معضل آلودگي هواي تهران
ايرج رستمي
اين روزها در هر جايي، از خانه گرفته تا دورهميها و اتوبوس و مترو و... صحبت از جنگ و آتشبس و مذاكره و گراني و بيكاري و... است. بازخورد اين مباحث هم فقط نگراني و استرس و بلاتكليفي در اذهان است. البته مسائل مهمي هم هست، چراكه هم زندگي روزمره را تحت تاثير ميگذارد و هم آيندهاي مبهم و بلاتكليف را پيش روي افراد و جامعه قرار ميدهد. اما در تراكم اين همه نكات منفي يكي از نكات مثبتي كه به آن كمتر توجه شده و زياد دربارهاش صحبت نميشود، ركورد زدن هواي سالم و پاك در فروردين1405 بود. دادههاي شركت كنترل كيفيت هوا مويد اين است كه در تهران و كرج و خيلي از نقاط كشور روزهاي پاكي را سپري كرديم. البته خودمان هم به عينه شاهد آن بوديم و نبايد به سادگي از كنار آن گذشت و بايد ديد چه مواردي در آن دخيل بوده است. بر اساس پايشهاي هواشناسي و مشاهدات عيني، يكي از نكات بارشهاي خوب در اين مدت بود كه اتفاق افتاد. اما شايد مهمتر از آن تعطيلي و ترددهاي كم و خلوتي شهر در اين دوره بود. در نتيجه مصرف كمتر بنزين و گازوييل و مازوت آن هم بيكيفيت در كنار خودروها و موتورسيكلتهاي پرمصرف و تعداد زيادي فرسوده و دوباره بيكيفيت - ميتوان گفت در مورد همه چيز كيفيت اين روزها واژهاي نامأنوس است-، تعطيلي كارخانهها و كار نكردن ژنراتورهاي توليد برق آنها و كمتر مازوت سوزاندن نيروگاهها و غيره آثارش برايمان عيان شد. مجموع اين عوامل دست در دست هم، هواي پاكي را به ارمغان آورد كه همه آرزويش را دارند. زماني كه از نقاط مختلف تهران؛ غرب و جنوب و... ميتوانستيم قله زيباي دماوند؛ نگين تهران و ايران كه جامهاي سفيد بر تن كرده بود را ببينيم، حس خوبي بود. آسمان آبي و زيبا و تنفس هوايي پاك كه در تكتك سلولهايمان آن را حس ميكرديم. اما بر اساس آمار يكي از اصليترين عوامل آلودگي هوا تردد خودروهاست. همانطور كه ميدانيم و ميبينيم روزانه هزاران خودرو در خيابانهاي تهران در حال ترددند. اينها يا ساكنان شهرند يا مسافراني كه هر روز اول صبح از اطراف و اكناف تهران مانند سيلي در جادهها به سمت تهران سرازير ميشوند. سرنشينان اين خودروها عموما به شركت و اداره و... محل كار خود ميآيند.گروهي نيز ميآيند تا با همان وسيله شخصي خود كه منبع درآمدشان است، روز را در خيابان بگذرانند و لقمه ناني سر سفرهشان ببرند. با گذشت زمان و پايان روز اين سيل خودرو در خيابانها در جهت مخالف به جريان ميافتد و بعد از يك روز كاري افراد راهي محل سكونت خود ميشوند. اين رفت و آمدها چرخهاي است كه هر روز تكرار ميشود و ازدحام خودرو و ترافيك سنگين حاصل آن است؛ ترافيكي كه ساعات زيادي از عمر افراد نيز بيهوده در آن ميگذرد. آمارها ميگويند كه حدود 3 ميليون نفر مسافر روزانه در تهران جابهجا ميشوند، البته بخش اعظمي از آنها از مترو استفاده ميكنند. اما عده زيادي هم سوار بر خودرويشان در يك محدوده جغرافيايي متراكم كه تناسبي با جمعيت (ساكن و غيرساكن) و ترددهاي روزانه خودروها در آن ندارد به دل خيابانها ميزنند.
اين حجم از خودرو آن هم در ساعاتي كه پيك تردد است، به گره كور ترافيك ميانجامد. حاصل اين ازدحام خودرو علاوه بر اتلاف وقت، سوزاندن سوخت و آلوده كردن هوا خواهد بود. حال تمام مردم و ساكنان شهر متهم و قرباني تنفس اين هوا با مضرات و آسيبهايش هستند. به عبارتي تر و خشك با هم ميسوزند. بايد گفت با معضلي دست به گريبانيم كه چيزي به جز خسارات جاني، مالي، رواني و... هم در حال و هم آينده براي ما ندارد. پس بايد براي حل آن فكري اساسي كرد و اين مساله عزمي جدي ميخواهد هم از سوي مردم، هم مسوولان و دستاندركاران. مردم در اين بين بايد سعي كنند حتيالمقدور از خودروي شخصي استفاده نكنند. مسوولان و دستاندركاران نيز در بهبود و گسترش زيربناي حمل و نقل عمومي و سرويسدهي باكيفيت؛ از افزايش ناوگان تا افزايش ساعت كاري خصوصا در نقاط مختلف شهر و ايجاد خطوط مترو به خصوص در حومه شهر گرفته تا مشوقهاي ديگر، تلاش كنند كه مردم به استفاده بيشتر از وسايل حمل و نقل عمومي روي آورند. بايد پذيرفت هم مردم و هم ارگانهاي مختلف در اين معضل دخيلند. به اميد اينكه با احساس مسووليت همه سايه شوم آلودگي از شهر و ديارمان رخت بربندد و سرزندگي و سلامتي و تندرستي را به ارمغان آورد هم براي ما، هم آيندگانمان. پس داشتن هواي پاك در تمام فصول سال بدون اينكه منتظر باريدن باران يا وزيدن باد باشيم، عزم يكايكمان را ميطلبد و كوتاهي در آن جايز نيست.