• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6338 -
  • 1405 شنبه 16 خرداد

به شوق سالروز تولد روشنفکر اخلاق‌مدار روزگار ما

انسانِ معنوي چگونه انساني است؟

محمد صادقي

مصطفي ملكيان در مقاله‌اي (معنويت و آزادي) كه در كتاب «حديث آرزومندي» آمده، انسانِ معنوي را انساني مي‌شناساند كه دغدغه معنويتِ هم‌نوعانِ خود را دارد و آزادي آنها را تحديد يا تهديد نمي‌كند و به اين موضوع هم نظر دارد كه انسانِ معنوي و آزاده بر اساسِ چه مبنايي آزادي‌هاي اجتماعي را پاس مي‌دارد. به تعبيرِ ملكيان، انسانِ معنوي باورها و آراي خودش را نمي‌پرستد، زيرا عقيده‌پرستي در نظرش با حق‌پرستي ناسازگار است و عقيده‌پرستي را مهم‌ترين نمونه بت‌پرستي مي‌داند. او مي‌نويسد: «انسان معنوي به عقيده‌اي اعتقاد مي‌ورزد، اما نه بدين جهت كه عاشق آن عقيده است، بلكه بدين جهت كه آن عقيده به او در فهم بهتر و عميق‌تر عالم و آدم كمك مي‌كند و از همين رو، وقتي كه فهم بهتر و عميق‌تري حاصل آمد عقيده خود را اصلاح مي‌كند و اين فرآيند را به نحوي مستمر و مدام پي مي‌گيرد.»
به باور او، انسانِ معنوي شيفته باورهاي خود نيست و آنها را در شمارِ اشياي عتيقه و قيمتي نمي‌داند كه بايد در گاوصندوقي نگهداري شوند كه كسي به آنها نزديك نشود و فقط براي فخرفروشي به نمايش درآيند. انسان معنوي، از مواجهه باورها و آراي خودش با باورها و آراي مخالف هراسي ندارد و از اينكه نقاطِ ضعفِ باورهايي كه دارد آشكار شود، باكي ندارد. زيرا باورها و آراي خود را مساوي با حقيقت نمي‌داند. انسانِ معنوي چون حقيقت‌طلب است، از بازنگري و تجديدنظر در باورهاي خود بيمناك نمي‌شود. او مي‌افزايد: «انسان معنوي، نه فقط حاضر، بلكه مشتاقانه منتظر است كه عقايد خود را به مواجهه با هر واقعيتي و هر عقيده‌ ديگري ببرد، هر نقدي را بشنود و مورد مداقه قرار بدهد، به هر مدعا و دليلي گوش فرادارد و اگر دليلي را قوي‌تر از دليل خودش ديد به مدعاي آن دليل، سريعاً و صريحاً، التزام يابد و از التزام به مدعاي خودش دست بشويد.» به نظر او «انسان معنوي پرستشگر احساسات و عواطف و خوشايندها و بدايندهاي خودش نيز نيست» و بر همين اساس، گرفتار آرزوانديشي هم نيست. به اين معنا كه نمي‌گويد «چون خوش دارم كه الف ب باشد پس الف ب است» و به تفسير واقعيت‌ها بر اساس آنچه خوش دارد، نمي‌پردازد. همچنين «انسان معنوي به هيچ چيز دلبستگي ندارد» عشق مي‌ورزد، اما دلبسته چيزي نيست.
به نظرِ ملكيان (و بر اساس آراي اريك فروم) زندگي انسانِ معنوي مبتني بر بودن است، نه مبتني بر داشتن. يعني زندگي انسانِ معنوي «معطوف به عشق، مشاركت، زايايي و سازندگي خلاقانه است، نه معطوف بر مالكيت مادي، قدرت و سلطه.» به تعبيرِ او، «انسان معنوي سخت دلمشغول اصلاح خودش است» و وضعِ خودش را «از لحاظ ذهني، رواني، اخلاقي و معنوي» مدام زيرنظر دارد و ذره‌بينِ خود را مدام بر روي خود نهاده، نه بر ديگران و نسبت به خود بدبين و نسبت به ديگران خوش‌بين است. به نظر او، انسانِ معنوي انساني است كه در كمالِ آزادي و بدونِ كمترين اجبار و اكراه و اضطراري، يك سلسله كارهايي را پذيرفته و فضيلت‌هايي را برگزيده است، نه اينكه از ترسِ مجازات‌هاي حقوقي و قانوني يا همرنگي با جماعت يا زيرِ فشارِ افكارِ عمومي ظاهرِ نيكويي از خودش جلوه بدهد. بنابراين از نظر او اينكه براي رشدِ اخلاقي و معنوي مردم، آزادي‌هاي آنها را محدود كنيم، تناقض‌آميز است، زيرا اعمال فقط در صورتي موجبِ رشد (و يا انحطاط) اخلاقي و معنوي مي‌شوند كه در كمال آزادي شكل بگيرند. 
اما معنويت چه مولفه‌هايي دارد و براي معنوي ‌بودن چه ويژگي‌هايي بايد داشت؟ مصطفي ملكيان در جايي ديگر اشاره دارد كه با وجودِ اختلاف‌نظر ميانِ فيلسوفانِ دين و معنويت، مولفه‌هايي كه بيش از همه مورد تأكيد قرار گرفته‌اند، عبارت هستند از، الف: مولفه‌هاي عقيدتي - معرفتي، يعني انسانِ معنوي، 1- عقيده دارد به اينكه هستي و زندگي محسوس و ملموس جلوه و ظهورِ هستي و زندگي‌اي است نامحسوس و ناملموس كه ذات و باطنِ جلوه‌ها و ظهوراتِ محسوس و ملموس است؛ عقيده به ذات و باطنِ ناديده و ناديدني هستي و زندگي، 2- عقيده دارد به اينكه ارتباطِ درست با ذات و باطنِ هستي و زندگي ارزشمند و مطلوب است، 3- تصديق دارد به اينكه در همه امورِ عادي امرِ مقدس حضور دارد، 4- عقيده اصيل دارد به اينكه زندگي معنايي ژرف دارد، 5- فهمِ واقعي دارد از اينكه وجود و حياتِ خودش هدفي دارد، 6- به رنجِ ذاتي وجود و حياتِ انساني، يعني به امورِ تراژيك، وقوفِ تمام‌عيار دارد، و 7- تصديق دارد به اينكه رضايتِ نهايي نه در امورِ مادي، بلكه در امورِ معنوي حاصل مي‌شود. ب: مولفه‌هاي احساسي- عاطفي - هيجاني، يعني انسانِ معنوي، 8- در همه تجربه‌هاي عادي و هر روزه خود احساسِ قداست مي‌كند و قدرِ اين احساس را مي‌داند، 9- هم در قبالِ زندگي احساسِ جديتِ وجودي دارد و هم نسبت به ارزشِ زندگي و حظّ از زندگي احساسِ حق‌شناسي و قدرداني دارد، 10- احساسِ ارتباطِ مثبت با همه موجودات دارد؛ با امرِ نهايي يا متعالي يا قدسي، با طبيعت، با خود و زندگي خود، و با ديگر انسان‌ها، 11- به فعليت‌ها و بالقوگي‌هاي هر موجود عشق مي‌ورزد، 12- نسبت به نوعِ بشر احساسِ مسووليتِ خاص دارد، 13- نسبت به عدالتِ اجتماعي حساسيتِ شديد دارد. پ: مولّفه‌هاي ارادي، يعني انسانِ معنوي، 14- به آرمان‌هاي والا، مانندِ حقيقت (دانايي)، خير (نيكي)، جمال (زيبايي)، عدالت (دادگري)، آزادي، شفقت (همدلي)، مدارا و صلح التزام دارد، 15- به عشق و عملِ ديگرگزينانه التزام و تعهد دارد، 16- به، به فعليت رساندنِ همه بالقوگي‌هاي مثبت، در همه ساحات و ابعادِ زندگي، متعهد است، و 17- انگيزه‌اي بزرگ دارد براي اينكه در زندگي، يك نوع رسالت و ماموريت را به انجام رساند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون