• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6331 -
  • 1405 دوشنبه 4 خرداد

تحلیلی از نگاه نسل Z

بايد جريان‌سازي كرد

حسين صومعه

امروز بيش از هر زمان ديگري، سخن از پوست‌اندازي به ميان مي‌آيد. نه پوست‌اندازي از روي مد يا تقليد، بلكه از سر ناچاري تاريخي. نسلي كه با شعارهايي از قبيل آزادي نفس گرفت، حالا به مرحله‌اي رسيده كه مي‌داند حتي خودِ آن شعارها هم نياز به بازتعريف دارند. نسل زد ايران، نسلي است كه ميانِ فروپاشي تدريجي نهادهاي سنتي و زايشِ ناگهاني اشكال گوناگون، حرف‌هاي تازه‌اي دارد، بلد شده است روي موج‌هاي بلند اقيانوسِ بحران، چشم به عمق بدوزد، نه به افقِ سراب‌آلود. ما به خوبي فهميده‌ايم كه چگونه در دل سياه شب در اقيانوس بي‌سروصدا نقشه‌خواني كنيم تا راه را بيابيم. با اين مقدمه مي‌خواهم بيشتر برايتان از اين اقيانوس تعريف كنم كه ما در آن شناور هستيم . اگر ايران امروز را اقيانوسي بي‌كرانه در نظر بگيريم كه نه كرانه‌اي در پيش چشم ماست و نه فريادرسي در اين اقيانوس وجود دارد، فقط و فقط آب وجود دارد. حالا بايد ديد نحوه مواجهه ما با اين اقيانوس چگونه است. شايد بتوان نسل جوان ما را به چهار دسته ذيل تقسيم كرد:  
دسته اول؛ مردان و زناني محتاط و بي‌خطر كه تمام استعدادشان را صرف روي آب ماندن كرده‌اند. آنها حتي زجرِ نجات ‌يافتن را هم به فردا و به نيروهاي نجات‌دهنده بيروني واگذار كرده‌اند. غافل از اينكه آن ناجيان، اگر هم باشند، اصلا حواسشان به اين اقيانوس نيست و آنهارا نمي‌بينند.  
دسته دوم؛ خودمحوراني زرنگ، اما عجول هستند كه تصور مي‌كنند ماهيچه و اراده براي رسيدن به خشكي كافي است. آنها بي‌آنكه توفان‌شناسي بدانند، بي‌آنكه عمق آب را سنجيده باشند، بي‌آنكه از خطرات راه و مسير دريا چيزي بدانند فقط شنا مي‌كنند تا فرسوده شوند و بميرند. اين گروه، امروز در ميان برخي چهره‌هاي شبه‌روشنفكر و كنشگراني كه سريعا و شتاب‌زده شروع به بازنشر بعضي اتفاقات مي‌كنند بسيار ديده مي‌شود.  دسته سوم و چهارم؛ جايي كه داستان اصلي اينجاست. دو دوست، دو همراه كه اغلب هم‌راي‌اند در بحراني‌ترين لحظه تصميم مي‌گيرند برخلاف جريان سطحي، به عمق بروند. به درون كشتي در حال غرق. همان ساختارها، همان نهادهاي فرسوده، همان شهري كه در حال فروپاشي است، جايي كه بايد خلاف جريان حركت كرد، اما هميشه اين كار راحتي نيست. 
دسته سوم مي‌گويد: احتمال زنده ماندن ما از آن دو دسته كمتر است. ما ريسك كرده‌ايم مبادا بي‌حاصل باشد، نكند راهمان اصلا اشتباه بوده است. اما دسته چهارم حرف ديگري دارد، نياز دارم براي توضيح گروه چهارم مثالي برايتان بياورم.  
دسته چهارم در جواب گروه و دوست مرددش مي‌گويد: بايد از مسير لذت ببريم غير اين است؟ وگرنه به ناچار محكوم به مرگ مي‌شويم. گروه چهارم مي‌داند بدون گروه سوم نمي‌تواند به موفقيت برسد و اينجاست كه بايد بتواند شنونده خوبي براي حرف‌هاي گروه سوم باشد و امكان همدلي را براي او فراهم كند و براي اين كار بايد دنبال چيزي ملموس بگردد چيزي كه فراموش شده است...  حالا در اين فضايي كه يكسري واژگان براي ما ايجاد چنين محيطي كه بشود اين تعامل را فراهم‌ كنند دنبالشان بيشتر مي‌گرديم، اين كلمات يكسري ويژگي خاص دارند.
اولا، كمترين وابستگي‌اي به سياست دارند، ثانيا، بايد در متن زندگي مردم حس بشود و مردم بفهمند داريم از چه چيزي صحبت مي‌كنيم و ثالثا، جمعي بودن را بدون خشونتِ جمعي امكان‌پذير كند. محبت قطعا يكي از آن واژگان بي‌نظري است كه هر سه ويژگي را دارد و به همين دليل، گروه چهارم، بيش از هر سياستمدار و نظريه‌پردازي، واقعيتِ هستي‌شناختي امكان مكالمه با گروه سوم را فهميده است. حال پرسشي براي گروه سوم ايجاد مي‌شود، پرسشي هميشگي مطرح مي‌شود: آيا محبت، نانِ گرسنگان مي‌شود؟ آيا ما را از اين اقيانوس سياه و ترسناك آزاد مي‌كند؟ آيا دارو و درمان افراد مصدوم مي‌شود؟ و در‌نهايت باعث تغييري در شرايط فعلي ما مي‌شود؟ پاسخ گروه چهارم شايد اين باشد كه: نه، هيچ كدام از اين كارها را نمي‌كند. اما يك كارِ ديگر مي‌كند: از فروپاشي نهايي «امكانِ همدلي» جلوگيري مي‌كند و اگر همدلي نباشد، همه‌ چيز غيرممكن است. 
ما اگر دست هم را نگيريم و با هم تعامل نكنيم و نتوانيم با هم حرف بزنيم، نتوانيم حرف همديگر را بشنويم و نتوانيم بدون قضاوت همديگر با هم تعامل كنيم و با طعنه و مقصر جلوه دادن همديگر با هم بحث كنيم هيچ‌ وقت از اينجا رهايي نمي‌يابيم و احتمالا هم نمي‌توانيم راهي براي گريز از اقيانوس پيدا كنيم و ناگزير و از روي اجبار به گروه اول و دوم بپيونديم. بايد بپذيريم آخرين سنگر ما براي رهايي از مشكلات وجود امكان همدلي افراد جامعه است. اين را محكم مي‌گوييم، چون راهي جز اين نداريم.  اين همان لذتي است كه نيچه از آن حرف مي‌زد: كسي كه چرايي زيستن را دارد، تقريبا با هر چگونگي‌اي كنار مي‌آيد.
گروه چهارم، چرايي‌اش را پيدا كرده: حتي اگر خودش غرق شود، شايد همان يك كلمه محبت روي ديوار بماند و به ديگري بگويد: تو تنها نيستي. اين داستان و اين ارزش‌ها را بايد بيشتر در محيط‌هايمان و شهرمان ببينيم تا بشود همان چيزي كه مي‌خواهيم، يعني مردماني كه با هم تعامل دارند و خود هر يك جريان‌سازند نه جريان‌پذير. ارزش‌هايي كه من برايش حاضرم بميرم يادت بياور‌ شهر را و آن حال و هوا را مثالي را از شهر ‌مي‌گويم: روزهايي كه روي ديوارهاي ساختمان‌هاي مجاور اتوبان صدر تهران تا كوچه پس‌كوچه‌هايي حوالي ميدان شهرداري رشت كه طرحي مي‌بينم با يك كلمه ثابت: محبت. طراح اين نقش‌هاي گرافيكي ساكن همه جاي ايران است و كم شدن محبت را از خيابان، از مغازه‌دار، از راننده، از همكلاسي، بهتر از هر كسي حس مي‌كند. رسانه او ديوار ساختمان‌هاست همان چيزي كه تنها در دستش دارد. 
حالا ما بالغ شده‌ايم، خسته، اما وفق‌پذير با شرايط‌هاي گوناگون، عصباني اما خلاق، متاثر و ترسان از آينده و شجاع در قدم‌هايي كه برمي‌داريم. ما بايد از اين داستان اقيانوسي چيزي ساده به انگار ولي فراموش شده را ياد بگيريم.  ما در حال ساختن جرياني هستيم كه نامش را نمي‌توان در هيچ يك از تقسيم‌بندي‌هاي سياسي پيشين يافت. ما نه در انتظارِ غريق‌نجاتاني هستيم كه ما را نجات بدهند و نه طعمه كوسه‌هاي اقيانوس مي‌شويم. 
ما به عمق مي‌رويم، خلاف جريان حركت مي‌كنيم يا بهتر بگويم جريان خودمان را مي‌سازيم. ما از نسلي كه در آن اولين تمدن بشري شكل گرفت تا اولين مدرسه و اولين رصدخانه و چه چيزهاي ديگر ثابت مي‌كند ما اين توانايي را داريم، خودمان براي خودمان تصميم‌ساز و جريان‌ساز شويم و از هر وسيله‌اي كه داريم، استفاده خواهيم كرد تا اين امر محقق شود. هر قدر هم كه ما را محدود كنند و هر قدر كه به روي ما راه ببندند و سعي كنند تفرقه بين ما ايجاد كنند، ما از دلِ كشتي در حال غرق، ابزارِ نوينِ همبستگي را بيرون مي‌آوريم و روي ديوار آن كشتي مي‌نويسيم: محبت. شايد از همين يك كلمه، يك اقيانوس آرام‌تر شود.
پانويس: اين يادداشت، به قلم كسي نوشته شده كه خودش هنوز نمي‌داند جزو كدام دسته است. شايد دسته سوم، شايد چهارم، شايد هيچ‌كدام. اما يك چيز را خوب مي‌داند، مي‌خواهد خلاف جريان حركت كند.
دانشجوي عمران دانشگاه تهران 

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون