• 1405 دوشنبه 23 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6336 -
  • 1405 سه‌شنبه 12 خرداد

دستگيري زورگيران در ايست بازرسي

اعضاي يك باند زورگيري كه با حمله به طعمه‌هايشان در پارك اقدام به سرقت مي‌كردند، توسط ماموران ايست و بازرسي دستگير شدند.
از چندي قبل گزارش‌هاي متعددي از وقوع زورگيري‌هاي سريالي در يكي از پارك‌هاي بزرگ واقع در غرب تهران به پليس پايتخت مخابره شد. سارقان با شگردي خاص و در پوشش لباس‌هاي تيره، اقدام به تهديد شهروندان و ورزشكاران كرده و پس از سرقت اموال باارزش آنها متواري مي‌شدند.
شگرد متهمان همواره يكسان بود؛ آنها با فرارسيدن تاريكي هوا و خلوت شدن پارك، با پوشش كاملا مشكي (شامل كلاه، ماسك و لباس‌هاي يكدست تيره) در نقاط كور پارك كمين مي‌كردند. آنها با استفاده از سلاح سرد، شهرونداني را كه براي ورزش يا تفريح به پارك آمده بودند، محاصره كرده و اموالشان را به سرقت مي‌بردند.
يكي از مالباختگان كه از ناحيه دست نيز دچار جراحت سطحي شده بود، در شرح اين حادثه به ماموران گفت: «در حال دويدن در مسير پياده‌روي بودم كه ناگهان سه نفر با لباس‌هاي تمام مشكي و صورتي پوشيده از پشت درخت‌ها بيرون پريدند. ماسك سياه داشتند و به‌خوبي نمي‌توانستم چهره‌شان را تشخيص دهم. بدون هيچ حرفي، با چاقو مرا تهديد كردند و خواستند كه گوشي موبايل، گردنبند طلا، ساعت و هر چه همراه دارم را به آنها بدهم. در عرض چند دقيقه همه‌چيز را گرفتند و در تاريكي پارك ناپديد شدند.»  پس از افزايش شكايت‌ها، تيم‌هاي گشت پليس غرب تهران تحقيقات گسترده‌اي را براي شناسايي عاملان اين سرقت‌ها آغاز كردند تا اينكه چند روز پيش، ماموران يكي از ايست بازرسي‌هاي غرب تهران هنگام كنترل خودروهاي عبوري، به يك دستگاه خودروي پژو كه با سرعت در حال تردد بود، مشكوك شدند.
با توجه به حساسيت‌هاي امنيتي، ماموران احتمال دادند كه سرنشينان مشكوك هستند، بنابراين خودرو را متوقف كردند، اما در جريان بازرسي دقيق از خودرو، كوله‌پشتي‌هايي كشف شد كه مملو از گوشي‌هاي موبايل، طلا، جواهرات و ساعت‌هاي گران‌قيمت بود. چهار سرنشين خودرو كه همگي اتباع خارجي بودند، بازداشت شدند و در بازجويي‌هاي اوليه به سرقت‌هاي سريالي در پارك‌هاي غرب تهران اعتراف كردند. آنها براي انجام تحقيقات بيشتر در اختيار ماموران اداره آگاهي تهران قرار گرفتند.
سركرده باند در اعترافات خود گفت: «من و همدستانم كه با يكديگر فاميل هستيم در دام كلاهبرداري قاچاقچي انسان گرفتار شديم و تصميم گرفتيم براي جبران اين خسارت و پولدار شدن، نقشه زوگيري بكشيم، اما قصد ارتكاب جرم نداشتيم. همگي سال‌ها به سختي كارگري كرديم و تمام سرمايه‌مان را به طلا تبديل كرديم تا بتوانيم از ايران خارج شويم و به آلمان برويم، جايي كه فاميل‌هاي ما آنجا ساكن هستند. ما به نقطه صفر مرزي رفتيم و تمام طلاهايي كه حاصل سال‌ها كارگري بود را به يك قاچاقچي انسان داديم. او به نظر مي‌رسيد دورگه ترك باشد، اما ما را فريب داد. همه طلاها را گرفت و ما را در شرايطي بسيار سخت رها كرد و متواري شد. ما اقامت قانوني نداشتيم. پس از اين اتفاق وضعيت ما بحراني شد. همه جا مي‌ترسيديم كه پليس ما را به عنوان جاسوس يا عوامل بيگانه شناسايي و دستگير كند به خصوص بعد از جنگ كه همه فكر مي‌كردند ما افغان‌ها، جاسوس موساد هستيم. وضعيت خوبي نبود و بايد هرطور شده از ايران مي‌رفتيم. به همين دليل تصميم گرفتيم راهي پيدا كنيم كه در عرض يك‌شب پولدار شويم تا بتوانيم قاچاقي از مسير تركيه به يونان و سپس آلمان برويم. فكر مي‌كرديم با اين پول مي‌توانيم از مرز عبور كنيم. مي‌خواستيم جيبمان را حسابي پر از پول كنيم و برويم. به دنبال يك آشنا مي‌گشتيم كه سرمان را كلاه نگذارد، اما نشد به رويايمان برسيم. راستش را بخواهيد هرگز گمان نمي‌كرديم كه پليس تهران به اين سرعت ما را شناسايي كند. اكنون كه گير افتاديم، متوجه اشتباه خود شده‌ايم. ما فقط مي‌خواستيم به خانواده‌مان در آلمان ملحق شويم، اما اكنون با اتهام زورگيري و سرقت مواجه هستيم.»

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون