«اعتماد» در گفتوگو با اميرعلي ابوالفتح بررسي میکند
بازي ترامپ با ديپلماسی
خواستههاي حداكثري و جاهطلبانه ايالاتمتحده موجب شده تا چشمانداز نيل به توافق در بازه زماني كوتاهمدت مبهم جلوه كند
حديث روشني
در شرايطي كه روند تبادل پيام ميان ايران و ايالاتمتحده وارد مرحلهاي پيچيده و چندلايه شده، خبرگزاري صداوسيما جزييات غيررسمي تازهاي از يك «يادداشت تفاهم» منتشر كرده كه در صورت تاييد، ميتواند يكي از مهمترين چارچوبهاي پيشنهادي در سالهاي اخير باشد. اين گزارش همزمان با موجي از تحولات ديپلماتيك و رسانهاي منتشر شده كه از يكسو از نزديكي نسبي دوطرف به توافق سخن ميگويد و ازسوي ديگر بر اختلافات جدي در جزييات تاكيد دارد. براساس اين متن غيررسمي منتشر شده، يكي از محورهاي اصلي تفاهم، بازتعريف قواعد عبور و مرور در تنگه هرمز است؛ به گونهاي كه ايران به عنوان مرجع تشخيص ماهيت شناورهاي عبوري تعريف شده و اختيار بررسي، توقف يا منع عبور كشتيهاي داراي محموله تهديدآميز يا مرتبط با طرفهاي خصمانه را دراختيار خواهد داشت. همچنين تعيين مسيرهاي ناوبري، دريافت هزينه خدمات دريايي و الزام شناورها به ارايه اطلاعات دقيق محموله، مالكيت و مقصد از ديگر بندهاي مطرحشده در اين چارچوب عنوان شده است. در كنار اين موضوع، گزارشها از توافق اوليه براي آزادسازي حدود ۱۲ ميليارد دلار از داراييهاي بلوكه شده ايران در بازه ۶۰ روزه حكايت دارد؛ اقدامي كه به باور تحليلگران در صورت اجرا ميتواند يكي از مهمترين گشايشهاي اقتصادي در روابط دوطرف طي سالهاي اخير باشد. در همين راستا و در سطح سياسي، دونالد ترامپ، رييسجمهور امريكا با وجود ادعاي نزديك بودن توافق، همچنان بر خطوط قرمز هستهاي پافشاري كرده و از اصلاح برخي بندهاي پيشنويس خبر داده است. همزمان گزارشهاي رسانهاي ازجمله نيويوركتايمز و اكسيوس نشان ميدهد اختلافات بر سر جزييات توافق، به ويژه در حوزه برنامه هستهاي و نحوه آزادسازي منابع مالي، همچنان پابرجاست و مذاكرات را درگير چالشهاي جديد كرده است. در همين رابطه و به ادعاي برخي ناظران در مجموع، آنچه اكنون در جريان است نه يك توافق نهايي، بلكه چارچوبي غيررسمي و در حال بازنويسي است كه از يكسو ميتواند مسير تنشزدايي را هموار كند و ازسوي ديگر، در صورت عدم جمعبندي در حوزه ساز و كار رفع اختلافات، احتمال بازگشت به چرخه تشديد تنشها را به همراه خواهد داشت؛ وضعيتي كه نشان ميدهد سرنوشت پرونده همچنان در نقطهاي ميان توافق و ابهام قرار دارد. بر اين اساس روزنامه اعتماد با هدف ارزيابي متغيرهاي مهم و تاثيرگذار بر آينده تنشها ميان تهران و واشنگتن و سناريوهاي احتمالي حاصل از اين تحولات با اميرعلي ابوالفتح، كارشناس مسائل امريكا گفتوگو كرده است. مشروح اين گفتوگو را در ادامه ميخوانيد:
اميرعلي ابوالفتح، كارشناس مسائل امريكا در پاسخ به پرسش «اعتماد» پيرامون آخرين نتايج حاصل از مذاكرات ايران و امريكا و امضاي احتمالي يادداشت تفاهم ميان طرفين گفت: واقعيت اين است كه من به اطلاعات طبقهبندي شده يا جزييات مذاكرات دسترسي ندارم و طبيعتا از محتواي گفتوگوهاي درون اتاق مذاكره يا پيامهايي كه ميان طرفين رد و بدل ميشود بياطلاع هستم. اطلاعاتي كه دراختيار دارم همان دادههايي است كه از طريق رسانهها منتشر ميشود؛ رسانههايي كه اغلب روايتهاي متفاوت، گاه متناقض و در بسياري نيز موارد ناقصي از روند مذاكرات ارايه ميكنند، چراكه به نظر ميرسد هر رسانه نيز براساس تحليل يا برداشت خود بخشي از موضوع را برجسته ميكند و فهرستي از موارد اختلاف را مطرح ميسازد. به باور ابوالفتح با اين همه آنچه در مجموع به نظر ميرسد اين است كه اختلافات ميان تهران و واشنگتن بر سر تمامي مفاد اين طرحي كه ادعا شده به عنوان مبناي مذاكراتي تدوين شده همچنان گسترده است. به واقع، حتي بر سر اصول و چارچوبهاي اوليه نيز اختلافنظر وجود دارد و هنوز مشخص نيست كه آيا طرفين خواهند توانست بر سر مبناي لازم براي رسيدن به توافق به جمعبندي برسند يا خير. فراتر از اين مساله، مجموعهاي از اختلافات قديمي و جديد نيز همچنان پابرجاست. اين تحليلگر ارشد مسائل امريكا در ادامه گفتوگوي خود با «اعتماد» خاطرنشان كرد: ازسوي ديگر نكتهاي كه وجود دارد اين است كه با دولتي در امريكا مواجه هستيم كه مواضع آن، دستكم از منظر بيروني، در بسياري موارد متغير و گاه متناقض به نظر ميرسد. اظهارات و خواستههايي كه از سوي رييسجمهور امريكا مطرح ميشود، در مقاطع مختلف تفاوتهايي داشته و همين موضوع ارزيابي دقيق اهداف و مطالبات واشنگتن را دشوار كرده است. البته بخشي از اين رفتار ميتواند در چارچوب تاكتيكهاي مذاكره و تلاش براي افزايش اهرم فشار قابل تفسير باشد، اما به هر حال اين نوسان در مواضع تنها به موضوع ايران محدود نيست و در قبال برخي ديگر از كشورها نيز مشاهده شده است. ابوالفتح در ادامه اشاره كرد كه به عنوان مثال، در مقاطع مختلف اظهارات متفاوتي درباره روند مذاكرات و موضوعات مرتبط با برنامه هستهاي ايران مطرح شده كه تصوير روشني از وضعيت موجود ارايه نميدهد. به همين دليل، تنها نكتهاي كه در حال حاضر ميتوان با اطمينان درباره آن سخن گفت اين است كه هنوز توافقي حاصل نشده است. بر همين اساس، شخصا نسبت به دستيابي به توافق خوشبيني زيادي ندارم. حتي رسيدن به يك تفاهم اوليه نيز با چالشهاي جدي روبهرو است و دستيابي به يك توافق جامع و نهايي مستلزم تحولات و گشايشهاي مهمي در روند مذاكرات خواهد بود. ابوالفتح در ادامه و با اشاره به مساله آزادسازي اموال بلوكه شده ايران توسط امريكا به عنوان يكي از نقاط مورد اختلاف ميان طرفين به «اعتماد» گفت: درباره اين موضوع روايتها و گمانهزنيهاي متفاوتي وجود دارد. برخي اين مساله را نشانهاي از احتمال انعطافپذيري بيشتر در روند مذاكرات ميدانند و برخي ديگر معتقدند كه هنوز نميتوان آن را نشانهاي از تغيير رويكرد طرف امريكايي تلقي كرد. در عين حال، مقامهاي امريكايي اعلام كردهاند كه در شرايط فعلي بحثي درباره انتقال يا آزادسازي منابع مالي ايران مطرح نيست. به باور من همچنان بايد با احتياط به اين موضوع نگاه كرد. حتي اگر در برخي حوزهها نشانههايي از انعطاف ديده شود، اين مساله لزوما به معناي فراهم شدن زمينه براي توافق در ساير موضوعات نيست.
به گفته اين كارشناس مسائل سياست خارجي اگر به تجربه برجام رجوع كنيم، اساس توافق بر مجموعهاي از تعهدات متقابل استوار بود؛ ايران اقداماتي را انجام ميداد و در مقابل، امريكا و ساير طرفها نيز تعهداتي را برعهده ميگرفتند. اما آنچه از مواضع دولت ترامپ برداشت ميشود، اين است كه نگاه متفاوتي نسبت به اين الگو دارد. به نظر ميرسد واشنگتن انتظار دارد ايران امتيازهاي قابلتوجهي ارايه كند، درحالي كه درباره نوع و ميزان امتيازهاي متقابل، هنوز تصوير روشني ارايه نشده است. ابوالفتح در ادامه تصريح كرد: بنابراين در موضوع آزادسازي داراييهاي ايران نيز ابهامهاي فراواني وجود دارد. حتي اگر فرض شود دولت امريكا با برخي اشكال محدود از دسترسي ايران به منابع مالي خود موافقت كند، همچنان پرسشهاي مهمي درباره نحوه اجرا، دامنه اين دسترسي و چارچوب حقوقي آن باقي خواهد ماند. براي مثال، ممكن است اين دسترسي صرفا در قالب خريد كالاهاي مشخص يا مصارف محدود تعريف شود كه در عمل تفاوت چنداني با برخي سازوكارهاي پيشين نداشته باشد. نكته مهمتر اما موانع حقوقي و سياسي در داخل امريكا است. براساس قوانين و سازوكارهاي موجود، بسياري از تصميمهاي مرتبط با تحريمها و معافيتهاي تحريمي صرفا به اراده رييسجمهور وابسته نيست و نقش كنگره در اين زمينه بسيار تعيينكننده است. به همين دليل، حتي اگر دولت امريكا با برخي امتيازها يا تسهيلات براي ايران موافقت كند، تضميني وجود ندارد كه اين تصميمها در مراحل بعدي با مانع سياسي يا قانوني مواجه نشوند. اين كارشناس مسائل امريكا در ادامه خاطرنشان كرد: از اين منظر، اتكاي صرف به اختيارات رييسجمهور امريكا براي حل مسائل پيچيدهاي مانند رفع تحريمها يا آزادسازي گسترده داراييهاي ايران چندان واقعبينانه به نظر نميرسد. فضاي سياسي حاكم بر كنگره امريكا، چه در ميان جمهوريخواهان و چه در ميان بخشي از دموكراتها، همچنان نسبت به هرگونه توافق گسترده با ايران حساسيتهاي قابلتوجهي دارد و همين مساله، دستيابي به يك توافق پايدار و قابل اتكا را با دشواريهاي جدي روبهرو ميكند. ابوالفتح در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با ديگر موارد اختلافي ازجمله ساز و كار جديد اعمال قدرت در تنگه هرمز و مبحث انتقال مواد غني شده 60درصدي گفت: موضوعاتي مانند تنگه هرمز يا ذخاير اورانيوم غنيشده ايران، ازجمله پروندههايي هستند كه در فضاي رسانهاي و تحليلي درباره آنها بحثهاي فراواني مطرح ميشود. برخي تحليلگران معتقدند ذخاير اورانيوم با غناي بالا يكي از مهمترين اهرمهاي چانهزني ايران در مذاكرات است و به همين دليل نيز به يكي از اصليترين نقاط اختلاف ميان تهران و واشنگتن تبديل شده است. در مقابل، گروهي ديگر بر اين باورند كه مولفههاي ژئوپليتيكي و امنيتي، ازجمله موقعيت راهبردي ايران در منطقه و نقش كشورمان در مديريت تنگه هرمز در امنيت انرژي جهان نيز در محاسبات طرفهاي مقابل تاثيرگذار است. با اين حال، به اعتقاد من، مساله اصلي فراتر از اين ابزارها و اهرمهاست. به بياني ديگر اختلافات موجود ميان تهران و واشنگتن صرفا به يك يا دو موضوع محدود نميشود، بلكه به سطحي عميقتر از اختلافات راهبردي ميان دوطرف بازميگردد. از نگاه امريكا و برخي متحدانش، موضوع برنامه موشكي، توانمنديهاي دفاعي و نقش منطقهاي ايران همچنان از مسائل مورد توجه بعد از عبور از مساله هستهاي به شمار ميرود و به همين دليل دامنه اختلافات بسيار گستردهتر از پرونده هستهاي است. اين كارشناس مسائل سياست خارجي در ادامه به «اعتماد» گفت: واقعيت اين است كه در طول سالهاي گذشته، ايران نشان داده كه از ظرفيتهاي دفاعي و بازدارندگي قابلتوجهي برخوردار است و همين مساله در محاسبات امنيتي طرفهاي مختلف جايگاه مهمي دارد، به همين دليل نيز بخشي از فشارها و مطالبات مطرح شده ازسوي امريكا، صرفا به موضوع هستهاي محدود نميشود. ازسوي ديگر، آنچه از مواضع دولت ترامپ برداشت ميشود اين است كه واشنگتن تلاش دارد در مذاكرات، مطالبات حداكثري خود را دنبال كند، به همين دليل برخي ناظران معتقدند حتي در صورت ارايه امتياز يا انعطاف ازسوي ايران، تضميني وجود ندارد كه همه اختلافات حلوفصل شود يا مطالبات جديدي مطرح نشود. اين برداشت موجب شده است كه چشمانداز دستيابي به توافقي پايدار همچنان با ابهامهاي جدي همراه باشد. به باور ابوالفتح بر همين اساس، من تصور نميكنم كه صرفا با اتكا به يك يا دو اهرم مذاكره بتوان به نقطه عطف تعيينكنندهاي رسيد. مساله اصلي به نحوه نگاه طرفين به چارچوب توافق و سطح انتظارات آنها بازميگردد. تا زماني كه درباره اين موضوعات بنيادي تفاهمي شكل نگيرد، احتمال تداوم اختلافات و دشوار شدن مسير دستيابي به توافق همچنان وجود خواهد داشت. اين كارشناس مسائل امريكا در ادامه و در رابطه با ادعاها درخصوص انتقال مواد غني شده به كشوري ثالث ازجمله چين به «اعتماد» گفت: اين قبيل ادعاها در حد گمانهزني است اما واقعيتي كه وجود دارد اين است كه ترامپ تمايلي ندارد براي كشور ثالثي مانند چين در اين رابطه نقشي قائل شود، چراكه به نظر ميرسد طرف امريكايي در روند مذاكرات شروطي را مطرح ميكند كه عملا رسيدن به توافق را دشوار ميسازد. به بيان ديگر، اين ديدگاه وجود دارد كه برخي از اين شروط بهگونهاي طراحي شدهاند كه امكان توافق را محدود يا پيچيده كنند، درحالي كه در ظاهر، مذاكرات همچنان در جريان است. در همين چارچوب، اشاره ميشود كه بخشي از خواستههاي مطرح شده ازسوي دونالد ترامپ و تيم همراه او صرفا به موضوع ايران محدود نيست و ابعاد منطقهاي گستردهتري دارد. به گفته ابوالفتح براي نمونه، در برخي اظهارات به اين موضوع اشاره شده كه عاديسازي روابط برخي كشورهاي عربي و منطقهاي با اسراييل ميتواند بخشي از يك بسته بزرگتر منطقهاي باشد؛ موضوعي كه به واقع ارتباط مستقيمي با ماهيت مذاكرات هستهاي ايران ندارد. از اين منظر پيوند دادن اين موضوعات به يكديگر ميتواند روند مذاكرات را پيچيدهتر كند، زيرا هر يك از كشورهاي منطقه شرايط و ملاحظات خاص خود را دارند و الزام آنها به ورود به چنين چارچوبهايي، عملا امكان رسيدن به توافق جامع را دشوارتر ميكند، بنابراين تركيب موضوعات منطقهاي و فرامنطقهاي باعث شده روند مذاكرات با پيچيدگيهاي بيشتري همراه شود و چشمانداز توافق همچنان مبهم باقي بماند. ابوالفتح در ادامه و در رابطه با سناريوهاي احتمالي پيرامون آينده تنشها ميان ايران و ايالاتمتحده طي روزها و هفتههاي آينده به «اعتماد» گفت: در ارزيابي چشمانداز كوتاهمدت تحولات، به ويژه در هفتهها و ماههاي پيشرو، برخي تحليلها بر اين نكته تاكيد دارند كه شرايط منطقهاي و بينالمللي ميتواند وارد مرحلهاي حساستر شود. در اين چارچوب، مجموعهاي از رويدادهاي سياسي و تقويمي در سطح جهاني و امريكا ازجمله برگزاري رويداد جام جهاني، برگزاري دويستوپنجاهمين جشن تاسيس امريكا و همچنين انتخابات مياندورهاي كنگره وجود دارد كه از نگاه برخي ناظران ممكن است بر محاسبات طرفهاي درگير تاثير بگذارد. با اين حال، درباره احتمال وقوع درگيري يا تشديد تنشها، ديدگاههاي متفاوتي وجود دارد و نميتوان با قطعيت از سناريوي مشخصي سخن گفت. در فضاي تحليلي، برخي معتقدند كه در صورت عدم دستيابي به توافق يا تفاهم، احتمال افزايش تنشها در بازههاي زماني آينده دور از ذهن نيست، اما اين موضوع همچنان در سطح گمانهزني باقي ميماند و وابسته به متغيرهاي متعدد سياسي و ميداني است. به گفته ابوالفتح در كنار اين موضوع، بايد توجه داشت كه همواره نوع مواجهه ميان ايران و ايالاتمتحده صرفا محدود به حوزه نظامي نبوده و نيست و طي سالهاي گذشته، ابعاد اقتصادي و تحريمي نيز بخش مهمي از اين تقابل را تشكيل داده است. از اين منظر، فشارهاي اقتصادي و محدوديتهاي مالي نيز به عنوان بخشي از ابزارهاي اعمال فشار در تحليلها مورد اشاره قرار ميگيرد. بر همين اساس، برخي تحليلگران نسبت به چشمانداز توافق خوشبيني محدودي دارند و معتقدند فاصله ديدگاهها همچنان قابل توجه است، بنابراين از نگاه اين گروه، حتي دستيابي به يك تفاهم اوليه نيز نيازمند كاهش جدي اختلافات و شكلگيري اراده سياسي روشن در هر دو طرف است. در مقابل، برخي ديگر بر اين باورند كه در صورت عدم شكلگيري توافق، روند فعلي ميتواند به نوعي تداوم وضعيت «نه جنگ و نه صلح» منجر شود؛ وضعيتي كه در آن تنشها كنترل شده باقي ميماند اما به سمت حلوفصل نهايي نيز حركت نميكند. در چنين چارچوبي، آينده روابط همچنان به شدت وابسته به تحولات سياسي و تصميمگيريهاي مقطعي خواهد بود.