• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6328 -
  • 1405 پنج‌شنبه 31 ارديبهشت

10 اپيزود براي روزي كه موزه‌ها نفس مي‌كشند

رضا كياني

٭اپيزود اول: موزه انبار نيست، نفسگاه است

شيءاي پشت شيشه، گرد غبار زمان روي آن نشسته، اما تو فقط نگاه مي‌كني و مي‌روي. چه فرقي با گورستان دارد؟ پديدارشناسي اجتماعي مي‌گويد: يك كوزه شكسته وقتي زنده مي‌شود كه تو نسبت خود را با آن بيابي. موزه‌اي كه فقط انبار اشياي بي‌جان باشد، سكوت مرگباري دارد. اما موزه‌اي كه ميزبان امروز ما و ديروز ما شود، به نقطه عطف فكري بدل مي‌گردد. خرد ارتباطي يعني موزه از انبارداري به «موقعيت زيسته» كوچ كند. پژوهشگر هويت ديگر با جنس مرده سر و كار ندارد، با روايت‌هايي روبه‌رو مي‌شود كه نبض دارند. هر شيء، يك سوال است: تو با من چه نسبتي داري؟ و پاسخ همان گفت‌وگويي است كه موزه را نفس‌دار مي‌كند.

٭اپيزود دوم: هر سرزميني قصه‌اي جدا دارد

در جايي كه باران شاليزارها را نوازش مي‌كند، معماري موزه با شيب‌بام شكل مي‌گيرد. اما مهم‌تر از سنگ، بافت اجتماعي آن سرزمين است. در ناحيه عشايري، موزه بايد  كوچ كند، نه در ساختماني فخيم قفل شود. در شهر صنعتي، بايد صداي چرخ‌دنده‌هاي خاموش را ضبط كند. هرمنوتيك اجتماعي نجوا مي‌كند: فهم موزه بدون فهم زمينه اجتماعي ناممكن است. موزه بندري بوي نمك دارد؛ موزه دانشگاهي بوي كاغذ. پژوهش در تاريخ و هويت وقتي عمق مي‌يابد كه محقق به اين تفاوت‌هاي بافتي گوش سپارد. پايگاه اجتماعي بودن يعني موزه به جاي تحميل روايت يكسان از بالا، روايت‌هاي پايين به بالا را به تماشا بگذارد. در سرزميني با تنوع قومي، موزه بايد ميزبان زبان‌ها و آيين‌هاي مختلف باشد.

٭ اپيزود سوم: پي‌آمدي موزه در تحول هويت

موزه در منطقه محروم چه اميدي در دل مردم جوانه مي‌زند؟ موزه‌هايي كه با مدارس و كانون‌هاي محلي همدم مي‌شوند، تعامل اجتماعي آنها افزايش می‌يابد. به جاي پژوهش‌هاي كتابخانه‌اي، پژوهشگر مي‌تواند تاريخ شفاهي يك محله را در خود موزه ثبت كند. هويت از مفهومي سرد به تجربه‌اي گرم تبديل مي‌شود. در منطقه‌اي كه صنايع دستي در آستانه فراموشي آه مي‌كشند موزه با كارگاه‌هاي زنده، هم اقتصاد را نفس مي‌بخشد و هم هويت استادكاران را نجات مي‌دهد. موزه نبايد فقط كالبد فيزيكي داشته باشد، بايد روح گفت‌وگو در آن دميده شود.

٭اپيزود چهارم: حلقه گمشده در قاب موزه‌ها

در موزه‌هاي سنتي، اشيا خاموشند، بي‌آنكه كسي از پشت آنها قصه بگويد. اما فرهنگ شفاهي، گنجينه دانش بومي و ترانه‌هاي كهن است. موزه‌اي كه اين لايه را ناديده بگيرد، نيمي از حافظه را به خاك سپرده است. پايگاه اجتماعي بودن يعني موزه بلندگو به دست مردم بدهد. پژوهش در تاريخ اگر بر فرهنگ شفاهي تكيه كند، به روايت‌هايي مي‌رسد كه در اسناد رسمي نيست. كاركرد اجتماعي موزه در اينجا احياي حافظه جمعي از مسير گفت‌وگوست. يك موزه مي‌تواند ميزبان «شب قصه» باشد، جايي كه بزرگان براي كودكان قصه مي‌گويند.

٭ اپيزود پنجم: موزه براي همه

موزه موفق، موزه‌اي است كه كارگرِ خسته، كشاورز آفتاب ‌ديده، كودك، سالمند و مهاجر، همگي خود را در آن ببينند. برخي لايه‌ها و اقشار معمولا در موزه‌ها جايي ندارند در حالي كه ستون‌هاي جامعه‌اند! پايگاه اجتماعي بودن يعني موزه برنامه‌هايي براي هر لايه داشته باشد: تورهاي رايگان براي مدارس كم‌برخوردار، جلسات خاطره‌گويي براي سالمندان. كاركرد اجتماعي موزه در اينجا عدالت فرهنگي است. موزه‌اي كه فقط قشر مرفه را جذب كند، يك باشگاه خصوصي است. در منطقه صنعتي، موزه بايد به سراغ خاطرات كارخانه برود؛ در منطقه روستايي، ابزار كشاورزي را همراه با روايت خود كشاورزان نمايش بدهد.

٭اپيزود ششم: درآمدي براي روياها

موزه اگر هميشه تشنه اعتبار دولتي باشد، مي‌ميرد اما اگر درآمدزا شود، هم پايدار مي‌ماند و هم به اقتصاد محلي جان مي‌بخشد. موزه‌هايي كه فروشگاه صنايع دستي و كافه‌ها دارند، تا سه برابر بيشتر بازديدكننده جذب مي‌كنند. اين درآمدها مي‌تواند صرف پژوهش در تاريخ و هويت شود. پايگاه اجتماعي بودن يعني مردم احساس كنند موزه «مال خودشان» است. در منطقه كويري، موزه با فروش صنايع دستي و تورهاي شب‌نوردي درآمدزايي مي‌كند؛ در منطقه كوهستاني، مركز توزيع عسل و لبنيات مي‌شود.

٭ اپيزود هفتم: سه رگ يك قلب

موزه به تنهايي مقصد گردشگري نيست. گردشگر پس از ديدن موزه، دلش مي‌خواهد صنايع دستي بخرد، غذاي محلي بچشد، در بافت تاريخي قدم بزند. موزه بايد با بازارچه‌ها، رستوران‌هاي سنتي و اقامتگاه‌هاي بومگردي هماهنگ شود. كاركرد اجتماعي موزه، ايجاد «اكوسيستم فرهنگي» است كه همه ذي‌نفعان محلي از آن سود ببرند. پژوهش در تاريخ مي‌تواند الگوهاي توسعه پايدار استخراج كند. در منطقه شمالي، موزه با بازار ماهي و كارگاه‌هاي ابريشم‌بافي همجوار شود؛ در منطقه گرم و خشك، با كاروان‌سراها و بازار فرش پيوند بخورد. موزه منزوي، جزيره‌اي بي‌تأثير خواهد بود.

٭اپيزود هشتم: كالبدي با روح مردم‌نهاد

موزه نبايد فقط ويتريني از گذشته باشد، بلكه بايد جلسات پژوهشي ، حلقه‌هاي نقد و كارگاه‌هاي مشاركتي را در خود جاي دهد. پژوهش در تاريخ اگر در خود موزه انجام شود، با اشيا و روايت‌ها فاصله ندارد. كاركرد اجتماعي موزه آموزش غيررسمي و تبادل بين‌نسلي است. موزه مي‌تواند ميزبان «شب تاريخ شفاهي» باشد، جايي كه سالمندان خاطرات خود را براي جوانان تعريف مي‌كنند. همچنين باشگاه پژوهشگران جوان راه بيندازد. پايگاه اجتماعي بودن يعني مردم در اداره موزه سهم داشته باشند: هيات امنا شامل معلمان، بازاريان، پيشكسوتان و دانشجويان باشد. موزه بي‌روح مردم‌نهاد، بنايي است با ستون‌هاي سرد.

٭اپيزود نهم: پويايي از مسير پژوهش‌هاي ‌تاريخي

پژوهش سنتي و كتابخانه‌اي نمي‌تواند پاسخگوي مسائل امروز باشد. روش‌هاي گونه‌تاريخي (تاريخ شفاهي، تاريخ‌نگاري خرد، پديدارشناسي تاريخي) در بستر موزه بهترين اجرا را دارند. موزه مي‌تواند بايگاني صوتي از خاطرات مردم ايجاد كند، نقشه‌هاي هويتي ترسيم كند. كاركرد اجتماعي موزه توليد دانشي است كه به درد امروز جامعه مي‌خورد؛ مثلا پژوهش درباره تاب‌آوري در بحران‌هاي گذشته به مديريت بحران امروز كمك مي‌كند. هويت از مفهوم ايستا به جريان پويا تبديل مي‌شود. در منطقه زلزله‌زده، موزه مركز مستندسازي تجربيات بازماندگان است؛ در منطقه با تنش‌هاي قومي، به بازنمايي صلح‌آميز روايت‌ها كمك مي‌كند.

٭اپيزود دهم: موزه آرماني ايراني

روز ملي موزه‌ها، فرصتي است براي پرسش: آيا موزه‌هاي ما به پايگاه اجتماعي زنده تبديل شده‌اند؟ موزه آرماني جايي است كه نوجوان با يك بحث فلسفي چشمانش گرد شود، كارآفرين از صنايع دستي الهام بگيرد، پژوهشگر به داده‌هاي دست اول برسد و خانواده ساعت‌ها به گفت‌وگو بنشيند. كاركرد اجتماعي يعني موزه به «خانه مردم» تبديل شود، نه «قلعه نخبگان» نقش رسانه‌ها حياتي است: با پوشش فعاليت‌هاي اجتماعي موزه‌ها، آنها را از حاشيه به متن مي‌آورند. پژوهش در تاريخ با همراهي رسانه‌ها تأثير اجتماعي عميق‌تري مي‌گذارد. موزه‌ها نبايد ايستا بمانند؛ آنها مي‌توانند چراغ‌هايي در گذرگاه تاريك زمان باشند. آنگاه موزه‌ها پايگاه‌هاي اجتماعي زنده و پويا براي توسعه فرهنگي اين سرزمين خواهند شد؛ جايي كه تاريخ نفس مي‌كشد، هويت‌زاده مي‌شود و آينده آغاز مي‌گردد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون