• 1405 جمعه 20 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6329 -
  • 1405 شنبه 2 خرداد

درباره فيلم «مرا ببوس» به كارگرداني ذبيح‌الله رحماني

تراژدي بي‌پايان

محمد شريعت‌پناه

تجاوز امريكا و اسراييل و شهادت چندهزار  ايراني، دل هر انسان آزاده‌اي را به درد مي‌آورد. در اين وانفسا، طيف‌هاي مختلف مردم برخوردار از هر موقعيت اجتماعي و گرايش فكري، خواسته‌ها و حقوق از‌دست ‌رفته خود را كناري نهادند و بي‌محابا وارد ميدان شدند تا از آلام و اندوه‌هاي هم‌وطنانشان بكاهند. در شرايط بغرنج جنگي، صحنه‌هايي از همدلي، ملي‌گرايي و عشق به هم‌نوع رقم خورد كه در حافظه جمعي ايرانيان ماندگار شد.  هنرمندان نيز در اين برهه حساس، پيشقراول و پرچمدار دفاع از سرزمين مادري شدند و با خلق آثار هنري، دوشادوش ايران كهن ايستادند. ذبيح‌الله رحماني در بحبوحه اين تجاوز، فيلم «مرا ببوس» را كارگرداني كرد؛ اثري كه روايتش در يكي از روزهاي جنگ اخير مي‌گذرد.  فيلم با عبارتي از فيلمساز نامدار فرانسوي و از پيشگامان سينماي ميني ماليستي، روبر برسون آغاز مي‌شود: «آينده سينماتوگرافي به نسل جديدي از جوانان تنهايي تعلق دارد كه آخرين سكه جيبشان را صرف فيلمبرداري از فيلم‌ها مي‌كنند و به خود اجازه نمي‌دهند در روزمرّگي مادي اين حرفه گرفتار شوند.» داستان «مرا ببوس» درباره نيلوفر (با بازي شيما خوش‌اقبال)، پادكستري است كه تصميم مي‌گيرد در بحبوحه جنگ از تهران به زادگاهش در شمال كشور سفر كند. او در مسير جاده زيباي هراز، همزمان با رانندگي، پادكستي براي مخاطبانش ضبط مي‌كند. فيلم را مي‌توان در گونه آثار متافيكشنال و جاده‌اي قرار داد؛ با اين تفاوت كه جاده، صرفا يك بستر مكاني نيست، بلكه به‌مثابه شخصيتي زنده و الهام‌بخش، كاراكتر اصلي را به هيجان مي‌آورد و زمينه بازگويي خاطراتش را فراهم مي‌كند.  نيلوفر در طول مسير، از رويدادهاي تلخ و شيرين زندگي‌اش سخن مي‌گويد؛ خاطراتي نوستالژيك كه سال‌ها در سينه نگاه داشته و اكنون، در روزهاي جنگ، بي‌پروا بر زبان مي‌آورد. او ديگر واهمه‌اي ندارد از اينكه انتشار اين ناگفته‌ها چه تصويري نزد خانواده، دوستان و همكارانش خواهد ساخت. روايت، صميمي و بي‌واسطه پيش مي‌رود؛ گويي مخاطب نيز در جاده پرپيچ و خم هراز همسفر اوست و در گفت‌وگويي دوطرفه، از هر دري با يكديگر سخن مي‌گويند و لحظاتي مشترك و دلچسب را تجربه مي‌كنند.  كارگردان با نصب سه دوربين در زواياي مختلف خودرو و با استفاده از نورپردازي طبيعي و صداي مستقيم، فضايي مستندگونه و در عين حال شخصي خلق كرده است. نيلوفر در تمام طول فيلم تنهاست و اين تنهايي، بستر اعتراف و بازنگري در زندگي را فراهم مي‌كند. او از آرزوها و برنامه‌هايش مي‌گويد، موفقيت‌ها و ناكامي‌هايش را مرور مي‌كند و به مسائلي چون تبعيض، بي‌عدالتي، ناامني، رانت‌خواري و مهاجرت و... مي‌پردازد. در اين ميان، جنگ اخير نيز حضوري ناگزير دارد؛ جنگي كه نيلوفر و امثال او نقشي در شكل‌گيري‌ آن نداشته‌اند، اما ناچارند هزينه‌هاي سنگين و طاقت‌فرساي آن را بپردازند.  نيلوفر نماد شهروند ايراني است؛ پايبند به هنجارهاي ملي و خانوادگي، بي‌ادعا و قانع به حداقل امكانات زيست، با انتظاراتي معقول از حاكميت. همذات‌پنداري مخاطب با او، يكي از نقاط قوت فيلم است؛ چراكه دغدغه‌هاي او، بازتابي از دغدغه‌هاي بخش گسترده‌اي از جامعه به ويژه زنان است.  شيما خوش‌اقبال، تك‌بازيگر «مرا ببوس»، با اجرايي دقيق و كنترل‌ شده، توانسته حين رانندگي در جاده پرپيچ‌ و خم و خطرناك هراز، بار دراماتيك اثر را به دوش بكشد و احساسات و عواطف شخصيت را به‌درستي منتقل كند. بازي او تماشاگر را به تأمل وامي‌دارد و ريتم يكنواخت سفر را به تجربه‌اي دروني و پركشش بدل مي‌سازد.  از منظر ساختاري، «مرا ببوس» در زمره آثار كم‌بودجه (نوباجت) قرار مي‌گيرد؛ با اين حال، كارگردان با فضاسازي سنجيده و تدويني منسجم، توانسته موضوعات فرهنگي و اجتماعي روز و دغدغه‌هايش را هنرمندانه بازخواني كند. عنوان فيلم، كه تداعي‌گر صداي ماندگار زنده‌ياد حسن گل‌نراقي است، بر بار عاطفي اثر مي‌افزايد.  «مرا ببوس» اثري مينيماليستي با روايتي گرم و صميمي از دغدغه‌ها و آرزوهاي انساني در ميانه بحران است؛ روايتي از زيبايي‌هاي فرهنگي و زيست ايراني كه سرانجام در بستري تراژيك به پايان مي‌رسد و پرسشي تلخ را در ذهن مخاطب باقي مي‌گذارد: سهم مردم از جنگ‌های تحمیل شده  چيست؟!

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون