نثر امروزش در خدمت ايمان ديروز
محمود فاضلي
پرويز خرسند، نويسنده، روزنامهنگار و از چهرههاي ثاثيرگذار و يكي از شاعرانهترين چهرههاي فرهنگي و مطبوعاتي ايران در 86 سالگي درگذشت. او متولد سال 1319 در مشهد بود. آثارش را به نثر مينوشت و شعر نو ميسرود. به كانون نشر حقايق مشهد (كانون استاد محمدتقي شريعتي) رفت و آمد داشت و از دوستان طاهر احمدزاده از فعالان جبهه ملي، نهضت مقاومت ملي، نهضت آزادي با گرايش مذهبي و استاندار خراسان در دولت موقت مهندس بازرگان بود. پس از اخذ ديپلم به تهران رفت و در انتشارات محمدي (اردهالي) ويراستاري كرد و مدتي در مدرسه كمال كار ميكرد. در سال 1344 براي ادامه تحصيل در رشته ادبيات فارسي به دانشگاه مشهد رفت. در اين شهر شاگرد علي شريعتي شد و نزد او تاريخ اسلام خواند. در زمستان سال 1346 دستگير و اواخر پاييز 1347 آزاد شد. علت دستگيري او همراه داشتن شعر تندي عليه حكومت پهلوي بود كه البته سروده خودش نبود. در دوران زندان كتاب «من و يگانه و ديوار» را نوشت كه نامههاي عاشقانه شعرگونه است. حوالي سال 1349 به تهران آمد. در مشهد، شريعتي دو نامه به او داد و گفت: «يكي براي نان تو و ديگري براي روح توست.»، اولي براي ناصر ميناچي (1310- 1392) بود كه كاري در حسينيه ارشاد به او بدهد و ديگري براي حسن آلادپوش (1321-1355) بود كه در انجمن مهندسين فعاليت ميكرد. وي ويراستار كتب علي شريعتي و شهيد مرتضي مطهري بود. همچنين ويراستار نشريات و آثار منتشره حسينيه ارشاد در دهه 1350 بود. در اين حسينيه بود كه به سبب آشنايي با خانواده شريعتي موقعيت بهتري پيدا كرد. در اوايل دهه 1350 دكلمهخواني را افرادي همچون پرويز خرسند و محمدرضا شريفينيا در ارشاد آغاز كردند. اشعاري كه به اين سبك قرائت ميشد در مجموعهاي به نام «شرمگينها، ما بيشرفها» منتشر شد. اين اشعار اغلب مضامين مذهبي و تاريخي حول وقايع زندگي امام علي(ع) و امام حسين (ع) داشت و متعلق به موسويگرمارودي، نعمت ميرزاده، علي شريعتي، پرويز خرسند و محمدرضا حكيمي بود.كتاب «ياد و يادآوران» مجموعه سخنرانيهاي شريعتي را كاملا بازنويسي كرد. همكارياش را با حسينيه ارشاد حدود يكسال طول كشيد. هر ماه دو سخنراني شريعتي را بازنويسي و گاه مطالب او را اضافه يا جابهجا ميكرد. شريعتي از اين كار بسيار خوشش ميآمد. بيشتر آثار منتشر شده حسينيه ارشاد در سال 1350 را او ويرايش و بازنويسي كرده است. متن سخنرانيها را پدر محبوبه متحدين تندنويسي ميكرد.برخلاف ميلش حسينيه ارشاد را ترك كرد و محقق بنياد شاهنامه به مديريت استاد جلالالدين همايي شد و تا پيروزي انقلاب اسلامي آنجا ماند. او اولين سردبیر هفتهنامه «سروش» بعد از پيروزي انقلاب اسلامي بود (1360- 1358) و ويژهنامههاي مفصل و ارزشمندي از شخصيتهاي سياسي و فرهنگي از جمله در رابطه با «شريعتي، طالقاني، نهضت آزادي، رجايي - باهنر و آيتالله بهشتي» منتشر كرد كه در دوره خود بسيار حرفهاي بود. صادق قطبزاده چند پست به او واگذار كرد. تا پايان سال 1359 همچنان در نشريه سروش بود و با تغيير مديريت آن را ترك كرد. در سال 1360 مجاهدين تلاش كردند تا خرسند ايران را ترك كند، اما موفق نشدند. پس از ترك نشريه هفتگي سروش، به كار ويرايش مشغول بود و از جمله كتاب «فرهنگ آفتاب» عبدالمجيد معاديخواه كه فرهنگ تفصيلي مفاهيم نهجالبلاغه بود و در سال 1372 منتشر شد را ويراستاري كرد. در سال 1372 كتاب «پيغام زخم» (نشر نقطه) را منتشر كرد. از او به عنوان نويسندهاي ياد ميشود كه به تعبير دكتر علي شريعتي «نثر امروز را در خدمت ايمان ديروز ما قرار داد.» شريعتي در بخشي از نامه خود به خرسند نوشته بود: «خرسند عزيزم دلم در اين سالهاي بدي كه براي ما غريبان زمانه پيش آمده است بر تو ميلرزد، چنانچه بارها بر رشحه زيبايي قلم تو ميلرزد.» از آثار خرسند ميتوان به «اسطوره هابيل و قابيل» كه نوار كاست آن در دهه 1350 با تيراژ ميليوني توسط حسينيه ارشاد به فروش رسيد، نام برد. اين نوار پس از انقلاب با صداي او از راديو پخش شد و آنقدر متن و لحن شبيه دكتر علي شريعتي بود كه بسياري ميپنداشتند متن و صداي شخص شريعتي است. اين نوار يك متن احساسي بود كه خرسند صبح عاشوراي 1350 آن را نوشته بود و ظهر همان روز توسط خودش در حسينيه خوانده شد. بسياري از بزرگان اين اثر شورانگيز را مورد تحسين قرار دادند. «برزيگران دشت خون» (نشر پوپك)، «آنجا كه حق پيروز است» (بنگاه كتاب مشهد)، «مرثيهاي كه ناسروده ماند»، (كانون شهر) «شهيد همه اعصار»، «من و يگانه و ديوار»، (نشر شهر) «پيغام زخم» (نشر نقطه) و «شرح ادبي نهجالبلاغه» از ديگر آثار پرويز خرسند است. كتاب خاطرات زندان او از سوي سازمان فرهنگي و هنري شهرداري منتشر شد.