• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6352 -
  • 1405 دوشنبه 1 تير

نذرهايي كه خاموش مي‌شوند

مهدي دهقان منشادي

در ذكرِ ذات و ماهيت تورم و گراني، كلمات زيادي به هم پيوسته و مقالات و يادداشت‌ها و كتاب‌هاي فراواني بر عرصه مكتوبات جهان خلق شده است كه به ‌طور كلي و خلاصه مي‌توان گفت تورم زايل‌كننده اخلاق، خراب‌كننده دنيا و سست‌كننده آخرت است. عبارت سست‌كننده آخرت را از آن رو به كار برده‌ام كه تورم و گراني در موارد زيادي مانع از تداوم كارهاي نيك و عملي شدن برخي نذورات مي‌شوند، به ‌طوري كه طي سال‌هاي متمادي همچون باري بر دوش نذركننده آن سنگيني کرده و آن فرد ناتوان در اداي نذر، آخرت خود را متزلزل مي‌بيند.
يزد در طول تاريخ يك شهر مذهبي بوده كه رفتار و عادات مردمانش سبب ملقب شدنش به القاب «دارالعباده» و «حسينيه ايران» شده است و در دل همين رفتار و عادت‌ها معمولا تعهدي شكل مي‌گيرد كه به موجب آن برخي آدم‌ها ملزم به انجام دادن كارهايي در زمان خاصي مي‌شوند. آدمي معمولا در شرايط سختي و استيصال براي حل مشكل و رنج خود و اطرافيانش يا در شرايط خوشي و راحتي براي استمرار آن، عهدي را با خداي خود مي‌بندد تا در ازاي الطاف او كارهاي خوبي انجام بدهد. اين تعهد كه به اصطلاح نذر ناميده مي‌شود شامل انجام كارهاي مستحبي مي‌شود كه بر اثر نذر واجب شمرده خواهد شد. در شهر يزد همانند ديگر شهرها و روستاهاي ايران موعد اداي نذرها معمولا در ماه‌هاي شعبان، رمضان، محرم و صفر است؛ ماه‌هايي كه در دل خود مراسم‌هاي گوناگون مذهبي دارند و نذركنندگان مي‌توانند با انجام كارهايي خوب به تعهد خود عمل کنند. نذر و نذورات هميشه و در همه اديان وجود داشته و آيين زرتشتي داراي سابقه طولاني در اين زمينه است. شواهد تاريخي نشان مي‌دهد از عصر صفوي با رسميت يافتن مذهب شيعه و تداوم شورانگيز مناسك شيعي به‌خصوص مراسم عزاداري امام حسين(ع) در ماه محرم در دوران قاجار و پس از آن، خطه يزد هميشه در دو ماه محرم و صفر به‌ طور خاص در عزا فرو رفته و عزاخانه‌اي مي‌شده كه تداوم و كيفيت مراسم‌هايش وابسته به نذورات مردم بوده است. لازم به ذكر است در فرهنگ سنتي يزد عزاداري يك آيين به شمار مي‌آيد و در طول سال روضه‌خواني وجود دارد اما از اول محرم تا اربعين حسيني (بيستم ماه صفر) عزاداري و روضه‌خواني جنبه‌اي تخصصي به خود مي‌گيرد و نذورات هم گاهي به جاي تعهد در برابر خدا، با واسطه به تعهد در برابر ائمه و معصومين تبديل مي‌شود. در هر صورت ماه محرم و صفر بستر عمده اداي نذورات در يزد به حساب مي‌آيد و در دو بازه زماني دهه اول (10 روز اول محرم) و دهه آخر (10 روز آخر ماه صفر) نذرها عمدتا به صورت برگزاري مراسم عزاداري يا پخت و توزيع غذا ادا مي‌گردند. غذاي نذري در يزد در شكل سنتي خود شامل حلوا يا شُله (زرد و سفيد)، چلو قيمه و ‌آش گندم بوده كه ديو سياه تورم در دو دهه گذشته به‌خصوص از اواخر دهه هشتاد به بعد شعله‌ زير ديگ‌هاي نذري را پايين كشيده و در موارد زيادي به خاموشي منجر شده است. از زمان‌هاي دور و هر سال، در محلات و كوي‌هاي مختلفي از شهر، در فصل عزاداري به‌خصوص شب تاسوعا، عاشورا، سوم محرم و اربعين حسيني، مردان و زنان و پير و جوان در يك اقدامي مشاركتي گرد هم جمع مي‌شوند تا تعدادي (1 تا بيش از 10) ديگ سياه بزرگ را روي هيزم‌هاي شعله‌ور بگذارند و نتيجه جوشش حجم زيادي از آب و گوشت و بلغورِ گندم و حبوبات و ادويه و روغن و پياز و قوام چندين ساعته آن محصولي موسوم به ‌آش گندم بشود. تلاش اين جمع كه با شور و اشتياق از يك غروب آفتاب شروع شده و تا طلوع خورشيد ادامه مي‌يابد با توزيع محصول بين مردم قابلمه به دست ايستاده در صف به پايان مي‌رسد. اين ‌آش گندم توزيع شده معمولا حاصل نذر يك يا چند فرد است و نذرها همه ‌زاده نيازي در زماني بوده‌ و هستند. روزي پدري فرزندش را به زير تيغ جراحي مي‌فرستاد تا سلامت قلبش تامين شود؛ مادري عجولانه خواهان باز شدن بخت دخترانش بوده يا باز شدن گرهي از گيرهاي كاري شوهرش را خواهان بوده است؛ راننده كاميوني از فلان تصادف جان سالم به در برده و آن را معجزه مي‌داند؛ ديدگان پدري چشم انتظار، بر چهره فرزندش روشن مي‌شود؛ فرزندي با موفقيت از سد بلند كنكور عبور مي‌كند و... همه علت عهدي هستند كه افراد به منظور برآورده شدن نياز خود با خدا يا معصومين بسته‌اند و در نتيجه آن بخش كوچك و بزرگي از مواد مورد نياز براي پختن آش نذري تامين مي‌شود. بدين وسيله گوسفند و حبوبات و ديگر اقلام گرد هم جمع مي‌شوند، داخل ديگ‌ها مي‌روند و ديگ‌ها روي آتش قرار مي‌گيرند. شوربختانه چند دهه‌اي است كه ايران در دام تورم دو رقمي قرار گرفته است و از اواخر دهه هشتاد شدت اين تورم افزايش يافته و كمرشكن‌تر و مردافكن‌تر شده است. در اين مدت زماني قيمت مواد غذايي حدود صد برابر شده است.
اگر قيمت تمام شده يك ديگ ‌آش گندم در سال 1389، حدود 700 هزار تومان بود در حال حاضر حدود 70 ميليون تومان هزينه مي‌برد. نتيجه اين تورم‌هاي افسار گسيخته عدم توانايي در اداي نذر توسط كساني مي‌شود كه باني علم كردن بساطش بودند. از پدري شنيدم بعد از بهبود سلامت فرزندش هر سال يك گوسفند را نذر ديگ‌ آش امام حسين (ع) كرده بود و چندين سال اين نذر را ادا مي‌كرد. بعد از رسيدن موج تورمي اوايل دهه نود و ميلیوني شدن قيمت گوسفند، او نذر خود را به تامين نخود مورد نياز آن ‌آش محدود كرده بود و در روند تورم كنوني ديگر بساطي براي پختن آن ‌آش هر ساله برپا نمي‌شود. غول تورم آتش زير ديگ ‌آش نذري را هم خاموش كرده است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون