ادامه از صفحه اول
فرصت پس از توافق؛ تكرار گذشته يا آغاز رقابت؟
فرصتهاي جديد نيز نميتوانند به رشد پايدار اقتصادي منجر شوند. در مقابل توليدكنندگان، صادركنندگان و فعالان اقتصادي واقعي كه سالها هزينه محدوديتها را پرداخت كردهاند، انتظار دارند با كاهش موانع، فضاي رقابتي عادلانهتري در اختيار آنها قرار بگيرد. پرسش اصلي اين است كه برندگان اقتصاد پساتوافق چه كساني خواهند بود؛ صاحبان امتيازات خاص يا بنگاههايي كه بر پايه تخصص، سرمايهگذاري، دانش فني و مديريت حرفهاي فعاليت ميكنند؟ پاسخ به اين سوال آينده اقتصاد ايران را مشخص خواهد كرد. اگر كاهش محدوديتهاي خارجي با اصلاحات داخلي، افزايش شفافيت، كاهش انحصارها، بهبود فضاي كسبوكار و تسهيل سرمايهگذاري همراه شود، ميتواند آغاز فصل تازهاي براي اقتصاد كشور باشد. در نهايت، مساله اصلي صرفا وقوع يا عدم وقوع توافق نيست، بلكه ميزان آمادگي ما براي بهرهبرداري از فرصتهاي احتمالي است. توافق ميتواند بخشي از موانع را كاهش دهد، اما توسعه اقتصادي محصول رقابت، بهرهوري، شفافيت و ميدان دادن به فعالان اقتصادي واقعي است. فرصت پس از توافق، بيش از هر چيز يك انتخاب است؛ انتخاب ميان تكرار گذشته يا آغاز رقابت.
فرصت بازسازي
در اين ميان نبايد از يك مساله اساسي غافل شد؛ اعتماد. اقتصاد ايران بيش از هر چيز از كمبود اعتماد رنج ميبرد. اعتماد سرمايهگذار به سياستگذار، اعتماد توليدكننده به مقررات، اعتماد صادركننده به سياستهاي ارزي و اعتماد فعالان اقتصادي به آينده. بدون بازسازي اين سرمايه نامریي، هيچ برنامه توسعهاي به نتيجه مطلوب نخواهد رسيد. سرمايه به جايي ميرود كه امنيت حقوق مالكيت وجود داشته باشد، قراردادها محترم شمرده شوند و قواعد بازي بهطور ناگهاني تغيير نكند. آتشبس ميتواند فرصتي براي بازسازي اين اعتماد باشد. اما اعتماد با شعار ايجاد نميشود. اعتماد محصول رفتار است. محصول ثبات در تصميمگيري، پايبندي به تعهدات و احترام به بخش خصوصي است. امروز اقتصاد ايران در نقطهاي قرار گرفته كه بيش از هر زمان ديگري به واقعبيني نياز دارد. نه خوشبيني افراطي كمكي ميكند و نه بدبيني مطلق. بايد بپذيريم كه آتشبس پايان مشكلات نيست، بلكه آغاز يك آزمون بزرگ براي نظام حكمراني اقتصادي كشور است. اگر بتوانيم از اين فرصت براي اصلاح محيط كسبوكار، حل بحران انرژي، توسعه تجارت، تامين مالي توليد، جذب سرمايهگذاري و بازسازي اعتماد استفاده كنيم، شايد سالهاي آينده را بتوان نقطه آغاز يك دوره جديد از رشد و توسعه اقتصادي دانست. اما اگر اين فرصت نيز مانند بسياري از فرصتهاي گذشته در ميان اختلافات، تصميمهاي كوتاهمدت، مداخلات غيرضروري و سياستهاي ناپايدار از دست برود، آتشبس صرفا وقفهاي كوتاه ميان دو بحران خواهد بود.
امروز بيش از هر زمان ديگري، اقتصاد ايران به يك انتخاب بزرگ نياز دارد؛ انتخاب ميان بازگشت به مسير توليد، تجارت و سرمايهگذاري يا تداوم چرخهاي كه سالهاست رشد اقتصادي كشور را فرسوده و آينده را پرهزينهتر كرده است.