عاشورا در سيره و سنت بنيانگذار (۲)
احمد مازني
در ادامه يادداشت قبلي كه گفته شد يكي از اهداف كلي قيام عاشورا از ديدگاه امام خميني احياي اسلام است، در اين قسمت چند نمونه ديگر از سخنان امام امت در اين مورد ارايه ميشود: «اگر سيدالشهداء (عليهالسلام) نبود، اين رژيم طاغوتي را اينها تقويت ميكردند و به جاهليت بر ميگرداندند، اگر حالا من و تو هم مسلم بوديم، مسلم طاغوتي بوديم، نه مسلم امامحسيني. امام حسين (عليهالسلام) اسلام را نجات داد » (صحيفه نور، ج۷، ص ۲۳۶) «محرم ماهي است كه به وسيله سيد مجاهدان و مظلومان اسلام، زنده شده و از توطئه عناصر فاسد و رژيم بنياميه كه اسلام را تا لب پرتگاه برده بودند، رهايي بخشيد. اسلام از اول پيدايش، با خون شهيدان و مجاهدان آبياري شد و به ثمر رسيد. » «در صدر اسلام، پس از رحلت پيغمبر ختميمرتبت ـ پايهگذار عدالت و آزادي - ميرفت كه با كجرويهاي بنياميه، اسلام در حلقوم ستمكاران فرو رود و عدالت در زير پاي تبهكاران نابود شود كه سيدالشهداء عليهالسلام نهضت عظيم عاشورا را بر پا كرد. » «خطري كه معاويه و يزيد براي اسلام داشتند اين نبود كه غصب خلافت كردند، اين يك خطر، كمتر از آن بود، خطري كه اينها داشتند اين بود كه اسلام را بهصورتسلطنت در ميخواستند بياورند. ميخواستند معنويت را به صورت طاغوت درآورند، به اسم اينكه «ما خليفه رسولالله هستيم» اسلام را منقلب كنند به يك رژيم طاغوتي. اين مهم بود. آن قدري كه اين دو نفر ضرر به اسلام ميخواستند بزنند يا زدند جلوتريها آن طور نزدند. اينها اصل اسلام را وارونه ميخواستند بكنند. سلطنت بود، شرب خمر بود، قمار بود در مجلسشان. «خليفهي رسولالله» و در مجلسِ شربخمر؟! و در مجلسقمار؟! و باز خليفه رسولالله نماز هم ميرود در جماعت ميخواند! اين خطر براي اسلام خطري بزرگ بود. اين خطر را سيدالشهدا رفع كرد » (صحيفه امام، ج ۸، ۹)
«البته اين نكته را بايد به مردم بفهمانيم كه همهاش قضيه اين نيست كه ما ميخواهيم ثواب ببريم، قضيه اين است كه ما ميخواهيم پيشرفت كنيم، سيدالشهدا هم كشته شد...
نه اينكه رفتند يك ثوابي ببرند، ثواب براي او خيلي مطرح نبود، آنطور رفت كه اين مكتب را نجاتش بدهد، اسلام را پيشرفت بدهد، اسلام را زنده كند». (صحيفه نور، ج ۷، صص ۷۱ ــ ۷۰)
«اگر نبود شهادت ايشان، معاويه و پسرش اسلام را يك جور ديگري در دنيا جلوه داده بودند به اسم خليفه رسولالله، با رفتن در مسجد، اقامه جمعه و امام جمعه بودن، اقامه جماعت و امام جماعت بودن، اسم، اسلام، خلافت رسولالله و حكومت، حكومت اسلام، لكن محتوا برخلاف، نه حكومت حكومت اسلامي بود به حسب محتوا و نه حاكم حاكم اسلامي». (صحيفه نور، ج ۸، ص ۴۴)
۴. اصلاح جامعه
امام حسين (ع) در واپسين سالهاي عمر معاويه، در مكه با ايراد خطبهاي شورانگيز و كوبنده ضمن يادآوري وظيفه سنگين و تكليف خطير عالمان و آگاهان جامعه در خاتمه سخنان خود، هدف از قيام خود را بر ضد نظام ستمگر حاكم چنين اعلام فرمودند: «اللّهُم اِنك تعْلمُ انهُ لمْ يكنْ ما كان مِنا تنافُساً في سُلطان. ولكن لِنُُرِي (لِنرُد) المعالم من دينك، ونُظهِر الاصلاح .... (ابن شعبه حراني، تحف العقول، ص ۱۷۲) كه مفهوم آن بهطور خلاصه عبارت است از الف - اصلاح و بهبودي در وضع شهروندان، ب - احياي مظاهر و نشانههاي اسلام اصيل و ناب محمدي ج- مبارزه با ستمگران اموي براي تأمين امنيت براي مردم ستمديده، د- فراهم ساختن بستري مناسب براي عمل به احكام و واجبات الهي. بر اين اساس يكي ديگر از اهداف كلي قيام عاشورا از ديدگاه امامخميني عبارت است از اصلاح جامعه. البته مفهوم اصلاح به صورت ويژه اصلاح نگرش مردم به دين و در ادامه اصلاح رفتار در جهت مقابله با فساد، ستم، بيعدالتي، جهل و بيخردي است. امامخميني در اين مورد ميفرمايد: «تمام انبياء براي اصلاح جامعه آمدهاند، تمام. و همه آنها اين مساله را داشتند كه فرد بايد فداي جامعه بشود. فرد هر چه بزرگ باشد، بالاترين فرد كه ارزشش بيشتر از هر چيز است در دنيا، وقتي كه با مصالح جامعه، معارضه كرد اين فرد بايد فدا شود. سيدالشهدا روي همين ميزان آمد رفت و خودش و اصحاب و انصار خود را فدا كرد، كه فرد بايد فداي جامعه شود، جامعه بايد اصلاح بشود. ليقومالناس بالقسط. بايد عدالت در بين مردم و در بين جامعه تحقق پيدا بكند.» (پرتال امام خميني)