شرط
بهرهبرداري از پيروزي
علي مجتهدزاده
تحولات اخير در روابط ايران و امريكا و دستيابي به تفاهم ميان دوطرف، در نگاه بسياري از تحليلگران يك نقطه عطف مهم در معادلات منطقهاي و داخلي ايران محسوب ميشود. آنچه تاكنون از مفاد و نتايج آن منتشر شده، نشان ميدهد ايران توانسته است بخش قابلتوجهي از خواستههاي خود را در اين روند محقق كند. اگر اين تفاهم براساس اطلاعاتي كه تاكنون در دسترس قرار گرفته پيش برود، ميتوان آن را يك موفقيت مهم براي ايران دانست. آنچه از جزييات توافق ديده و شنيده شده، نشان ميدهد بسياري از مطالبات اساسي ايران در آن لحاظ شده و به همين دليل اين توافق در مجموع به سود منافع ملي كشور ارزيابي ميشود. با اين حال مرحله عصري تازه آغاز شده است. دستيابي به توافق تنها يك گام از مسير است و آنچه اهميت بيشتري دارد، اجراي دقيق و پايدار آن در ماههاي آينده است، به همين دليل در اين مقطع بايد بيش از هر زمان ديگري بر حفظ وحدت داخلي و حمايت از روندهاي رسمي كشور تمركز كرد. طبيعي است كه در هر توافق مهمي ديدگاههاي مختلفي در جامعه و ميان فعالان سياسي وجود داشته باشد. با اين حال، مخالفتهايي كه با هدف تضعيف اركان تصميمگيري كشور يا ايجاد بيثباتي در فضاي سياسي مطرح شود، ميتواند به منافع ملي آسيب بزند، از اين رو نقد و بررسي توافق بايد در چارچوب منافع ملي و با درنظر گرفتن شرايط حساس كشور انجام شود. بخشي از جريانهاي سياسي ممكن است در فضاي بحران و تنش، امكان بيشتري براي طرح ديدگاههاي خود پيدا كنند و به همين دليل با كاهش تنشها احساس نگراني كنند. در هر جامعهاي گروههايي وجود دارند كه ادامه وضعيت بحران را به نفع خود ميدانند، اما تجربه نشان داده كه اكثريت جامعه از ثبات، آرامش و بهبود شرايط اقتصادي استقبال ميكند. اگر تفاهم اخير بتواند زمينهاي براي كاهش تنشهاي بينالمللي و بهبود وضعيت اقتصادي كشور فراهم كند، طبيعي است كه بخش بزرگي از جامعه از آن حمايت خواهد كرد. در همين چارچوب بايد بر ضرورت بازگشت به معيارهاي شايستهسالاري و توجه بيشتر به راي و نظر مردم تاكيد كرد. معتقدم در فضاي پس از توافق، كشور ميتواند فرصت تازهاي براي اصلاح برخي روندهاي مديريتي پيدا كند.
در سالهاي اخير يكي از مطالبات مهم جامعه، توجه بيشتر به تخصص، كارآمدي و شايستگي در اداره امور بوده است. اميدوارم فضاي جديدي كه ممكن است پس از اجراي توافق شكل بگيرد، زمينهاي براي تقويت اين رويكرد فراهم كند و ساختارهاي مديريتي كشور بيش از گذشته بر پايه شايستگي و پاسخگويي شكل بگيرد. در هفتهها و ماههاي پيش رو احتمال تلاش برخي بازيگران خارجي براي ايجاد مانع در مسير اجراي توافق وجود دارد. برخي دولتها يا جريانهاي سياسي در منطقه و خارج از آن ممكن است از بهبود روابط ايران با غرب يا كاهش تنشها رضايت نداشته باشند و به همين دليل براي ايجاد اختلال در اين روند تلاش كنند. از همين رو، دستگاه ديپلماسي و نهادهاي تصميمگير كشور بايد با دقت و هوشياري روند اجراي توافق را دنبال كنند و اجازه ندهند بهانهاي براي ايجاد تنشهاي تازه فراهم شود. مديريت هوشمندانه اين دوره ميتواند نقش تعيينكنندهاي در تثبيت دستاوردهاي به دست آمده داشته باشد. اين دستاورد حاصل مجموعهاي از تلاشها در عرصههاي مختلف بوده است؛ از مقاومت و ايستادگي نيروهاي مسلح گرفته تا فعاليتهاي ديپلماتيك و سياسي كه درنهايت مسير رسيدن به تفاهم را هموار كردهاند. نيروهاي مسلح كشور در مقاطع مختلف با ايستادگي و مقاومت نقش مهمي در حفظ امنيت و تقويت موقعيت ايران ايفا كردهاند و اين موضوع در شكلگيري شرايط فعلي بيتاثير نبوده است. در كنار آن، ديپلماتها و مسوولاني كه در مسير گفتوگو و مذاكره تلاش كردهاند نيز سهم مهمي در رسيدن به اين نقطه داشتهاند. همچنين بايد از نقش برخي چهرههاي سياسي در مديريت فضاي داخلي ياد كرد. در دورهاي كه بحث توافق با حساسيتهاي زيادي همراه بود، كنترل فضاي سياسي و جلوگيري از تشديد تنشها اهميت زيادي داشت. مديريت چنين فضايي كمك كرد تا مسير تصميمگيري در كشور با ثبات بيشتري ادامه پيدا كند. در مجموع تفاهم اخير ميتواند فرصت تازهاي براي ايران ايجاد كند؛ فرصتي كه اگر با عقلانيت، انسجام داخلي و مديريت دقيق همراه شود، ميتواند به بهبود شرايط اقتصادي و سياسي كشور منجر شود. اما در عين حال اين فرصت به خودي خود تضمينكننده موفقيت نيست و استفاده از آن نيازمند تدبير، همكاري و پرهيز از اختلافات فرسايشي در داخل كشور است. آينده اين توافق بيش از هر چيز به نحوه مديريت آن در داخل كشور و ميزان هوشياري در برابر فشارها و كارشكنيهاي خارجي بستگي دارد. اگر اين دو عامل به درستي مديريت شوند، ميتوان اميدوار بود كه اين تفاهم به نقطه آغازي براي دورهاي تازه در مسير توسعه و ثبات ايران تبديل شود.