• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6331 -
  • 1405 دوشنبه 4 خرداد

نقدي بر يك‌سويگي پيام‌رسان‌هاxي ايراني

علي ميرزامحمدي

ايرانيان تاكنون چندين تجربه بزرگ قطعي اينترنت را تجربه كرده‌اند كه مهم‌ترين آنها به جنگ 12 روزه و جنگ تحميلي سوم مربوط مي‌شود. در تجربه اول، برخي كاربران به اين اميد كه دوباره اينترنت وصل خواهد شد از ورود به پيام‌رسان‌هاي داخلي خودداري كردند؛ اما اين اميد در تجربه جنگ اخير به درازا كشيد و در نتيجه بسياري از كاربران مجبور به ورود به اين فضا شدند.  اين حضور پرسش‌هاي مهمي را درباره ماهيت و كارآمدي اين پلتفرم‌ها ايجاد كرده است. اما ارزيابي كارآمدي اين پيام‌رسان‌ها تنها در گروی شاخص‌هاي فني نظير پهناي باند يا سهولت دسترسي نيست. از منظر جامعه‌شناسي رسانه، هويت يك پلتفرم در «معماري ارتباطي» آن نهفته است. پرسش كليدي اين است: آيا اين رسانه بستري براي ارتباط «دوسويه و افقي» فراهم مي‌كند يا ابزاري براي بازتوليد ارتباطات «تك‌سويه و عمودي» است؟ در پيام‌رسان‌هاي ايراني، حذف يا محدوديت شديد امكان نظردهي (كامنت)، فراتر از يك نقص فني، يك «انتخاب ساختاري» است كه پيامدهاي عميق اجتماعي دارد. مهم‌ترين آثار اين انسداد ارتباطي عبارتند از: 
۱. بازتوليد اقتدارگرايي در بستر ديجيتال: بسياري از پلتفرم‌هاي داخلي به جاي «شبكه اجتماعي» به نسخه‌هاي ديجيتالي «تريبون‌هاي خطابي» تبديل شده‌اند. در اين ساختار، مدير كانال در مقام «گوينده مقتدر» و مخاطب در مقام «توده تماشاگر» است. اين معماري، فضاي مجازي   كه ذاتا بايد «مركززدا» باشد، به ابزاري براي تمركزگرايي و تقويت سلسله‌مراتب قدرت تبديل كرده است. اين معماري، مانع شكل‌گيري فضاي ريزومي و ارتباط‌هاي افقي است.
۲. تقليل كنشگر به مصرف‌كننده محض: برخلاف رسانه‌هاي تعاملي كه كاربر در آنها يك «توليدكننده-مصرف‌كننده» است، در اينجا كاربر به يك مصرف‌كننده منفعل تقليل مي‌يابد. اين «انفعال ساختاري»  سوژه فعال را به سوژه‌اي بي‌تفاوت تبديل كرده و مانع از تمرين پرسشگري و نقد مي‌شود. 

۳- انسداد حوزه عمومي و زوال گفت‌وگو: رسانه بايد تسهيلگر «حوزه عمومي» و تضارب آرا باشد. حذف بخش نظرات «گفت‌وگوي اجتماعي» را به «تك‌گويي» بدل مي‌كند. نتيجه اين فرآيند، جامعه‌اي است كه در آن افراد شنيدن نظر مخالف را تمرين نمي‌كنند و مداراي اجتماعي  و تفكر انتقادي تضعيف  مي‌شود.
۴- اقتصاد سياسي بي‌نيازي از رضايت كاربر: يكي از دلايل اصلي تداوم اين معماري بسته، ماهيت «اقتصاد سياسي» اين پلتفرم‌هاست. برخلاف رسانه‌هاي جهاني كه بقاي آنها در گرو جذب و حفظ مخاطب از طريق «رضايت كاربر» و «نرخ تعامل» است، پيام‌رسان‌هاي بومي عمدتا با بودجه‌هاي دولتي يا شبه‌دولتي تامين مي‌شوند. اين «دولت‌محوري» باعث شده است كه سازندگان پلتفرم نيازي به رقابت در بازار «لذت كاربري» و «تعامل آزاد» نبينند. وقتي پلتفرم از نظر مالي به بودجه‌هاي عمومي وابسته است تا به تبليغات رقابتي«مخاطب» نه يك مشتري داراي حق انتخاب، بلكه يك «موضوع مديريتي» تلقي مي‌شود. به همين دليل، حضور اجباري سازمان‌ها و نهادها در اين پيام‌رسان‌ها، نه برآمده از يك انتخاب آزاد يا كيفيت فني، بلكه نتيجه‌ نوعي «تحميل ساختاري» است.
۵. تناقض با ايده «توسعه ديجيتال»: اين معماري با ادعاي «دولت الكترونيك» و «تحول ديجيتال» در تضاد است. ديجيتالي شدن واقعي بدون «بازخورد آزاد»صرفا يك جابه‌جايي ابزاري است و نه توسعه. پلتفرمي كه پنجره‌هاي تعامل را مي‌بندد، نه تنها به توسعه ديجيتال منجر نمي‌شود، بلكه با ايجاد «اتم‌هاي جدا از هم»سرمايه اجتماعي را زايل مي‌كند. حتي تلاش‌هايي نظير بخش «روبينو» در پيام‌رسان روبيكا، به دليل سرعت پايين و تجربه كاربري دشوار، نتوانسته است اين شكاف عميق را پر كند.
۶. بحران حقيقت و راديكاليسم پنهان: فقدان مكانيسم خود-اصلاحگر (كامنت‌گذاري)، راه را براي اشاعه شايعات هموار مي‌كند. جامعه‌شناسي رسانه هشدار مي‌دهد كه انسداد بيان به معناي حذف عقيده نيست، بلكه نظرات را به لايه‌هاي غيررسمي مي‌راند. اين انسداد، نقدهاي سازنده را به كينه‌هاي فروخورده و واكنش‌هاي تخريبي تبديل مي‌كند كه براي ثبات اجتماعي به مراتب خطرناك‌تر است. در نهايت، كاربران ايراني نه در تقابل با پلتفرم‌هاي بومي كه در جست‌وجوي «كيفيت و تعامل» هستند. اگر پيام‌رسان‌هاي داخلي با اصلاح معماري ارتباطي، بستري رقابت‌پذير و دوسويه فراهم كنند، بسياري از كاربران در شرايط برابر، آنها را به نمونه‌هاي خارجي ترجيح خواهند داد. معماري رسانه، بازتابي از انديشه يك جامعه است. پلتفرم‌هاي ايراني براي گذار از «ابزار اطلاع‌رساني سازماني» به «رسانه اجتماعي ملي» نيازمند بازنگري در فلسفه وجودي خود هستند. تا زماني كه معماري اين رسانه‌ها بر پايه «هراس از گفت‌وگو» و «كنترل يك‌سويه» بنا شده باشد، پيوندي ارگانيك با مخاطب شكل نخواهد گرفت، چراكه رسانه‌اي كه از گفت‌وگو مي‌ترسد، تنها به بيگانگي عمومي و راديكاليسم پنهان دامن مي‌زند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون