• 1405 دوشنبه 23 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6348 -
  • 1405 چهارشنبه 27 خرداد

يادداشتي بر «غريبه مرموز» كه پس از مارك تواين منتشر شد

گفت‌وگو با تاريكي

سعيده امين‌زاده

مارك تواين، نامي كه براي اغلب خوانندگان با طنز، شوخ‌طبعي و نگاهي سرزنده به زندگي امريكايي گره خورده، يكي از ستون‌هاي اصلي ادبيات جهان به شمار مي‌رود. نويسنده‌اي كه با آثاري چون «ماجراهاي تام ساير»، «هاكلبري فين»، «شاهزاده و گدا» و سفرنامه‌هاي درخشانش، نه‌تنها ادبيات امريكا بلكه روايت مدرن از كودكي، آزادي و نقد اجتماعي را دگرگون كرد. تواين استاد خنداندن بود، اما خنده‌اي كه هميشه دندان نشان مي‌داد؛ طنزش اغلب پوششي بود براي نقدي عميق از رياكاري، نژادپرستي، قدرت و حماقت انساني. با اين حال، تصوير عمومي از او معمولا تصوير نويسنده‌اي شوخ، خوش‌بيان و اميدوار است. «غريبه مرموز» اين تصوير را به‌كلي به چالش مي‌كشد.
اين رمان كه پس از مرگ مارك تواين و در سال ۱۹۱۶ منتشر شد، حاصل سال‌هاي پاياني زندگي او است؛ سال‌هايي آكنده از فقدان، نااميدي و تأملات تلخ فلسفي. تواين در دهه‌هاي آخر عمرش همسرش، چند فرزندش و بسياري از باورهاي خوش‌بينانه جواني‌اش را از دست داده بود. «غريبه مرموز» نه‌فقط يك داستان، بلكه سندي ادبي از فروپاشي تدريجي خوش‌بيني قرن نوزدهمي و رويارويي يك ذهن بزرگ با پوچي، شر و بي‌معنايي است. اين كتاب با ترجمه سهيل سُمي از سوي نشر ديدآور منتشر شده است. داستان در روستايي كوچك در اتريش قرن شانزدهم مي‌گذرد؛ فضايي ظاهرا آرام و بسته. سه پسر نوجوان با شخصيتي عجيب و مرموز آشنا مي‌شوند كه خود را «شيطان» يا دست‌كم برادرزاده شيطان معرفي مي‌كند. اين غريبه، كه نامش در نسخه‌هاي مختلف متفاوت است (از جمله ساتان) موجودي فراانساني است: قدرت خلق و نابودي دارد، از قوانين اخلاقي بشر آزاد است و با نگاهي سرد و منطقي به رفتار انسان‌ها مي‌نگرد. او نه شرور به معناي متعارف است و نه خيرخواه؛ بلكه آينه‌اي بي‌رحم است كه حقيقت انسان را بازمي‌تاباند. جذابيت ماندگار «غريبه مرموز» دقيقا در همين تقابل نهفته است: تقابل معصوميت كودكان با نگاه بي‌احساس يك موجود فراتر از انسان. تواين از خلال گفت‌وگوهاي ساده اما تكان‌دهنده ميان اين غريبه و كودكان، بنيادي‌ترين پرسش‌هاي فلسفي را مطرح مي‌كند: آيا اخلاق مطلق وجود دارد؟ آيا انسان ذاتا شرور است يا قرباني شرايط؟ آيا خداوند عادل است؟ و مهم‌تر از همه، آيا زندگي معنايي فراتر از توهمات ما دارد؟ يكي از جسورانه‌ترين جنبه‌هاي اين رمان، حمله مستقيم آن به اخلاقيات سنتي است. مارك تواين، كه در آثار پيشينش نيز به نقد مذهب پرداخته بود، در اينجا پرده‌پوشي را كنار مي‌گذارد. «غريبه مرموز» با آرامش توضيح مي‌دهد كه انسان‌ها تنها موجوداتي هستند كه آگاهانه دست به ظلم مي‌زنند، براي آن توجيه اخلاقي مي‌سازند و سپس به آن افتخار مي‌كنند. در نگاه او، شفقت، ايمان و عدالت اغلب ابزارهايي براي حفظ قدرت يا آرام‌كردن وجدانند، نه ارزش‌هايي حقيقي. با وجود اين تلخي عريان، رمان همچنان خواندني است؛ نه به‌رغم بدبيني‌اش، بلكه دقيقا به‌خاطر آن. «غريبه مرموز» اثري است كه به خواننده احترام مي‌گذارد و از او مي‌خواهد فكر كند، نه اينكه تسلي بگيرد. زبان ساده و روايي تواين، كه يادآور قصه‌گويي كلاسيك است، باعث مي‌شود حتي پيچيده‌ترين ايده‌هاي فلسفي نيز قابل‌فهم و اثرگذار باشند. طنز، هرچند سياه و گزنده، هنوز حضور دارد و مانع از آن مي‌شود كه متن به بيانيه‌اي خشك و فلسفي تبديل شود.
نكته مهم ديگر، ساختار خاص انتشار اين اثر است. «غريبه مرموز» در واقع يك متن واحد و نهايي نيست؛ بلكه حاصل كنار هم قرارگرفتن نسخه‌هاي مختلف و ناتمام دست‌نوشته‌هاي تواين است. همين امر به رازآلودگي اثر افزوده و باعث شده خواننده احساس كند با ذهن ناآرام و پرسشگر نويسنده، بي‌واسطه روبه‌رو است. اين ناتمامي، به شكلي پارادوكسيكال، با محتواي رمان هم‌خواني دارد: جهاني كه در آن پاسخ نهايي وجود ندارد: «اي كاش شيطان مي‌آمد! من مدام در اين فكر بودم. او مي‌توانست براي پيروزي در اين پرونده راهي بيابد؛ چون او گفته بود كه اين پرونده با پيروزي به پايان مي‌رسد، پس قطعا مي‌دانست كه چطور مي‌شد آن كار را كرد. اما روزها پي‌همديگر سپري مي‌شدند، و او نمي‌آمد. البته من شك نداشتم كه پرونده با موفقيت به پايان مي‌رسد، و پدر پيتر بقيه عمرش را شاد سپري خواهد كرد، چون شيطان اين‌طور گفته بود. با اين حال، مي‌دانستم كه اگر خود او مي‌آمد و مي‌گفت كه چطور آن كار را انجام بدهيم، خيالم بسيار راحت‌تر مي‌شد. ديگر وقتش رسيده بود كه تغييري رخ دهد، كه مسير پدر پيتر رو به خوشبختي و شادي تغيير كند؛ چون آن‌طور كه شنيده بوديم، جسد و بدنش آنقدر بر شانه‌هاي او افتاده بود و او را واقعا فرسوده كرده بود، و مثل اين بود كه اگر بزودي آزاد نمي‌شد، از آن همه رنج و فلاكت مي‌مرد.»
پس از گذشت بيش از يك قرن، چرا «غريبه مرموز» همچنان جذاب و خواندني است؟ شايد چون پرسش‌هايي كه مطرح مي‌كند، نه‌تنها كهنه نشده‌اند، بلكه امروز بيش از هر زمان ديگري ضروري به نظر مي‌رسند. در جهاني پر از خشونت، رياكاري و بحران معنا، صداي بدبين اما صادق مارك تواين طنين تازه‌اي پيدا مي‌كند. اين رمان به ما يادآوري مي‌كند كه ادبيات بزرگ، قرار نيست هميشه دلگرم‌كننده باشد؛ گاهي وظيفه‌اش اين است كه پرده توهم را  بدرد.
«غريبه مرموز» چهره‌اي متفاوت از مارك تواين نشان مي‌دهد: نه طنزپرداز محبوب، بلكه فيلسوفي تلخ‌نگر كه از درون تاريكي، حقيقت را جست‌وجو مي‌كند. شايد اين اثر براي همه خوانندگان آسان يا خوشايند نباشد، اما بي‌شك يكي از صادقانه‌ترين و جسورانه‌ترين مواجهه‌هاي ادبي با مساله انسان است. شاهكاري كه ثابت مي‌كند حتي خندان‌ترين نويسندگان نيز در عميق‌ترين لايه‌هاي ذهن خود، با تاريكي گفت‌وگو مي‌كنند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون