شهر براي همه؛ فراتر از رمپ و ويلچر
محمد جودي
مفهوم «دسترسپذيري (Accessibility)» در ادبيات توسعه پايدار، تنها يك پيوست فني براي مناسبسازي معابر يا نصب رمپ براي ويلچر نيست، بلكه شاخصي بنيادين براي سنجش «عدالت اجتماعي» و ميزان دموكراتيك بودن ساختار شهر است. وقتي از دسترسپذيري سخن ميگوييم، در واقع از «حقِ حضور» سخن ميگوييم؛ حقي كه در جامعه ما براي افراد داراي معلوليت، همچنان در گيرودار نگاههاي ترحمآميز و سياستگذاريهاي نمايشي، ناديده گرفته ميشود. معلوليت، در دنياي مدرن، ديگر نه يك نقص بيولوژيك در فرد، بلكه شكافي است كه ميان «توانمنديهاي متنوع انساني» و «محيط ناتوان ساختهشده توسط ما» ايجاد شده است. وقتي فرد نابينا به دليل نبود علائم صوتي در تقاطعها يا فقدان خط بريل در اسناد اداري خانهنشين ميشود، اين معلوليت او نيست كه مانع است، بلكه معلوليت طراحي سيستمهاي آموزشي، حملونقل و ديجيتال ماست. دسترسپذيري، يعني شكستن انحصار شهر از دست «افراد بهاصطلاح استاندارد» و بازپسگيري آن براي تمام تنوع زيستي شهروندان. تا زماني كه دسترسپذيري در اولويت بودجههاي شهرداريها، نظام مهندسي و حتي طراحي اپليكيشنهاي دولتي نباشد، ما همچنان با نوعي «آپارتايد شهري» روبهرو هستيم كه بخشي از جامعه را به حاشيه ميراند. نقد جدي به نهادهاي متولي اين است كه چرا پس از گذشت سالها از تصويب قوانين حمايت از حقوق معلولان، همچنان شاهديم كه پروژههاي عمراني بدون پيوستِ دسترسپذيري افتتاح ميشوند؟ تغيير نگرش از «مدل پزشكي» (كه معلوليت را مشكل فرد ميداند) به «مدل اجتماعي» (كه معلوليت را مانع محيطي ميداند) ضروريترين گام است. دسترسپذيري، يك صدقه نيست؛ يك مطالبه حقوق بشري است. شهري كه براي همه، از سالمندان و كودكان تا افراد داراي معلوليت، قابل زيست نباشد، براي هيچكس شهر نيست؛ تنها يك سكونتگاه بيروح و ناپايدار است. براي تغيير اين وضعيت، بايد از پروژههاي ويتريني فاصله گرفت و به سمت اصلاحات ساختاري رفت كه در آن، طراحي فراگير (Universal Design) نه يك انتخاب، بلكه شرط لازم هرگونه فعاليت اجتماعي باشد.
مدير تشكل حاميان برابري معلولان