درام ۷ بر يك آلمان و كوراسائو
نتيجه 48 تيمي شدن جام يا اتفاق برزيلي؟
شكست سنگين ۷ بر يك تيم ملي آلمان مقابل كوراسائو فراتر از يك نتيجه معمولي در فوتبال جرقهاي شد براي يك بحث داغ و چالشبرانگيز در ميان كارشناسان و هواداران كه آيا گسترش جام جهاني به ۴۸ تيم باعث ايجاد شكافهاي عميق و بازيهاي بيكيفيت شده است يا خير؟ بلافاصله پس از پايان اين بازي موجي از انتقادات به سمت ساختار جديد تورنمنت روانه شد. منتقدان معتقدند كه وقتي تعداد تيمها افزايش مييابد لزوما كيفيت كلي رقابتها بالا نميرود بلكه احتمال برخورد دو تيم با تفاوت فاحش در سطح كيفي به شدت افزايش مييابد. از نگاه اين گروه نتيجه ۷ بر يك محصول مستقيم همان ساختاري است كه به دنبال جام جهاني براي همه است اما در واقع به جام جهاني براي نبردهاي نابرابر تبديل شده است. اين گروه معتقدند فيفا با 48 تيمي كردن جام دنبال پيشرفت فوتبال نيست و به فكر درآمدزايي بيشتر است. اما در سوي ديگر سكه، گروهي از تحليلگران با نگاهي به تاريخ فوتبال اين استدلال را رد ميكنند. آنها ميگويند فوتبال هميشه داراي نابرابري بوده است. براي اثبات اين ادعا كافي است و همواره تيمهاي قوي و ضعيف در ادوار مختلف جام جهاني به هم رسيدهاند و نتايج عجيب رقم خورده؛ آنها همچنين ميگويند نتايج عجيب الزاما ربطي به تفاوت سطح فني هم ندارد و در تلاش براي اثبات نظرشان به بازي تاريخي آلمان و برزيل در سال ۲۰۱۴ اشاره ميكنند. جايي كه آلمان ۷ بر يك برزيل ميزبان را در نيمهنهايي شكست داد. بر اين اساس آنها معتقدند اين نتيجه نه محصول تعداد تيمها بلكه نتيجه برخورد يك ماشين جنگي در اوج آمادگي با تيمي است كه در آن روز و ساعت به خصوص از آمادگي برخوردار نيست. دسته اول در پاسخ به اين مساله ميگويند آلمان و برزيل جام جهاني 2014 اتفاق بود و اگر دو تيم صد بار ديگر با هم بازي كنند شايد هرگز چنين نتيجهاي تكرار نشود اما آلمان اگر همين فردا شب يا يك سال بعد با كوراسائو بازي كند دوباره ممكن است شش، هفت گل به رقيب بزند. با اين حال، اگر بخواهيم دقيقتر و با نگاهي جامعتر به نتايج هفتههاي ابتدايي بنگريم متوجه ميشويم كه قضاوت براساس يك بازي و يك دوره برگزاري مسابقات بسيار زودهنگام است. براي مثال تماشاي بازي قطر مقابل سوييس كه با تساوي به پايان رسيد نشان ميدهد كه تيمهاي نيمه سطح هم ميتوانند در برابر قدرتهاي اروپايي كمر راست كنند. يا نگاهي به بازي هاييتي داشته باشيم تيمي كه عليرغم شكست در برابر اسكاتلند تنها با اختلاف يك گل مغلوب شد و نشان داد كه در سايه بزرگان ميتوان با شايستگي ايستادگي كرد. بنابراين، آيا واقعا با يك بحران كيفي روبهرو هستيم يا فقط شاهد چند بازي استثنايي مثل هميشه هستيم؟ پاسخ قطعي در هفتههاي دوم و سوم مشخص خواهد شد. بايد ديد تيمهايي مثل كوراسائو و اردن و ديگر تيمهاي جديد در ادامه مسير چه عملكردي خواهند داشت. آيا كوراسائو در بازيهاي بعدي ميتواند از اين سقوط سنگين برخيزد يا باز هم شاهد تكرار چنين نتايجي خواهيم بود؟ درنهايت بايد تاكيد كرد حقيقت احتمالا در جايي ميان اين دو قرار دارد. ساختار ۴۸ تيمي پتانسيل ايجاد شكاف را افزايش داده است يعني احتمال اينكه يك تيم فوق قوي به يك تيم تازه وارد برخورد كند از قبل بيشتر است. اما وقوع يك نتيجه ۷ بر يك ديگر فراتر از ساختار است و به عملكرد لحظهاي برميگردد. اين نتيجه تركيبي است از قدرت انفجاري آلمان و شكست تاكتيكي و روحي كوراسائو در برابر فشار بازيهاي جهاني پس نبايد جام جهاني را به خاطر يك نتيجه نابرابر قرباني كرد اما نبايد از اين فرصت هم براي بررسي سلامت ساختار جديد رقابتها غافل شد.