• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6334 -
  • 1405 يکشنبه 10 خرداد

من و بالزاك و عشق

مرجان يشايايي

 «درباره تاريخ جنبش چپ، از مشروطه تا امروز و احزاب و گروه‌هاي مختلف اجتماعيون، سوسياليست، ماركسيست، كمونيست و سوسيال‌دموكرات در اين پنجاه سال اخير كتاب، مقاله و جزوه‌هاي بسياري چاپ و منتشر شده است...اما در مورد انتشاراتي كه چنين آثاري را پيش و بعد از انقلاب در داخل و خارج از ايران چاپ و منتشر مي‌كردند، هنوز حتي يك تحقيق و پژوهش ابتدايي نيز منتشر نشده است.»
اينها جملاتي است در مقدمه «من و بالزاك و عشق، خاطرات بهروز مرباغي» به پژوهش و نگارش سيدقاسم ياحسيني كه سرنخي را درباره آنچه قرار است بخوانيد، به شما عرضه مي‌كند.
كتاب در واقع تاريخ شفاهي فعاليت‌هاي انتشاراتي يكي از ناشران سال‌هاي قبل و بعد از انقلاب به نام بهروز مرباغي است، در فاصله سال‌هاي 1351 و1352 كه او «انتشارات پويا» و در فاصله سال‌هاي 1357 تا 1360 كه «انتشارات علم» را مديريت مي‌كرده.  «من و بالزاك و عشق» از آنجايي اهميت دارد كه از جمله تحقيقات نادر درباره ناشران روشنفكر چپ در نيمه پاياني دهه 1350 و آغازين 1360 است، يعني زماني كه انبوه كتاب‌خوان‌هاي جوان آثار كلاسيك چپ را به هر دردسري مي‌جستند و با اشتياق مي‌خواندند. اما در تحقيقات مربوط به آنچه در سال‌هاي توفاني پيش و پس از انقلاب چاپ و منتشر و خوانده مي‌شد، تنها آمار و ارقام چاپ و نشر نمي‌توانند حق مطلب را ادا كنند. روايت اين حدود ده سال را بايد از درون زندگي آنهايي پيدا كرد كه با وجود تمام موانع دل و جان به كار انتشارات سپردند و گاه از جواني و عمر و حتي زندگي خود براي نشر آگاهي مايه گذاشتند. زماني كه حيات انتشاراتي‌هايي كه كتاب‌هاي روشنفكرانه را منتشر مي‌كردند، هر لحظه زير تيغ سانسور و تهديدهاي مداوم به مويي بند بود. مرباغي امروز در اوايل دهه هفتاد عمر، در مقدمه كوتاهي درباره آن دوره زندگي خود مي‌گويد: «در ثلث سوم سال 1350 كه هجده ساله بودم، انتشارات پويا را در تهران راه انداختم ... بعد روزهاي زندان مي‌آيد و بعد از آزادي در آستانه انقلاب انتشارات علم. امروز خاطرات آن روزها كه در كل حدود 10 سال مي‌شود را براي مخاطبان نازنين تعريف مي‌كنم.»  و ادامه مي‌دهد: «چه دوره‌اي بود و چه چيزها كه آموختم و چه لذت‌هايي كه نصيبم شد.»
در فصل‌هاي بعدي قدم به قدم با جوان دانشجويي همگام مي‌شويد كه در هجده سالگي به جرگه ناشران زمان خود مي‌پيوندد. پيش از انقلاب به همين دليل دستگير و تا زمان پيروزي انقلاب يعني حدود چهار سال در زندان مي‌ماند، اما كار به همين جا تمام نمي‌شود. بعد از انقلاب دوباره به كار انتشارات روي مي‌آورد و به تعبير خودش باز به «مهماني»! مي‌رود: «روز دوم ماه شهريور 1362 از اين مهماني هجده ماهه بازگشتم. بايد دوباره زندگي را از سر مي‌گرفتم و همه‌چيز را از نو آغاز مي‌كردم.»
كتاب اما تنها روايت خاطرات يك ناشر و انتشار عناوين گوناگون كتاب‌ها نيست، هر چند در صفحات پاياني، مي‌توان روي جلد اغلب كتاب‌هاي منتشرشده توسط انتشارات پويا و علم را مشاهده كرد، كتاب‌هايي كه بي‌‌ترديد در كتابخانه‌‌هاي نسل كتابخوان و عاشق آن سال‌ها مي‌شود پيدايشان كرد. در جريان مطالعه به اسامي نام‌آشناي بسياري برخورد مي‌كنيد كه گاه با نام مستعار دستي از دور يا نزديك در امر انتشار يا نويسندگي يا ترجمه داشته‌اند و خواندن روابط دوستانه و شخصي آنها با راوي خالي از لطف نيست و در لابه‌لاي سطرهاي خاطرات اين تلاش دشوار اما شيرين، داستان پدر و مادر و زندگي در تبريز و دانشجويي در تهران و دلدادگي و ازدواج چاشني جذاب مطالعه شما هستند. «من و بالزاك و عشق، خاطرات بهروز مرباغي» را انتشارات گهگاه در 303 صفحه در زمستان 1404 منتشر كرده است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون