجاوز به خاك ايران دفاع ميكنند. خطا و مجازات بايد تناسبي با هم داشته باشد.
با اين حال همان طور كه گفته شد عدهاي انگار كه عصبانيتي بروز نداده از سردار آزمون داشتند - شايد به خاطر مواضع قديمي او در مورد اتفاقات سياسي، اجتماعي - خطاي اين بازيكن فوتبال را چنان برجسته كردند كه كار به حذف او از تيم ملي و انتشار خبر توقيف اموالش انجاميد.
انفعال فدراسيون، سكوت قلعهنويي و بيتفاوتي بزرگان تيم ملي
تجربه نشان داده در چنين شرايطي بعضي از بزرگان فوتبال و آدمهاي صاحب اعتبار پا پيش ميگذارند تا به اصطلاح با ريشسفيدي مشكل را حل كنند. مثلا در ماجراي پوشيدن پيراهني منقش به پرچم تمام كشورهاي جهان ازجمله رژيم صهيونيستي توسط مهدي مهدويكيا در يك بازي دوستانه زير نظر فيفا كه هجمه سنگيني به مهدي وارد كرد محمد دادكان وارد عمل شد و طي يك گفتوگو با روزنامه اعتماد تاكيد كرد اين اقدام نبايد باعث شود مهدويكيا را در رديف دشمنان قرار بدهيم.
در مورد سردار اما شاهد هيچ كنشي از سمت افراد موثر نبوديم. فدراسيون فوتبال به عنوان متولي اصلي پاي خودش را از ماجرا كنار كشيد. انگار نه انگار كه سوژه بحث مهاحم باسابقه تيم ملي است. مديران فدراسيون از ترس اينكه مبادا مورد حمله قرار بگيرند واكنشي نشان ندادند. امير قلعهنويي كسي كه تاكيد كرده سردار آزمون كشف خودش بوده هم به همراه فدراسيون سكوت كرد. او حتي بعد از مشخص شدن نفرات دعوت شده به تيم ملي قسم خورد هيچ بازيكني به خاطر مسائل غيرفني خط نخورده! جملهاي كه انتقادات زيادي از قلعهنويي به دنبال داشت. بازيكنان تيم ملي، آنهايي كه سالها با سردار همبازي بودند هم همگي از ترس اينكه مبادا مشكلات مربوط به آزمون گريبان خودشان را هم بگيرد بيتفاوت از كنار ماجرا عبور كردند.
گره كور شد
بعد از خط خوردن سردار آزمون كه حقيقتا شوك آور بود - چرا كه تصور ميشد با وجود همه اين هيايوها به خاطر منافع ملي هم كه شده قضيه به نوعي ختم به خير شود - مهاجم تيم ملي با اقدامي احساسي كه باز ناشي از عدم وجود يك مشاور رسانهاي است تصوير پروفايل اينستاگرامش را به تصويري با پيراهن تيم باشگاهي اماراتياش تغيير داد و پيج تيم ملي را آنفالو كرد. اين اقدام كه شبيه به رفتار نوجوانان در فضاي مجازي بود فضا را بدتر و بهانه جديدي براي حمله به او فراهم كرد. در نتجيه تمام كساني كه اميدوار بودند شايد تا 10 خرداد كه ايران قرار است ليست نهايياش را به فيفا بدهد باز فرجي بشود نااميد شدند.
حالا تيم ملي بدون سردار آزمون به جام جهاني ميرود (هرچند ما همچنان كورسوي اميدي داريم كه تغييري حاصل شود). اين روزها فرصت خوبي است كه بنشينيم دودوتا چهارتا كنيم و ببينيم كه در اين وقايع چه كسي متضرر شد و چه كسي سود كرد؟ چه دستاوردي از كنار گذاشتن سردار آزمون نصيب ما شد و با تكرار چنين رفتارهايي كه هزاران بار آزموده شده و نتايجش را ديديم چه آيندهاي خواهيم داشت؟ اين نخستين بار نيست كه در فضايي هيجاني خطاها را بسيار بزرگ جلوه داديم و به تبع آن سرمايه از دست داديم. قطعا اين آخرين بار هم نخواهد بود كه چنين وضعيتي پيش خواهد آمد.
در ماجراي سردار ما يك خطا داشتيم كه عوض مواجهه با برخورد متناسب با برخورد چكشي مواجه شد. حالا هم سردار متضرر شده، هم فوتبال، هم علاقهمندان به تيم ملي. آيا واقعا راه ديگري نبود؟