به جيب اندرون مار پروردن
نيوشا طبيبي
مذاكرات به نتيجه برسد يا نرسد، كار ما با دشمنان ايران پاياني نخواهد داشت. جنگ اگر در ساحت نظامي هم تمام شود، بيترديد در ميدانهاي ديگر ادامه خواهد داشت. اين رويارويي از اين پس با قدرتي بيشتر در عرصه فرهنگي و رسانهاي ادامه دارد.
خبر تبديل بدهي ۶۵۰ ميليون پوندي شبكه اينترنشنال، توسط سهامداران شركت مالك يعني «ولانت مديا (Volant Media)» به سهام، خبر مهمي است كه نبايد ساده از كنار آن گذشت. اين تغييرات مالي كه توسط روزنامه «فايننشال تايمز» مورد بررسي قرار گرفته است، بر مبناي گزارشهاي مالي معمولي است كه در سازمان ثبت شركتهاي بريتانيا - «كمپانيز هاوس» - به ثبت رسيده. منشأ پولهاي اين شبكه البته معلوم نيست ولي واضح است كه جز دولتهايي كه از اين شبكه چون ابزاري استفاده ميكنند، هيچ سرمايهگذاري توان تحمل چنين هزينههايي را ندارد. همزماني اين خبر با اعلام خبر تعطيلي - البته نمايشي - شبكه ضد ايراني «من و تو» درسهايي براي اهل رسانه و فرهنگ در ايران دارد.
اين فعل و انفعالات نشان از آن دارد كه نبرد در عرصه تبليغات و فرهنگ با شدت بيشتري ادامه خواهد داشت. شك نداشته باشيد كه امكانات و توان برنامهسازي «من و تو» يا در قالب جديد يا با همان نام و نشان بازيابي خواهد شد تا در كنار ديگر شبكه ضد ايراني يعني «اينترنشنال» به تكميل ماموريت و پوشش جمعيت مخاطب بپردازد.
اين دو شبكه با برنامهريزي دقيقي پيشزمينههاي فكري و احساسي و توجيهكننده حمله به ايران را مهيا ساختند و در گام بعد، لحظهاي از ايجاد جو نااميدي و دلسردي و دامن زدن به گسلهاي اجتماعي و سياسي داخل ايران دست نخواهند كشيد. آشكار است كه هر دوي اين شبكهها بازوان رسانهاي اسراييل و ديگر دشمنان ايران هستند و در خدمت اين كشورها خواهند بود. هيچكدام از اين شبكهها از مسيرهاي روشن و آشكاري پول دريافت نميكنند. منبع درآمد آنها برخلاف رسانههاي مستقل، از محل آگهي يا فروش حق اشتراك نيست. هر كه بودجه اينها را تامين ميكند، براي آنها خطمشي و شيوه كار و مسير آينده را هم تعريف ميكند. آنها در يك ساختار مرتب و منظم براي پيكار عليه ملت ايران و كيان جمهوري اسلامي، سازماندهي شدهاند. آنها وارث تجربيات بيبيسي، رسانههاي امريكايي و به ويژه اسراييليها در زمينه تبليغات و به راه انداختن جنگهاي رواني هستند و به هيچوجه نبايد حضور و وجود آنها را دستكم گرفت.
دردا و دريغا كه سازمان صدا و سيما كه ميتواند مرجع بزرگي براي خنثيسازي طرحهاي تبليغي ضد ايراني و ستاد جنگ رسانهاي عليه تهديدات ملي باشد، درگیر عقايد و علايق خاص شده است. در اين شرايط ما بيش از هميشه نيازمند اين هستيم كه با هوشياري تمام در اين جنگ رسانهاي حضور داشته باشيم.
كار روزنامهنگاران و مستندسازان، در نشان دادن چهره واقعي ميهن و آشنا كردن ايرانيان با داراييهاي ملي، ارزشهاي فرهنگي و تاريخي و پيشرفتهاي كشور ميتواند تا حدود زيادي عمليات رواني دشمن را خنثي كند. ما در امر رسانه با بيميلي، بياعتنايي به امور ملي، گاه سياهنمايي و بيانصافي و جانبداريهاي جناحي، زمينههاي لازم براي نفوذ و كارآمدي عمليات شبكههاي معاند را مهيا ساختهايم. ما بدون تعارف بايد به نقد و بازنگري عملكرد خود بنشينيم و به حضور منفعلانه در عرصه خبر و توليد محتوا پايان دهيم.
تكرار اخبار بيگانگان و گاه به ريش گرفتن تعريف و تمجيدها از ما و جدي گرفتن انتقادات آنها از دولتهاي خود، بازي كردن در سناريوي رسانهاي دشمن است. تعاريفي كه بسياري از دولتمردان غربي از قدرت نظامي ايران به زبان ميآورند، در تحسين ما نيست، بلكه در توجيه «خطر ايران» است! آنها با اين تعاريف ميخواهند حملات غير موجه امريكا و اسراييل را رنگ و لعابي بزنند و به مردم و رايدهندهها بفروشند. رسانه ايراني اين اظهارات را به منزله اقرار ميگيرد و آن را عينا و با افزودن «فلاني اعتراف كرد» به اول خبر، بازنشر ميدهد!
همين يكي- دو روز، انتقادات «زروان ممداني» شهردار نيويورك، پوششي وسيع در رسانههاي ما گرفته، ممداني در پستي در شبكه ايكس، حمله به ايران را از منظر ارجحيت مشكلات داخلي بر حمله به ايران، مورد انتقاد قرار داده و نه در حمايت از ايران و جبهه مقاومت و حقطلبي! ممداني ناراحت است كه چرا بودجه جنگ به حل مشكلات مردم نيويورك اختصاص پيدا نكرده، چرا چند سرباز امريكايي در مقابل هزاران ايراني و لبناني كشته شدهاند. فراموش نكنيم، كسي كه در ساختار سياسي امريكا بالا ميآيد، قبلا از دهها فيلتر گروهها و احزاب و لابيهاي پنهان عبور كرده است.
ممكن است بر حسب شرايط افرادي با ويژگيهاي متفاوت بر مسندها تكيه بزنند اما آنها در وفاداري به امريكا و ديوانسالاري متكي بر سرمايهداري آن و ارزشهاي غربي ترديدي ندارند و ايمان آنها به اين اصول قبلا ثابت شده است. بنابراين «اميد بهي داشتن» از آنها، «سر رشته خويش گم كردن است و به جيب اندرون مار پروردن».
صدا و سيما به عنوان بزرگترين سازمان رسانهاي كشور و صاحب بيشترين امكانات و تواناييها، بايد عرصه را براي مستندسازان و اهل رسانه و فرهنگ بازگشايي كند و از حمايتهاي جناحي و سليقهاي دست بردارد. ما ميتوانيم با توليد موجي از مستندهاي خوشساخت و روشنكننده، جهاد تبيين را با قدرت و با نگاهي تازه و برآمده از شرايط امروز تعريفي دوباره كنيم.
اگر نگاه ما به «امر ملي و ميهني» تغيير كند، ميتوانيم پويش جهاني رسانهاي ضد ايراني در جهان را با كار جهادي و فكر شده، خرد و بياثر كنيم، چنانكه در عرصه نظامي با ابتكار و مديريت صحيح و كار جهادي توانستيم مدرنترين ارتشهاي جهان را به شكست بكشانيم.