درست در آستانه اعزام تيم ملي به كمپ مكزيك جهت حضور در جام جهاني يك بحران غيرمنتظره، آرامش اردوهاي آمادهسازي را بر هم زده است. رد شدن درخواست ويزاي ۱۵ نفر از اعضاي تيم ملي، نه تنها يك مانع اداري ساده، بلكه يك زنگ خطر جدي براي سلامت فني و رواني تيم محسوب ميشود. پرسش اصلي اينجاست كه وقتي فدراسيون فوتبال پيش از سفر «تضمين صدور ويزا» را به عنوان يك واقعيت قطعي اعلام كرده بود، اين تضمينها در كجاي اين معادله شكست حضور دارند؟ با توجه به اينكه اكثر بازيكنان و كادر فني موفق به دريافت ويزا شدهاند، اين شكاف در ميان اعضاي تيم ميتواند توازن و انسجام ملي را در حساسترين زمان ممكن بر هم بزند. آيا بهترين تصميم، اعزام با همين تركيب ناقص است يا بايد به دنبال راهكارهاي جايگزين گشت؟ براي واكاوي اين معماي پيچيده و بررسي تبعات اين اتفاق بر آينده تيم ملي با امير عابديني از روساي اسبق فدراسيون فوتبال گفتوگويي اختصاصي داشتهايم كه حاصل آن را در ادامه ميخوانيد.
به نظر شما عدم صدور ويزا براي ۱۵ عضو تيم ملي در فرآيند ثبتنام ايرادات اداري از جانب فدراسيون فوتبال بوده يا يك تصميم سياسي از سوي كشور ميزبان؟
از اول هم گفته بودند كه مشكلاتي را ايجاد ميكنند. به آقاي تاج كه به دليل سابقه سياسياش ويزا ندادند و آقاي نبي هم در فرمي كه پر كرده احتمالا مواردي ديدند كه قبول نكردهاند و بقيه را هم بايد ديد چه پيشينهاي دارند. آنها به هيچ عنوان درباره مسائل سپاه و اطلاعات و حفاظت و حراست و اينها شوخي نميكنند. در شرايط جنگ هستيم و طبيعي هم هست كه سخت ميگيرند. من شنيدم كه با بهترين بازيكنان تيم ملي عراق هم مشكل داشتند و سر مرز زمان زيادي طول كشيد تا ويزاي او را دادند. يعني قبلا به او ويزا دادند، اما باز هم در آنجا گرفتار شده! از امريكا بعيد نيست؛ تمام پروتكلها را زير پايش ميگذارد در صورتي كه در تيمهاي ملي طبيعي است كه منهاي بازيكنان در كادر حداقل ۱۵ تا ۲۰ نفر باشند. آناليزور و كمكمربي و مربي و مربي دروازهبان و ماساژور دارند، اصلا اين تعداد از اعضاي كادر تعريف شده هستند. آقايان بايد ميگفتند به جاي اينها نفرات ديگري بياوريد. سر ويزا ندادن بچههاي تيم ملي ما را اذيت كردند. خب شرايط بحراني داشتيم و بايد آقايان كار ميكردند!
فدراسيون صحبت از گرفتن تضمين لازم جهت دريافت ويزا ميكرد. در چنين فرآيندي صحبت از تضمين گرفتن منطقي بود؟
دوستان ما مثل اينكه اطلاعات خود را درست و بهروز نميكنند! معناي تضمين يعني فيفا گفته ما مساله ويزاي شما را حل ميكنيم، اما بعضي از اعضاي خود فيفا هم الان به سادگي نميتوانند وارد امريكا شوند! يعني گرفتاري براي رفتن به بعضي كشورها، سيستم و روش خودش را دارد كه بايد به روش خودش حل كنند. آقايان به جاي اينكه امروز به فكر انجام اين كارها باشند من حدود يكسال و نيم پيش ستاد جام جهاني را در فدراسيون پيشنهاد دادم و آقاي تاج هم تشكيل داد. آن ستاد بايد اين وظايف را انجام ميداد. خودِ آقاي نبي كه سرپرست تيم و پيگير اين موارد است هم راه ندادند. يك مقداري ما ناشي هستيم و هنوز ياد نگرفتيم و هنوز بلد نيستيم ديپلماسي كار كنيم. يعني گرفتاريهايمان عجيب و غريب است.هنوز مشكل زبان داريم و بايد مترجم حرف بزند. ما فكر ميكرديم شجاع يا طارمي را نميگذارند بروند، چون در سپاه خدمت كردند، اما آنها با بازيكن مشكل ندارند، ميشناسند و ميدانند اما آن فردي را كه نميشناسند و هر چي سرچ ميكنند، نميفهمند كيست، گرفتار ميشوند.
ريسك رد شدن ويزاي بعضيها را نميشد پيشبيني كرد و از افراد ديگري در آن نقشها استفاده كرد و به امريكا برد؟ ديپلماسي ورزشي ما در اين زمينه درست بود؟
ما با دنيا دعوا داريم! مثلا فدراسيون كشتي ما را كسي كاري ندارد، اما ما كري ميخوانيم آن هم در حالي كه هر بار به امريكا ميرويم و ميآييم. شما هر سال يا دو سال يكبار به امريكا ميرويد و مسابقه ميدهيد و به شما نميگفتند بالاي چشمتان ابرو است. آنها هم به ايران آمدند و واليبال بازي كردند يا كشتيگيرشان در ايران كشتي گرفته يعني كسي مانع رفت و آمدهاي ورزشي نبوده؛ نه جمهوري اسلامي مخالف بود و نه آنها ممانعت كردند. اين تكهاي كه شما گفتيد، نكته ظريفي است يعني بايد بدانم در شرايط پرتنش آدمهايي كه كمترين تنش را دارند انتخاب كنند نه اينكه كسي را معرفي كنم كه آنها ميتوانند بگويند كه ايشان در معيارهاي ما گنجانده نميشود يا با پروتكلهاي ما تعريف ندارد. ما دستپاچه و بيسواد عمل ميكنيم اين مشكلات پيش ميآيد ديگر. خب چه كار بايد كنيم؟ هيچ! تا روزي كه ياد بگيريم چطوري عمل كنيم.
با كنار گذاشتن اين ۱۵ فرد بهترين تصميم در لحظه فدراسيون چيست؟
يك تعدادي ميرفتند كه دست بزنند، اما آقاي تاج نيست كه سخنراني كند و عدهاي دست بزنند و آقاي قلعهنويي هم به دست زدن نياز ندارد، چون هوراهاي زيادي براي او كشيدهاند. اما تعداديشان به درد ميخوردند كه ميشود از عناصر شناخته شده خارجي كه با ما مشكلي ندارند و نمايندگان ما هم در امريكا از آنها شناخت دارند به كار گرفته شوند تا مشكلات را حل كنند. آناليزور هم كه ميتوانند آنجا پيدا كنند حالا با كمي هزينه. نبايد فكر كنيم كه ورشكستهايم و كاري نميتوانيم انجام بدهيم. در بحران بايد تصميم بگيريم. اين خرد انشاءالله به وجود بيايد و آنجا بتوانند مشكل تيم را حل كنند. فكر ميكنم بازيكنان الان خوشحالتر هم باشند!
با توجه به اتفاقي كه براي صدور ويزاي ايمن حسين ستاره عراقيها در امريكا پيش آمد، احتمال دارد براي بازيكنان ايران هم مشكل مشابهي رقم بخورد. وظيفه فدراسيون در چنين مواقعي چيست؟
ديگر دست فدراسيون كوتاه است. الان بچههايي كه نمايندگان سياسي ما در آنجا هستند بايد به كمك بچهها بيايند و مسائل را جمع كنند در غير اين صورت بچهها بيپناه هستند و اين درست نيست. ضمن اينكه حالا كه حراست نيست به لحاظ آرامش فقط تحت تاثير مديريت اميرخان هستند و امير هم چون بازيكن بوده، ميتواند درست هدايت كند.
فرصت براي درخواست رسيدگي مجدد است؟
وقت كه داريم و ممكن است چندتايي هم بروند و اميدوارم حل شود و آنهايي كه كليدي هستند، بروند.
رييس فدراسيون گفته در صورت سنگاندازيها ممكن است در اعزام تيم به امريكا تصميم ديگري بگيرد!
مگر آقاي تاج تصميم ميگيرند؟ مگر رفتن به جامجهاني تصميم آقاي تاج است؟ او بلد است كه تصميم ديگران را اجرا كند. هيچ عيبي هم ندارد اين هم سبك مديريت است ديگر!
در شرايط جنگي صلاح است كه تيم ملي را به امريكا بفرستند؟
بله، اتفاقا در اين شرايط ما بايد حضور داشته باشيم. اوكراين چند سال است كه در جنگ است؟ يكي از مسابقات ورزشياش را لغو نكرده است. بايد حضور ورزشي كه نشاندهنده فعاليتهاي ورزشي پويا هستيم را داشته باشيم. منتها بايد درست عمل كنيم و درست مديريت كنيم وگرنه با شاخه و شانه كشيدن كه نميشود. بعضي از دوستان هم ميگويند من مدير فلان باشگاهم، چون مثلا دندانپزشك رييسجمهورم، خب بنده هم كه كت و شلوار رييسجمهور را دوختهام يك پست هم به من دهيد! اينها مردم را عصبي و ناراحت ميكند و دامنهاش به جايي ميرسد كه مردم از نرفتن به جام جهاني خوشحال ميشوند و تيم ملي را تيم خودشان نميدانند و اين خطرناك است.ما از مردم فاصله ميگيريم با حرفهايي كه نبايد ميزنيم، اما ميزنيم. براي همين ميگويند سه هزار ميليارد هزينه شده، الان در پرسپوليس ببينيد چه خبر است، اما مشكل كه يكي، دو تا نيست.
محمد دادكان اخيرا گفته حضور تيم ملي در جام جهاني براي پول درآوردن است. با او موافق هستيد؟
مساله مالي بسيار مهم است. از لحظه ورود تا بازي در هر مرحله پول خوب ميدهند و حق رشد براي بازيكنان هست و درصدي براي باشگاههاست كه معمولا به باشگاهها داده نميشود، چون هزينه فدراسيون زياد است. عيب ندارد، اما براي پول هم ميروند درست بروند!
از دوره مديريت شما در فدراسيون فوتبال روايتي است كه ميگويند يك عكاس را پشت موتور ديديد و با يك شناسنامه فردايش او را به ژاپن برديد. اين موضوع درست است؟
آن زمان زياد خبرنگارها را نميشناختم و دو ماه بود كه به فدراسيون آمده بودم.دوستان ميخواهند بگويند عابديني خوب كار كرده بود، اما چيزي ميگويند كه باعث وحي ميشود. اين موتوري را كجا ديديم؟ خودمان هم پشت موتور بوديم يا پياده؟ آن زمان آقاي راهبر هم آمده بود با بضاعت خودش. اگر براي فدراسيون خبرنگار برده بودم الان با افتخار دفاع ميكردم، اما كلي بگويم من هيچ جا پشت در نماندم. من يك سياسي بودم كه هيچ وقت پشت در نماند.