• 1405 پنج‌شنبه 26 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6335 -
  • 1405 دوشنبه 11 خرداد

چرا تمام رسانه‌ها تلاش مي‌كنند ويديوهاي لِگو را ابزار جنگي معرفي كنند

خالقان ويديوهاي لِگو: ما ترسناك نيستيم

فاطمه كريم‌خان

ويديوهاي لِگو به همان اندازه كه در بين كاربران عادي در شبكه‌هاي اجتماعي محبوبيت پيدا كرده‌، در بين مفسران سياسي ترس و وحشت ايجاد كرده است. حساب‌هاي منتشر كننده ويديوهاي لِگو به صورت سيستماتيك در شبكه‌هاي اجتماعي از قبيل تيك‌تاك، اينستاگرام و يوتيوب حذف مي‌شوند. هم در رسانه‌ها و هم در شبكه‌هاي اجتماعي، رهبران افكار اين ويديوها را اسلپوگاندا، جنگ ايران در جبهه آنلاين و حتي متجاوز تعريف  مي‌كنند.

ويديوهاي لِگو با هوش مصنوعي ساخته مي‌شوند، محتواي سياسي دارند، از مواضع ايران در جنگ طرفداري مي‌كنند و به صورت ويروسي در شبكه‌هاي اجتماعي منتشر مي‌شوند. تهديد تلقي كردن آنها آنقدرها هم كار سختي نيست، هر چند دقيقا مشخص نباشد كه توليدكنندگان همان كساني نباشند كه رسانه‌ها تلاش مي‌كنند جا بيندازند. 
ويديوهاي لِگو را بايد به دو قسمت تقسيم كرد؛ بخشي از آنها ويديوهايي هستند كه توسط يك گروه 20 تا 25 نفري در ايران توليد مي‌شوند و بخشي ديگر ويديوهايي هستند كه با داغ شدن قابل ‌ملاحظه ويديوهاي اولي و با تقليد از سبك آنها توليد و به شبكه‌هاي اجتماعي سرازير شدند.  ويديوهاي  دسته اول را جايي به نام «رسانه انفجاري»  منتشر مي‌كند.
رسانه انفجاري، هويت خود را از رسم ايراني «توپ در كردن» گرفته است. قبل از دوران رسانه‌هاي اجتماعي و قبل از دوران رسانه، در شهرهاي ايران براي اطلاع دادن اخبار مهم «توپ» در مي‌كردند تا مردم را جمع كنند و تحويل سال نو، مرگ حاكم يا چيزهاي ديگري از اين قبيل را به اطلاع همه برسانند. اصطلاح «مثل توپ تركيدن خبر» از همين جا آمده و كنايه‌اي به پخش شدن سريع خبري در بين مردمي است كه دسترسي به رسانه‌هاي ديگر ندارند.
متخصصان هوش مصنوعي مي‌گويند «رسانه انفجاري» براي توليد انيميشن‌ها از ابزار RunwayML و براي موسيقي از Suno استفاده مي‌كند. هر دوي اينها اشتراكي بين ماهانه چند ده دلار تا نزديك به صد دلار دارند. در حالي كه حداقل حقوق در ايران به سختي به حدود ماهانه ۱۰۰ دلار مي‌رسد. توليدكنندگان اين ويديوها امكان پرداخت هزينه اشتراك برنامه‌هاي هوش مصنوعي كه براي توليد ويديوهايي به اين كيفيت لازم است را دارند و در حالي كه ايران هفته‌هاست در يك خاموشي سراسري اينترنت به سر مي‌برد، روشن است كه توليدكنندگان ويديوهاي لِگو به اينترنت پايدار و با كيفيتي دسترسي دارند‌. با چنين وضعيتي چندان بعيد نيست كه بسياري از كساني كه به اين ويديوها پرداختند به شكل وسواس‌گونه‌اي تلاش مي‌كنند در مورد اينكه چه گروه يا نهادي در داخل ايران از ساخت اين ويديوها حمايت مي‌كند، حدس‌هايي را عرضه كنند.
گروه توليد‌كنندگان ويديوهاي لِگو در مصاحبه‌هاي متعدد از جمله گفت‌وگو با نويسنده اين مطلب‌، خودشان را گروهي گرس روت، «جهادي» و بدون وابستگي‌هاي دولتي معرفي مي‌كنند كه از منظري درست و از منظري ديگر نادقيق است. بعد از شكست پروژه ساخت سازمان‌هاي مدني در ايران از طريق پرداخت پول خارجي به اكتيويست‌هاي جوان و جوياي نام، كل پروژه افزايش مشاركت مدني از طريق جذب همكاري جوانان و فرهنگ ساخت سمن‌ها تعطيل نشد. جريان قدرت حاكم در ايران اين ظرفيت را داشت كه ايده عموما امريكايي به كارگيري ان‌جي‌اوها براي افزايش مشاركت مدني را با تجربه‌هاي تاريخي پيش و پس از انقلاب هماهنگ كند و به كار بگيرد. «گروه‌هاي جهادي» كه  طي دو دهه گذشته بخشي از زندگي و آيين‌هاي ورود به بزرگسالي براي بسياري از جوانان ايراني بودند، با پشتوانه تجربيات به‌كارگيري جوانان در طول جنگ 8ساله ايران و عراق و با تكيه بر تئوري‌پردازي‌هاي منطق ايجاد و حمايت  از ngo‌ها  شكل گرفتند.
هسته‌هاي اين گروه‌ها در دانشگاه‌ها و دبيرستان‌ها، به‌خصوص مردان جوان را جذب و براي انجام كار ارزان‌قيمت در مناطق روستايي دورافتاده بسيج مي‌كردند. هسته‌هاي زنان اين گروه‌ها بيشتر در حوزه‌هاي خدمات اجتماعي و آموزش كار مي‌كنند، اما بروز آنها به وضوح از بروز هسته‌هاي مردان جوان كمتر  است.
اين هسته‌ها به مرور نوعي ساختار نيمه ‌مستقل پيدا كردند. بسياري از آنها  الزاما وابستگي مستقيم سازماني به سپاه نداشتند، اما مي‌توانستند با معرفي خود به عنوان «گروه جهادي» از امكانات نهادهاي دولتي يا حتي بخش خصوصي استفاده كنند: دفتر كار،  اينترنت، حمل‌ونقل، امكانات لجستيكي يا دسترسي به مناطق مختلف .
به همين دليل، اين گروه‌ها را نمي‌توان كاملا مستقل يا كاملا حكومتي توصيف كرد. آنها روي طيفي از استقلال و وابستگي جابه‌جا مي‌شوند. شبكه‌هايي نيمه‌خودمختار كه درون اكوسيستم قدرت جمهوري اسلامي عمل مي‌كنند، اما در عين حال مي‌توانند تا حدي هويت و سبك خود را  هم حفظ كنند.
اين گروه‌ها به مرور حضور خود را از حوزه‌هاي «سازندگي» به بخش‌هاي فرهنگي‌تر از جمله رسانه گسترش دادند، اما منطق تشكيلاتي آنها همان منطق ان‌جي‌اويي كه گاهي در خدمت اهداف سياسي قرار مي‌گيرد، باقي ماند. به‌رغم اينكه توليدكنندگان ويديوهاي لِگو، خودشان را گرس روت معرفي مي‌كنند، احتمال اينكه دستگاهی آنها را جذب كرده باشد، دور از نظر نيست. وقتي از آنها پرسيدم آيا كسي از نهادي در ايران با آنها تماس گرفته و به آنها پيشنهاد همكاري داده است يا نه، ترجيح دادند در پاسخ به اين سوال سكوت كنند. اخيرا تيم پژوهشگراني كه در موسسه ايران‌شناسي دانشگاه استنفورد كار مي‌كنند هم ادعا كرده‌اند كه به نظر مي‌رسد تيم توليدكنندگان ويديوهاي لِگو توسط قرارگاه قرب بقيه‌الله كه شاخه فرهنگي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران و متاثر از شخصيت فرهنگي «سيدمرتضي آويني» است جذب شده باشد. آويني كه در ايران به «سيد شهداي اهل قلم» مشهور است، فرزند يك خانواده تكنوكرات در ايران پيش از انقلاب بود.‌ پدرش مهندس معدن بود و به آزادي‌هاي جوانانه فرزندش احترام مي‌گذاشت.‌ از ابتداي تولد او را «كامران» صدا مي‌كردند كه در تضاد با اسم مذهبي «مرتضي» ريشه‌اي ايراني دارد و به معني «كامجو و خوشگذران» است. آويني در اوايل دهه ۴۰ پانزده سال قبل از انقلاب اسلامي در تهران دانشجوي دانشگاه هنر بود.‌ سبك زندگي هيپي‌وار،  نقاشي و شاعري و تجربه‌هاي استان‌هاي كه در دهه ۶۰ ميلادي در ميان جوانان عموميت داشت، تجربه زيسته او هم بود. با طنين پيدا كردن جنبش جوانان دهه ۶۰ او هم به رديف انقلابيون پيوست و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران به توليد هنر انقلابي مشغول شد. يك سال بعد با بروز جنگ به جبهه رفت تا آنچه در جبهه‌ها رخ مي‌دهد را ثبت كند و در نهايت پنج سال بعد از پايان جنگ در حالي كه هنوز مشغول فيلمبرداري در مناطق عملياتي جنگ ايران و عراق بود، بر اثر انفجار يك مين عمل نكرده كشته  شد.
موضوع مهم در مورد زندگي و توليدات هنري آويني كه بعدا در «روايت فتح» هم به شكل گل‌درشتي ديده مي‌شود، «رمانتيسم» اين محصولات بود. جنگ در آثار آويني فقط نبرد نظامي نبود؛ تجربه‌اي عرفاني، تراژيك و شاعرانه بود. همين ويژگي باعث شد برخي منتقدان او را متهم كنند كه با زيبايي‌شناختي كردن جنگ، خشونت آن را سفيدشويي مي‌كند. تصادفي نيست كه عنوان اولين ويديوي لِگويي منتشر شده توسط تيم رسانه انفجاري «روايت فتح»  است و يكي از اين تصاوير لِگويي منتشر شده در حساب اين گروه تصويري از «شهيد مرتضي آويني»  است.
رمانتيسم زندگي و جهان‌بيني آويني كه متاثر از جهان‌بيني جنبش‌هاي اعتراضي دهه شصت است هم در سرتاسر ويديوهاي لِگو جاري است. در حالي كه ويديوهاي اوليه رسانه انفجاري كه در هفته‌هاي اول جنگ منتشر شده، پر از المان‌هاي فرهنگ شيعه است كه به صورت محدود در ايران، جنوب عراق، لبنان و گاهي در پاكستان قابل شناسايي است و به «جنگ آخرالزماني شيعيان براي آماده كردن زمينه ظهور امام آخر شیعيان و پر شدن جهان از عدل و داد و انصاف» اشاره دارد.‌ از ويديوي سوم و چهارم به بعد محتواي محصولات عمدتا به جنگ‌هاي متعدد امريكا در منطقه خاورميانه و آسيا، كشتار بوميان، تبعيض نژادي و خشونت پليس و رها كردن جانبازان جنگ‌هاي امريكا بعد از پايان جنگ متمركز بوده است. همان نگراني‌هاي جنبش‌هاي دانشجويي و ضد جنگ دهه شصت ميلادي كه به‌طور قابل ملاحظه‌اي با رمانتيسم انقلابي گره خورده، نه با ايدئولوژي ايران بعد يا قبل از انقلاب. همين رمانتيسم انقلابي به شكل عميق‌تر در ويديوهايي كه بدون مارك رسانه انفجاري منتشر مي‌شود هم ديده مي‌شود. به‌طور خاص يك ويديوي جديد لِگو كه رسانه انفجاري مي‌گويد توليد آنها نيست، مادران عزادار جنگ در ايران و امريكا را دست در دست هم نشان مي‌دهد و با اين اسلوگان كه «عزاداري به پاسپورت شما كاري ندارد» محتواي ضدجنگي را تبليغ مي‌كند كه در يونورساليسم چپ جنگ‌هاي ضدجنگ سراغ داريم.
در جريان گفت‌وگوهايم با گروه توليدكنندگان ويديوهاي لِگو از آنها پرسيدم چرا از ماسك «وندتا» براي پوشاندن صورت خود در مصاحبه‌ها استفاده نمي‌كنند. ماسك وندتا به جنبش آنارشيستي اشاره دارد كه به خصوص بعد از تظاهرات اشغال در سرتاسر دنيا و بعدا در آنچه كه به عنوان بهار عربي شناخته مي‌شود، محبوبيتي پيدا كرد و در اقلا دو دهه اخير به عنوان سمبل اعتراض عليه قدرت شناخته شده است. يكي از اعضاي گروه در پاسخ به اين سوال گفت: «وندتا  ترسناك است، ما  ترسناك نيستيم.»
حتي اگر گروهي تلاش كنند ويديوهاي لِگو را نوعي تجاوز به ذهن يا ارزش‌هاي امريكايي در نظر بگيرند  به نظر مي‌رسد ويديوهاي لِگو چه آنها كه در ايران ساخته مي‌شود، چه آنهايي كه در ساير نقاط جهان و با الهام از اين پيام‌هاي رپ و رنگ‌هاي براق و كنتراست‌هاي شديد ساخته مي‌شود، بيشتر از آنكه ارزش‌هاي يك سازمان نظامي را بازتوليد كند، به ارزش‌هاي گروه‌هاي مذهبي مانند Religious  Society of  Friends مديون است كه اتفاقا در بنيانگذاري ايالات متحده امريكا و شكل‌گيري قانون اساسي و ارزش‌هاي اوليه آن، نقش قابل ملاحظه‌اي داشتند.  اشارات طعنه‌آميز ويديوهاي لِگو به اسلوگان‌هايي مانند «سرزمين مردم آزاد  و شجاع» بيشتر از آنكه پيامي در مورد «نابودي يك تمدن» باشد، پيامي در مورد درخواست بازگشت به ارزش‌هاي اوليه آن تمدن است. از اين نظر ويديوهاي لِگو چه در ارزش‌هايي كه از آنها سرچشمه گرفته است، چه در شيوه توليد، چه در محتوايي كه عرضه مي‌كند و چه حتي در ابزاري كه براي توليد و انتشار استفاده مي‌كند، بسيار امريكايي‌تر از چيزي است كه در نگاه  اول به نظر مي‌رسد!

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون